حیات طیبه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶۰ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۰۹:۳۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰: خط ۲۰:
در دیدگاهی دیگر، "حیات طیب" به زندگانی در [[قبر]] و [[برزخ]] [[تفسیر]] شده است<ref>زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۹؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>. مستند آن، روایتی است که قبر را [[باغی]] از بستان‌های بهشتی یا گودالی از گودال‌های [[آتش]] می‌شناساند<ref> روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴.</ref>؛ یا بدین جهت است که جمله "ولَنَجزِینَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلون" را در [[آیه]]{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> درباره بهشت آخرت دانسته‌اند<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. شاید سخن کسانی که حیات طیب را [[حیات]] [[آخرتی]] و سرای باقی و دائمی بهشتی می‌دانند، صحیح‌تر باشد<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>؛ ولی چون از یک‌سو باید امکان برخورداری از آن از پیش فراهم شود: {{متن قرآن|يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ}}<ref>«می‌گوید: کاش برای (این) زندگیم (توشه‌ای) پیش می‌فرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.</ref> ـ زیرا [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است:{{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.</ref>ـ و از سوی دیگر، حیات طیب در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به دنیا یا آخرت مقید نشده است، می‌توان گفت مراد از آن، حیات معنوی [[قلب]] و سریره [[انسان]]<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> و زندگی حقیقی و نوری است که حیاتی نو و جدا از زندگانی [[دنیایی]] طبیعی و همگانی است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> و به مراتب، بالاتر و ارزشمندتر از آن است<ref>المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>: {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> چون حیات یاد شده با تجرّد انسان از موادّ بدنی و درآمدن وی در سلک مجردات به دست می‌آید<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.</ref>{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref><ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۳؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۴ ـ ۵۰۵.</ref> و از [[دنیا]] می‌آغازد و تا [[برزخ]] و [[قیامت]] کبرا پایسته است و در آنجا کامل‌تر ظاهر می‌شود<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>، همیشگی است و مرگی پس از آن تصور نمی‌شود<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>، هرچند به ظاهر چنین [[انسانی]] کشته شود: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref><ref> المیزان، ج ۲، ص ۱۸۷.</ref>؛ برخلاف [[زندگی]] طبیعی که با [[حیات طیب]] سنجیدنی نیست و در جنب آن [[حیات]] شمرده نمی‌شود: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷؛ مبدأ و معاد، ص ۳۹۸.</ref>، بلکه [[مرگ]] تدریجی است و در آن بافت‌های بدن همواره میان مرگ و حیات‌اند<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>. مراد از حیات طیب این نیست که همان حیات [[دنیایی]] و همگانی در اصل [[پایدار]] مانده و تنها صفت آن از خبیث به [[طیب]] [[تغییر]] یابد، وگرنه باید در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به جای {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}} تعبیر "فلنطیبن حیوته" به کار می‌رفت<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref>، بلکه حیات طیب، زندگی جداگانه و نوی است که به حیات پیشین پیوسته است و تفاوت آن با حیات قبلی و مشترک از [[جایگاه]] برترِ آن برمی‌خیزد، از این‌رو بهره‌مند از [[نعمت]] حیات طیب عینا همان شخصی است که پیش‌تر تنها نعمت حیات عمومی داشته و اکنون به زندگانی بالاتری دست یافته است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. بر اساس این نظر، بسیاری از سخنان در [[تفسیر]] حیات طیب را می‌توان آثار آن به شمار آورد؛ مانند قانع بودن [[انسان]] به روزی الهی‌اش<ref>الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴.</ref>، چنان‌که در [[روایات]] [[حیات طیب]] به آن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۳ ـ ۸۴؛ الامالی، ص ۲۷۵؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. برخی [[مفسران]] با نادیده انگاشتن این مطلب، مفهوم [[حیات طیب]] را گسترده پنداشته و تفسیر آن را به مانند [[قناعت]]، از قبیل بیان مصداقِ روشن آن [[گمان]] کرده‌اند<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>
در دیدگاهی دیگر، "حیات طیب" به زندگانی در [[قبر]] و [[برزخ]] [[تفسیر]] شده است<ref>زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۹؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>. مستند آن، روایتی است که قبر را [[باغی]] از بستان‌های بهشتی یا گودالی از گودال‌های [[آتش]] می‌شناساند<ref> روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴.</ref>؛ یا بدین جهت است که جمله "ولَنَجزِینَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلون" را در [[آیه]]{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> درباره بهشت آخرت دانسته‌اند<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. شاید سخن کسانی که حیات طیب را [[حیات]] [[آخرتی]] و سرای باقی و دائمی بهشتی می‌دانند، صحیح‌تر باشد<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>؛ ولی چون از یک‌سو باید امکان برخورداری از آن از پیش فراهم شود: {{متن قرآن|يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ}}<ref>«می‌گوید: کاش برای (این) زندگیم (توشه‌ای) پیش می‌فرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.</ref> ـ زیرا [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است:{{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.</ref>ـ و از سوی دیگر، حیات طیب در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به دنیا یا آخرت مقید نشده است، می‌توان گفت مراد از آن، حیات معنوی [[قلب]] و سریره [[انسان]]<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> و زندگی حقیقی و نوری است که حیاتی نو و جدا از زندگانی [[دنیایی]] طبیعی و همگانی است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> و به مراتب، بالاتر و ارزشمندتر از آن است<ref>المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>: {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> چون حیات یاد شده با تجرّد انسان از موادّ بدنی و درآمدن وی در سلک مجردات به دست می‌آید<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.</ref>{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref><ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۳؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۴ ـ ۵۰۵.</ref> و از [[دنیا]] می‌آغازد و تا [[برزخ]] و [[قیامت]] کبرا پایسته است و در آنجا کامل‌تر ظاهر می‌شود<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>، همیشگی است و مرگی پس از آن تصور نمی‌شود<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>، هرچند به ظاهر چنین [[انسانی]] کشته شود: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref><ref> المیزان، ج ۲، ص ۱۸۷.</ref>؛ برخلاف [[زندگی]] طبیعی که با [[حیات طیب]] سنجیدنی نیست و در جنب آن [[حیات]] شمرده نمی‌شود: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷؛ مبدأ و معاد، ص ۳۹۸.</ref>، بلکه [[مرگ]] تدریجی است و در آن بافت‌های بدن همواره میان مرگ و حیات‌اند<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>. مراد از حیات طیب این نیست که همان حیات [[دنیایی]] و همگانی در اصل [[پایدار]] مانده و تنها صفت آن از خبیث به [[طیب]] [[تغییر]] یابد، وگرنه باید در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به جای {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}} تعبیر "فلنطیبن حیوته" به کار می‌رفت<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref>، بلکه حیات طیب، زندگی جداگانه و نوی است که به حیات پیشین پیوسته است و تفاوت آن با حیات قبلی و مشترک از [[جایگاه]] برترِ آن برمی‌خیزد، از این‌رو بهره‌مند از [[نعمت]] حیات طیب عینا همان شخصی است که پیش‌تر تنها نعمت حیات عمومی داشته و اکنون به زندگانی بالاتری دست یافته است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. بر اساس این نظر، بسیاری از سخنان در [[تفسیر]] حیات طیب را می‌توان آثار آن به شمار آورد؛ مانند قانع بودن [[انسان]] به روزی الهی‌اش<ref>الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴.</ref>، چنان‌که در [[روایات]] [[حیات طیب]] به آن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۳ ـ ۸۴؛ الامالی، ص ۲۷۵؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. برخی [[مفسران]] با نادیده انگاشتن این مطلب، مفهوم [[حیات طیب]] را گسترده پنداشته و تفسیر آن را به مانند [[قناعت]]، از قبیل بیان مصداقِ روشن آن [[گمان]] کرده‌اند<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>


== راه رسیدن به حیات طیب ==
== راه رسیدن به [[حیات طیب]] ==
برای رسیدن به حیات طیّب، مجموع دو عنصر محوری ایمان و عمل صالح لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه موحّد و مسلمان باشد؛ یا ملحد و کافر، چون برای کیفر دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و کفر، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف نفسانی مبتلا به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر می‌بیند.
برای رسیدن به [[حیات]] طیّب، مجموع دو عنصر محوری [[ایمان]] و [[عمل صالح]] لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه [[موحّد]] و [[مسلمان]] باشد؛ یا ملحد و [[کافر]]، چون برای [[کیفر]] دادن، تنها [[قبح]] فعلی کافی است و [[قبح فاعلی]] و [[کفر]]، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف [[نفسانی]] [[مبتلا]] به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم [[اهل اسلام]]، کیفر می‌بیند.


شرط ورود به دوزخ، مجموع کفر و عمل طالح نیست، بلکه صرف طلاح عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر کافران یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و مؤمن نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای بهشت رفتن نصاب ندارد، هرچند پاداش کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در دنیا بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و زندگی مرفهانه دارد؛ یا در آخرت از تخفیف عذاب و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.
شرط ورود به [[دوزخ]]، مجموع کفر و [[عمل]] [[طالح]] نیست، بلکه صرف [[طلاح]] عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر [[کافران]] یکسان نباشد ـ اما [[ورود به بهشت]] به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و [[مؤمن]] نباشد، چون تنها [[حسن فعلی]] دارد نه فاعلی، برای [[بهشت]] رفتن نصاب ندارد، هرچند [[پاداش]] کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در [[دنیا]] بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و [[زندگی]] مرفهانه دارد؛ یا در [[آخرت]] از [[تخفیف]] [[عذاب]] و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.


مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و روح طیّب و طاهر (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان می‌دهد که حیات طیّب به دنیا و رفاه مادی آن ربطی ندارد.
مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و [[روح]] طیّب و طاهر ([[حسن فاعلی]]) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان می‌دهد که حیات طیّب به دنیا و [[رفاه]] مادی آن ربطی ندارد.


گفتنی است:
گفتنی است:
# قرآن کریم عملی را صالح و شایسته می‌‌شمارد که برابر با حجت عصر (اسلام) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه عبادی باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت بیت مقدس نماز بگزارد، عملش صالح نیست، زیرا مطابق با حجّت عصر نیست.
# [[قرآن کریم]] عملی را [[صالح]] و شایسته می‌‌شمارد که برابر با [[حجت عصر]] ([[اسلام]]) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه [[عبادی]] باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت [[بیت]] [[مقدس]] [[نماز]] بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با [[حجّت]] عصر نیست.
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در مقام عمل است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش صالح نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف پیامبران{{عم}} آمده است، درباره گوهر ذات آن‌هاست، پس کسی که گوهر ذاتش صالح است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در [[مقام عمل]] است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار [[بدی]] انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش [[صالح]] نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف [[پیامبران]]{{عم}} آمده است، درباره گوهر [[ذات]] آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش [[صالح]] است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
# کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح روح آدمی است، چنان‌که صلاح روح نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر روح انسانی اثر می‌گذارند و او را به توبه و انابه وامی‌دارند و گوهر ذات را مؤمن می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر ایمان در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف عمل صالح کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
# کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح [[روح آدمی]] است، چنان‌که صلاح[[روح]] نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر [[روح انسانی]] اثر می‌گذارند و او را به [[توبه]] و [[انابه]] وامی‌دارند و گوهر [[ذات]] را [[مؤمن]] می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر [[ایمان]] در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف [[عمل صالح]] کافی است؛ نه صلاح روح به [[تنهایی]] کارساز.
# ایمان و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آن‌ها در دنیا و بیشترشان در آخرت ظهور می‌کنند. «حیات طیّب» یکی از آثار و نتایج دنیایی یا آخرتی آن دوست و شکر، صبر و رضایت نیز از آثار حیات طیّب‌اند<ref> [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.
# [[ایمان]] و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در [[دنیا]] و بیشترشان در [[آخرت]] ظهور می‌کنند. «[[حیات]] طیّب» یکی از آثار و نتایج [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] آن [[دوست]] و [[شکر]]، [[صبر]] و [[رضایت]] نیز از آثار حیات طیّب‌اند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.


== حیات طیب در گرو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و الغای جنسیت ==
== حیات طیب در گرو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و الغای جنسیت ==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش