←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
برخی از این مسائل اساسی عبارتند از: | برخی از این مسائل اساسی عبارتند از: | ||
# [[جهان]] از کجا آمده است و به کجا میرود؛ ما در چه نقطه و کدام موضع از مجموعه هستی قرار داریم؛ آیا [[جهان]] از نظر زمانی، دارای اول و آخر است، یا نه؛ از نظر مکانی چه طور؛ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط؛ [[حق]] است یا پوچ؛ [[زشت]] است یا زیبا؛ آیا بر [[جهان]]، سنتهای ضروری و لایتغیر [[حاکم]] است یا هیچ [[سنت]] غیر قابل تغییری وجود ندارد؛ آیا هستی، در مجموع خود واحدی زنده و با | # [[جهان]] از کجا آمده است و به کجا میرود؛ ما در چه نقطه و کدام موضع از مجموعه هستی قرار داریم؛ آیا [[جهان]] از نظر زمانی، دارای اول و آخر است، یا نه؛ از نظر مکانی چه طور؛ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط؛ [[حق]] است یا پوچ؛ [[زشت]] است یا زیبا؛ آیا بر [[جهان]]، سنتهای ضروری و لایتغیر [[حاکم]] است یا هیچ [[سنت]] غیر قابل تغییری وجود ندارد؛ آیا هستی، در مجموع خود واحدی زنده و با شعور است یا مرده و بیشعور؛ وجود [[انسان]] یک استثنا و تصادف است؛ آیا موجود، معدوم میشود؛ آیا معدوم، موجود میشود؛ آیا [[اعاده معدوم]] ممکن است یا محال؛ آیا [[جهان]] و [[تاریخ]] عیناً و مو به مو، هر چند پس از میلیاردها سال، قابل تکرار است؛ آیا به [[راستی]] بر هستی، [[وحدت]] [[حاکم]] است یا کثرت؛ آیا [[جهان]] به مادی و غیر مادی تقسیم میشود؛ و جهان مادی بخشی کوچک از مجموع [[جهان]] است؛ آیا [[جهان]]، [[هدایت]] شده و بیناست یا کور و نابینا؛ آیا [[جهان]] با [[انسان]] در حالِ داد و ستد است؛ آیا [[جهان]] در برابر [[نیکی]] و بدی [[انسان]]، عکسالعملی [[نیک]] و بد دارد؛ آیا پس از این حیاتِ فانی، یک حیات باقی وجود دارد و.... | ||
# [[علم]]، در پاسخ به همه این [[پرسشها]] به "نمی دانم" میرسد؛ زیرا نمیتوان اینها را آزمود. [[علم]] به مسائل محدود و جزئی پاسخ میدهد، اما از تصویر کلی [[جهان]] [[ناتوان]] است. این است که [[علم]] از پاسخ به اساسیترین مسائلی که برای [[جهانبینی]] لازم است، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام [[جهان]]، [[ناتوان]] است. علاوه بر این، [[ارزش]] [[جهانبینی]] [[علمی]]، [[ارزش]] عملی و فنی است، نه نظری. آنچه میتواند تکیهگاه یک [[ایدئولوژی]] قرار گیرد، [[ارزش]] نظری است نه عملی. | # [[علم]]، در پاسخ به همه این [[پرسشها]] به "نمی دانم" میرسد؛ زیرا نمیتوان اینها را آزمود. [[علم]] به مسائل محدود و جزئی پاسخ میدهد، اما از تصویر کلی [[جهان]] [[ناتوان]] است. این است که [[علم]] از پاسخ به اساسیترین مسائلی که برای [[جهانبینی]] لازم است، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام [[جهان]]، [[ناتوان]] است. علاوه بر این، [[ارزش]] [[جهانبینی]] [[علمی]]، [[ارزش]] عملی و فنی است، نه نظری. آنچه میتواند تکیهگاه یک [[ایدئولوژی]] قرار گیرد، [[ارزش]] نظری است نه عملی. | ||
# در [[جهان]] امروز، به موازات اینکه بر [[ارزش]] فنی و عملی [[علم]] افزوده شده، از [[ارزش]] نظری آن کاسته شده است<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی و جهانبینی مادی)، ص۲۸۳ - ۲۷۵؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲: همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۲ - ۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۰۰-۱۰۱.</ref> | # در [[جهان]] امروز، به موازات اینکه بر [[ارزش]] فنی و عملی [[علم]] افزوده شده، از [[ارزش]] نظری آن کاسته شده است<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی و جهانبینی مادی)، ص۲۸۳ - ۲۷۵؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲: همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۲ - ۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۰۰-۱۰۱.</ref> | ||