حج در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۶٬۵۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶۰: خط ۶۰:
[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: تمتع [[برترین]] اقسام حج است که [[قرآن]] به آن امر فرموده و [[سنت]] بر آن جاری شده است. در [[روایت]] دیگر است که آن حضرت به [[صفوان جمّال]] فرمود: اگر هزار حج بگذارم، به [[مکه]] نزدیک نمی‌شوم مگر با حج تمتع.
[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: تمتع [[برترین]] اقسام حج است که [[قرآن]] به آن امر فرموده و [[سنت]] بر آن جاری شده است. در [[روایت]] دیگر است که آن حضرت به [[صفوان جمّال]] فرمود: اگر هزار حج بگذارم، به [[مکه]] نزدیک نمی‌شوم مگر با حج تمتع.


عمره تمتع و حج آن باید در یک سال واقع شود و جائز نیست تأخیر تا سال [[آینده]] اگر چه تمام سال را در حال احرام به سر برد، چنان چه جایز نیست بعد از تقصیر عمره تمتع از مکه بیرون رود تا حج را تمام کند، مگر [[حاجت]] ضروری پیدا کند که [[احرام حج]] می‌بندد و برای انجام حاجت خود می‌رود و زود برمی‌گردد تا حج را [[درک]] کند. و اگر بدون احرام بیرون رفت تا به یکی از میقات‌ها رسید، باید در مراجعت احرام عمره را تجدید کند و با احرام وارد مکه شده و عمره را اعاده نماید و عمره دوم از حج‌اش محسوب است. در [[روایات]] بسیاری هست که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: عمره را در حج داخل کردم و انگشتانش را در یکدیگر داخل کرد.
عمره تمتع و حج آن باید در یک سال واقع شود و جائز نیست تأخیر تا سال [[آینده]] اگر چه تمام سال را در حال احرام به سر برد، چنان چه جایز نیست بعد از تقصیر عمره تمتع از مکه بیرون رود تا حج را تمام کند، مگر [[حاجت]] ضروری پیدا کند که احرام حج می‌بندد و برای انجام حاجت خود می‌رود و زود برمی‌گردد تا حج را [[درک]] کند. و اگر بدون احرام بیرون رفت تا به یکی از میقات‌ها رسید، باید در مراجعت احرام عمره را تجدید کند و با احرام وارد مکه شده و عمره را اعاده نماید و عمره دوم از حج‌اش محسوب است. در [[روایات]] بسیاری هست که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: عمره را در حج داخل کردم و انگشتانش را در یکدیگر داخل کرد.


نکته دیگر این که اگر اصل [[حج]]، مستحبی باشد بعد از عمل [[عمره]] تمتع، [[واجب]] می‌شود، به طوری که ترک و تأخیر آن [[حرام]] است و در خروج از [[مکه]]، [[حکم]] عمره حج واجب دارد.
نکته دیگر این که اگر اصل [[حج]]، مستحبی باشد بعد از عمل [[عمره]] تمتع، [[واجب]] می‌شود، به طوری که ترک و تأخیر آن [[حرام]] است و در خروج از [[مکه]]، [[حکم]] عمره حج واجب دارد.


[[واجبات]] رکنی حج شش تاست: [[نیت]]، [[احرام]]، وقوف [[عرفات]]، وقوف مشعر، [[طواف]]، سعی. واجبات غیر رکنی حج هشت تاست: تلبیه، [[نماز]] طواف، طواف [[نساء]]، نماز طواف نساء، [[رمی]] جمرات ثلاثه، [[قربانی]]، حلق یا تقصیر، بیتوته [[منی]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۴۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۵.</ref>
[[واجبات]] رکنی حج شش تاست: [[نیت]]، [[احرام]]، وقوف [[عرفات]]، وقوف مشعر، [[طواف]]، سعی. واجبات غیر رکنی حج هشت تاست: تلبیه، [[نماز]] طواف، طواف [[نساء]]، نماز طواف نساء، [[رمی]] جمرات ثلاثه، [[قربانی]]، حلق یا تقصیر، بیتوته [[منی]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۴۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۷۵.</ref>
=== حج قِران ===
یکی از اقسام حج است. این‌گونه حج بر [[مسلمانی]] واجب است که فاصله او تا [[مسجد الحرام]] کمتر از ۱۶ فرسخ [[شرعی]] (۸۸کیلومتر) بوده باشد.
تفاوتی میان [[واجبات]] و [[مستحبات]] این حج و حج افراد نیست، جز آن‌که در حج قران، حج‌گزار هنگام [[احرام]] باید [[قربانی]] خود را اعم از گاو و گوسفند همراه داشته باشد و مستقیماً از [[میقات]] به سمت [[عرفات]] و سپس مشعر و بالاخره به سمت [[منا]] آمده و در [[قربانگاه]] منا، قربانی را به همراه دیگر [[حاجیان]] در [[روز]] دهم [[ذی‌الحجه]] قربانی کند<ref>دائره المعارف اسلامی، ج۶، ص۶۸.</ref>؛ اما حج افراد، قربانی ندارد. در صورت [[استطاعت]]، در حج قِران و اِفراد، [[عمره]] مفرده را بعد از حج به جا می‌آورند. در وجه تسمیه آن گفته‌اند: چون حج‌گزار برای احرام حج و عمره، دو [[نیت]] را مقارن می‌کند و به یک نیت احرام می‌بندد. یا اینکه حج‌گزار قارن است یعنی از میقات و از آغاز احرام و حین احرام، قربانی را قرین خود می‌کند.
[[اعمال]] واجب حج قرآن عبارتند از: احرام از میقات، وقوف در [[عرفات]]، وقوف در مشعر، [[رمی]] جمره [[عقبه]]، [[قربانی کردن]]، حلق یا تقصیر، [[طواف]] [[زیارت]]، [[نماز]] طواف زیارت، سعی میان [[صفا و مروه]]، طواف [[نساء]]، نماز طواف نساء، بیتوته در [[منی]]، رمی جمرات ثلاث. اما [[اعمال]] حج [[قرآن]] از [[روز نهم ذی‌حجه]] شروع می‌شود که تا [[روز]] دوازدهم (یا سیزدهم) [[ذی‌حجه]] به طول انجامد. گرچه برخی اعمال (مثل دو طواف و سعی) را می‌توان تا آخر ذی‌حجه به تأخیر انداخت، ولی [[احرام]] این حج را می‌توان از ابتدای ماه‌های حج یعنی از اول [[شوال]] بست<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۰.</ref>.


=== حج اِفراد ===
=== حج اِفراد ===
خط ۷۵: خط ۸۲:


بیتوته در منی در شب‌های یازدهم و دوازدهم و برای برخی سیزدهم و رمی جمرات سه گانه در روزهای یاد شده<ref>جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۳۶.</ref>. قربانی در منی در [[حج تمتع]]، [[واجب]] و در [[حج]] قِران و افراد [[مستحب]] است<ref>جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵.</ref>. تفصیل [[مناسک]] هریک از اقسام حج در همان قسم آمده است<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۲۱۰-۲۱۵.</ref>.
بیتوته در منی در شب‌های یازدهم و دوازدهم و برای برخی سیزدهم و رمی جمرات سه گانه در روزهای یاد شده<ref>جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۳۶.</ref>. قربانی در منی در [[حج تمتع]]، [[واجب]] و در [[حج]] قِران و افراد [[مستحب]] است<ref>جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵.</ref>. تفصیل [[مناسک]] هریک از اقسام حج در همان قسم آمده است<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۲۱۰-۲۱۵.</ref>.
== وقوف ==
حجاج [[بیت الله الحرام]] در [[روز عرفه]] ـ [[نهم ذی الحجه]] ـ از ظهر تا [[مغرب]] [[شرعی]] در [[سرزمین عرفات]] حضور می‌یابند که در اصطلاح [[فقهی]]، این حضور «وقوف» نامیده می‌شود. اهمیت حضور در [[عرفات]] تا آنجاست که گفته‌اند: {{متن حدیث|الْحَجُّ عَرَفَةُ}} یا {{عربی|الحج عرفات}}. این وقوف یکی از ارکان [[حج تمتع]] است و در صورت عدم تحقق آن، حج محقق نمی‌شود. این تأکید قدری هم به خاطر [[تحریض]] [[قریش]] بر وقوف در عرفات بود؛ زیرا آنان که خود را طایفه برگزیده می‌دانستند و به اصطلاح [[اهل]] حُمس یا تشدد در [[دین‌داری]] و اهل [[حرم]] معرفی می‌کردند، خود را بی‌نیاز از وقوف در عرفات می‌دیدند این در حالی بود که [[رسول خدا]]{{صل}} این برخورد آنان را نادرست دانست و خود در [[حجةالوداع]]، در عرفات وقوف کرد<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۱۲۹.</ref>. وقوف در عرفات عبارت است از توقف (و ماندن) در [[صحرای عرفات]]. وقوف در عرفات از [[واجبات]] رکنی حج است و دومین [[واجب]] از [[مراسم حج]] است که پس از [[احرام]] در [[میقات]] و آمدن به عرفات انجام می‌پذیرد. و کیفیت وقوف در عرفات (که موقف اول در مراسم حج است) می‌تواند در حالات مختلفی باشد، چون راه رفتن، پیاده بودن، نشسته بودن، سواره بودن، خوابیده بودن (البته در قسمتی از وقت وقوف). وقوف در عرفات را در دو وقت می‌توان انجام داد که تنها یک مقدار از این [[زمان]] رکن است (و اگر در این یک مقدار زمان وقوف صورت نگیرد حج [[باطل]] می‌شود) که عبارت است از:
'''وقوف اختیاری''': ماندن در عرفات از اول ظهر [[عرفه]] ([[روز]] نهم هجری) تا غروب شرعی این روز برای شخصی که مختار است.
'''وقوف [[اضطراری]]''': ماندن در عرفات است در شب [[عید قربان]] (شب [[دهم ذی‌حجه]]) از غروب شرعی تا طلوع فجر برای شخصی که [[مضطر]] است (یعنی کسی که تمکن ماندن در عرفات را از ظهر تا غروب روز نهم هجری نداشته است) و این وقوف [[اضطراری]] [[عرفات]] را «اضطراری شبانه» هم می‌گویند.
'''[[مستحبات]] وقوف''': [[نیت]] به زبان آوردن، رو به [[قبله]] بودن، با [[وضو]] بودن، در نمره قرار گرفتن، در حال [[گریه]] بودن، زیر [[آسمان]] به سر بردن، به حالت ایستاده بودن، با همسفران به سر بردن، به [[خیرات]] اقدام کردن، از [[شیطان]] به [[خدا]] پناه بردن، یادآوری [[گناه]] و [[استغفار]] نمودن، [[حمد]] و [[ثنای الهی]] را به جای آوردن، [[زیارت]] [[حضرت سیدالشهداء]] را خواندن، بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[آل]] او{{عم}} [[صلوات]] فرستادن، عطایای [[الهی]] را یادآوری و [[شکرگزاری]] کردن، [[حاجات]] [[دنیایی]] و [[آخرتی]] را از [[خداوند]] خواستن، هفتاد مرتبه از خداوند تقاضای [[بهشت]] نمودن، برای خود و والدین خود و دیگران [[دعا]] نمودن، دهن خود را از مانع توجه به خداوند دور داشتن، قبل از زوال (یعنی نزدیک ظهر) [[غسل]] به جای آوردن، [[دعای عرفه]] [[امام حسین]] و [[امام سجاد]] را خواندن، [[توفیق]] زیارت کردن هر ساله [[کعبه]] از درگاه الهی طلب نمودن، دو نماز ظهر و عصر را در اول وقت به یک [[اذان]] و دو اقامه به جای آوردن، سُوری از [[قرآن مجید]] را (مانند سوره‌های [[توحید]] و ناس و فلق) [[تلاوت]] نمودن، آیاتی از قرآن مجید را که در آن حمد و [[تسبیح]] و [[تکبیر]] و اسمای نیکوی الهی است خواندن، هر یک از [[اذکار]] {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ‌، سُبْحَانَ اللَّهِ، ما شاءَ اللَّهُ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}} را صد مرتبه گفتن، در طرف پایین چپ [[کوه]] (نسبت به کسی که از [[مکه مکرمه]] به سوی عرفات می‌آید) در [[زمین]] هموار قرار گرفتن.
'''وقوف در مشعر''': عبارت است از توقف (و ماندن) در بیابان مشعر. و وقوف در مشعر از [[واجبات]] رکنی حج است و سومین [[واجب]] از [[مراسم حج]] است که (پس از وقوف در عرفات) با حرکت از عرفات و آمدن به [[مشعرالحرام]] صورت می‌گیرد به این ترتیب که در حال [[احرام]] بعد از غروب [[شرعی]] [[روز عرفه]] ([[نهم ذی حجه]]) از [[عرفات]] به سمت مشعر حرکت می‌کنند. کیفیت وقوف در مشعر (که وقوف دوم است) می‌تواند در حالات مختلفی باشد چون: راه رفتن، پیاده بودن، نشسته بودن، سواره بودن، خوابیده بودن (البته در قسمتی از وقوف).
وقوف در مشعر را در سه وقت می‌توان انجام داد که تنها یک مقدار از این [[زمان]] رکن است (و اگر در این یک مقدار وقت، وقوف صورت نگیرد حج [[باطل]] می‌شود) که عبارت است از:
# '''وقوف اختیاری''': ماندن در مشعر است از شب [[دهم ذی‌حجه]] (شب [[عید قربان]]) تا طلوع [[آفتاب]] برای شخص مختار. رکن [[واجب]] این وقوف از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب (مدت قبل از آن واجب غیر رکنی است).
# '''وقوف [[اضطراری]] اول''': ماندن در مشعر است در مقداری از شب عید قربان (شب دهم ذی‌حجه) برای شخص [[مضطر]] و معذور چون پیر و مریض و کسی که کار ضروری دارد (و به این ترتیب قبل از طلوع آفتاب به [[منی]] می‌روند) این وقوف را «اضطراری شبانه» هم می‌گویند.
# '''وقوف اضطراری دوم''': ماندن در مشعر است بعد از طلوع آفتاب [[روز عید قربان]] (دهم ذی‌حجه) تا پیش از ظهر برای شخص مضطر یعنی کسی که از روی فراموشی یا عذر دیگری از وقوف مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب متمکن نشده است. این وقوف را «اضطراری روزانه» هم می‌گویند.
'''[[مستحبات]] وقوف''': با [[وضو]] بودن، به حال احیا بودن، دعای مشلول، خواندن، هفتاد عدد سنگریزه بر داشتن، در دامنه [[کوه]] و رو به [[قبله]] بودن، [[حمد]] و ثنای [[پروردگار]] را به جای آوردن، [[نعمت‌ها]] و عظمت و بلای [[الهی]] را به نظر آوردن، دعای {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْمَعَ‌...}} را خواندن، دعای {{متن حدیث|اللَّهُمَ ارْحَمْ مَوْقِفِي}} را در [[تل]] سرخ خواندن، پابرهنه در بالای کوه [[قزح]] قدم زدن و [[ذکر خداوند]] نمودن، در [[حق]] خود و والدین و [[اولاد]] و [[اهل]] و [[مال]] دیگران [[دعا کردن]]، برای [[امامان]] و [[تعجیل فرج]] [[دعا]] نمودن و از اعدای ایشان [[بیزاری جستن]]، در وسط [[وادی]] [[مشعرالحرام]] و در سمت راست جاده جای گزیدن، نمازهای [[مغرب]] و عشاء را به یک [[اذان]] و دو اقامه بدون فاصله به جای آوردن، هر یک از [[اذکار]] {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ‌، سُبْحَانَ اللَّهِ، اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}} را صد بار گفتن، نزدیک طلوع [[آفتاب]] بر بالای [[کوه]] [[ثبیر]] هفت مرتبه اعتراف به گناهان و هفت مرتبه [[استغفار]] کردن، پیش از طلوع آفتاب کوچ کردن و تا طلوع آفتاب از [[وادی محسر]] خارج نشدن، با [[آرامش]] و [[وقار]] و ذکر و استغفار راه افتادن و در وادی محسر هروله کردن.
'''وقوف در [[منی]]''': عبارت است از توقف (بیتوته) کردن در وادی منی. وقوف در منی از [[واجبات]] غیر رکنی حج است و دوازدهمین [[واجب]] از [[مراسم حج]] است که پس از حرکت از مشعرالحرام بعد از طلوع آفتاب [[روز دهم ذی‌حجه]] و آمدن به وادی منی صورت می‌گیرد و [[زمان]] وقوف (بیتوته) در منی از غروب [[شرعی]] تا نیمه شب است. در هر یک از دو (یا سه) شب:
# شب‌های یازدهم و دوازدهم: حجاج چه آنها که برای ادامه [[اعمال]] حج از منی به [[مکه]] رفته‌اند و چه آنها که نرفته‌اند و در منی باقی مانده‌اند، باید شب‌های یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] را در منی باشند و بنابراین آنها که به مکه رفته‌اند باید قبل از غروب به منی باز گردند.
# شب سیزدهم: اگر [[حاجی]] نتواند تا غروب روز دوازدهم ذی‌حجه از منی خارج شود در این صورت باید شب سیزدهم را هم در منی وقوف (بیتوته) کند و در [[روز]] سیزدهم [[رمی]] جمرات ثلاثه کرده و از منی خارج شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۰۸.</ref>.
پس از وقوف در [[عرفات]]، وقوف در مشعر و وقوف در منی نیز از ارکان حج است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۶۶.</ref>.


== [[مستحبات]] پس از اتمام مناسک ==
== [[مستحبات]] پس از اتمام مناسک ==
خط ۹۵: خط ۱۲۶:
== حج بلدی ==
== حج بلدی ==
مقابل حج میقاتی است. حجی است نیابتی و [[نایب]] از [[شهر]] میّت، به قصد [[حج]] حرکت می‌کند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>.
مقابل حج میقاتی است. حجی است نیابتی و [[نایب]] از [[شهر]] میّت، به قصد [[حج]] حرکت می‌کند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>.
== حج مُبَدَّله ==
حج تمتعی که بدل به حج افراد شود. اگر کسی از روی ندانستن مسأله، تقصیر [[عمره]] تمتع را ترک کند و وقتی [[احرام]] بسته است برای او قضای آن یا اعاده آن ممکن نیست، بنابراین [[حج تمتع]] او به حج افراد مبدل می‌شود، یعنی [[افعال]] حج را تماماً به جا آورده و سپس به [[میقات]] رفته، عمره احرام مفرده می‌بندد و [[اعمال]] عمره را انجام می‌دهد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۳.</ref>


== حج پیاده ==
== حج پیاده ==
خط ۱۱۰: خط ۱۴۴:


[[ابوبصیر]] می‌گوید: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: [[فضیلت]] پیاده به حج رفتن بیشتر است یا سواره رفتن؟ فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که [[نفقه]] و [[هزینه]] کمتری صرف کند، پیاده به حج برود، البته سواره رفتن در [[حق]] وی افضل است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۸، ص۷۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>
[[ابوبصیر]] می‌گوید: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: [[فضیلت]] پیاده به حج رفتن بیشتر است یا سواره رفتن؟ فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که [[نفقه]] و [[هزینه]] کمتری صرف کند، پیاده به حج برود، البته سواره رفتن در [[حق]] وی افضل است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۸، ص۷۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>
== حَجّ مُتَسَکِّع ==
حج کسی است که [[استطاعت]] ندارد و به [[سختی]] و با گرفتن زاد و توشه از دیگران، حج کند. این حج، کفایت نمی‌کند یعنی اگر مستطیع شود باید حج خود را بجا آورد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری ص۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۴.</ref>
== حج مستحبی ==
آنچه درباره اهمیت و ثمرات حج و [[اجر]] و [[ثواب]] آن آمده، تمام آنها شامل حج مستحبی نیز می‌باشد و اختصاص به حج وجوبی ندارد؛ زیرا [[آیات]] و [[روایات]] به نحو اطلاق آمده است. بنابراین افرادی که حج [[واجب]] خود را انجام داده‌اند و [[توانایی]] دارند که از ثمرات آن به دفعات بهره‌مند شوند، شایسته نیست که کوتاهی کنند.
هرگاه کسی بتواند هر سال، حج استحبابی به جا آورد، این عمل مستحبی او [[برتر]] از تمام [[مستحبات]] است، حتی از [[انفاق]] و [[بنده]] [[آزاد]] کردن. [[امام ششم]]{{ع}} فرمود: یک حج بهتر است از یک خانه‌ای که پر از طلا باشد و آن [[تصدق]] شود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۸۲.</ref>. همچنین فرمود: هیچ عملی با حج [[برابری]] نمی‌کند؛ زیرا یک درهم که در حج صرف شود، برتر است از دو هزار هزار درهم که در راه غیر از آن صرف گردد<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۸۵.</ref>. [[امام هشتم]]{{ع}} فرمود: هر کسی سه نفر [[مؤمن]] را به حج فرستد، خود را از [[خدای عزوجل]] خریده و [[خدا]] از او سؤال نمی‌کند که مالش را از کجا به دست آورده<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹۰.</ref>. نقل شده که [[علی بن یقطین]]، سال‌هایی که به حج موفق نمی‌شد، بیش از سیصد نفر به [[نیابت]] خود به حج می‌فرستاد و با این کار، بسیاری را بهره‌مند می‌ساخت.
بر حج استحبابی آن‌قدر تأکید شده است که گفته‌اند مقدّم بر دَین است، بلکه [[مستحب]] است برای حج [[قرض]] کند. [[معاویه بن وهب]] از چند نفر [[روایت]] کرده که به امام ششم{{ع}} عرض کردند: ما قرض داریم و پولی به دستمان می‌آید که اگر به طلب‌کارها بدهیم، چیزی برای مخارج حج باقی نمی‌ماند؟ فرمود: با آن حج کنید و [[دعا]] کنید خدا قرض‌تان را ادا کند<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۰۱.</ref>.
در روایتی از امام ششم{{ع}} آمده است: [[فرشتگان]] برای آن کس که هر سال به حج مشرف می‌شده، ولی در سالی نتوانسته است حج کند، دعا می‌کنند<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹۵.</ref>.
مستحب است حج استحبابی، به نیابت معصومان{{عم}} یا پدر، مادر، خواهر و [[برادر]] و هر که را می‌خواهد انجام گیرد. [[امام ششم]]{{ع}} فرمود: اگر هزار نفر را در حجی که انجام می‌دهی [[شریک]] کنی، برای هر یک [[ثواب]] حجی خواهد بود، بدون آنکه نقصانی در حج خودت به وجود آید<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۴۳.</ref>.
مردی به امام ششم{{ع}} عرض کرد: جانم به فدایت! من [[نیت]] داشتم که در حج خود که در این سال به جا آوردم، پدر، مادر یا دیگری را از [[اهل]] خود شریک سازم و فراموش کردم. حضرت فرمود: الان آنها را شرکت بده<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۴۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۴.</ref>
== حج مُستَقَرّ ==
هرگاه کسی با وجود شرایط [[استطاعت]]، حج را ترک کند، اصطلاحاً می‌گویند حج بر او مستقر شده و باید به هر صورت که می‌تواند به حج برود<ref>فرهنگ اصطلاحات فقهی، محمدحسین مختاری.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۵.</ref>
== حج میقاتی ==
حجی که [[هزینه]] [[سفر]] فقط از محل [[میقات]] تا [[مکه]] و بازگشت به میقات پرداخت می‌شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۶۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۵.</ref>
== حج نیابتی ==
حجی است که به خاطر اجیر شدن بر [[نایب]] [[واجب]] می‌شود. انجام [[مراسم حج]] به جای دیگری را گویند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۶.</ref>.
== حجّ واجب ==
حجی است که به یکی از سه راه واجب می‌شود:
# [[حجة الاسلام]] که در تمام [[عمر]] یک مرتبه برای کسی که مستطیع باشد واجب می‌شود.
# حجی که به واسطه [[نذر]] یا [[عهد]] یا قسم بر شخص واجب می‌شود.
# حجی که به جهت اجیر شدن بر نایب واجب می‌شود<ref>توضیح مناسک حج، ص۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۶.</ref>
== ماه حج ==
به استناد [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«حجّ (در) ماه‌های شناخته‌ای (انجام‌پذیر) است پس کسی که در آن ماه‌ها حجّ می‌گزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> و [[روایات معصومین]]{{عم}}، [[زمان]] برگزاری حج ماه‌های [[شوال]]، [[ذی القعده]] و [[ذی الحجه]] است که حج نامیده می‌شود. البته این ماه‌های شروع حج است وگرنه عمده [[اعمال]] حج در دهه اول ذی الحجه به ویژه روزهای نهم تا دوازدهم انجام می‌شود.
توضیح اینکه: زمان انجام [[عمره]] تمتع از اول [[ماه شوال]] تا [[نهم ذی‌حجه]] است و [[حج تمتع]] از نهم ذی‌حجه شروع می‌شود. عمره تمتع و حج تمتع باید در یک سال انجام شود، آن هم طی ماه‌های شوال، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]] و تأخیر حج آن تا سال بعد جایز نیست، اگر چه تمام سال را در حال [[احرام]] به سر برد.
بنابراین ذیقعده و ذیحجه ضمن آنکه از ماه‌های حرامند، از ماه‌های حج هم محسوب می‌شوند، در حالی که شوال از [[ماه‌های حرام]] نیست، ولی از ماه‌های حج شمرده می‌شود، همین [[طور]] [[محرم]] و [[رجب]] گر چه از ماه‌های حرام هستند ولی از ماه‌های حج شمرده نمی‌شوند؛ لذا نسبت ماه‌های حرام و حج، نسبت عموم و خصوص من وجه است که موارد مشترک آنها ذیقعده و [[ذی‌حجه]] است.
اگر سؤال شود با آنکه اصل عمل حج (اعم از تمتع، اِفراد و قِران) از نهم تا سیزدهم ذیحجه بیشتر به درازا نمی‌کشد، چرا این سه ماه (شوال، ذیقعده ذیحجه) به عنوان ماه‌های حج نامیده می‌شوند؟ پاسخ آن است که عمره تمتع بخشی از حج تمتع است که وقت انجام آن از اول [[شوال]] تا هنگام احرام حج در [[ذی الحجه]] است و از این پس، ظرف [[احرام]] خود حج و مراسم آن است. و در مورد حج افراد و [[قرآن]] (که [[عمره]] آنها پس از برگزاری اصل حج قرار دارد) دانسته شد که ظرف احرام آنها از اول شوال تا نهم ذیحجه است، و [[روز]] نهم تا سیزدهم ظرف عمل خود حج می‌باشد، یعنی شخص مختار است که از اول شوال تا نهم ذیحجه هر روزی که خواست به عنوان حج «اِفراد» یا «قِران» [[محرم]] شود. با توجه به مطالب یاد شده، این سه ماه «ماه‌های حج» خوانده می‌شوند و اما این که [[زمان]] حج تا سیزدهم [[ذی حجه]] بیشتر طول نمی‌کشد (نه تا آخر آن)، این جهت با محسوب شدن [[ذیحجه]] به عنوان یکی از ماه‌های حج منافات ندارد؛ زیرا پس از بازگشت از [[منا]]، [[طواف]] و [[نماز]] آن، سعی و طواف [[نساء]] و نماز آن را آخر ذی حجه می‌توان انجام داد<ref>فرهنگنامه حج و عمره و اماکن مربوطه، صدر طباطبایی، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۳.</ref>
== حج کودکان ==
تا فردی به [[بلوغ]] نرسد، تکلیفی ندارد. در کودکان نیز این شرط، مانع از [[وجوب]] اعمال نسبت به آنهاست. در [[عبادات]] صبی و کودک، بحث در این است که آیا عبادات او [[مشروع]] است؟ یعنی می‌تواند آنها را به قصد [[امتثال]] به جا آورد یا مشروع نبوده و نمی‌تواند آنها را به قصد امتثال امر الهی انجام دهد؟
مشهور [[فقها]] بر این عقیده‌اند که اعمال صبی، دارای [[مصلحت]] بوده، [[استحباب]] نیز دارد و تنها تمرین و آماده‌سازی نیست. عمده دلیل آنها، اطلاقات و عمومات [[آیات قرآن کریم]] است که شامل افراد بالغ و نابالغ ـ هر دو ـ می‌شود.
[[آیه کریمه]]: {{متن قرآن|أَقِيمُوا الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید» سوره بقره، آیه ۴۳.</ref> به طور مطلق، بیان می‌کند که همه باید نماز بخوانند؛ چه بالغ و چه غیر بالغ و نیز عموم [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ...}}<ref>«پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد ...» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref> شامل افراد نابالغ هم می‌شود. اما از آنجا که دلیل بر عدم [[وجوب]] [[تکلیف]]، برای صبی وجود دارد؛ {{عربی|... أَنَّ الْقَلَمَ يُرْفَعُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الصَّبِيِّ حَتَّى يَحْتَلِمَ‌...}}<ref>وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱، ابواب مقدمات عبادات، باب ۴.</ref> پس [[حکم]] وجوب از صبی برداشته می‌شود، اما نسبت به برداشته شدن حکم [[استحباب]] و [[اباحه]] دلیلی وجود ندارد؛ لذا می‌توان گفت که [[اعمال عبادی]] صبی، استحباب دارد.
[[آیات]] فراوانی درباره شرایط، [[اعمال]] و [[احکام]] حج وجود دارد که اطلاق برخی از آنها شامل، صبی نیز می‌شود. {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> اطلاق وجوب در این [[آیه]]، علاوه بر [[مکلفین]] شامل افراد نابالغ هم می‌شود و روایتی نیز بر این مطلب دلالت می‌کند: {{متن حدیث|الْحَجُّ عَلَى النَّاسِ جَمِيعاً كِبَارِهِمْ وَ صِغَارِهِمْ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ابواب وجوب حج، باب ۲.</ref> اما به [[دلایل]] خاص، از جمله شرطیت [[بلوغ]] در وجوب تکلیف، افراد نابالغ از اطلاق آیه و [[حدیث]] خارج می‌شوند و [[اجماع]] [[علما]] و [[فقها]] نیز مؤید این مطلب است.
فاضل هندی می‌گوید: چون صبی هنوز بالغ نشده؛ لذا حج بر او [[واجب]] نیست و اگر حجی هم به جا آورد، از باب تمرین خواهد بود و بر این سخن دو دلیل اقامه می‌کند، یکی اجماع علما و دیگری [[روایات]]. مرحوم نراقی نیز گفته است یکی از شرایط وجوب حج، بلوغ و [[عقل]] است. پس بر صبی حج واجب نیست. [[شهید]] اول هم بر این مطلب تأکید ورزیده که چون صبی شرط [[وجوب]] حج، یعنی [[بلوغ]] را ندارد، پس حج بر او [[واجب]] نخواهد بود.
فقهای معاصر نیز بر این امر تأکید دارند که حج بر صبی به خاطر عدم بلوغش، واجب نیست. [[امام خمینی]] [[رحمة]] [[الله]] هم فرموده‌اند: حج بر صبی واجب نیست، اگر چه مراهق و نزدیک به بلوغ هم باشد و اگر حج به جا آورد گر چه صحیح است، ولی کفایت از [[حجة الاسلام]] نمی‌کند<ref>تحریر الوسیله، امام خمینی رحمه الله، ج۱، ص۳۴۰.</ref>.
از [[امام صادق]]{{ع}} درباره حج کودک ده ساله سؤال شد. ایشان فرمودند: زمانی حج بر او واجب می‌شود که محتلم شود. [[امام علی]]{{ع}} سه گروه را از دایره [[تکلیف]] وجوبی خارج می‌داند که یکی از آنها صبی است؛ {{متن حدیث|الْقَلَمَ يُرْفَعُ عَنْ ثَلَاثَةٍ عَنِ الصَّبِيِّ حَتَّى يَحْتَلِمَ وَ عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى يُفِيقَ وَ عَنِ النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ}}<ref>خصال، صدوق، ج۱، ص۹۴.</ref>. اکنون که حج بر صبی واجب نیست، این [[پرسش]] مطرح می‌شود که اگر صبی حج بگزارد آیا حج او صحیح است؟ [[علما]] بر این نظریه‌اند که حج صبی صحیح است و حتی گروهی ادعای [[اجماع]] کرده‌اند.
نتیجه اینکه صبی می‌تواند و بر او جایز است [[احرام]] ببندد و حج وی [[مشروع]] و صحیح می‌باشد.
[[اذن]] ولی در انجام حج؛ پرسش دیگری که باید به آن پاسخ داده شود، این است که: «آیا با [[اثبات]] صحت احرام و حج صبی، او باید از ولی خود اذن بگیرد، یا اذن از ولی در صحت حج شرط نیست؟»
در این مورد میان [[فقها]] [[اختلاف]] نظریه وجود دارد؛ گروهی؛ مانند [[شهید]] اول و [[علامه حلّی]] قائل به شرطیت اذن از ولی هستند. اما گروهی دیگر اذن ولی را شرط نمی‌دانند مانند [[مرحوم خویی]] و امام خمینی.
و اما وجوب حج [[طواف]] [[نساء]] بر صبی؛ یکی از [[اعمال]] و [[مناسک]] مهم در حج، طواف نساء است. اهمیت آن به قدری است که در صورت به جا نیاوردن، [[حاجی]] دیگر نمی‌تواند [[ازدواج]] کند و اگر [[همسر]] داشته باشد همسرش بر او [[حرام]] خواهد شد و تا زمانی که آن را به جا نیاورد، این [[حکم]] همچنان باقی خواهد ماند.
در این میان، آن چه مهم است حج صبی است. با این که انجام [[اعمال]] حج بر صبی [[مستحب]] است آیا [[طواف]] [[نساء]] بر او [[واجب]] است؟ و آیا او نیز همچون افراد بالغ، باید تمام اعمال حج را انجام دهد؟ پیش از پاسخ به این [[پرسش]] باید به سه نکته توجه داشت:
# طواف نساء بر مرد و [[زن]] بالغ واجب است و در این مورد هیچ اختلافی وجود ندارد، [[روایات]] نیز بر آن تصریح دارند.
# در [[موسم حج]]، زن بر مرد و مرد بر زن زمانی [[حلال]] می‌شوند که طواف نساء را انجام داده باشند.
# هر عملی که بر مُحرِم بالغ حرام است، بر صبی مُحرِم نیز حرام می‌باشد و از هر عملی که او باید اجتناب کند، بر صبی نیز لازم است از آن به بپرهیزد.
در مورد [[وجوب]] طواف نساء بر صبی، همه [[علما]] (غیر از یک نفر) [[اتفاق نظر]] دارند.
[[شهید]] اول در دروس گفته است: طواف نساء واجب است ولی با ترک آن حج [[باطل]] نمی‌شود، اما زن هم بر او حلال نمی‌گردد و حکم خصی، خنثی و صبی نیز چنین است.
[[امام راحل]] نیز طواف النساء را حتی برای صبی غیر ممیز لازم دانسته، می‌گوید: [[ولیّ]] وی باید او را طواف دهد؛ اما در میان فقهای معاصر، تنها مرحوم [[آیت‌الله خویی]] به [[مخالفت]] برخاسته و قول عدم وجوب طواف نساء بر صبی را ترجیح داده است. ایشان می‌گوید: ظاهر آن است که با ترک طواف نساء، زن بر او حرام نمی‌شود.
اگر [[معتقد]] شویم که حج کودک غیر بالغ صحیح است و آن کودک بعد از [[بلوغ]] مستطیع شود و [[قدرت]] رفتن به [[حج تمتع]] را پیدا کند، آیا بر او واجب است به حج برود یا همان حج دوران کودکی کافی است؟
در پاسخ باید گفت: هیچ اختلافی در عدم کفایت حج صبی از حجة الاسلام وجود ندارد و علاوه بر [[روایات]]، [[اجماع]] نیز مؤید آن است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
درباره [[وجوب]] حج است بر افراد بالغ و شامل غیر بالغ نمی‌شود. پس حج صبی امتثال امر الهی نبوده و [[تکلیف]] بر عهده او باقی خواهد ماند؛ لذا این حج او مجزی نبوده و باید حج دیگری بعد از [[بلوغ]] به جا آورد<ref>فصلنامه میقات حج، ش۶۲، ص۱۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش