←معناشناسی لغوی
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== معناشناسی | == معناشناسی == | ||
واژهپژوهان "[[شجاعت]]" را اسم مصدر از ریشه "ش - ج - ع" و به معنای [قوت قلب، [[دلیری]] و جرئت رویارویی با [[سختیها]] دانستهاند<ref>العین، ج۱، ص۲۱۲، «شجع»؛ المحکم و المحیط الاعظم، ج۱، ص۲۹۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۲۴۹۲، «شجاعت».</ref>. به گفته برخی، دارنده این صفت از [[جنگ]] نمیهراسد و بیواهمه به آن اقدام میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه».</ref>. [[شجاعت]] به معنای [[احتیاط]] نکردن نیست، بلکه انجام دادن کاری است که از آن میترسیم، از این رو برخی آن را در برابر "جبن" قرار دادهاند که ترسی ویژه است و موجب تأثر شدید نفس میشود؛ به گونهای که [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] را از [[انسان]] گرفته و موجب سردرگمی و [[شکست]] او میشود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲.</ref>؛ نه در برابر [[خوف]] (مطلق [[ترس]]) که به معنای واهمه انسان است از آنچه ناخوشایند اوست و او را به حرکت در جهت دفع آن وامیدارد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲؛ نیز نک: ج۱۴، ص۱۴۴.</ref>، چنانکه انسان بر اثر خوف [[تقیه]] میکند. | واژهپژوهان "[[شجاعت]]" را اسم مصدر از ریشه "ش - ج - ع" و به معنای [قوت قلب، [[دلیری]] و جرئت رویارویی با [[سختیها]] دانستهاند<ref>العین، ج۱، ص۲۱۲، «شجع»؛ المحکم و المحیط الاعظم، ج۱، ص۲۹۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۲۴۹۲، «شجاعت».</ref>. به گفته برخی، دارنده این صفت از [[جنگ]] نمیهراسد و بیواهمه به آن اقدام میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه».</ref>. [[شجاعت]] به معنای [[احتیاط]] نکردن نیست، بلکه انجام دادن کاری است که از آن میترسیم، از این رو برخی آن را در برابر "جبن" قرار دادهاند که ترسی ویژه است و موجب تأثر شدید نفس میشود؛ به گونهای که [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] را از [[انسان]] گرفته و موجب سردرگمی و [[شکست]] او میشود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲.</ref>؛ نه در برابر [[خوف]] (مطلق [[ترس]]) که به معنای واهمه انسان است از آنچه ناخوشایند اوست و او را به حرکت در جهت دفع آن وامیدارد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲؛ نیز نک: ج۱۴، ص۱۴۴.</ref>، چنانکه انسان بر اثر خوف [[تقیه]] میکند. | ||
شجاعت در اصطلاح [[اخلاق]]، کیفیتی [[نفسانی]] و از [[فضایل]] اخلاق است<ref>نک: تهذیب الاخلاق، ص۹۷؛ رسائل اخوان الصفاء، ج ۱، ص۴۰۹.</ref>. دانشمندان این رشته آن را منشعب از [[قوه غضبیه]] و حد [[اعتدال]] دو | شجاعت در اصطلاح [[اخلاق]]، کیفیتی [[نفسانی]] و از [[فضایل]] اخلاق است<ref>نک: تهذیب الاخلاق، ص۹۷؛ رسائل اخوان الصفاء، ج ۱، ص۴۰۹.</ref>. دانشمندان این رشته آن را منشعب از [[قوه غضبیه]] و حد [[اعتدال]] دو رذیله اخلاقی تَهوّر (بیباکی) در جهت [[افراط]] و جبن (ترس) در جهت تفریط دانسته<ref>تهذیب الاخلاق، ص۱۰۰، ۱۰۹؛ احیاء علوم الدین، ج۷، ص۲۹ - ۳۰.</ref> و در عین حال آن را به تهور نزدیکتر میدانند<ref>علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۹، «مقدمه».</ref>. | ||
برخی نیز آن را به نیروی خشمی که انسان با آن بر [[دشمن]] [[برتری]] میجوید، تعریف کرده<ref>رسائل الشجرة الالهیه، ص۵۵۷؛ المباحث المشرقیه، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و در تبیین آن گفتهاند شجاعت [[پیروی]] نیروی [[خشم]] و [[انتقام]] از نیروی [[خردمندی]] در اقدام به کارهای مهم و | برخی نیز آن را به نیروی خشمی که انسان با آن بر [[دشمن]] [[برتری]] میجوید، تعریف کرده<ref>رسائل الشجرة الالهیه، ص۵۵۷؛ المباحث المشرقیه، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و در تبیین آن گفتهاند شجاعت [[پیروی]] نیروی [[خشم]] و [[انتقام]] از نیروی [[خردمندی]] در اقدام به کارهای مهم و تشویش نداشتن در انجام دادن کارهای هولناک است<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. | ||
این ویژگی [[اخلاقی]]، منشأ ویژگیهایی دیگر مانند [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است و در مقابل، تهور منشأ [[کبر]] و [[غرور]]؛ نیز جبن منشأ [[ذلت]]، خساست، [[ضعف]]، بیغیرتی و [[حمیت]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص۹۹.</ref>. | این ویژگی [[اخلاقی]]، منشأ ویژگیهایی دیگر مانند [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است و در مقابل، تهور منشأ [[کبر]] و [[غرور]]؛ نیز جبن منشأ [[ذلت]]، خساست، [[ضعف]]، بیغیرتی و [[حمیت]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص۹۹.</ref>. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
===[[شجاعت]] در [[فرماندهی]] === | ===[[شجاعت]] در [[فرماندهی]] === | ||
بر اساس برخی [[آیات قرآن]]، میتوان [[شجاعت]] را شرط فرماندهی در [[جنگ]] دانست. [[بنیاسرائیل]] که از [[دشمن]] به تنگ آمده بودند، از پیامبرشان خواستند فرماندهی<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۶۱۲.</ref> بر آنان بگمارد تا با او به [[جنگ با دشمن]] برخیزند. [[پیامبر]] آنان، پس از آنکه از آنان برای جنگ با دشمن [[تعهد]] گرفت، [[طالوت]] را | بر اساس برخی [[آیات قرآن]]، میتوان [[شجاعت]] را شرط فرماندهی در [[جنگ]] دانست. [[بنیاسرائیل]] که از [[دشمن]] به تنگ آمده بودند، از پیامبرشان خواستند فرماندهی<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۶۱۲.</ref> بر آنان بگمارد تا با او به [[جنگ با دشمن]] برخیزند. [[پیامبر]] آنان، پس از آنکه از آنان برای جنگ با دشمن [[تعهد]] گرفت، [[طالوت]] را فرمانده آنان قرار داد و [[علم]] و توانایی جسمی وی را دو دلیل عمده در [[گزینش]] او به فرماندهی [[بنیاسرائیل]] برشمرد. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوندجنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست. و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۴۷.</ref>. [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|زَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}} را دانش [[سیاست]] و قوت و [[شجاعت]] وی دانسته و همان را سبب [[انتخاب]] [[طالوت]] به [[فرماندهی]] دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۶۱۲ - ۶۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج۶، ص۵۰۵؛ مخزن العرفان، ج۲، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref>. | ||
===[[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] === | ===[[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] === | ||
[[خدای سبحان]] نترسیدن در تبلیغ دین را ستوده: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«همان کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است» سوره احزاب، آیه ۳۹.</ref> و [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] کرده و به ترس از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ}}<ref>«از مردم نهراسید و از من بهراسید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. در آیهای دیگر، ترس از خویش را سزاوارتر از ترس از مردم دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> بر اساس این [[آیه]] و آیه پس از آن: {{متن قرآن|سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ}}<ref>«بنا به سنّت خداوند در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref> میتوان گفت [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]]، وصف همه [[پیامبران]] بوده و آنان در تبلیغ دین از هیچکس جز [[خدا]] نمیهراسیدند <ref>نک: التبیان، ج۸، ص۳۴۵ - ۳۴۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۶؛ مخزن العرفان، ج۱۰، ص۲۳۴.</ref>. [[تبلیغ]] فرستادگان [[عیسی]]{{ع}} به [[انطاکیه]] و ابلاغ رسالت خود در برابر مخالفان پرشمار {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«گفتند: پروردگارمان میداند که ما نزد شما فرستاده شدهایم؛ و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست گفتند: ما به شما فال بد میزنیم، اگر دست نکشید، سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید» سوره یس، آیه ۱۶-۱۸.</ref> و | [[خدای سبحان]] نترسیدن در تبلیغ دین را ستوده: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«همان کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است» سوره احزاب، آیه ۳۹.</ref> و [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] کرده و به ترس از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ}}<ref>«از مردم نهراسید و از من بهراسید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. در آیهای دیگر، ترس از خویش را سزاوارتر از ترس از مردم دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> بر اساس این [[آیه]] و آیه پس از آن: {{متن قرآن|سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ}}<ref>«بنا به سنّت خداوند در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref> میتوان گفت [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]]، وصف همه [[پیامبران]] بوده و آنان در تبلیغ دین از هیچکس جز [[خدا]] نمیهراسیدند <ref>نک: التبیان، ج۸، ص۳۴۵ - ۳۴۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۶؛ مخزن العرفان، ج۱۰، ص۲۳۴.</ref>. [[تبلیغ]] فرستادگان [[عیسی]]{{ع}} به [[انطاکیه]] و ابلاغ رسالت خود در برابر مخالفان پرشمار {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«گفتند: پروردگارمان میداند که ما نزد شما فرستاده شدهایم؛ و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست گفتند: ما به شما فال بد میزنیم، اگر دست نکشید، سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید» سوره یس، آیه ۱۶-۱۸.</ref> و پشتیبانی منتهی به [[شهادت]] [[حبیب نجار]] ([[مؤمن]] [[آل یاسین]])<ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۱۴۵؛ التفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۵۰۹؛ نور الثقلین، ج۴، ص۳۸۴.</ref> از فرستادگان عیسی و [[اعلان]] ایمانش به آنان {{متن قرآن|وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}} <ref>و از دورترین جای شهر مردی شتابان آمد؛ گفت: ای قوم من، از این فرستادگان پیروی کنید. از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید. و چرا باید کسی را نپرستم که مرا آفریده است و به سوی او بازگردانده میشوید؟ آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟ من در آن صورت بیگمان در گمراهی آشکاری خواهم بود. من به پروردگار شما به راستی ایمان آوردهام پس (سخن) مرا بشنوید. گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) میدانستند؛ سوره یس، آیه: ۲۰ - ۲۶.</ref> را نیز میتوان از دیگر موارد [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] دانست<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref>. | ||
===[[شجاعت]] در [[عمل به دین]] === | ===[[شجاعت]] در [[عمل به دین]] === | ||