کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = زهیر بن صرد
| عنوان مدخل  = زهير بن عاصم بن حصين
| مداخل مرتبط = [[زهیر بن صرد در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[زهير بن عاصم بن حصين در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
کنیه‌اش ابوصرد، از [[صحابه پیامبر]]{{صل}} از تیره [[بنی‌سعد]]، از [[قبیله]] [[بنی‌جشم (ابهام‌زدایی)|بنی‌جشم]] از [[هوازن]] بود. بنا به قولی شاذ، نام پدرش جرول بود<ref>ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۲، ص۳۳۹.</ref>. قبیله او یعنی [[بنی‌ سعد بن بکر بن هوازن]] که از [[اعراب عدنانی]] بودند، در [[حدیبیه]] [[منزل]] داشتند<ref>اربلی، تاریخ اربل، ج۲، ص۲۳۹.</ref>. [[حلیمه سعدیه]]، بانویی که در [[کودکی]] دایه [[پیامبر]]{{صل}} بود و چند سالی آن حضرت را پرورش داد، از همین قبیله است.
بر اساس نسبی که برای جد وی [[حصین بن مشمت]]، آورده‌اند، او از تیره [[عبدالعزی بن کعب]] از [[زیدمناة بن تمیم]]، از [[اد بن طابخه]]، از [[مضر]] بود<ref>ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۲۲۰.</ref>. برخی منابع وی را در شمار [[صحابه]] آورده و گفته‌اند: از وی در خبری مربوط به جدش یاد شده است<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۲۲۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۶.</ref>. در این خبر آمده است که جد وی، حصین بن مشمت، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت و با آن حضرت بر [[اسلام]] [[بیعت]] کرد و [[زکات]] مالش را پرداخت و رسول خدا{{صل}} نیز به او آب‌هایی بخشید به شرط آنکه مانع استفاده عمومی از آن [[آب‌ها]] و فواید آنها نشود، آنها را به فروش نرساند و درختان آنجا را قطع نکند و [[زهیر بن عاصم]] در این باره شعری سرود و [[افتخار]] کرد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۹؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۴۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۷۹.</ref>؛ اما به نظر [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.</ref>، این خبر دلالتی بر اینکه وی نزد رسول خدا{{صل}} آمده باشد، ندارد. به نظر می‌رسد او این اشعار را برای افتخار سروده است؛ اگرچه آن [[زمان]] را [[درک]] نکرده باشد. با این حال بر اساس برخی منابع وی نزد رسول خدا آمده است<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «زهير بن عاصم بن حصين»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۴۰۲.</ref>
بیشتر کسانی که شرح حال [[زهیر بن صرد]] را نوشته‌اند، [[کنیه]] مشهور او را ابوصرد ثبت کرده‌اند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۸۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. برخی افزون بر این، آورده‌اند که گاه از او با کنیه [[ابوجرول]] نیز یاد شده است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۷؛ مقری، نفح الطیب من غصن الأندلس الرطیب، ج۳، ص۱۶۶.</ref>؛ اما برخی نیز کنیه اصلی او را ابوجرول<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۲۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ص۷۱ و ص۳۶۰.</ref> و ابوصرد را کنیه غیر مشهور او دانسته‌اند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.</ref>.
 
درباره سال تولد، [[طول عمر]] و [[تاریخ]] [[مرگ]] او چیزی نمی‌دانیم. اگر بتوان به گزارش [[بلعمی ]][[اعتماد]] کرد، او در [[سال هشتم هجری]] در سنین [[پیری]] قرار داشت<ref>بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، ج۳، ص۲۷۸.</ref>. این را نیز می‌دانیم که پس از مرگ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ([[سال یازدهم]]) زنده بود و به [[شام]] رفت و در این ناحیه [[سکونت]] گزید<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.</ref>.
 
مشهورترین حادثه [[زندگی]] زهیر بن صرد، حضور او در وفد هوازن و فراهم آوردن زمینه [[آزادی]] اسیرانی بود که [[مسلمانان]] در [[جنگ حنین]] (سال هشتم) از این قبیله گرفته بودند. پس از [[فتح مکه]]، پیامبر{{صل}} در منطقه حنین با سپاهی بزرگ از هوازن و ثقیف به [[رهبری]] [[مالک بن عوف]] جنگید و مسلمانان به رغم غافلگیری اول، توانستند [[دشمن]] را [[شکست]] دهند. گروهی از [[جنگجویان]] [[هوازن]] به [[طائف]] پناه بردند، اما [[زنان]] و مردان بسیاری که شمار آنان را تا ۶ هزار نفر ثبت کرده‌اند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۸۶.</ref> به [[اسارت]] [[مسلمانان]] درآمدند. [[چارپایان]] و [[اموال]] بسیاری نیز از آنان به [[غنیمت]] گرفته شد. بهای [[اسیران]] و [[غنایم]] به دست‌آمده را ۵۰۰میلیون درهم دانسته‌اند<ref>ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۲، ص۳۴۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} دستور داد اسیران و غنایم به [[جعرانه]] انتقال یابند و پس از بازگشت از [[غزوه طائف]]، در آنجا به تقسیم اسیران و اموال میان [[مسلمانان]] پرداخت. در این هنگام وفدی از مردان [[هوازن]] که شمار آنان را چهارده تن ثبت کرده‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۶؛ نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۷، ص۳۴۱.</ref>، به دیدار پیامبر{{صل}} رفتند. اگرچه برخی به [[اسیر]] شدن [[زهیر بن صرد]] در [[نبرد حنین]] اشاره کرده‌اند<ref>به عنوان نمونه، ر.ک: زمخشری، ربیع الابرار، ج۳، ص۳۳۸.</ref>، ولی به طور دقیق نمی‌توان گفت که آیا افراد این هیئت هم جزء اسیران بودند، یا از گریختگان. در منابع متعدد تصریح شده که اعضای این وفد [[اسلام]] آورده و حامل خبر [[اسلام آوردن]] [[قوم]] و [[قبیله]] خود بودند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۵۰؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۸۶..</ref>. عموی رضاعی پیامبر{{صل}} نیز از اعضای این گروه بود، اما [[رئیس]] و [[خطیب]] قوم زهیر بن صرد بود<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۷؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۵۰.</ref> که بنا به برخی گزارش‌ها در ایام اقامت پیامبر{{صل}} در میان [[بنی‌سعد|قبیله بنی‌سعد]] به وی [[محبت]] کرده بود<ref>بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، ج۳، ص۲۷۸.</ref>.
 
زهیر در محضر پیامبر{{صل}} سخنانی کوتاه گفت و در آن به [[خویشاوندی]] اسیران و به خصوص [[زنان]] [[بنی‌سعد]] با آن حضرت اشاره کرد و گفت آنچه را ما در [[حق]] تو انجام دادیم، اگر در حق [[پادشاه]] [[غسان]] یا [[حیره]] انجام داده بودیم و اکنون از آنها می‌خواستیم اسیران ما را [[آزاد]] کنند، می‌پذیرفتند. پس اکنون از شما که از آنها برترید، بیشتر [[انتظار]] [[عنایت]] داریم. [[خطبه]] زهیر کوتاه، ولی مؤثر بود. او سپس قصیده رائیه خود را با مطلع «{{عربی|امنن علینا رسول الله فی کرم / فانک المرء نرجوه و ننتظر}}» قرائت کرد. زهیر در این اشعار پیامبر{{صل}} را [[مدح]] گفت و درخواست کرد آن حضرت بر آنان [[منت]] نهد و اسیرانشان را [[آزاد]] سازد. متن [[خطبه]] و اشعار زهیر در منابع مختلف ثبت شده است، اگرچه شمار ابیات در منابع یکسان نیستند و از سه تا [[دوازده]] [[بیت]] متغیرند<ref>برای خطبه زهیر و اشعار او ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۷، ص۱۰۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۱، ص۳۶۰-۳۶۱؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۱۷، ص۳۴۱-۳۴۲؛ ابن سید الناس، عیون الأثر فی فنون المغازی والشمائل والسیر، ج۲، ص۲۴۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۲۰، ص۶۰۶-۶۰۷.</ref>. در این اشعار اصطلاحات و تعبیرهایی به کار رفته که بیانگر [[اسلام آوردن]] [[زهیر بن صرد]] است.
 
آورده‌اند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وقتی این اشعار را شنید، گفت: «{{عربی|ان أحسن الحدیث اصدقه}}؛ بهترین سخنان راست‌ترین آنهاست<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۵۱.</ref>». ظاهراً بتوان از این جمله [[انکار]] و [[اکراه]] پیامبر اکرم{{صل}} را نسبت به [[شعر]] دریافت. اما برخی در این‌باره نظری دیگر دارند؛ ابن عبدربه که تنها سه بیت از اشعار زهیر بن صرد را نقل کرده، از آن برای توجه دادن به جایگاه شعر نزد پیامبر اکرم{{صل}} بهره برده و تحت تأثیر قرار گرفتن آن حضرت و موافقت ایشان با درخواست هیئت [[نمایندگی]] [[هوازن]] پس از شنیدن این اشعار را بیانگر جایگاه شایسته [[شعر]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} تلقی کرده است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۶، ص۱۲۹.</ref>. نویسندگان سده‌های بعد به اشعار زهیر بن صرد توجه و استناد کرده‌اند؛ صالحی شامی هنگام معنا کردن دو واژه «المرء»<ref>کسی که دارای مروت کامل است.</ref> و «الارجح»<ref>کسی که در علم و فضل سرآمد همگان است.</ref>، آنها را از [[صفات پیامبر]] [[پیامبر|اکرم]]{{صل}} دانسته و در این‌باره، به کاربرد این نام‌ها و صفات برای پیامبر{{صل}} در قصیده زهیر بن صرد استناد جسته است<ref>صالحی شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۱، ص۴۲۷ و ص۵۱۰.</ref>.
مطابق برخی گزارش‌ها، پیامبر{{صل}} تحت تأثیر [[خطبه]] و اشعار زهیر قرار گرفت و به [[گریه]] افتاد<ref>بلعمی، تاریخ‌نامه طبری، ج۳، ص۲۷۸.</ref>. سپس از آنان خواست میان [[اسیران]] و [[غنایم]] یکی را [[انتخاب]] کنند و آنان اسیران را انتخاب کردند. پس پیامبر{{صل}} سهم خود و [[بنی‌هاشم]] را بخشید و [[مهاجران]] و [[انصار]] نیز چنین کردند. دیگران نیز به [[همراهی]] برخاستند و [[پیامبر]]{{صل}} [[وعده]] داد هر کس بخواهد می‌تواند در برابر گذشتن از سهم خود، در نخستین فتح [[مسلمانان]]، شش سهم دریافت کند. این چنین شد که مسلمانان همه [[اسیران]] [[هوازن]] را [[آزاد]] کردند.
در نیمه دوم سده سوم هجری، [[عبیدالله بن رماحس قیسی رملی]]، این [[روایت]] را به واسطه [[ابوعمر]] [[زیاد بن طارق جشمی]] و او به نقل از [[زیاد بن صرد بن زهیر بن صرد]]، نوه زهیر بن صرد، روایت کرده است<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۷، ص۱۰۸؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۰، ص۳۹۴؛ مقری تلمسانی، نفح الطیب من غصن الأندلس الرطیب، ج۳، ص۱۶۷.</ref>. اسناد این روایت را کسانی مانند [[ابن حجر عسقلانی]] و صالحی شامی [[تأیید]] کرده و سند این روایت را ستوده‌اند<ref>ابن [[حجر]] عسقلانی، [[الاصابه]]، ج۲، ص۴۷۴؛ صالحی شامی، [[سبل الهدی]] والرشاد، ج۵، ص۳۹۲.</ref>.
 
گفته‌اند در جریان آزاد کردن اسیران، [[عینة بن حصن فزاری]] از آزاد کردن پیرزنی هوازنی که سهم او شده بود، خودداری کرد و زهیر بن صرد وقتی [[لجاجت]] او را دید با او به [[مجادله]] پرداخت<ref>نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۷، ص۳۴۳.</ref>. اما [[ابن حجر]] آورده است که این [[زن]] [[همسر]] [[عبدالله بن صرد جشمی]] بود و عبدالله وقتی دید عیینه او را آزاد نمی‌کند، نزد [[پیامبر]]{{صل}} [[شکایت]] برد. ابن حجر این عبدالله را [[برادر]] زهیر بن صرد دانسته است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالرحیم قنوات|قنوات، عبدالرحیم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «زهیر بن صرد»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۴۰۰-۴۰۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۲۷: خط ۱۴:
* [[هوازن]] (قبیله)
* [[هوازن]] (قبیله)
* [[عبدالله بن صرد جشمی]] (برادر)
* [[عبدالله بن صرد جشمی]] (برادر)
* [[ام‌سلمه (همسر پیامبر)| ام‌سلمه]] (خواهر)
* [[زیاد بن صرد بن زهیر بن صرد]] (نواده)
* [[خالد بن ولید]] (پسرعمو)
* [[خالد بن ولید]] (پسرعمو)
* [[زینب بنت اصرم بن حارث بن سباق بن عبدالدار]] (همسر)
* [[زینب بنت اصرم بن حارث بن سباق بن عبدالدار]] (همسر)
خط ۳۷: خط ۲۴:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[عبدالرحیم قنوات|قنوات، عبدالرحیم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زهیر بن صرد»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زهير بن عاصم بن حصين»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۲۱

آشنایی اجمالی

بر اساس نسبی که برای جد وی حصین بن مشمت، آورده‌اند، او از تیره عبدالعزی بن کعب از زیدمناة بن تمیم، از اد بن طابخه، از مضر بود[۱]. برخی منابع وی را در شمار صحابه آورده و گفته‌اند: از وی در خبری مربوط به جدش یاد شده است[۲]. در این خبر آمده است که جد وی، حصین بن مشمت، نزد رسول خدا(ص) رفت و با آن حضرت بر اسلام بیعت کرد و زکات مالش را پرداخت و رسول خدا(ص) نیز به او آب‌هایی بخشید به شرط آنکه مانع استفاده عمومی از آن آب‌ها و فواید آنها نشود، آنها را به فروش نرساند و درختان آنجا را قطع نکند و زهیر بن عاصم در این باره شعری سرود و افتخار کرد[۳]؛ اما به نظر ابن حجر[۴]، این خبر دلالتی بر اینکه وی نزد رسول خدا(ص) آمده باشد، ندارد. به نظر می‌رسد او این اشعار را برای افتخار سروده است؛ اگرچه آن زمان را درک نکرده باشد. با این حال بر اساس برخی منابع وی نزد رسول خدا آمده است[۵].[۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۲۲۰.
  2. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۲۲۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۶.
  3. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۹؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۴۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۷۹.
  4. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.
  5. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۴.
  6. خانجانی، قاسم، مقاله «زهير بن عاصم بن حصين»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۰۲.