تفویض در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۰۵۵ بایت اضافه‌شده ،  یک‌شنبهٔ ‏۰۹:۵۰
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تفویض
| موضوع مرتبط = تفویض
| عنوان مدخل  = [[تفویض]]
| عنوان مدخل  = تفویض
| مداخل مرتبط = [[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در حدیث]] - [[تفویض در کلام اسلامی]] - [[تفویض در فلسفه اسلامی]] - [[تفویض در عرفان اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[تفویض در لغت]] - [[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = تفویض (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] تفویض که در آن، کلمه تفویض به صورت مصدر و یا مشتقات آن ذکر شده باشد، منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] (غافر) است. ما در این جا علاوه بر این آیه، از چهار آیه دیگری که در سوره‌های [[انفال]] و [[توبه]] است و در آن، الفاظ: {{متن قرآن|حَسْبَكَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبُنَا اللَّهُ}} آمده، استمداد نموده و معنای تفویض را با آنها تبیین می‌کنیم. بنابراین، ابتدا از منابع لغت، به بررسی لغوی تفویض می‌پردازیم، و پس از آن، با استفاده از کتب [[تفسیر]]، آیات مذکور را تحقیق کرده و سپس با استفاده از کتب [[تفسیر روایی]]، [[روایات]] مربوط به آیات را بررسی می‌نماییم، و سرانجام با استمداد از عنایات خاص و الطاف [[حضرت حق]] جل و علا، به [[تدبر در آیات]] مذکور می‌پردازیم<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۶۹.</ref>.
== معناشناسی ==
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می‌گوید: قوله: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به سوی او باز گردانم، و اصل آن از قول: {{عربی|ما لهم‏ فَوْضَى‏ بينهم‏}} است؛ یعنی آنچه برای آنان است، در بینشان به طور مساوی است و از آن مورد است: {{عربی|شرکة المفاوضه}}؛ یعنی شرکتی که در آن، [[تساوی]] در کار شرکت باشد<ref>مفردات، ص۴۰۱.</ref>. فخرالدین در [[مجمع‌البحرین]] فرموده: قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به او رد نمودم (باز گرداندم)، و از آن است دعای: {{عربی|فوضت امری الیک}}؛ یعنی آن را به تو واگذار کردم و تو را در آن [[حاکم]] قرار دادم، و از آن است قوله: {{متن حدیث|قَدْ فَوَّضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} أَمْرَ دِينِهِ وَ لَمْ‏ يُفَوِّضْ‏ إِلَيْهِ‏ تَعَدِّيَ‏ حُدُودِهِ}}؛ یعنی [[خدای تعالی]] [[امر]] دینش را به [[پیامبر]]{{صل}} واگذار نموده، و [[تجاوز]] کردن از حدودش را به او واگذار نکرده است، و قول معصوم{{عم}} است که: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ‏ إِلَى‏ الْمُؤْمِنِ‏ أُمُورَهُ‏ كُلَّهَا}}؛ یعنی [[خداوند]] همه امورش را به [[مؤمن]] واگذار نموده است. شاید مراد از آن، واگذار نمودن امور [[مباح]] است؛ به این معنا که در [[محاسبه]]، آن را از او مؤاخذه نمی‌کند، و آن از قبیل [[اذن]] است برای مؤمن در هر چیزی به جز [[اهانت]] نمودن به نفس خودش، لکن آن از چیزهایی است که [[ثواب]] [[تواضع]] برای [[خدا]] و [[ذلیل]] نمودن نفس را از بین می‌برد. مفاوضه به معنای [[مساوات]] و مشارکت داشتن در هر چیزی است، و آن، از باب مفاعله است و از آن جمله است، تفاوض دو [[شریک]] در [[مال]]، هنگامی که در جمیع آن با هم شریک باشند. در [[حدیث]] است: {{متن حدیث|مَنْ قَالَ‏ بِالتَّفْوِيضِ‏ فَقَدْ أَخْرَجَ‏ اللَّهَ‏ عَنْ‏ سُلْطَانِهِ‏}}: کسی که قایل به تفویض شود، خداوند را از [[سلطه]] نسبت به آن، خارج نموده است، و در خبر است: {{متن حدیث|لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ‏ أَمْرٌ بَيْنَ‏ أَمْرَيْنِ‏}}: نه [[اجبار]] محض است و نه [[اختیار]] مطلق؛ لکن امری بین اجبار و اختیار است. کسانی که قایل به تفویض هستند، [[معتزله]] می‌باشند؛ نظر آنان این است که خدا کار [[بندگان]] را به خودشان واگذار نموده است<ref>مجمع البحرین، ص۳۳۲.</ref>.
در [[فرهنگ]] لغات فرموده: تفویض؛ یعنی واگذار کردن امر یا چیز، و تفاوض؛ یعنی شریک شدن در کار و کنکاش کردن در امری با هم. مفاوضه؛ یعنی شریک و برابر بودن در چیزی، [[برابری]] کردن در کار و شخص، [[مذاکره]] در امری یا [[علمی]]، بیان کردن هر کس رأی خود را در آن<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۶۵۴.</ref>.
در فرهنگ عمید گفته: تفویض؛ یعنی واگذار کردن کاری یا چیزی به کسی، واگذاشتن و سپردن، نام طریقه و مسلکی هم هست که طرفداران آن، [[مفوضه]] نامیده می‌شوند؛ به [[عقیده]] آنان، [[خداوند]] به ایشان [[آزادی]] و [[قدرت]] داده و [[اختیار]] را به او تفویض کرده، و هر کسی در [[اعمال]] و [[افعال]] خود قادر و مختار می‌باشد (ضد جبریه)<ref>فرهنگ عمید، ص۹۶ و ۴۰۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۷۰.</ref>


== تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]] ==
== تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]] ==
خط ۲۲: خط ۳۱:


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، بر وجه [[خوف]] و [[وعظ]] به آنان فرموده: پس به زودی متذکر خواهید شد، صحت آنچه را که برای شما می‌گوییم، هنگامی که [[عذاب]] [[روز قیامت]] بر شما حاصل گردید، و گفته‌اند: به هنگام [[نزول]] عذاب بر شما آنچه را از [[نصیحت]] به شما می‌گویم، متذکر خواهید شد و من کارم را به [[خدای تعالی]] [[تسلیم]] کرده و بر او [[توکل]] می‌نمایم و بر [[لطف]] او اعتماد و [[اطمینان]] دارم. در این جا “امر” اسم جنس است. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}: یعنی خدای تعالی به احوال آنان داناست، و به آنچه از [[طاعت]] و [[معصیت]] که انجام می‌دهند، عالم است<ref>تبیان، ج۹، ص۸۰؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۲۵.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، بر وجه [[خوف]] و [[وعظ]] به آنان فرموده: پس به زودی متذکر خواهید شد، صحت آنچه را که برای شما می‌گوییم، هنگامی که [[عذاب]] [[روز قیامت]] بر شما حاصل گردید، و گفته‌اند: به هنگام [[نزول]] عذاب بر شما آنچه را از [[نصیحت]] به شما می‌گویم، متذکر خواهید شد و من کارم را به [[خدای تعالی]] [[تسلیم]] کرده و بر او [[توکل]] می‌نمایم و بر [[لطف]] او اعتماد و [[اطمینان]] دارم. در این جا “امر” اسم جنس است. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}: یعنی خدای تعالی به احوال آنان داناست، و به آنچه از [[طاعت]] و [[معصیت]] که انجام می‌دهند، عالم است<ref>تبیان، ج۹، ص۸۰؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۲۵.</ref>.
[[شیخ طبرسی]] و در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] پیامبرش را مخاطب قرار داده و می‌فرماید: اگر کسانی که از تو [[طلب]] [[صلح]] می‌کنند و در این صلح با تو [[خدعه]] می‌نمایند؛ یعنی با درخواست صلح، قصدشان دفع [[یاران]] توست که آنان را از آماده بودن و ادامه [[جنگیدن]] باز دارند و فرصتی را برای [[تجدید]] قوای خود فراهم سازند و علیه شما [[جنگ]] را آغاز کنند، بدون این که شما [[آمادگی]] برای جنگیدن داشته باشید، پس البته، [[خدای تعالی]] در [[پشتیبانی]] نمودن، تو را کفایت می‌کند. اوست که تو را از جانب خودش به وسیله [[مؤمنین]] [[قوی]] گردانید و علیه دشمنانت [[یاری]] نمود<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.
