زفاف: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== زفاف دو عروس ==
== مقدمه ==
=== شب زفاف ===
«زفاف» از ماده «زفّ» در اصل در مورد وزش باد و حرکت سریع شترمرغ که مخلوطی از راه رفتن و پریدن است به کار رفته است. سپس این کلمه به طور کنایه در مورد «زفاف عروس»، یعنی بردن عروس به [[خانه]] داماد همراه با [[نشاط]] و هیجان استعمال شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۳۸۰.</ref>. [[معصومین]]{{عم}} [[آداب]] مهمی را در این زمینه سفارش فرموده‌اند که به اختصار اشاره می‌کنیم: صادق آل محمد در این باره می‌فرمایند: «عروسی را در شب قرار دهید و [[روز]] [[اطعام]] نمایید»<ref>{{متن حدیث|زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلًا، وَ أَطْعِمُوا ضُحًى‌}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۶.</ref>.
«زفاف» از ماده «زفّ» در اصل در مورد وزش باد و حرکت سریع شترمرغ که مخلوطی از راه رفتن و پریدن است به کار رفته است. سپس این کلمه به طور کنایه در مورد «زفاف عروس»، یعنی بردن عروس به [[خانه]] داماد همراه با [[نشاط]] و هیجان استعمال شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۳۸۰.</ref>. [[معصومین]]{{عم}} [[آداب]] مهمی را در این زمینه سفارش فرموده‌اند که به اختصار اشاره می‌کنیم: صادق آل محمد در این باره می‌فرمایند: «عروسی را در شب قرار دهید و [[روز]] [[اطعام]] نمایید»<ref>{{متن حدیث|زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلًا، وَ أَطْعِمُوا ضُحًى‌}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۶.</ref>.


[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در برگزاری این [[سنت]] پیش قدم بوده‌اند، چنان‌که در جریان ازدواج قمرَین، منیرَین [[امیرالمؤمنین]] و [[زهرای اطهر]] می‌خوانیم: هنگامی که [[آفتاب]] نزدیک به غروب رسید [[حضرت رسول]] به [[ام سلمه]] فرمود: فاطمه [[زهرا]] را بیاور. ام سلمه رفت و [[حضرت زهرا]] را در حالی آورد که پرِ لباس‌هایش به [[زمین]] کشیده می‌شد و از روی پدر بزرگوارش به قدری عرق خجلت می‌ریخت که به زمین خورد. [[پیامبر خدا]] به او فرمود: خدا تو را در [[دنیا]] و [[آخرت]] از زمین خوردن نگاه دارد. موقعی که [[فاطمه اطهر]] در مقابل پدر خود رسید، [[رسول خدا]] نقاب را از صورت آن بانو برداشت تا [[حضرت علی]] صورت آن شفیعه [[روز جزا]] را دید. سپس [[حضرت محمد]]{{صل}} دست [[فاطمه]] را گرفت و در دست [[امیرالمؤمنین]] نهاد و فرمود: {{متن حدیث|بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَا عَلِيُّ، نِعْمَ الزَّوْجَةُ فَاطِمَةُ، وَ يَا فَاطِمَةُ، نِعْمَ الْبَعْلُ عَلِيٌّ}}؛ «[[یا علی]]! [[خدا]] قدم این دختر [[پیغمبر]] را برای تو [[مبارک]] کند! یا علی! فاطمه خوب زوجه‌ای است، ای فاطمه! علی خوب شوهری است. متوجه [[منزل]] شوید و عملی انجام ندهید تا خود بیایم. [[حضرت امیر]] می‌فرماید: من دست فاطمه را گرفتم و پس از اینکه متوجه منزل شدیم، وی یک طرف نشست و من هم نزد او نشستم. من و فاطمه هر کدام به علت اینکه از یک دیگر [[خجالت]] می‌کشیدیم و [[حیا]] می‌کردیم به [[زمین]] [[چشم]] دوخته بودیم<ref>امالی شیخ طوسی، ص۴۳.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۷.</ref>
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در برگزاری این [[سنت]] پیش قدم بوده‌اند، چنان‌که در جریان ازدواج قمرَین، منیرَین [[امیرالمؤمنین]] و [[زهرای اطهر]] می‌خوانیم: هنگامی که [[آفتاب]] نزدیک به غروب رسید [[حضرت رسول]] به [[ام سلمه]] فرمود: فاطمه [[زهرا]] را بیاور. ام سلمه رفت و [[حضرت زهرا]] را در حالی آورد که پرِ لباس‌هایش به [[زمین]] کشیده می‌شد و از روی پدر بزرگوارش به قدری عرق خجلت می‌ریخت که به زمین خورد. [[پیامبر خدا]] به او فرمود: خدا تو را در [[دنیا]] و [[آخرت]] از زمین خوردن نگاه دارد. موقعی که [[فاطمه اطهر]] در مقابل پدر خود رسید، [[رسول خدا]] نقاب را از صورت آن بانو برداشت تا [[حضرت علی]] صورت آن شفیعه [[روز جزا]] را دید. سپس [[حضرت محمد]]{{صل}} دست [[فاطمه]] را گرفت و در دست [[امیرالمؤمنین]] نهاد و فرمود: {{متن حدیث|بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَا عَلِيُّ، نِعْمَ الزَّوْجَةُ فَاطِمَةُ، وَ يَا فَاطِمَةُ، نِعْمَ الْبَعْلُ عَلِيٌّ}}؛ «[[یا علی]]! [[خدا]] قدم این دختر [[پیغمبر]] را برای تو [[مبارک]] کند! یا علی! فاطمه خوب زوجه‌ای است، ای فاطمه! علی خوب شوهری است. متوجه [[منزل]] شوید و عملی انجام ندهید تا خود بیایم. [[حضرت امیر]] می‌فرماید: من دست فاطمه را گرفتم و پس از اینکه متوجه منزل شدیم، وی یک طرف نشست و من هم نزد او نشستم. من و فاطمه هر کدام به علت اینکه از یک دیگر [[خجالت]] می‌کشیدیم و [[حیا]] می‌کردیم به [[زمین]] [[چشم]] دوخته بودیم<ref>امالی شیخ طوسی، ص۴۳.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۷.</ref>


