تفویض در لغت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = تفویض | | موضوع مرتبط = تفویض | ||
| عنوان مدخل = تفویض | | عنوان مدخل = تفویض | ||
| مداخل مرتبط = [[تفویض در لغت]] - [[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در کلام اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[تفویض در لغت]] - [[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در کلام اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
«[[تفویض]]» در لغت به معنای واگذار کردن و [[تسلیم]] امری به دیگری و حاکم کردن او در آن امر است<ref>ابن زکریا، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۴، ص۴۶۰؛ جوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، ج۳، ص۱۰۹۹؛ المصباح المنیر، | «[[تفویض]]» در لغت به معنای واگذار کردن و [[تسلیم]] امری به دیگری و حاکم کردن او در آن امر است<ref>ابن زکریا، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۴، ص۴۶۰؛ جوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، ج۳، ص۱۰۹۹؛ المصباح المنیر، ص۴۸۳؛ تاج العروس، ج۵، ص۷۱.</ref> و معانی و مصادیق متعددی دارد؛ اما آنچه به بحث ما مربوط است، [[تفویض تکوینی]] [[افعال]] از سوی [[خدا]] به [[انسانها]]ست. به این معنا که [[خداوند]] [[قدرت]] انجام [[کارها]] را به انسانها واگذاشته و خود از این قدرت کنار کشیده است و بر افعالی که از انسانها صادر میشود، قادر نیست. بدین ترتیب انسانها پس از دریافت قدرت عملی، در انجام [[اعمال]] خویش مستقل بوده و تحقق افعالشان منوط به [[اذن]] و [[اجازه]] [[تکوینی]] خدا نیست<ref>درباره معانی مختلف تفویض و اثبات این که چه کسانی از مصادیق اعتقاد به تفویض به معنای حاضرند، بنگرید به: برنجکار، رضا، «مفوضه چه کسانی هستند؟» مجله معرفت، شماره ۱۶.</ref>.<ref>[[محمد بیابانی|بیابانی، محمد]]، [[جبر و اختیار و عدل الهی (مقاله)| مقاله «جبر و اختیار و عدل الهی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۳۱۰.</ref> | ||
در اصطلاح [[علم کلام]]، عبارت است از [[اعتقاد]] به اینکه [[خداوند]]، پس از [[آفرینش]] [[بندگان]]، آنان را به خود واگذاشته، در [[اعمال]] آنان هیچ نقشی ندارد. این اعتقاد را به [[معتزله]] نیز نسبت دادهاند<ref>الملل والنحل، ج۲، ص۵۹.</ref>. در [[علم ملل و نحل]] این لغت [[سرنوشت]] دیگری پیدا کرده است و «[[مفوضه]]» را گروهی دانستهاند که دارای اعتقاداتی به شرح زیرند: «خداوند واحد [[ازلی]]، شخصی کامل را به جای خود گذاشت و [[تدبیر]] و [[خلقت عالم]] را به او واگذار کرد. این شخص همانا محمد{{صل}} و علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و بقیه ائمهاند که در معنا یکی هستند». «[[معرفت]] خدای قدیم ازلی نیست و باید محمد{{صل}} را [[شناخت]] که خالقی است که امر آفرینش به او واگذار شده است». «صفاتی که در [[قرآن]] برای خداوند ذکر شده است، مانند واحد، [[صمد]]، [[قاهر]]، [[خالق]]، باری و [[حی]]، [[حقیقت]] آنها از خداوند قدیم ساقط شده و به آنانی منتقل شده که امر به ایشان واگذار شده است». | |||
«خداوند واحد [[ازلی]]، شخصی کامل را به جای خود گذاشت و [[تدبیر]] و [[خلقت عالم]] را به او واگذار کرد. این شخص همانا محمد{{صل}} و علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و بقیه ائمهاند که در معنا یکی هستند». | |||
«[[معرفت]] خدای قدیم ازلی نیست و باید محمد{{صل}} را [[شناخت]] که خالقی است که امر آفرینش به او واگذار شده است». | |||
«صفاتی که در [[قرآن]] برای خداوند ذکر شده است، مانند واحد، [[صمد]]، [[قاهر]]، [[خالق]]، باری و [[حی]]، [[حقیقت]] آنها از خداوند قدیم ساقط شده و به آنانی منتقل شده که امر به ایشان واگذار شده است». | |||
«محمد، خالق [[آسمانها]] و [[زمین]] و [[کوهها]] و [[انسانها]] و [[جن]] و بالاخره آنچه در عالم است، میباشد»<ref>اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات والفرق، ص۶۱-۶۰. همچنین برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به: اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، ص۱۴؛ مشکور، محمد جواد، تاریخ شیعه و فرقههای اسلام تا قرن چهارم هجری، ص۱۸۲؛ اقبال آشتیانی، عباس، خاندان نوبختی، ص۲۶۳؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۴۵.</ref>. | «محمد، خالق [[آسمانها]] و [[زمین]] و [[کوهها]] و [[انسانها]] و [[جن]] و بالاخره آنچه در عالم است، میباشد»<ref>اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات والفرق، ص۶۱-۶۰. همچنین برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به: اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، ص۱۴؛ مشکور، محمد جواد، تاریخ شیعه و فرقههای اسلام تا قرن چهارم هجری، ص۱۸۲؛ اقبال آشتیانی، عباس، خاندان نوبختی، ص۲۶۳؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۴۵.</ref>. | ||
در [[روایات]] [[شیعی]]، تفویض در معانی گوناگونی به کار رفته است<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، ج۲، ص۹-۲؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۴۴-۳۲۸.</ref>. در بعضی از این روایات، تفویض به معنای واگذاری امر آفرینش و روزی رسانی [[انکار]] شده است؛ اما بر تفویض به معنای واگذاری امر [[دین]] به [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} صحه گذاردهاند<ref>اصول کافی، ج۲، ص۷ و ۵، ج۶ و ۴؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۱.</ref>. در روایتی دیگر، [[امام رضا]]{{ع}} [[مفوضه]] را [[مشرک]] دانسته و [[شیعیان]] خود را از هرگونه ارتباط با آنان برحذر داشته است<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۲.</ref>. | در [[روایات]] [[شیعی]]، تفویض در معانی گوناگونی به کار رفته است<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، ج۲، ص۹-۲؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۴۴-۳۲۸.</ref>. در بعضی از این روایات، تفویض به معنای واگذاری امر آفرینش و روزی رسانی [[انکار]] شده است؛ اما بر تفویض به معنای واگذاری امر [[دین]] به [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} صحه گذاردهاند<ref>اصول کافی، ج۲، ص۷ و ۵، ج۶ و ۴؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۱.</ref>. در روایتی دیگر، [[امام رضا]]{{ع}} [[مفوضه]] را [[مشرک]] دانسته و [[شیعیان]] خود را از هرگونه ارتباط با آنان برحذر داشته است<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۲.</ref>. | ||
همین [[اختلاف]] معانی [[تفویض]] در [[روایات]]، [[علامه مجلسی]] را واداشت تا به تفصیل درباره بیان معانی مختلف تفویض - همانند تفویض در امر [[دین]]، تفویض در [[اداره جامعه]]، تفویض در بیان [[علوم]] و [[احکام]]، تفویض در کیفیت [[حکم]] و [[داوری]] و تفویض در [[بخشش]] -سخن گوید<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۵۰-۳۴۷.</ref>. آنچه در اینجا مورد نظر است، بخش اول، آن هم به معنای اداره استقلالی [[ائمه]]{{عم}} در [[آفرینش]] و روزیرسانی آنان است که میتوانیم از آن به «[[ولایت تکوینی]] کلی بر [[جهان]]» تعبیر کنیم | |||
همین [[اختلاف]] معانی [[تفویض]] در [[روایات]]، [[علامه مجلسی]] را واداشت تا به تفصیل درباره بیان معانی مختلف تفویض - همانند تفویض در امر [[دین]]، تفویض در [[اداره جامعه]]، تفویض در بیان [[علوم]] و [[احکام]]، تفویض در کیفیت [[حکم]] و [[داوری]] و تفویض در [[بخشش]] -سخن گوید<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۵۰-۳۴۷.</ref>. آنچه در اینجا مورد نظر است، بخش اول، آن هم به معنای اداره استقلالی [[ائمه]]{{عم}} در [[آفرینش]] و روزیرسانی آنان است که میتوانیم از آن به «[[ولایت تکوینی]] کلی بر [[جهان]]» تعبیر کنیم<ref>[[نعمتالله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمتالله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۸۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||