[[شیخ طبرسی]] و در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] پیامبرش را مخاطب قرار داده و می‌فرماید: اگر کسانی که از تو [[طلب]] [[صلح]] می‌کنند و در این صلح با تو [[خدعه]] می‌نمایند؛ یعنی با درخواست صلح، قصدشان دفع [[یاران]] توست که آنان را از آماده بودن و ادامه [[جنگیدن]] باز دارند و فرصتی را برای تجدید قوای خود فراهم سازند و علیه شما [[جنگ]] را آغاز کنند، بدون این که شما [[آمادگی]] برای جنگیدن داشته باشید، پس البته، [[خدای تعالی]] در [[پشتیبانی]] نمودن، تو را کفایت می‌کند. اوست که تو را از جانب خودش به وسیله [[مؤمنین]] [[قوی]] گردانید و علیه دشمنانت [[یاری]] نمود<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} هم فرموده: با خطاب به [[پیامبر]] او را به جنگ با [[کفار]] و به برانگیخته شدنش علیه آنان امر نمود و فرمود: {{متن قرآن|حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}؛ یعنی خدای تعالی تو را کافی است و از مؤمنین، آنان را که از تو [[پیروی]] و [[تبعیت]] می‌کنند (هم) کافی است. [[حسن]] گفته است: {{عربی|الله حسبک و حسب من اتبعک من المؤمنین}}؛ یعنی خدای تعالی تو را و آنان را کفایت می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} هم فرموده: با خطاب به [[پیامبر]] او را به جنگ با [[کفار]] و به برانگیخته شدنش علیه آنان امر نمود و فرمود: {{متن قرآن|حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}؛ یعنی خدای تعالی تو را کافی است و از مؤمنین، آنان را که از تو [[پیروی]] و [[تبعیت]] می‌کنند (هم) کافی است. [[حسن]] گفته است: {{عربی|الله حسبک و حسب من اتبعک من المؤمنین}}؛ یعنی خدای تعالی تو را و آنان را کفایت می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۷.</ref>.
خط ۵۷: خط ۶۶:


== تفویض در [[تفاسیر]] [[روایی]] ==
== تفویض در [[تفاسیر]] [[روایی]] ==
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}} در [[مصباح الشریعه]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ:‏ الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى كَمَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: رَضِيتُ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لِي‏ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى خَالِقِي‏ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ فِيمَا مَضَى‏ كَذَلِكَ يُحْسِنُ فِيمَا بَقِيَ‏؛ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ}}‏ {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ. وَ التَّفْوِيضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُكْمٌ فَمَن‏ أَتَى بِأَحْكَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْكِهِ التَّدْبِيرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ كُلِّ هِمَّةٍ غَيْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِيقِ الْوَعْدِ وَ الْيَاءُ الْيَأْسُ مِنْ نَفْسِكَ وَ الْيَقِينُ بِرَبِّكَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِيرِ الصَّافِي لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَيْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا يُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِيعِ الْآفَاتِ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا مُعَافًى بِدِينِهِ}}؛ ‌یعنی [[امام صادق]] {{ع}} فرموده: کسی که امرش را به [[خدای تعالی]] واگذار کند، در [[آسایش]] دایمی به سر می‌برد، و [[زندگی]] او همیشه خوش و فراخ و وسیع است، و کسی که حقیقتاً واگذارنده امر به [[خدا]] باشد، هر [[عزم]] و اراده‌ای را به جز خدای تعالی در [[حکم]] عدم می‌داند؛ هم چنان که [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]] {{ع}}، فرمود: به آنچه خدای تعالی قسمت من نموده است، [[راضی]] هستم؛ کارم را به [[آفریدگار]] واگذار کرده‌ام، همان طور که خدای تعالی در آنچه بر من گذشته، به [[نیکوترین]] وجه گذارنده، و در مابقی نیز این چنین [[نیکو]] خواهد گذراند. [[خدای عزوجل]] درباره [[مؤمن آل فرعون]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ }}، و کلمة تفویض پنج حرف دارد: (ت ف و ی ض)، و برای هر حرفی از آن، حکمی است. پس کسی که [[احکام]] آن را به جا آورد، به آن دست یافته است. “تاء”، حکم ترک [[تدبیر]]، در کار دنیاست، و “فاء”، حکم فنا و عدم دانستن همه چیز است به جز خدای تعالی، و “واو”، حکم [[وفا به عهد]] است، و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]]، و “یاء”، حکم [[یأس]] و [[ناامیدی]] است از نفس خودت، و [[یقین]] داشتن است نسبت به [[پروردگار]]، و “ضاد”، حکم [[ضمیر]] و [[باطن]] مصفا برای خدای تعالی و [[ضرورت]] به سوی اوست، و کسی که امورش را به خدای تعالی واگذار می‌نماید، صبح نمی‌کند، جز این که از جمیع آفات به [[سلامت]] است، و [[شام]] نمی‌کند، جز اینکه [[دین]] او سالم (و مصون از آفات) است<ref>نورالثقلین، ج۴، حدیث ۵۰.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}} در [[مصباح الشریعه]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ:‏ الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى كَمَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: رَضِيتُ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لِي‏ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى خَالِقِي‏ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ فِيمَا مَضَى‏ كَذَلِكَ يُحْسِنُ فِيمَا بَقِيَ‏؛ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ}}‏ {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ. وَ التَّفْوِيضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُكْمٌ فَمَن‏ أَتَى بِأَحْكَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْكِهِ التَّدْبِيرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ كُلِّ هِمَّةٍ غَيْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِيقِ الْوَعْدِ وَ الْيَاءُ الْيَأْسُ مِنْ نَفْسِكَ وَ الْيَقِينُ بِرَبِّكَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِيرِ الصَّافِي لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَيْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا يُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِيعِ الْآفَاتِ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا مُعَافًى بِدِينِهِ}}؛ ‌یعنی [[امام صادق]] {{ع}} فرموده: کسی که امرش را به [[خدای تعالی]] واگذار کند، در [[آسایش]] دایمی به سر می‌برد، و [[زندگی]] او همیشه خوش و فراخ و وسیع است، و کسی که حقیقتاً واگذارنده امر به [[خدا]] باشد، هر [[عزم]] و اراده‌ای را به جز خدای تعالی در [[حکم]] عدم می‌داند؛ هم چنان که [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]] {{ع}}، فرمود: به آنچه خدای تعالی قسمت من نموده است، [[راضی]] هستم؛ کارم را به [[آفریدگار]] واگذار کرده‌ام، همان طور که خدای تعالی در آنچه بر من گذشته، به [[نیکوترین]] وجه گذارنده، و در مابقی نیز این چنین [[نیکو]] خواهد گذراند. [[خدای عزوجل]] درباره [[مؤمن آل فرعون]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ }}، و کلمة تفویض پنج حرف دارد: (ت ف و ی ض)، و برای هر حرفی از آن، حکمی است. پس کسی که [[احکام]] آن را به جا آورد، به آن دست یافته است. “تاء”، حکم ترک [[تدبیر]]، در کار دنیاست، و “فاء”، حکم فنا و عدم دانستن همه چیز است به جز خدای تعالی، و “واو”، حکم [[وفا به عهد]] است، و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]]، و “یاء”، حکم [[یأس]] و [[ناامیدی]] است از نفس خودت، و [[یقین]] داشتن است نسبت به [[پروردگار]]، و “ضاد”، حکم ضمیر و [[باطن]] مصفا برای خدای تعالی و [[ضرورت]] به سوی اوست، و کسی که امورش را به خدای تعالی واگذار می‌نماید، صبح نمی‌کند، جز این که از جمیع آفات به [[سلامت]] است، و [[شام]] نمی‌کند، جز اینکه [[دین]] او سالم (و مصون از آفات) است<ref>نورالثقلین، ج۴، حدیث ۵۰.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، [[شرف‌الدین]] نجفی در [[تأویل]] آن گوید: در کتاب حلیة الأولیاء، [[ابونعیم]] به طریق خودش از [[ابوهریره]]، این چنین ذکر نموده: [[آیه]] در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]] نازل گشته و آن است معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>برهان، ص۴۰۲.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، [[شرف‌الدین]] نجفی در [[تأویل]] آن گوید: در کتاب حلیة الأولیاء، [[ابونعیم]] به طریق خودش از [[ابوهریره]]، این چنین ذکر نموده: [[آیه]] در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]] نازل گشته و آن است معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>برهان، ص۴۰۲.</ref>.
# در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]] {{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
# در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]] {{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
خط ۱۰۱: خط ۱۱۰:
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>


==== [[حکم]] [[ضمیر]] و [[باطن]] مصفا داشتن برای [[خدای تعالی]] و ضروری بودن حکم به [[رجعت]] به سوی [[خدا]] تعالی است ====
==== [[حکم]] ضمیر و [[باطن]] مصفا داشتن برای [[خدای تعالی]] و ضروری بودن حکم به [[رجعت]] به سوی [[خدا]] تعالی است ====
کسی که ضمیر و باطن مصفا را برای خدای تعالی اختصاص دهد و از سر [[اخلاص]] خدا را بخواند، [[خوف]] و حزنی برای او نیست، و هیچ کس [[دینی]] بهتر از او ندارد. چنین بنده‌ای [[رستگار]] بوده و به دستاویز محکم و [[استواری]] چنگ زده است که او زنده بوده و هیچ [[الهی]] به جز او نیست:
کسی که ضمیر و باطن مصفا را برای خدای تعالی اختصاص دهد و از سر [[اخلاص]] خدا را بخواند، [[خوف]] و حزنی برای او نیست، و هیچ کس [[دینی]] بهتر از او ندارد. چنین بنده‌ای [[رستگار]] بوده و به دستاویز محکم و [[استواری]] چنگ زده است که او زنده بوده و هیچ [[الهی]] به جز او نیست:
#{{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>.
#{{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>.
خط ۱۴۴: خط ۱۵۳:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:تفویض]]
۸۰٬۳۷۲

ویرایش