مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۶۷۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = صحابه | | موضوع مرتبط = صحابه | ||
| عنوان مدخل = زرارة بن | | عنوان مدخل = زرارة بن عمرو نخعى | ||
| مداخل مرتبط = [[زرارة بن | | مداخل مرتبط = [[زرارة بن عمرو نخعى در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
وی به [[قبیله نخع]]، از [[عرب]] جنوبی نسب میبرد که در [[کوفه]] [[سکونت]] گزیدند<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۷۳.</ref>. [[ | وی به [[قبیله نخع]]، از [[عرب]] جنوبی نسب میبرد که در [[کوفه]] [[سکونت]] گزیدند<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۷۳.</ref>. [[زراره]] را پدر «عمرو» دانسته و گفتهاند در نیمه [[ماه رجب]] [[سال نهم هجرت|سال نهم]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴.</ref> یا [[محرم]] [[سال دهم هجرت|سال دهم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.</ref> یا [[سال یازدهم]] از [[یمن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰؛ ابن ابیحاتنم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۶۰۳.</ref> در وفد [[نخع]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۱.</ref>، در نیمه [[ماه محرم]] سال یازدهم وی به همراه دویست تن از [[نخعیان]] در وفد نخع نزد رسول خدا{{صل}} آمد و همه [[اسلام]] آوردند. آنان پیش از این در یمن با [[معاذ بن جبل]] عامل رسول خدا{{صل}}[[ بیعت]] کرده بودند. | ||
به گفته ابن سعد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰.</ref>، [[هشام بن محمد کلبی]]، وی را [[زرارة بن قیس بن حارث بن عداء]] دانسته است که [[نصرانی]] بود. گفتهاند وی در این [[ملاقات]] خوابی را که در راه دیده بود برای رسول خدا{{صل}} تعریف کرد و آن حضرت پس از [[تعبیر خواب]] او به اینکه از کنیزش برای او پسری به [[دنیا]] آمده است از او پرسید: آیا [[بیماری]] برص داری؟ و چون پاسخ آری داد، آن حضرت ادامه [[خواب]] او را چنین تعبیر کرد و فرمود: فتنهای به وجود خواهد آمد که [[مردم]] [[امام]] خود را میکشند و چنان با هم [[مشاجره]] میکنند که [[خون]] [[مؤمن]] نزد مؤمن از [[آب]] خوردن حلالتر میشود و [[گناهکار]]، [[نیکوکار]] شمرده میشود. پس اگر تو درگذری این [[فتنه]] پسرت را خواهد گرفت و اگر تو زنده باشی تو را میگیرد سپس زراره گفت: [[دعا]] کن مرا نگیرد و آن حضرت برای او [[دعا]] کرد و ادامه خواب او را تعبیر فرمود. بعدها [[عمرو بن زراره]] نخستین کسی بود که عثمان را از [[خلافت]] خلع کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۶۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>. به نظر میرسد، با توجه به [[منازعات]] [[سیاسی]] اواخر [[خلافت عثمان]]، این [[روایت]] در [[اثبات]] فضیلتی برای عثمان جعل شده باشد. بنا بر نقلی پسرش، عمرو، در [[کوفه]] عثمان را خلع کرد و با [[امام علی]]{{ع}}[[ بیعت]] کرد<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۲۸۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>. برخی منابع مطالب یادشده را برای [[زرارة بن قیس]] نقل کرده و او را در مدخلی مستقل معرفی کردهاند<ref>ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref> اما به نظر میرسد با توجه به مشترک بودن اطلاعات مربوط به آن دو باید مصداق این دو نام را یکی دانست. چنانکه [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>، نیز شرح حال «زرارة بن قیس» را به «[[زرارة بن عمرو]]» ارجاع داده است. [[ابن حبیب بغدادی]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۰۱.</ref>، نام «زرارة بن قیس» را در شمار بزرگانی که [[بیماری]] برص داشتند آورده است.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «زرارة بن عمرو نخعى»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[نخع]] (قیبله) | * [[نخع]] (قیبله) | ||
* [[ | * [[]] (قیبله) | ||
* [[عمرو بن زراره نخعی]] (فرزند) | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زرارة بن | # [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زرارة بن عمرو نخعى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||