=== [[همراهی]] جمعی از زنان با عروس تا [[خانه]] شوهر ===
== [[همراهی]] جمعی از زنان با عروس تا [[خانه]] شوهر ==
یکی از [[آداب]] و تشریفات برگزاری جشن عروسی اعلام عمومی آن است که از گذشته در میان [[مسلمانان]] رواج داشته است و حتی در [[روایات]] و [[سیره معصومین]]{{عم}} قابل مشاهده است. ابن الشیخ در کتاب [[امالی]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] می‌کند که گفت: هنگامی که شب [[عروسی فاطمه]] [[زهرا]] فرا رسید پیغمبر معظم اسلام{{صل}} استر خود را آورد و یک قطیفه روی آن افکند و به فاطمه فرمود: سوار شو! آن‌گاه به [[سلمان]] دستور داد تا مهار آن را بکشد و خود آن حضرت آن استر را می‌رانید. در بین راه بود که [[رسول خدا]] صدایی شنید. ناگاه دید [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] با هفتاد هزار [[ملک]] آمده‌اند. [[پیامبر خدا]] به ایشان فرمود: برای چه به [[زمین]] آمده‌اید؟ گفتند: ما آمده‌ایم فاطمه زهرا را برای [[علی بن ابی طالب]] ببریم. سپس جبرئیل مهار آن مرکب را گرفت. اسرافیل رکاب آن را گرفت و میکائیل به دنبال آن بود و پیغمبر [[خدا]] لباس‌های فاطمه را می‌آراست. سپس جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و [[ملائکه]] و رسول خدا [[تکبیر]] گفتند، و بدین جهت است که گفتن تکبیر در شب عروسی از آن به بعد تا [[قیامت]] مرسوم و [[مستحب]] است<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۶.</ref>
یکی از [[آداب]] و تشریفات برگزاری جشن عروسی اعلام عمومی آن است که از گذشته در میان [[مسلمانان]] رواج داشته است و حتی در [[روایات]] و [[سیره معصومین]]{{عم}} قابل مشاهده است. ابن الشیخ در کتاب [[امالی]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] می‌کند که گفت: هنگامی که شب [[عروسی فاطمه]] [[زهرا]] فرا رسید پیغمبر معظم اسلام{{صل}} استر خود را آورد و یک قطیفه روی آن افکند و به فاطمه فرمود: سوار شو! آن‌گاه به [[سلمان]] دستور داد تا مهار آن را بکشد و خود آن حضرت آن استر را می‌رانید. در بین راه بود که [[رسول خدا]] صدایی شنید. ناگاه دید [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] با هفتاد هزار [[ملک]] آمده‌اند. [[پیامبر خدا]] به ایشان فرمود: برای چه به [[زمین]] آمده‌اید؟ گفتند: ما آمده‌ایم فاطمه زهرا را برای [[علی بن ابی طالب]] ببریم. سپس جبرئیل مهار آن مرکب را گرفت. اسرافیل رکاب آن را گرفت و میکائیل به دنبال آن بود و پیغمبر [[خدا]] لباس‌های فاطمه را می‌آراست. سپس جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و [[ملائکه]] و رسول خدا [[تکبیر]] گفتند، و بدین جهت است که گفتن تکبیر در شب عروسی از آن به بعد تا [[قیامت]] مرسوم و [[مستحب]] است<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۶.</ref>


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش