حیات طیبه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۱: خط ۲۱:


== راه رسیدن به [[حیات طیب]] ==
== راه رسیدن به [[حیات طیب]] ==
برای رسیدن به [[حیات]] طیّب، مجموع دو عنصر محوری [[ایمان]] و [[عمل صالح]] لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه [[موحّد]] و [[مسلمان]] باشد؛ یا ملحد و [[کافر]]، چون برای [[کیفر]] دادن، تنها [[قبح]] فعلی کافی است و [[قبح فاعلی]] و [[کفر]]، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف [[نفسانی]] [[مبتلا]] به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم [[اهل اسلام]]، کیفر می‌بیند.
برای رسیدن به [[حیات]] طیّب، مجموع دو عنصر محوری [[ایمان]] و [[عمل صالح]] لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه [[موحّد]] و [[مسلمان]] باشد؛ یا ملحد و [[کافر]]، چون برای [[کیفر]] دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و [[کفر]]، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف [[نفسانی]] [[مبتلا]] به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر می‌بیند.


شرط ورود به [[دوزخ]]، مجموع کفر و [[عمل]] [[طالح]] نیست، بلکه صرف [[طلاح]] عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر [[کافران]] یکسان نباشد ـ اما [[ورود به بهشت]] به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و [[مؤمن]] نباشد، چون تنها [[حسن فعلی]] دارد نه فاعلی، برای [[بهشت]] رفتن نصاب ندارد، هرچند [[پاداش]] کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در [[دنیا]] بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و [[زندگی]] مرفهانه دارد؛ یا در [[آخرت]] از [[تخفیف]] [[عذاب]] و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.
شرط ورود به [[دوزخ]]، مجموع کفر و [[عمل]] طالح نیست، بلکه صرف [[طلاح]] عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر [[کافران]] یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و [[مؤمن]] نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای [[بهشت]] رفتن نصاب ندارد، هرچند [[پاداش]] کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در [[دنیا]] بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و [[زندگی]] مرفهانه دارد؛ یا در [[آخرت]] از [[تخفیف]] [[عذاب]] و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.


مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و [[روح]] طیّب و طاهر ([[حسن فاعلی]]) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان می‌دهد که حیات طیّب به دنیا و [[رفاه]] مادی آن ربطی ندارد.
مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و [[روح]] طیّب و طاهر (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان می‌دهد که حیات طیّب به دنیا و [[رفاه]] مادی آن ربطی ندارد.


گفتنی است:
گفتنی است:
# [[قرآن کریم]] عملی را [[صالح]] و شایسته می‌‌شمارد که برابر با [[حجت عصر]] ([[اسلام]]) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه [[عبادی]] باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت [[بیت]] [[مقدس]] [[نماز]] بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با [[حجّت]] عصر نیست.
# [[قرآن کریم]] عملی را [[صالح]] و شایسته می‌‌شمارد که برابر با حجت عصر ([[اسلام]]) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه [[عبادی]] باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت [[بیت]] [[مقدس]] [[نماز]] بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با [[حجّت]] عصر نیست.
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در [[مقام عمل]] است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار [[بدی]] انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش [[صالح]] نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف [[پیامبران]]{{عم}} آمده است، درباره گوهر [[ذات]] آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش [[صالح]] است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در مقام عمل است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش [[صالح]] نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف [[پیامبران]]{{عم}} آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش [[صالح]] است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
# کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح [[روح آدمی]] است، چنان‌که صلاح[[روح]] نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر [[روح انسانی]] اثر می‌گذارند و او را به [[توبه]] و [[انابه]] وامی‌دارند و گوهر [[ذات]] را [[مؤمن]] می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر [[ایمان]] در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف [[عمل صالح]] کافی است؛ نه صلاح روح به [[تنهایی]] کارساز.
# کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح [[روح آدمی]] است، چنان‌که صلاح [[روح]] نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر روح انسانی اثر می‌گذارند و او را به [[توبه]] و [[انابه]] وامی‌دارند و گوهر ذات را [[مؤمن]] می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر [[ایمان]] در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف [[عمل صالح]] کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
# [[ایمان]] و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در [[دنیا]] و بیشترشان در [[آخرت]] ظهور می‌کنند. «[[حیات]] طیّب» یکی از آثار و نتایج [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] آن [[دوست]] و [[شکر]]، [[صبر]] و [[رضایت]] نیز از آثار حیات طیّب‌اند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.
# [[ایمان]] و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در [[دنیا]] و بیشترشان در [[آخرت]] ظهور می‌کنند. «[[حیات]] طیّب» یکی از آثار و نتایج [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] آن [[دوست]] و [[شکر]]، [[صبر]] و [[رضایت]] نیز از آثار حیات طیّب‌اند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.


۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش