|
|
| (۲۶۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/14/9.htm#f23
| | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[دین در لغت]] - [[دین در قرآن]] - [[دین در حدیث]] - [[دین در کلام اسلامی]] - [[دین در فلسفه دین و کلام جدید]] - [[دین در اخلاق اسلامی]] - [[دین در فقه سیاسی]] - [[دین در معارف دعا و زیارات]] - [[دین در معارف و سیره علوی]] - [[دین در معارف و سیره سجادی]] - [[دین در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[دین در جزیرة العرب]]| پرسش مرتبط = }} |
|
| |
|
| *دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و انقیاد<ref>تاج العروس، ج ۱۸، ص ۲۱۵ و ۲۱۶، «دین».</ref>. آمده است. اطاعت و پیروی را بدین جهت دین نامیده اند که اطاعت برای جزا و پاداش است<ref>مجمع البیان، ج ۱ - ۲، ص ۷۱۵.</ref>. نیز دین را به چیزی که معبود به واسطه آن اطاعت میشود، معنا کردهاند<ref>معجم الفروق اللّغویه، ص ۲۹۹.</ref>. در شرع، دین عبارت است از چیزی که وضع آن الهی باشد و صاحبان خرد را به اختیار خود به سوی رستگاری در این دنیا و حسن عاقبت در آخرت هدایت کند و شامل عقاید و اعمال میشود<ref>کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۸۱۴ .</ref>.
| | '''دین''' یا همان [[طاعت]]، انقیاد و [[آیین آسمانی]] عبارت از مجموعهای از [[قوانین]] و تعالیم الهی است که [[خردمندان]] را به [[پیروی]] از [[خدا]] و [[پیامبر خدا]] فرا میخواند و به [[نیکی]] و [[نیکوکاری]] و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[دعوت]] میکند. دین با [[فطرت]] و [[سرشت]] [[انسانها]] هماهنگی کامل دارد. |
|
| |
|
| ==احکام دین==
| | این واژه ۹۱ بار در [[قرآن]] به [[کار]] رفته که در آن به سه دسته کلی تقسیم شده است: الف) گزارش [[تاریخی]] [[ادیان]] که فرایند تکاملی داشتند؛ ب) گونههای مختلف [[ادیان غیر توحیدی]] و تعالیم آنها؛ ج) صورت [[تحریف]] شده [[ادیان توحیدی]] که انحرافات اعتقادی و [[رفتاری]] [[پیروان]] آنها را بیان میکند. |
| *'''دین الهی، عاری از احکام حرجی و مشقّت آور:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ}}﴾}}<ref> و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و به (ریسمان) خداوند چنگ زنید؛ او سرور شماست که نیکو یار و نیکو یاور است؛ سوره حج، آیه:۷۸.</ref>
| |
| *'''روزه، از احکام ثابت در دین الهی، میان شرایع مختلف:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۳.</ref>
| |
| *'''لزوم اجرای احکام دین و عدم توجّه به احساسات افراد، در این مسیر:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> به هر یک از زن و مرد زناکار صد تازیانه بزنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید نباید در دین خداوند بخشایشی بر آن دو به شما دست دهد و هنگام عذابشان باید دستهای از مؤمنان گواه باشند؛ سوره نور، آیه:۲.</ref>.
| |
| *'''نماز و زکات، از دستورات و احکام ثابت دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ }}﴾}}<ref> و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه: ۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==اختلاف در دین==
| | بر اساس [[بینش]] [[توحیدی]] [[دین خدا]] از [[آدم]] {{ع}} تا خاتم {{صل}} یکی بیش نیست؛ منشأ، [[هدف]]، ماهیت و اصول همه آنها واحد است. محتوای [[رسالت]] همه [[انبیاء الهی]] مبتنی بر [[تسلیم]] مطلق در برابر [[خداوند متعال]] است و همه [[ادیان آسمانی]] در ظرف زمانی و مکانی خود [[اسلام]] نامیده شده و معتبرند. |
| *'''لزوم پرهیز از اختلاف، در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ }}﴾}}<ref> و میان خویش کار (دین) خود را پراکندند، همگی به سوی ما باز میگردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۹۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref> با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید، از آن کسانی که دین خود را پراکندند و گروه گروه شدند؛ هر گروهی بدانچه نزد آنهاست شادمانند؛ سوره روم، آیه: ۳۱- ۳۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref>.
| |
| *'''اختلاف همیشگی و تاریخی انسانها، در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ}}﴾}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند؛ سوره هود، آیه: ۱۱۸.</ref>.
| |
| *'''اختلاف کنندگان در دین، مورد تهدید و نکوهش خداوند:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ }}﴾}}<ref> و میان خویش کار (دین) خود را پراکندند، همگی به سوی ما باز میگردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۹۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref>از آن کسانی که دین خود را پراکندند و گروه گروه شدند؛ هر گروهی بدانچه نزد آنهاست شادمانند؛ سوره روم، آیه:۳۲.</ref>.
| |
| *'''مهلت خداوند به اختلاف کنندگان در دین، تا زمانی مشخص:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ }}﴾}}<ref> و مردم جز امّتی یگانه نبودند که اختلاف ورزیدند و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری میشد؛ سوره یونس، آیه: ۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ}}﴾}}<ref> و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند؛ سوره شوری، آیه:۱۴.</ref>
| |
| *'''اختلاف اهل کتاب در دین، پس از تمام شدن حجّت بر آنان:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ}}﴾}}<ref> برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم و اگر خداوند میخواست پس از آنان کسانی که این برهانها (ی روشن) به آنان رسید، با هم جنگ نمیکردند ولی اختلاف ورزیدند و برخی از ایشان مؤمن و برخی کافر شدند و اگر خداوند میخواست با یکدیگر به پیکار بر نمیخاستند اما خداوند آنچه بخواهد، همان میکند؛ سوره بقره، آیه:۲۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَكَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ }}﴾}}<ref> بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچیک از ایشان فرق نمیگذاریم و ما فرمانبردار اوییم.و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است.چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۴- ۸۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ }}﴾}}<ref> و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه برهانها (ی روشن) برای آنان آمد، اختلاف کردند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه:۱۰۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ}}﴾}}<ref> و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید؛ سوره بینه، آیه:۴.</ref>.
| |
| *'''بروز اختلافهای دینی میان اقوام و مخاطبان پیامبران، به رغم وحدت [[انبیا]] در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ }}﴾}}<ref> به راستی این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم بنابراین مرا بپرستید و میان خویش کار (دین) خود را پراکندند، همگی به سوی ما باز میگردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۹۲- ۹۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref> و این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم پس، از من پروا کنید.آنگاه کار (دین) خود را در میان خویش پارهپاره کردند؛ هر گروهی بدانچه خود دارد شادمان است؛ سوره مومنون، آیه: ۵۲- ۵۳.</ref>
| |
| *'''اختلاف اهل کتاب در دین، بعد از علم و آگاهی، پیامد خوی تجاوزگری آنان:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}﴾}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند؛ سوره شوری، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و به آنان از کار (شریعت) برهانهایی (روشن) بخشیدیم پس، اختلاف نورزیدند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود؛ بیگمان پروردگارت روز رستخیز میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد؛ سوره جاثیه، آیه:۱۷.</ref>
| |
| *'''گفتگوی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهل کتاب، پیرامون دین و اختلاف پیرامون آن:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹ - ۲۰.</ref>
| |
|
| |
|
| ==آثار اختلاف در دین== | | == معناشناسی دین == |
| *'''از بین رفتن وحدت جامعه و تشکیل گروههای مختلف، بر اساس مذاهب گوناگون، از آثار اختلاف در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref> و این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم پس، از من پروا کنید.آنگاه کار (دین) خود را در میان خویش پارهپاره کردند؛ هر گروهی بدانچه خود دارد شادمان است؛ سوره مؤمنون، آیه: ۵۲- ۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref>از آن کسانی که دین خود را پراکندند و گروه گروه شدند؛ هر گروهی بدانچه نزد آنهاست شادمانند؛ سوره روم، آیه:۳۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}﴾}}<ref> و چون عیسی برهانها (ی روشن) آورد گفت: برای شما حکمت آوردهام و (آمدهام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید!؛ سوره زخرف، آیه:۶۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ }}﴾}}<ref> اما گروهها (ی مشرک) میان خود اختلاف ورزیدند پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک!؛ سوره زخرف، آیه:۶۵.</ref>
| | === معنای لغوی === |
| *'''کفر، از آثار اختلاف در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>.
| | {{اصلی|دین در لغت}} |
| *'''اجتناب از اختلاف در دین، توصیه خداوند به [[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]]، [[حضرت عیسی]]{{عم}} و [[پیامبر|محمد]]{{صل}}:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref>
| | کلمه «دین» در لغت دارای معانی گوناگون و گاه متضادی است؛ [[طاعت]]، [[نافرمانی]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، [[انقیاد]]، [[قضاوت]]، عادت، [[آیین آسمانی]] و [[خلق و خوی]] از این معانیاند<ref>الصحاح، ج۵، ص۲۱۱۸-۲۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹-۱۷۰؛ مفردات، ص۱۷۵؛ العین، ج۸، ص۷۳؛ فرهنگ معاصر ص۲۱۲؛ تاج العروس، ج ۱۸، ص۲۱۵ و ۲۱۶.</ref> [[اطاعت]] و [[پیروی]] را بدین جهت دین نامیدهاند که برای جزا و پاداش است<ref>مجمع البیان، ج۱ - ۲، ص۷۱۵.</ref> البته برخی معتقدند واژه «دین» در اصل به معنای [[خضوع]] و انقیاد در برابر برنامه یا مقرراتی معین ـ نه هر طاعتی ـ است و معانی فوق مصادیق معنای اصلی هستند<ref>التحقیق، ج۳، ص۲۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۶- ۲۶۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۵-۲۴۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۷۳؛ [[فرهنگ قرآن ج۱۴ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱۴]]، ص۱۹۰- ۲۲۰.</ref> |
|
| |
|
| ==اختلافکنندگان در دین== | | === معنای اصطلاحی === |
| *'''اهل کتاب، اختلاف کنندگان در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}﴾}}<ref> و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه:۴ - ۵.</ref>.
| | در تعریف اصطلاحی دین دو رویکرد وجود دارد: |
| *'''بدعتگذاران و گمراهان امّت اسلام، از اختلاف کنندگان در دین:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref><ref>[[امام باقر]]{{ع}} در تفسیر آیه فرمود: آنان گمراهان و بدعتگذاران این امّت هستند؛ التّبیان، ج ۴، ص ۳۲۸.</ref>.
| | # '''رویکرد برون [[دینی]]:''' دین به مثابه یکی از لوازم جداناشدنی [[زندگی]] [[انسان]] و برای پاسخگویی به نیازهای [[اجتماعی]] و روانی پدید آمده است. در این رویکرد ماهیت [[الهی]] ـ [[وحیانی]] دین نادیده گرفته شده که نتیجه آن تقدسزدایی است و دین از مؤلفههای اصلی [[فرهنگ]] و زاییده ذهن [[بشر]] و [[جامعه]] پنداشته میشود که از ترسیم سیمای کامل [[ادیان]] وحیانی ناتواناند. |
| *'''اختلاف و تفرقه و گروه گروه شدن در دین، از صفات مشرکان:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref><ref>بنا به گفته ابن عبّاس، مقصود از "الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ.." مشرکاناند؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۵، جزء ۸، ص ۱۹۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref> با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید، از آن کسانی که دین خود را پراکندند و گروه گروه شدند؛ هر گروهی بدانچه نزد آنهاست شادمانند؛ سوره روم، آیه: ۳۱- ۳۱.</ref>
| | # '''رویکرد درون دینی:''' با توجه به خاستگاه الهی دین و بر اساس آموزهها و منابع اصیل دینی، ادیان دو قسماند: [[ادیان الهی]] که ماهیتی وحیانی و ریشه در [[غیب]] دارند و ادیان بشری که از بازتاب نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی انسان و بر اساس [[شناخت]] انسان پدید آمدهاند<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، ص۱۶.</ref>. ادیان الهی نیز به [[دین حق]] و دین [[باطل]] تقسیم میشوند؛ لذا [[دین الهی]] برخاسته از ارادۀ [[تشریعی]] [[خداوند]] و مجموعهای از معارف در [[باورها]]، [[ارزشها]]، [[ایدئولوژی]]، هنجارها و نمادهاست که از راه [[وحی]] به دست میآید<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۲۵۱؛ تعریفات جرجانی، ص۴۷؛ کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۵۰۳؛ دستور العلماء، ج۲، ص۱۱۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۶- ۲۶۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۶.</ref> |
| *'''یهود و نصارا (مسیحیان) از اختلاف کنندگان در دین، با یکدیگر:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref><ref>بنا بر احتمالی مراد از «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ ...» یهود و نصارا هستند که گروهی گروه دیگر را تکفیر می کردند؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص ۶۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ }}﴾}}<ref> و میان خویش کار (دین) خود را پراکندند، همگی به سوی ما باز میگردند؛ سوره انبیاء، آیه: ۹۳.</ref><ref>آیه درباره یهود و نصارا است که در دین اختلاف کرده ، بعضی، برخی دیگر را لعنت می کردند؛ مجمع البیان، ج ۷ - ۸ ، ص ۹۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==عوامل اختلاف در دین==
| | بنابراین معنای اصطلاحی دین عبارت است از مجموعهای از [[قوانین]] و تعالیم [[الهی]] که [[خردمندان]] را به [[پیروی]] از [[خدا]] و [[پیامبر خدا]] فرا میخواند و به [[نیکی]] و [[نیکوکاری]] و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[دعوت]] میکند<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۲۵۱؛ تعریفات جرجانی، ص۴۷؛ کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۵۰۳؛ دستور العلماء، ج۲، ص۱۱۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۵-۲۴۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۷۳.</ref> |
| *'''حسادت عالمان دین، ریشه اختلاف در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}﴾}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref><ref>«بغی» در اصل به معنای حسد است؛ لسان العرب، ج ۱، ص ۴۵۸، «بغی».</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند؛ سوره شوری، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و به آنان از کار (شریعت) برهانهایی (روشن) بخشیدیم پس، اختلاف نورزیدند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود؛ بیگمان پروردگارت روز رستخیز میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد؛ سوره جاثیه، آیه:۱۷.</ref>.
| |
| *'''ظلم و ستمگری، از عوامل اختلاف در دین:''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}﴾}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref><ref>«بغی» به معنای ظلم آمده است؛ لسان العرب، ج ۱، ص ۴۵۷، «بغی».</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند؛ سوره شوری، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ }}﴾}}<ref> اما گروهها (ی مشرک) میان خود اختلاف ورزیدند پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک!؛ سوره زخرف، آیه:۶۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و به آنان از کار (شریعت) برهانهایی (روشن) بخشیدیم پس، اختلاف نورزیدند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود؛ بیگمان پروردگارت روز رستخیز میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد؛ سوره جاثیه، آیه:۱۷.</ref>.
| |
| *'''اختلاف دینی امّتهای پیشین، ناشی از روحیه ظلم و تجاوزگری آنان، به رغم علم و آگاهی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}﴾}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ}}﴾}}<ref> و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند؛ سوره شوری، آیه:۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و به آنان از کار (شریعت) برهانهایی (روشن) بخشیدیم پس، اختلاف نورزیدند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود؛ بیگمان پروردگارت روز رستخیز میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد؛ سوره جاثیه، آیه:۱۷.</ref>
| |
| *'''هواپرستی ظالمان از روی جهل، ریشه اختلاف در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه:۳۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ}}﴾}}<ref> با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید، ...از آن کسانی که دین خود را پراکندند و گروه گروه شدند؛ هر گروهی بدانچه نزد آنهاست شادمانند؛ سوره روم، آیه: ۳۱- ۳۱.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==کیفر اختلاف در دین==
| | در مجموع درباره دین گفتهاند: |
| *'''اختلاف آگاهانه در دین، موجب عذابی بزرگ:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ }}﴾}}<ref> و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه برهانها (ی روشن) برای آنان آمد، اختلاف کردند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه:۱۰۵.</ref>.
| | # دین، عبارت است از [[اعتقاد]] به آفرینندهای برای [[جهان]] و [[انسان]] و [[دستورات]] عملی متناسب با این [[عقاید]]<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۲۸.</ref>. |
| *'''عذاب سخت و دردناک، کیفر احزاب و گروههای اختلاف کننده در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ }}﴾}}<ref> اما گروهها (ی مشرک) میان خود اختلاف ورزیدند پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک!؛ سوره زخرف، آیه:۶۵.</ref>.
| | # دین، عقاید و دستورهای عملی و [[اخلاقی]] است که [[پیامبران]] از طرف خدا برای [[راهنمایی]] و [[هدایت]] [[بشر]] آوردهاند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، آموزش دین، ص۹.</ref>. |
| *'''قیامت روزی سخت برای احزاب و گروههای اختلاف کننده در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}﴾}}<ref> و بیگمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است.آنگاه از میان ایشان چند دسته اختلاف ورزیدند؛ وای بر کافران از دیدارگاه روزی سترگ!؛ سوره مریم، آیه: ۳۶ - ۳۷.</ref>.
| | # دین مجموعه عقاید، [[اخلاق]] و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و [[جامعه انسانی]] و پرورش [[انسانها]] از طرف [[وحی]] و [[عقل]] در [[اختیار]] آنان قرار دارد<ref>جوادی آملی، عبدالله، دینشناسی، ص۲۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۷۱-۷۲.</ref> |
|
| |
|
| ==موانع اختلاف در دین== | | == پیشینه == |
| *'''توجّه به قیامت و بازگشت انسانها به سوی پروردگار، منشأ پرهیز از اختلاف در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}﴾}}<ref> تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد؛ سوره انعام، آیه:۱۵۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و بیگمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است.آنگاه از میان ایشان چند دسته اختلاف ورزیدند؛ وای بر کافران از دیدارگاه روزی سترگ! روزی که نزد ما آیند، چه شنوا و چه بینایند! امّا امروز ستمکاران در گمراهی آشکاری به سر میبرند و روز دریغ را به آنان هشدار ده! آنگاه که کار یکسره شود و آنان در غفلت باشند و ایمان نیاورند؛ سوره مریم، آیه: ۳۶ - ۳۹.</ref>.
| | دین امری [[فطری]] است و ریشه در نهاد [[آدمی]] دارد<ref>سید مرتضی، أمالی، ۲/۸۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱/۳۸۹.</ref>. همه [[ادیان]] به هر بیانی که باشد در این امر [[اتفاق نظر]] دارند که [[انسان]] در ذات خود مستقل نیست و [[زندگی]] او به صورت اساسی به موجودی که علت ایجاد عالم و آفریننده آن است یا قوای موجود در طبیعت، وابسته است<ref>سوره ناس، آیه ۳.</ref> از این جهت در طول [[تاریخ]] در تمامی [[فرهنگها]] و اقوام مختلف شکلی از دین وجود داشته است<ref>دورانت، تاریخ تمدن، مشرقزمین گاهواره تمدن، ۱/۸۴ ـ ۸۶.</ref>. دین در تاریخ [[بشر]] دارای اهمیت زیادی است و در همه [[سرزمینها]] تأثیر چشمگیری بر [[جوامع انسانی]] و [[رفتار]] و زندگی آنان داشتهاست و همواره در زندگی بشر یکی از عوامل تعیینکننده و نقشآفرین در تحولات [[فرهنگی]] و [[تکامل]] [[جامعه]] بوده است که همه ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۴۵ ـ ۴۶.</ref>. |
|
| |
|
| ==اخلاص در دین==
| | از دیدگاه [[ادیان الهی]]، [[یکتاپرستی]]، نخستین دین و [[حضرت آدم]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] روی [[زمین]] بوده<ref>بغدادی، اصول الایمان، ۱۲۹.</ref> و [[شرک]] و [[بتپرستی]] پس از آن به وجود آمد؛ چنانکه گروهی از افراد [[جاهل]] به منظور به دست آوردن حاجتهای خود و دفع حوادث ناگوار در برابر اسباب این حوادث [[خضوع]] کردند و آنها را [[معبود]] خود گرفتند<ref>طباطبایی، المیزان، ۷/۳۰ ـ ۳۱.</ref>. ازجمله، آنان برای [[تقرب به خداوند]] بزرگ، [[ارواح]] مجردی را واسطه میان خود و [[خداوند]] میدانستند که به یکی از [[ستارگان]] تعلق داشت و بتهایی را به شکل هیاکل ستارگان میساختند و آنها را میپرستیدند<ref>ناس، ۱۹ ـ ۲۰؛ امام خمینی، کشف اسرار، ۱۴ ـ ۱۵.</ref>. بزرگترین ادیان در طول تاریخ، [[ادیان توحیدی]] و ابراهیمیاند که ریشه آنها در منطقه خاورمیانه بودهاست، مانند [[یهود]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]. ازجمله بزرگترین [[ادیان غیر توحیدی]]، هندو، بودیسم و شینتو هستند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۶.</ref>. |
| *'''گرایش خالصانه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دین و آیین توحیدی و پیراستگی او از شرک:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه:۶۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}﴾}}<ref> من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه:۷۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه: ۱۶۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درستآیین بود و از مشرکان نبود؛ سوره نحل، آیه:۱۲۰.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===آثار اخلاص در دین===
| | در اسلام اصل ادیان الهی [[تأیید]] شده است و [[قرآن کریم]] در مواضعی با بیان [[عقاید]] این [[ادیان]] و [[شرایع]] چون [[شریعت]] نوح{{ع}}، ابراهیم{{ع}}، [[موسی]]{{ع}} و [[عیسی]]{{ع}} به بررسی و تطبیق میان عقاید مختلف پرداخته است<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۲؛ سوره آل عمران، آیه ۶۷؛ سوره احزاب، آیه ۷.</ref>. البته قرآن کریم از شریعتهای مختلف [[الهی]] یاد میکند و از آنها به عنوان ادیان نام نمیبرد و این [[فرهنگ]] خاص [[قرآن]] است که اصول [[دعوت]] همه [[انبیای الهی]] را یکی میداند و آن دین، واحد است و تنها دعوت انبیا{{ع}} در مسائل فرعی و بر اساس اقتضای [[زمان]] و محیط با یکدیگر تفاوت داشتهاست<ref>مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۲/۱۷۸.</ref>. در [[روایات]] نیز آموزههای متعددی از ادیان دیگر، مانند عقاید و برخی توصیههای [[اخلاقی]] انبیای الهی بیان شدهاست<ref>قمی، تفسیر القمی، ۱/۲۴۳؛ کلینی، الکافی، ۲/۱۷.</ref>. |
| *'''قرار گرفتن در زمره مؤمنان، از آثار اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۴۶.</ref>
| |
| *'''تحسین الهی، نصیبِ دارندگان اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً }}﴾}}<ref> و بهدینتر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه: ۱۲۵.</ref>.
| |
| *'''اخلاص در دین، تمسّک به ریسمان الهی و موجب فرجامی نیک:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}}﴾}}<ref> و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است؛ سوره لقمان، آیه: ۲۲.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===اهمّیت اخلاص در دین===
| | متکلمان اسلامی در آثار خود به بررسی عقاید و فرقههای [[ادیان الهی]] پرداختهاند<ref>فخر رازی، اعتقادات، ۹۳ ـ ۱۰۲؛ فاضل مقداد، ۶۷.</ref>. [[شناخت]] تطبیقی ادیان و رویکرد نقد [[تاریخی]] و نگارش ردیه بر دیگر ادیان و [[مذاهب]]، سابقه طولانی دارد. از قرن دوم هجری با ترجمه کتابهای فراوان از ادیان دیگر، متکلمان اسلامی مباحث فراوانی در اثبات حقانیت [[اسلام]] و رد مذاهب دیگر مطرح کردند و کتابهایی در زمینههای دینشناسی تطبیقی نگاشتند<ref>ابنندیم، الفهرست، ۳۲ ـ ۳۶ و ۲۴۵ ـ ۴۴۱؛ مشکور، مقدمه، ۱۷.</ref>.<ref>[[ریحانه غلامیان|غلامیان]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[دین - غلامیان و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «دین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۴۷۸ – ۴۹۱.</ref> |
| *'''ضرورت خالص کردن دین، برای خدا:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> بگو: ای مردم! اگر در دین من شک دارید پس (بدانید که) من کسانی را که به جای خداوند میپرستید نمیپرستم ولی خداوندی را میپرستم که جان شما را میستاند و فرمان یافتهام که از مؤمنان باشم؛ سوره یونس، آیه:۱۰۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه:۱۰۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ }}﴾}}<ref> ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست. آگاه باش که دین ناب، از آن خداوند است و خداوند میان آنان که به جای او سرورانی گرفتهاند (و میگویند) ما اینان را جز برای آنکه ما را به خداوند، نیک نزدیک گردانند نمیپرستیم، در آنچه اختلاف میورزند داوری خواهد کرد؛ خداوند کسی را که دروغگوی بسیار ناسپاس است راهنمایی نمیکند؛ سوره زمر، آیه: ۲- ۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي}}﴾}}<ref> بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم.و فرمان یافتهام که نخستین فرمانبردارباشم.بگو: من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم.بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب میدارم، میپرستم؛ سوره زمر، آیه: ۱۱ -۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میدارید بخوانید هر چند کافران ناپسند دارند؛ سوره غافر، آیه:۱۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> اوست که زنده است، هیچ خدایی جز او نیست، از این روی او را در حالی که دین خویش را برای او ناب میدارید بخوانید؛ سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره غافر، آیه:۶۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ }}﴾}}<ref> و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه: ۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ }}﴾}}<ref> بگو: ای کافران!آنچه شما میپرستید، نمیپرستم.و شما پرستشگران پرستیده من نیستید.و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم.و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید.دین شما از شما و دین من از من؛ سوره کافرون، آیه: ۱- ۶.</ref>.
| |
| *'''اعلان اخلاص در دین در برابر اهل کتاب فرمان خدا به [[پیامبر]]{{صل}} و مسلمانان:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}﴾}}<ref> بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===پاداش اخلاص در دین=== | | == اهداف دین == |
| *'''اخلاص در دین، سبب پاداش بزرگ الهی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۴۶.</ref>.
| | مراد از اهداف دین، غایات و مقاصد دین است که اجزایی مانند [[اعتقادات]]، [[شریعت]] ([[احکام فقهی]]) و [[اخلاقیات]] دارد یا به طور دقیقتر، [[اهداف]] شارع مقدس ([[خداوند متعال]]) است که تحت عنوان اهداف و غایات [[بعثت انبیا]] مطرح میشود<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص ۲۱.</ref>. |
|
| |
|
| ===زمینههای اخلاص در دین===
| | با توجه به گستردگی بحث اهداف دین، موارد دیگری را میتوان جزء اهداف معرفتی دین برشمرد؛ مانند یادآوری معارف فراموش شده<ref>{{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ}} «پس پند بده که تنها تو پند دهندهای» سوره غاشیه، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷؛ {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ}} «قوم لوط بیمدادن را دروغ شمردند» سوره قمر، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷.</ref>، رفع اختلافات دینی<ref>{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>، [[دعوت]] به [[حیات انسانی]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>، [[اتمام حجت]]<ref>{{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}} «پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} «ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیآمدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن میگرداند تا نگویید نویدبخش و بیمدهندهای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیمدهندهای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۹.</ref> و...<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص ۳۵.</ref>. |
| *'''احساس خطر، موجب اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}﴾}}<ref> اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود؛ سوره یونس، آیه:۲۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند؛ سوره عنکبوت، آیه:۶۵.</ref>،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}}﴾}}<ref> و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند؛ سوره لقمان، آیه:۳۲.</ref>
| |
| *'''تمسّک به خدا، مایه اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۴۶.</ref>.
| |
| *'''توبه و اصلاح گذشته، زمینه اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۴۶.</ref>.
| |
| *'''توجّه به معاد، عامل اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}﴾}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید؛ سوره اعراف، آیه:۲۹.</ref>
| |
| *'''رفاه و آسایش، از موانع اخلاص در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود و چون رهاییشان دهد ناگاه به ناحقّ بر زمین، ستم میورزند، ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم؛ سوره یونس، آیه:۲۲ - ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند تا در آنچه به آنان دادهایم ناسپاسی کنند و به برخورداری گرایند پس زودا که بدانند چه میکنند؛ سوره عنکبوت، آیه:۶۵ - ۶۶.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==استقامت در دین== | | == کارکرد دین == |
| *'''پایداری و استقامت در دین، موجب دستیابی به وفور نعمت و رشد اقتصادی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا }}﴾}}<ref> و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم؛ سوره جن، آیه: ۱۶.</ref><ref>یعنی آنان را از نعمت و وسعت روزی برخوردار می کردیم؛ الکشّاف، ج ۴، ص ۶۲۹.</ref>.
| | در کارکرد دین، باید توجه داشت که کارکرد با توجه به اقسام آن، عبارت است از فایده و ثمره دین و آثار و پیامدهای آن. در صورتی میتوان برای دین، ثمره و کارکرد در نظر گرفت که آن را با اعتقادورزی و همچنین [[دینداری]] مورد توجه قرار دهیم؛ به این معنا که دین، به خودی خود به عنوان پدیده و مجموعهای از گزارهها بدون اعتقادورزی و [[التزام]] [[قلبی]] از جانب موجود باشعوری مثل [[انسان]]، هیچ کارکرد مثبت یا منفی نمیتواند داشته باشد. به این لحاظ، ما در بیشتر موارد، کارکرد تدین (دینداری)، [[اعتقاد]] و باورمندی را کارکرد دین در نظر گرفتهایم و این نکتهای است که در [[روایات]] و همچنین [[کلام]] بزرگان وجود دارد<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص ۲۲.</ref>. |
| *'''استقامت و پایداری بر دین، موجب برخورداری از آب گوارا و باران:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا }}﴾}}<ref> و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب میکنیم؛ سوره جن، آیه: ۱۶.</ref>.
| |
| *'''استقامت در دین، موجب برخورداری از یاری خداوند در دنیا و آخرت:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}﴾}}<ref> فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۰ - ۳۱.</ref>
| |
| *'''استقامت در دین، موجب نزول ملائکه و بشارت به رسیدن به آرامش و بهشت موعود:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ }}﴾}}<ref> فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!؛ سوره فصلت، آیه: ۳۰ .</ref>.
| |
| *'''استقامت در دین، موجب برخورداری از نعمتهای مورد علاقه و اجابت خواسته ها در بهشت:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}﴾}}<ref> فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۰ - ۳۱.</ref>.
| |
| *'''توجّه به وقوع حتمی قیامت و از دست رفتن فرصتها، زمینه پایبندی و استقامت در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}﴾}}<ref> پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده میشوند؛ سوره روم، آیه: ۴۳.</ref><ref>«أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ» یعنی بر دین مستقیم استقامت داشته باش؛ مجمع البیان، ج ۷ - ۸ ، ص ۴۸۱.</ref>.
| |
| *'''امر خداوند به استقامت و توجّه همه جانبه، در دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه:۳۰.</ref><ref>«أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ» تمثیل برای رویکرد به دین و استقامت و ثبات قدم بر آن است؛ الکشّاف، ج ۳، ص ۴۷۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ}}﴾}}<ref> پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خداوند بازگشتی ندارد؛ در آن روز (مردم) پراکنده میشوند؛ سوره روم، آیه: ۴۳.</ref>
| |
| *'''استقامت بر دین، مطابق فطرت، مورد امر و تأکید خداوند:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه:۳۰.</ref>
| |
|
| |
|
| ==استهزاگران دین== | | == دین در قرآن == |
| *'''ضرورت پرهیز، از روابط دوستانه با استهزاگران دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>
| | {{اصلی|دین در قرآن}} |
| *'''لزوم واگذاری استهزاگران دین به حال خود و بیتوجّهی به آنان، از جانب [[پیامبر]]{{صل}}:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>
| | واژه دین ۹۱ بار در قرآن به کار رفته است؛ ۶۱ بار در معنای اصطلاحی و در مورد ادیان بر [[حق]]، ادیان [[تحریف]] شده و ادیان بشری به کار رفته است: {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید» سوره بقره، آیه ۱۳۲.</ref> یک بار در ترکیب «[[یوم]] الدین» به معنای [[کیفر]] و [[پاداش]]؛ {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ}}<ref>«میپرسند: روز پاداش و کیفر چه هنگام است؟» سوره ذاریات، آیه ۱۲.</ref>و ۱۲ بار به معنای [[طاعت]] و [[انقیاد]] به کار رفته است؛ {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. |
|
| |
|
| ===کیفر استهزاگران دین===
| | میتوان [[ادیان]] یاد شده در [[قرآن]] را به سه دسته کلی تقسیم کرد: |
| *'''آب داغ جهنّم، کیفر استهزاگران دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>.
| | # گزارش [[تاریخی]] ادیان که فرایند تکاملی داشتند، |
| *'''عذاب دردناک، کیفر استهزاگران دین:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>
| | # گونههای مختلف [[ادیان غیر توحیدی]] و تعالیم آنها |
| | # صورت [[تحریف]] شده [[ادیان توحیدی]] که انحرافات اعتقادی و [[رفتاری]] [[پیروان]] آنها را بیان میکند<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. |
|
| |
|
| ===مصادیق استهزاگران دین=== | | == منشأ و علل پیدایش دین == |
| *'''استهزاگران دین از اهل کتاب، مردمانی فاسق:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}}﴾}}<ref> بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟؛ سوره مائده، آیه:۵۹.</ref>
| | {{اصلی|منشأ دین}} |
| *'''کافران، استهزاگران دین الهی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref>،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}﴾}}<ref> و دمسازان آتش بهشتیان را ندا میکنند که از آب یا از آنچه خداوند روزی شما کرده است بر ما (نیز) فرو ریزید! میگویند: خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است.همان کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد میبریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار میورزیدند؛ سوره اعراف، آیه: ۵۰- ۵۱.</ref>
| | دو رویکرد اساسی درباره منشأ دین وجود دارد: |
| | # رویکرد [[الحادی]] که منشأ دین را وجود زمینههای [[اجتماعی]] یا برآیند هیجانات و تعارضهای [[روحی]] و یا از خود بیگانگی میداند. براساس این رویکرد علت گرایش به دین، [[ترس]]، [[جهل]] و [[نادانی]]، [[نظم]] و [[عدالت]]، وسیلهای برای [[تسلط]] بر [[جوامع]] طبقاتی و یا [[تمایل]] جنسی سرکوب شده است. |
| | # رویکرد خداگرایانه که در آن منشأ پیدایش دین خداست و علت دینگرایی، [[فطرت]] و [[خرد]] [[انسانی]] است و عوامل روانی، [[اقتصادی]]، یا اجتماعی تنها زمینه ساز گرایش به دین هستند<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۵۳- ۲۶۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۴۳۱ـ۴۳۳؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۶-۲۱۸.</ref>. |
|
| |
|
| ==استهزای دین==
| | نظرات مختلفی در مورد پیدایش دین وجود دارد از جمله: |
| *'''استهزای دین از سوی برخی از اهل کتاب، در زمان [[پیامبر]]{{صل}}:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref>
| | # عده ای معتقدند دین به سبب [[ضعف]] و [[زبونی]] [[انسانها]] حاصل شده است. در واقع این عده ترس را سبب [[دینداری]] انسانها میدانند. |
| *'''فسق اهل کتاب، باعث استهزای دین از سوی آنان:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}}﴾}}<ref> بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟؛ سوره مائده، آیه:۵۹.</ref>
| | # برخی دیگر علت پیدایش دین را [[جهل و نادانی]] [[بشر]] عنوان کرده و معتقدند عدم [[علم]] به علل وقوع حوادث سبب پروراندن علت ماورائی برای اینگونه حوادث شده و چنین علتهایی در قالب دین عنوان میشود. |
| *'''نابخردی، عامل استهزای دین و احکام و شعائر آن:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! آنان را که دینتان را به ریشخند و بازی میگیرند- یعنی کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب داده شده است و (یا) کافران را- سرور مگیرید و اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید؛ سوره مائده، آیه:۵۷.</ref> ، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ }}﴾}}<ref> و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی میگیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمیورزند؛ سوره مائده، آیه:۵۸.</ref>.
| | # [[اندیشمندان اسلامی]] معتقدند دین مولد [[فطرت آدمی]] است، به این بیان که [[فطرت انسانها]] نسبت به آنچه [[پیغمبران]] عرضه داشتهاند، نه تنها بیتفاوت نیست، بلکه آموزههای [[پیامبران]] همان چیزی است که اقتضای آن در [[سرشت]] و ذات [[انسانها]] وجود دارد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹. </ref>. |
| *'''عدم پذیرش عِدل (فدیه) و شفاعت برای استهزاگران دین، جهت رهایی آنان از عذاب قیامت:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>
| |
| *'''استهزای دین الهی، موجب محرومیت از بهشت و مواهب آن:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}﴾}}<ref> و دمسازان آتش بهشتیان را ندا میکنند که از آب یا از آنچه خداوند روزی شما کرده است بر ما (نیز) فرو ریزید! میگویند: خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است.همان کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد میبریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار میورزیدند؛ سوره اعراف، آیه: ۵۰- ۵۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==اصول دین== | | == قلمرو دین == |
| *'''تقلید کورکورانه در اصول دین، جاهلانه و خلاف عقل:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ}}﴾}}<ref> و چون به آنان گفته شود از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید میگویند: (نه) بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتی اگر پدرانشان چیزی را در نمییافته و راه به جایی نمیبردهاند، (باز از پدرانشان پیروی میکنند؟؛ سوره بقره، آیه:۱۷۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ}}﴾}}<ref> و چون به آنان گویند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است و به پیامبر روی آورید میگویند: آنچه نیاکان خود را بر آن یافتهایم ما را بسنده است؛ آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}}<ref> گفتند: آیا نزد ما آمدهای تا ما تنها خداوند را بپرستیم و آنچه را پدرانمان میپرستیدند وا نهیم؟ اگر راست میگویی آنچه را که به ما وعده میدهی بر (سر) ما بیاور!؛ سوره اعراف، آیه: ۷۰ - ۷۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ}}﴾}}<ref> و بیگمان پیش از آن به ابراهیم کاردانی (در خور) وی را ارزانی داشتیم و به (شایستگی) او دانا بودیم.هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیسها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟گفتند: پدرانمان را پرستنده آنها یافتهایم.گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بودهاید؛ سوره انبیاء، آیه: ۵۱- ۵۴.</ref>
| | {{اصلی|قلمرو دین}} |
| *'''تقلید کورکورانه و متعصّبانه از گذشتگان، در معارف اساسی دین، امری نکوهیده و باطل:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ}}﴾}}<ref> و چون به آنان گفته شود از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید میگویند: (نه) بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتی اگر پدرانشان چیزی را در نمییافته و راه به جایی نمیبردهاند، (باز از پدرانشان پیروی میکنند؟؛ سوره بقره، آیه:۱۷۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ}}﴾}}<ref> و چون به آنان گویند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است و به پیامبر روی آورید میگویند: آنچه نیاکان خود را بر آن یافتهایم ما را بسنده است؛ آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}}<ref> گفتند: آیا نزد ما آمدهای تا ما تنها خداوند را بپرستیم و آنچه را پدرانمان میپرستیدند وا نهیم؟ اگر راست میگویی آنچه را که به ما وعده میدهی بر (سر) ما بیاور!؛ سوره اعراف، آیه: ۷۰ - ۷۱.</ref>،
| | امروزه یکی از جدیترین و مهمترین مباحث عرصه [[کلام]] و [[اندیشه]] [[دینی]]، تبیین جایگاه دین در قلمرو زندگی [[بشر]] است؛ مباحثی همچون اینکه حدود و [[ثغور]] [[دیانت]] و نسبت دین با ابعاد و [[شئون]] متعدد و گسترده [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] بشر چیست؟ کدام عرصهها عرصه دینورزی است و اساساً کدام یک ربطی به دیانت ندارد؟ در کجا نقش دین کمتر است و کجا بیشتر؟ و ... . |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ}}﴾}}<ref> گفتند: ای صالح! بیگمان پیش از این در میان ما مایه امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان میپرستیدند باز میداری؟ و به راستی نسبت به آنچه ما را بدان میخوانی در دو دلی گمانانگیزی هستیم گفت: ای قوم من! مرا خبر دهیداگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه:۶۲ - ۶۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ}}﴾}}<ref> پس، از آنچه آنان میپرستند در گمان مباش؛ جز به همان روش که پدرانشان پیش از این، (بتها را) میپرستیدهاند پرستش نمیکنند و ما بهره آنان را به ایشان ناکاسته خواهیم داد؛ سوره هود، آیه: ۱۰۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ}}﴾}}<ref> و بیگمان پیش از آن به ابراهیم کاردانی (در خور) وی را ارزانی داشتیم و به (شایستگی) او دانا بودیم.هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیسها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟گفتند: پدرانمان را پرستنده آنها یافتهایم.گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بودهاید؛ سوره انبیاء، آیه: ۵۱- ۵۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُون أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلاَّ رَبَّ الْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> هنگامی که به پدر و قومش گفت: چه میپرستید؟گفتند: بتهایی را میپرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم.ابراهیم) گفت: آیا چون فرا میخوانید (شان صدای) شما را میشنوند؟یا به شما سود یا زیان میرسانند؟گفتند: (نه) بلکه دریافتهایم که پدرانمان چنین میکردند! ابراهیم) گفت: آیا آنچه را میپرستیدید دیدهاید؟شما و نیاکانتان؟ اینان (همه) دشمن منند جز پروردگار جهانیان؛ سوره شعراء، آیه: ۷۰- ۷۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ }}﴾}}<ref> و چون به آنان گویند: از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید، میگویند: خیر، ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتّی اگر شیطان آنان را به عذاب آتش (دوزخ) فرا میخواند؟؛ سوره لقمان، آیه:۲۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ}}﴾}}<ref> و بدینگونه ما پیش از تو در هیچ شهری بیمدهندهای نفرستادیم مگر که کامروایان آن (شهر) گفتند: ما پدران خویش را بر آیینی یافتهایم و آثار آنان را پی میگیریم.گفت: حتّی اگر برای شما از آنچه پدران خود را بر آن یافتهاید چیزی رهنمونتر بیاورم؟ گفتند: ما آنچه را بدان فرستاده شدهاید انکار میکنیم؛ سوره زخرف، آیه: ۲۳- ۲۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==اعتصام به دین==
| | روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسشها چارهای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه علم و دین و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دینورزی او، نمیتوان پاسخ دقیق و صریح به پرسشهای یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریهپردازیهای متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخهای متفاوتی در پی خواهد داشت. در اینجا به مواردی از این نظریهپردازیها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] میشود، اشاره میکنیم. |
| *'''اعتصام به دین خدا و پذیرش ولایت او، زمینه برخورداری از امداد الهی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ}}﴾}}<ref> و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و به (ریسمان) خداوند چنگ زنید؛ او سرور شماست که نیکو یار و نیکو یاور است؛ سوره حج، آیه:۷۸.</ref><ref>مقصود از «وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ» بنا بر قولی تمسّک به دین خداوند است؛ مجمع البیان، ج ۷ - ۸ ، ص ۱۵۴.</ref>.
| | # دین در زندگی بشر صرفاً نقش [[هدایتی]] دارد و عهدهدار تبیین غایات و مقاصد [[زندگی]] است، در حالی که [[علم]] و [[عقل]]، نقش راهبردی دارند و عهدهدار چگونگی پیمودن راه و ارائه برنامه عملی نیل به چنان مقاصدی است. دین از چرایی زندگی سخن میگوید و علم از چگونگی آن. |
| *'''اعتصام به دین خداوند، موجب هدایت به صراط مستقیم و دین الهی:'''{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ }}﴾}}<ref> و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما میخوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است.ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید.و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنی و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۱- ۱۰۳.</ref><ref>مراد از «مَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ» و «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ» تمسّک به دین خدا است؛ تفسیر التحریر والتنویر، ج ۳، جزء ۴، ص ۳۱.</ref>.
| | # دین صرفاً به حوزه ارزشها میپردازد و علم به دانشها و روشها. دین عهدهدار بعد ارزشی و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] زندگی [[انسان]] است و علم عهدهدار بعد طبیعی و زیستی آن یکی نقش ارشادی و [[هدایتی]] دارد و دیگری نقش تدبیری و [[مدیریتی]]. |
| | # دین به حوزه [[زندگی فردی]] و خصوصی انسان میپردازد. علم به حوزه زندگی جمعی و [[اجتماعی]] او؛ یکی رابطه انسان با [[خدا]] را تنظیم میکند و دیگری رابطه انسان با دیگر [[انسانها]] و با [[جهان]] پیرامونش را. بنابراین، نسبت علم و دین نسبتی تکمیلی است. |
| | # دین به امور [[آخرتی]] انسان میپردازد و علم به [[امور دنیوی]]، یکی به دنبال آبادی [[آخرت]] و سعادت اخروی است و دیگری، در پی آبادی [[دنیا]] و [[سعادت دنیوی]]. هر چه به آخرت [[آدمی]] ربط دارد، در حوزه فعالیت دین است و هر چه به امور دنیوی او مربوط میشود، در [[قلمرو علم]] و [[دانش]] او. |
| | # دین به همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی [[دنیوی]] و [[اخروی]] انسان میپردازد و آن را [[مدیریت]] میکند و علم و [[عقل آدمی]] ابزار این تدبیرند بنابراین، نسبت علم و دین نسبت ابزاری و آلی و یکی خادم و دیگری مخدوم است. |
|
| |
|
| | [[تأمل]] در این دیدگاهها ما را به بحث دقیقتری رهنمود میکند که اساساً [[حقیقت]] دین چیست؟ برای این که بدانیم نسبت دین با عقل و علم بشر چیست، لازم است بدانیم آنچه اصل و اساس [[دیانت]] را تشکیل میدهد چیست؟ کدام یک از [[تعالیم دینی]] در [[حکم]] پوسته و قشر و صدف و عرض دینند و کدام یک مغز و گوهر و جوهر و ذات دین؟ مثلاً اموری، چون تعالیم و احکام اجتماعی و [[سیاسی]] دین یا توصیهها و آموزههای مربوط به [[بهداشت]] و تغذیه و امور [[زناشویی]] و [[خانوادگی]]، یا [[احکام]] مربوط به معاملات و نوع مراودات [[انسانها]] که در [[نصوص]] و متون دینی و [[سیره]] [[پیشوایان دین]] وجود دارد، آیا در بخش گوهر دین قرار میگیرند، یا در قسمت پوسته و قشر و عوارض آن؟<ref>[[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|امامت سر خاتمیت]] ص ۲۳.</ref> |
|
| |
|
| | == جایگاه و نقش دین در زندگی انسان == |
| | [[بشر]] احتیاجاتی دارد که رفع آنها فقط در گرو بهرهمندی از دین است. دین، هم خواستۀ انسان است و هم تأمین کنندۀ خواستههای اوست و هم پشتوانه [[قانون]] و [[اخلاق]] در [[جامعه]] است<ref>سبحانی، الالهیات، ج ۱ ص۱۷.</ref>. در عین حال درباره جایگاه دین سه نظریه مطرح است: |
| | # کسانی که به جهت محدودیتآور بودن دین، مخالف هستند و دین را مزاحم [[حیات]] [[شیطانی]] میدانند. |
| | # کسانی که با [[سوء]] استفاده از دین آن را وسیله و ابزار [[قدرت]] میدانند. |
| | # کسانی که معتقدند با وجود [[عقل]] و [[علم]] نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] و دین نیست. |
|
| |
|
| | در نگاه [[قرآنی]] دین، معرفتزا، دارای کارکرد (مفید)، پدیدآورنده [[تمدن]] و برپاکننده [[حکومت]] [[قسط و عدل]] است<ref>الالهیات، سبحانی، ج۱، ص۱۳ و ۱۷ و ۱۸؛ نصری، عبدالله، انتظار بشر از دین ص۴۳؛ علامه جعفری، فلسفه دین، ص۳۲۵.</ref>. از مهمترین فواید دین معنا بخشیدن به زندگی و تعیین جهت و هدف زندگی است و همچنین برقراری [[وحدت]]، تأمین [[عدالت]]، پشتیبانی از [[فضائل اخلاقی]] و تنظیم [[روابط اجتماعی]] از کارکردهای [[اجتماعی]] دین است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۷؛ [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]]؛ [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص۵۷۲-۵۸۱.</ref>. |
|
| |
|
| | == فطری بودن دین == |
| | {{همچنین|فطرت}} |
| | دین با [[فطرت]] و سرشت انسانها هماهنگی کامل دارد. از نگاه [[قرآن]] و [[روایات]]، فطرت جنبۀ عمومی و فراگیر دارد، صفاتی که در نهاد هر [[انسانی]] قرار دارد و آگاهانهتر از غریزه و مربوط به مسائل انسانی است نه صرف نیازهای حیوانی. [[فطرت]] قابلیت [[رشد]] و [[تکامل]] دارد و دو نوع است: ادراکی و احساسی (گرایشی) مصادیق [[فطرت انسانی]] عبارتاند از: [[حقیقت جویی]]، [[پرستش]]، [[ستایش]]، گرایش به خیر اخلاقی، [[گرایش]] به [[زیبایی]] و کمال. دین و [[خداشناسی]] از [[امور فطری]] است زیرا نوعی پایبندی به دین در همه [[جوامع انسانی]] در آثار [[تاریخی]] وجود دارد و مطالعات روانشناختی گرایش ذاتی [[انسان]] به پرستش را [[تأیید]] میکنند و علیرغم تلاشهای ضد [[دینی]] گرایش به دین باقی است<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص۶۱۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۷۴-۱۷۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۳۶۲ـ۳۶۳؛ [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]]؛ [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص۵۷۲-۵۸۱؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹.</ref>. |
|
| |
|
| ---------------------------------------------------
| | == آموزههای دین == |
| ----------------------------------------------------------
| | {{اصلی|آموزههای دین}} |
| -------------------------------------------------------------
| | آموزههای دین [[وحیانی]] سه بخش هستند: |
| ------------------------------------------------------------------
| | # نظری: [[عقاید]] یا [[باورها]] مانند [[خداوند]]، [[رستاخیز]] و... ؛ |
| ----------------------------------------------------------------------
| | # عملی: [[شریعت]] و [[مناسک]] از قبیل مقررات [[عبادی]]، [[حقوقی]] و [[اجتماعی]]؛ |
| ---------------------------------------------------------------------------
| | # [[اخلاق]] که شامل [[فضائل]] و [[رذائل اخلاقی]] است<ref>کشاف اصطلاحات، ج۱، ص۷۵۹؛ شرح مواقف، ج۱، ص۳۸.</ref>. |
|
| |
|
| | [[اصول دین]] یا همان بخش نظری [[پایههای اعتقادی دین]] است در مقابل [[فروع دین]] که مربوط به عمل و [[تعبد]] در حوزه عمل و مسائل [[اخلاقی]] است. [[اعتقاد]] به اصول دین در [[اسلام]] باید از روی [[فکر]] و تحقیق و [[یقینی]] باشد بر خلاف [[مسیحیت]] که [[عقل]] و فکر در اصول دین جایی ندارد و فقط باید [[تسلیم]] بود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۰؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۷-۲۴۸.</ref>. |
|
| |
|
| | == ادیان الهی == |
| | {{اصلی|دین الهی}} |
| | بر اساس [[بینش]] [[توحیدی]] [[دین خدا]] از [[آدم]] {{ع}} تا خاتم {{صل}} یکی بیش نیست؛ منشأ، [[هدف]]، ماهیت و اصول همه آنها واحد است. محتوای [[رسالت]] همه [[انبیاء الهی]] مبتنی بر تسلیم مطلق در برابر [[خداوند متعال]] است و همه [[ادیان آسمانی]] در ظرف زمانی و مکانی خود اسلام نامیده شده و معتبرند. البته تأیید ادیان آسمانی گذشته و مشترک بودن اصول و آموزههای بنیادین آنها با [[دین اسلام]] هرگز به معنای معتبر بودن آنها در کنار دین اسلام نیست. |
|
| |
|
| دین ستیزی
| | [[ادیان الهی]] علیرغم اشتراک در اصول و [[احکام]] بنیادین، اختلافاتی هم با یکدیگر دارند، از جمله: |
| ۱۷۳. نقض کنندگان سوگند، مردمانی دین ستیز و باز دارنده مردم از راه خدا:
| | # [[اختلافات]] ناشی از [[اراده الهی]] که با توجه به شرایط [[اجتماعی]] و [[مصالح]] امتهای مختلف است و به تدریج کامل میشود. |
| ولا تَتَّخِذُوا اَیمـنَکم دَخَلاً بَینَکم فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعدَ ثُبوتِها وتَذوقوا السّوءَ بِما صَدَدتُم عَن سَبیلِ اللّهِ ولَکم عَذابٌ عَظیم.[۱] نحل (۱۶) ۹۴
| | # اختلافاتی که به جهت [[سرکشی]]، [[هواپرستی]] و منافع شخصی از سوی [[عالمان]] [[اهل کتاب]] پدید آمده است. |
| ۱۷۴. نهی و تهدید خداوند، از دین ستیزی و بازدارنده مردم از راه خدا:
| | # اختلافاتی که ناشی از [[تحریف]] گروهی از علمای اهل کتاب است<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۱- ۲۴۸.</ref>. |
| ولا تَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِن دِیـرِهِم بَطَرًا
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۰
| |
| ورِئاءَ النّاسِ ویصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ واللّهُ بِما یعمَلونَ مُحیط.[۲]انفال (۸) ۴۷
| |
| ۱۷۵. دین ستیزی و بازداشتن مردم از راه خدا، موجب قرار گرفتن در زمره ظالمان:
| |
| ومَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کذِبـًا ... اَلا لَعنَةُ اللّهِ عَلَی الظّــلِمین * اَلَّذینَ یصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ ویبغونَها عِوَجـًا وهُم بِالأخِرَةِ هُم کـفِرون.[۳]هود (۱۱) ۱۸ و ۱۹
| |
| ۱۷۶. دین ستیزی و بازداشتن مردم از راه خدا، نشانه کفر به آخرت:
| |
| ومَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کذِبـًا... * اَلَّذینَ یصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ ویبغونَها عِوَجـًا وهُم بِالأخِرَةِ هُم کـفِرون. هود (۱۱) ۱۸ و ۱۹
| |
| ۱۷۷. کفر به خدا و دین ستیزی، از مصادیق افسادگری:
| |
| اَلَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ زِدنـهُم عَذابـًا فَوقَ العَذابِ بِما کانوا یفسِدون.نحل (۱۶) ۸۸
| |
| ۱۷۸. دین ستیزی، درپی دارنده لعنت خدا:
| |
| ...اَلا لَعنَةُ اللّهِ عَلَی الظّــلِمین * اَلَّذینَ یصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ ویبغونَها عِوَجـًا وهُم بِالأخِرَةِ هُم کـفِرون. هود (۱۱) ۱۸ و ۱۹
| |
| ۱۷۹. دین ستیزی و ترسیم چهره ناپسند از دین، موجب فسادگری:
| |
| ولا تَقعُدوا بِکلِّ صِرط توعِدونَ وتَصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ مَن ءامَنَ بِهِ وتَبغونَها عِوَجـًا... وانظُروا کیفَ کانَ عـقِبَةُ المُفسِدین.[۴]اعراف (۷) ۸۶
| |
| ۱۸۰. دین ستیزی و بازدارندگی شیطان، از دین مستقیم:
| |
| وجَدتُها وقَومَها یسجُدونَ لِلشَّمسِ مِن دونِ اللّهِ وزَینَ لَهُمُ الشَّیطـنُ اَعمــلَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبیلِ فَهُم لا یهتَدون. نمل (۲۷) ۲۴
| |
| ...واتَّبِعونِ هـذا صِرطٌ مُستَقیم * ولا یصُدَّنَّکمُ الشَّیطـنُ اِنَّهُ لَکم عَدُوٌّ مُبین.[۵]زخرف (۴۳) ۶۱ و ۶۲
| |
| ۱۸۱. تلاش مداوم و پیگیر یهود، در جهت دین ستیزی و بازداشتن مردم از راه خدا:
| |
| فَبِظُـلم مِنَ الَّذینَ هادوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیبـت اُحِلَّت لَهُم وبِصَدِّهِم عَن سَبیلِ اللّهِ کثیرا.[۶]نساء (۴) ۱۶۰
| |
| ۱۸۲. اراده عالمان یهود بر دین ستیزی:
| |
| اَلَم تَرَ اِلَی الَّذینَ اُوتوا نَصیبـًا مِنَ الکتـبِ یشتَرونَ الضَّلــلَةَ ویریدونَ اَن تَضِلُّوا السَّبیل.[۷]نساء (۴) ۴۴
| |
|
| |
|
| آثار دین ستیزی
| | در مورد جهانی بودن برخی از [[ادیان]] سه نظر وجود دارد: |
| | # جهانی بودن ادیان [[پیامبران اولوالعزم]] که دارای [[کتاب آسمانی]] [[شریعت]] و احکام اجتماعی بودند. |
| | # قومی بودن ادیان همه [[پیامبران]] |
| | # قومی و جهانی بودن پیامبران اولوالعزم که دو صورت دارد: اگر جهانی بودن به معنای ارتباط [[پیامبر]] با اقوام و [[ملل]] گوناگون معاصر باشد تنها دین اسلام جهانی است، ولی اگر جهانی بودن به معنای [[لزوم]] [[ابلاغ]] دین به سایر ملل در صورت امکان باشد دین همه [[پیامبران الهی]] جهانی خواهد بود<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۳۷- ۲۳۹.</ref>. |
|
| |
|
| ۱. حسرت
| | [[حضرت آدم]] {{ع}} نخستین دریافتکننده آموزههای [[وحیانی]]، نخستین دین<ref>المنار، ج۷، ص۶۰۳ - ۶۰۷؛ المیزان، ج۳، ص۱۶۵.</ref>، مجموعهای از معارف وحیانی ساده و ابتدایی که بنیادیترین اصول یک [[دین توحیدی]] است. [[دین حضرت آدم]] {{ع}} تا زمان [[حضرت نوح]] {{ع}} [[استمرار]] داشت. [[دین حضرت نوح]] {{ع}} آموزههای مختلف [[اعتقادی]]، احکام و [[اخلاق]] را دربرداشت. علیرغم تلاش و [[دعوت]] شبانهروزی و طولانی مدت جز گروهی اندک دین او را نپذیرفتند. پیامبران بعدی تا زمان [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پیرو و مبلغ دین او بودند. [[حضرت هود]] {{ع}} مستقیماً [[وحی]] دریافت میکرد و دارای [[معجزه]] بود. درباره دین و کتاب آسمانی جداگانه برای آن حضرت، [[اختلاف]] وجود دارد و برخی معتقدند: او پیرو [[دین حضرت نوح]] {{ع}} بوده است. [[حضرت صالح]] {{ع}} پس از [[حضرت هود]] {{ع}} بوده که درباره دین و [[کتاب آسمانی]] مستقل گزارشی نشده است. [[آموزههای دینی]] او مشتمل بر [[عقاید]] [[خداشناسی]] و ارزشهای [[توحیدی]] است. |
| ۱۸۳. حسرت و پشیمانی مشرکان، از انفاق مال خویش، در جهت دین ستیزی:
| |
| اِنَّ الَّذینَ کفَروا ینفِقونَ اَمولَهُم لِیصُدّوا عَن
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۱
| |
| سَبِیلِ اللّهِ فَسَینفِقونَها ثُمَّ تَکونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ یغلَبونَ والَّذینَ کفَروا اِلی جَهَنَّمَ یحشَرون.انفال (۸) ۳۶
| |
|
| |
|
| ۲. رسوایی در دنیا
| | [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} [[فرمانبرداری]] محض از [[خدا]] را دین و [[آیین]] [[برگزیده]] خود خوانده است، بخش عمده دین آن حضرت مربوط به آموزههای [[اعتقادی]] به ویژه خداشناسی توحیدی است. [[مقاومت]] [[بت پرستان]] و [[مشرکان]]، احتجاجهای آنان در برابر حضرت، تلاش آنها برای سوزاندن وی، نشان میدهند که دین او با اقبال روبهرو نشد. [[دین حضرت ابراهیم]] {{ع}} را پس از وی در منطقه [[فلسطین]] [[حضرت اسحاق]] {{ع}} و پس از او [[حضرت یعقوب]] {{ع}} [[تبلیغ]] و نمایندگی کردند<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۳۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص۴۹۰.</ref> [[فرزندان]] و نوادگان حضرت یعقوب {{ع}} «[[بنی اسرائیل]]» پیرو این دین بودند و آن دین را در [[مصر]] گسترش دادند. دین حضرت ابراهیم {{ع}} در [[اردن]] به وسیله [[حضرت لوط]] {{ع}} تبلیغ میشد و در [[مکه]] توسط [[حضرت اسماعیل]] و فرزندان و نوادگان حضرت به سایر مناطق عربی گسترش یافت، که تا زمان [[پیامبر اسلام]] گروهی به نام «[[حنفاء]]» بودند که به [[پیروی]] از دین ابراهیمی [[شهرت]] داشتند. |
| ۱۸۴. دین ستیزی، موجب رسوایی در دنیا:
| |
| ثانِی عِطفِهِ لِیضِلَّ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهُ فِی الدُّنیا خِزی ونُذیقُهُ یومَ القِیـمَةِ عَذابَ الحَریق.[۸]حج (۲۲) ۹
| |
|
| |
|
| ۳. ظلم
| | [[حضرت شعیب]] {{ع}} [[شریعت]] مستقلی نداشته و به آیین حضرت ابراهیم {{ع}} میخوانده است. [[دعوت به توحید]] و پرهیز از [[مفاسد اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] از آموزههای آن حضرت بوده است [[قوم]] وی در گذر ایام به [[کفر]] و [[شرک]] گرویدند و سرانجام با [[عذاب الهی]] نابود شدند. |
| ۱۸۵. ظلم و ستمگری، از آثار دین ستیزی و باز داشتن مردم از راه خدا:
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ }}﴾}}<ref> و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران! ...همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را ناراست (و ناهموار) میخواهند و به جهان واپسین انکار میورزند؛ سوره اعراف، آیه: ۴۴- ۴۵.</ref> | |
| ومَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کذِبـًا اُولـئِک یعرَضونَ عَلی رَبِّهِم ویقولُ الاَشهـدُ هـؤُلاءِ الَّذینَ کذَبوا عَلی رَبِّهِم اَلا لَعنَةُ اللّهِ عَلَی الظّــلِمین * اَلَّذینَ یصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ ویبغونَها عِوَجـًا وهُم بِالأخِرَةِ هُم کـفِرون.هود (۱۱) ۱۸ و ۱۹
| |
|
| |
|
| ۴. گمراهی
| | [[دین حضرت موسی]] {{ع}} مجموعه تعالیم وحیانی است که طی چنددهه بر وی نازلشد. [[قرآن کریم]]، کتاب آن حضرت را بیانگر همه معارف مورد نیاز [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> [[پیامبران]] بزرگی مانند حضرت سموئیل، [[داود]]، سلیمان، [[زکریا]]، یحیی در میان [[بنی اسرائیل]] برانگیخته شدند که مبلغ دین حضرت بودند. گروهی از [[یهودیان]] با توجه به [[پیشگویی]] [[کتاب مقدس]] درباره هجرتگاه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در اطراف [[مدینه]] ساکن شدند. |
| ۱۸۶. دین ستیزی، موجب گمراهی:
| |
| اِنَّ الَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ قَد ضَلّوا ضَلـلاً بَعیدا.[۹]نساء (۴) ۱۶۷
| |
|
| |
|
| روشهای دین ستیزی
| | [[قرآن]] [[بعثت]] و [[دین حضرت عیسی]] {{ع}} را استمرار رسالت [[حضرت موسی]] {{ع}} میداند {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«و بیگمان به موسی کتاب بخشیدیم و پس از وی پیامبران (دیگر) را در پی آوردیم و به عیسی پسر مریم برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس نیرومند کردیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را کشتید». سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> که اضافه برتعالیم [[تورات]] آموزههای جداگانهای داشته که در قرآن نیز به آن اشاره شده است، و علاوه بر [[اصول اعتقادی]]، [[جهاد]] در [[راه خدا]] را مطرح کرده است<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۱۰ ـ ۲۳۶.</ref>. |
|
| |
|
| ۱. تزیین اعمال
| | [[دین اسلام]] آخرین و [[کاملترین دین آسمانی]] است که [[پیامبر]] آن، حضرت محمد بن عبدالله {{صل}} و مخاطب همۀ جهانیاناند {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>. لازمۀ [[خاتمیت]] دین، [[جاودانگی]] آن است. [[اسلام]]، آیینی [[فطری]] است و با [[سنت]] [[تکوین]] و نظام آفرینش همراه است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۸۲.</ref>. [[شرط ایمان]]، اسلام است، اما اسلام، [[اعتقاد]] غیر [[راسخ]] است و [[ایمان]]، اعتقاد راسخ. [[اسلام]] تنها اعتقاد به توحید و [[نبوت]] و [[معاد]] است؛ ولی ایمان، پایبندی عملی است که [[ولایت]] را نیز در بردارد و مایه سعادت اخروی است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۲۴۸ ـ ۲۵۰.</ref>. |
| ۱۸۷. زینت بخشیدن اعمال انسان از روشهای شیطان، جهت دین ستیزی:
| |
| وجَدتُها وقَومَها یسجُدونَ لِلشَّمسِ مِن دونِ اللّهِ وزَینَ لَهُمُ الشَّیطـنُ اَعمــلَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبیلِ فَهُم لایهتَدون.[۱۰] نمل (۲۷) ۲۴
| |
|
| |
|
| ۲. جدال
| | === اختلاف در ادیان الهی === |
| ۱۸۸. جدال با حق، از روشهای دین ستیزی و گمراه کردن از راه خدا:
| | {{اصلی|اختلاف در دین}} |
| ومِنَ النّاسِ مَن یجـدِلُ فِی اللّهِ... * ...لِیضِلَّ عَن سَبیلِ اللّهِ ... .[۱۱]حج (۲۲) ۸ و ۹
| | [[ادیان الهی]] به رغم اشتراک در [[اصول عقاید]] و [[احکام]] بنیادین، دارای برخی [[اختلافات]] نیز هستند. این اختلافها چند دستهاند: |
| | # اختلافاتی که ناشی از [[اراده الهی]] است و به اقتضای [[مصالح]] و شرایط [[اجتماعی]] امتهای گوناگون پدید آمدهاند: {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ وَإِنْ جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهادهایم که آنان بر همان (آیین) رفتار میکنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بیگمان تو بر رهنمودی راست قرار داری. و اگر با تو به چالش بپردازند بگو: خداوند به آنچه انجام میدهید داناتر است. خداوند روز رستاخیز در آنچه اختلاف داشتید میان شما داوری خواهد کرد» سوره حج، آیه ۶۷ ـ ۶۹</ref>.<ref>المیزان، ج۱۴، ص۴۰۵-۴۰۷.</ref>. |
| | # اختلافاتی که به جهت [[سرکشی]]، منافع شخصی از سوی [[عالمان]] [[اهل کتاب]] پدید آمده است: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و به آنان از کار (شریعت) برهانهایی (روشن) بخشیدیم پس، اختلاف نورزیدند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود؛ بیگمان پروردگارت روز رستخیز میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد» سوره جاثیه، آیه ۱۷.</ref>. |
| | # [[اختلافات]] ناشی از [[تحریف]] گری علمای [[اهل کتاب]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دستهای خود مینویسند آنگاه میگویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دستهایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۴۷- ۲۴۸.</ref> |
|
| |
|
| ۳. شرک
| | [[قرآن]] در [[آیات]] متعددی به [[اختلاف در دین]] اشاره کرده است از جمله: |
| ۱۸۹. تلاش برای گسترش شرک، روشی برای دین ستیزی و باز داشتن مردم از راه خدا:
| | # آیاتی که [[تهدید]] و نکوهش [[خداوند]] نسبت به [[اختلاف]] کنندگان در دین را بیان میکنند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ}}<ref>«تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد» سوره انعام، آیه ۱۵۹.</ref>. |
| ...وجَعَلَ لِلّهِ اَندادًا لِیضِلَّ عَن سَبیلِهِ ... .زمر (۳۹) ۸ | | # از جمله آثار اختلف در دین از بین رفتن [[وحدت جامعه]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ}}<ref>«تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد» سوره انعام، آیه ۱۵۹.</ref>. |
| | # برخی از عوامل اختلاف در دین: [[حسادت]] [[عالمان]]، [[ظلم]] وستمگری، [[هواپرستی]] [[ظالمان]]: {{متن قرآن|كاَنَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّنَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَينَْ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيَا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلىَ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«مردم، امّتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم دهنده برانگيخت، و با آنان، كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد- پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود، [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند، هدايت كرد. و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند» سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref>. |
| | # توجّه به [[قیامت]] و بازگشت [[انسانها]] به سوی [[پروردگار]]، منشأ پرهیز از [[اختلاف در دین]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ}}<ref>«تو را با کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند کاری نیست؛ کار آنان تنها با خداوند است سپس آنان را از آنچه میکردند آگاه میسازد» سوره انعام، آیه ۱۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ قرآن ج۱۴ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱۴]]، ص۱۹۰- ۲۲۰</ref> |
|
| |
|
| زمینه های دین ستیزی
| | == ادیان غیر الهی == |
| | {{اصلی|ادیان غیر توحیدی}} |
| | تاریخ پیدایش [[ادیان غیر توحیدی]] تقریباً همزمان با پیدایش [[آدمیان]] است؛ برخی [[روایات]] آن را بعد از [[مرگ]] [[حضرت آدم]] {{ع}} میدانند و [[آیات قرآن]] به وجود [[بتپرستی]] در زمان [[حضرت نوح]] {{ع}} اشاره دارند. از آنجا که ادیان غیر توحیدی ساخته و پرداخته ذهن [[بشر]] و متأثر از شرایط [[اجتماعی]] و... است [[اختلافات]] بنیادین دارند. چند نمونه از این ادیان عبارتاند از: |
| | # بتپرستی: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا}}<ref>«و گفتند: هیچ گاه از خدایان خویش دست برندارید و هرگز از ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر، دست نکشید» سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>؛ |
| | # گاو پرستی: {{متن قرآن|أَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ}}<ref>«آنگاه گوسالهای برای آنان برآورد، پیکری (بیروح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است» سوره طه، آیه ۸۸.</ref>؛ |
| | # [[پرستش]] اجرام آسمانی: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ}}<ref>«و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را میپرستید» سوره فصلت، آیه ۳۷.</ref>؛ |
| | # پرستش [[پادشاهان]]: [[فرعون]] معاصر [[حضرت موسی]] {{ع}} خود را خدای [[برتر]] [[مصریان]] میدانست: {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref>. |
|
| |
|
| ۱. دنیاطلبی
| | === تحریف در ادیان سابق === |
| ۱۹۰. دنیاطلبی، زمینه ساز دین ستیزی و تلاش برای بازداشتن مردم از راه خدا:
| | {{اصلی|تحریف دین}} |
| اِشتَرَوا بِـایـتِ اللّهِ ثَمَنـًا قَلیلاً فَصَدّوا عَن سَبیلِهِ اِنَّهُم ساءَ ما کانوا یعمَلون. توبه (۹) ۹
| | بیشتر [[مفسران]] متأخر<ref>تفسیر مقاتل، ج۱، ص۵۹، ۲۸۸-۲۸۷؛ تنویر المقیاس، ص۸۶؛ جامع البیان، ج۵، ص۱۶۵.</ref> و معاصر<ref>المنار، ج۶، ص۳۸۹؛ المیزان، ج۴، ص۳۶۳-۳۶۵؛ ج۵، ص۳۴۲؛ معارف قرآن، ج۴، ص۲۳۰-۲۳۱.</ref>، [[کتاب مقدس]] کنونی (عهدین) را [[تحریف]] شده و فاقد ساختار [[وحیانی]] دانسته و بر این باورند که افزون بر تحریف [[معنوی]]، انواع تحریف لفظی نیز در آن راه یافته است. |
| اَلَّذینَ یستَحِبّونَ الحَیوةَ الدُّنیا عَلَی الأخِرَةِ ویصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ ویبغونَها عِوَجـًا اُولـئِک فی ضَلـل بَعید.[۱۲] ابراهیم (۱۴) ۳
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۲
| |
|
| |
|
| ۲. کفر
| | [[آیات]] زیادی به انواع تحریف در [[آموزههای دینی]] به ویژه در تعالیم [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] ناظرند. این آیات را میتوان به ۴ دسته کلی قسمت کرد: |
| ۱۹۱. کفر، موجب دین ستیزی و باز داشتن مردم از راه خدا:
| | # آیاتی که بیانگر تحریفگری در آموزهیهای [[دینی]] از سوی [[یهود]] است. {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«پس، برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش میکردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی مییابی؛ از آنان درگذر و چشم پوشى كن كه خدا نيكوكاران را دوست مى دارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>. |
| فَبِظُـلم مِنَ الَّذینَ هادوا...وبِصَدِّهِم عَن سَبیلِ اللّهِ کثیرا * ...واَعتَدنا لِلکـفِرینَ مِنهُم عَذابـًا اَلیما.[۱۳]نساء (۴) ۱۶۰ و ۱۶۱
| | # آیاتی که وقوع تحریف در [[تورات]] و [[انجیل]] را مطرح کردهاند. {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همانان كه از اين فرستاده، پيامبر درس نخوانده- كه [نام] او را نزد خود، در تورات و انجيل نوشته مى يابند- پيروى مى كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى دهد، و از كار ناپسند باز مى دارد، و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى گرداند، و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى دارد. پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند، آنان همان رستگارانند». سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ }}﴾}}<ref>همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را ناراست (و ناهموار) میخواهند و به جهان واپسین انکار میورزند؛ سوره اعراف، آیه:۴۵.</ref>
| | # آیاتی که باورهای شرکآمیز و گزارشهای [[تاریخی]] [[یهود]] و [[نصارا]] را به صراحت نقد و [[نفی]] میکند. {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>. |
| اِنَّ الَّذینَ کفَروا ینفِقونَ اَمولَهُم لِیصُدّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ ... . انفال (۸) ۳۶
| | # آیاتی که مقاطع مهمی از [[تاریخ]] [[زندگی]] [[پیامبران]] را بیان میکند که در [[کتب مقدس]] اثری از آنها نیست<ref>ر.ک: فرهنگ قرآن، ج ۷.</ref>. |
| اَلَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ زِدنـهُم عَذابـًا فَوقَ العَذابِ بِما کانوا یفسِدون.نحل (۱۶) ۸۸
| |
| اَلَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ اَضَلَّ اَعمــلَهُم. محمّد (۴۷) ۱
| |
| اِنَّ الَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ... * اِنَّ الَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ ثُمَّ ماتوا وهُم کفّارٌ فَلَن یغفِرَ اللّهُ لَهُم.[۱۴]محمّد (۴۷) ۳۲ و ۳۴
| |
|
| |
|
| کیفر دین ستیزی
| | == رابطه دین و اخلاق == |
| | {{همچنین|اخلاق}} |
| | دین مجموعهای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر میگذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سببساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایتگرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. |
|
| |
|
| ۱. آتش جهنّم
| | آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمیتوان وجه ممیز روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کارکردها یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی شدن [[فضائل]] و در آخر تحقق عملی [[ارزشهای اخلاقی]] به مدد دین است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا فهم درست مفاهیم به مدد دین بوده، و به مبدأ بازمیگردد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>. |
| ۱۹۲. آتش جهنّم، کیفر دین ستیزی:
| |
| اِنَّ الَّذینَ کفَروا ینفِقونَ اَمولَهُم لِیصُدّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَینفِقونَها ثُمَّ تَکونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ یغلَبونَ والَّذینَ کفَروا اِلی جَهَنَّمَ یحشَرون.انفال (۸) ۳۶
| |
| ...وجَعَلَ لِلّهِ اَندادًا لِیضِلَّ عَن سَبیلِهِ قُل تَمَتَّع بِکفرِک قَلیلاً اِنَّک مِن اَصحـبِ النّار. زمر (۳۹) ۸
| |
|
| |
|
| ۲. تحریم طیبات
| | == رابطه دین و عقل == |
| ۱۹۳. تحریم نعمتهای پاکیزه و طیبات، کیفر دین ستیزی:
| | {{اصلی|ارتباط عقل و دین}} |
| فَبِظُـلم مِنَ الَّذینَ هادوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیبـت اُحِلَّت لَهُم وبِصَدِّهِم عَن سَبیلِ اللّهِ کثیرا.نساء (۴) ۱۶۰
| |
|
| |
|
| ۳. عذاب
| | == جستارهای وابسته == |
| ۱۹۴. عذاب شدید، کیفر دین ستیزی و باز داشتن مردم از راه خدا:
| | {{مدخل وابسته}} |
| اَلَّذینَ کفَروا وصَدّوا عَن سَبیلِ اللّهِ زِدنـهُم عَذابـًا فَوقَ العَذابِ بِما کانوا یفسِدون.نحل (۱۶) ۸۸
| | * [[دین الهی]] |
| ومِنَ النّاسِ مَن یجـدِلُ فِی اللّهِ بِغَیرِ عِلم ولا هُدًی ولا کتـب مُنیر * ثانِی عِطفِهِ لِیضِلَّ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهُ فِی الدُّنیا خِزی ونُذیقُهُ یومَ القِیـمَةِ عَذابَ الحَریق.[۱۵] حج (۲۲) ۸ و ۹
| | * [[ادیان غیر توحیدی]] |
| | * [[شریعت]] |
| | * [[ملت]] |
| | * [[مذهب]] |
| | * [[اخلاق]] |
| | * [[جامعه]] |
| | * [[عقل]] |
| | * [[تعریف دین]] |
| | * [[زبان دین]] |
| | * [[شاخههای دین]] |
| | * [[نقش دین]] |
| | * [[جامعیت دین]] |
| | * [[کمال دین]] |
| | * [[آموزههای دینی]] |
| | * [[نیاز بشر به دین]] |
| | * [[علل پیدایش دین]] |
| | * [[ترویج دین]] |
| | * [[دین توحیدی]] |
| | * [[دین اسلام]] |
| | * [[دین ابراهیم]] |
| | * [[دین یهودیت]] |
| | * [[دین مسیحیت]] |
| | * [[دین زرتشت]] |
| | * [[دین حضرت شیث]] |
| | * [[دینداری]] |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| ۴. لعن
| | == منابع == |
| ۱۹۵. لعن خداوند، جزای ظالمان دین ستیز:
| | {{منابع}} |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ }}﴾}}<ref> و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران! ...همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را ناراست (و ناهموار) میخواهند و به جهان واپسین انکار میورزند؛ سوره اعراف، آیه: ۴۴- ۴۵.</ref>
| | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']] |
| نیز => سبیل اللّه
| | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] |
| دین شعیب(علیه السلام) => شعیب(علیه السلام)، دین شعیب(علیه السلام) | | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] |
| | # [[پرونده:1100439.jpg|22px]] [[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| '''امامت و رهبری''']] |
| | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]]؛ [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| '''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']] |
| | # [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] |
| | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] |
| | # [[پرونده:1313.jpg|22px]] [[فرهنگ قرآن ج۱۴ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۱۴''']] |
| | # [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه''']] |
| | # [[پرونده:IM010466.jpg|22px]] [[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|'''اهداف و کارکردهای دین''']] |
| | # [[پرونده:587.jpg|22px]] [[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|'''امامت سر خاتمیت''']] |
| | # [[پرونده:IM009850.jpg|22px]] [[ریحانه غلامیان|غلامیان]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[دین - غلامیان و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «دین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۵''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| دین عیسی(علیه السلام) => عیسی(علیه السلام)، دین عیسی(علیه السلام)
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| دین فرعون
| | [[رده:دین]] |
| ۱۹۶. خوف فرعون، از تغییر دین مورد نظر خویش، به دست موسی(علیه السلام):
| | [[رده:مقالههای اولویت یک]] |
| وقالَ فِرعَونُ ذَرونی اَقتُل موسی ولیدعُ رَبَّهُ اِنّی اَخافُ اَن یبَدِّلَ دینَکم اَو اَن یظهِرَ فِی الاَرضِ الفَساد. غافر (۴۰) ۲۶
| | {{مکتب}} |
| ۱۹۷. نجات از دین فرعون، از دعاهای همسر وی:
| |
| و ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ ءامَنوا امرَاَتَ فِرعَونَ اِذ قالَت رَبِّ ابنِ لی عِندَک بَیتـًا فِی الجَنَّةِ ونَجِّنی مِن فِرعَونَ وعَمَلِهِ ونَجِّنی مِنَ القَومِ الظّــلِمین.[۱۷]تحریم (۶۶) ۱۱
| |
| ۱۹۸. تبرّی جستن آسیه، از دین و اعتقادات فرعون:
| |
| و ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ ءامَنوا امرَاَتَ فِرعَونَ اِذ قالَت رَبِّ ابنِ لی عِندَک بَیتـًا فِی الجَنَّةِ ونَجِّنی مِن فِرعَونَ وعَمَلِهِ ونَجِّنی مِنَ القَومِ الظّــلِمین. تحریم (۶۶) ۱۱
| |
| | |
| دین قوم شعیب => اهل مدین، آیین اهل مدین
| |
| | |
| دین قیم
| |
| ۱۹۹. دین توحیدی و مطابق فطرت، دین قیم و حافظ مصالح حیاتی انسانها:
| |
| ...ذلِک الدِّینُ القَیمُ ... . توبه (۹) ۳۶
| |
| ...اِنِ الحُکمُ اِلاّ لِلّهِ اَمَرَ اَلاّ تَعبُدوا اِلاّ اِیاهُ ذلِک الدِّینُ القَیمُ ولـکنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یعلَمون.یوسف (۱۲) ۴۰
| |
| فَاَقِم وَجهَک لِلدّینِ حَنیفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبدیلَ لِخَلقِ اللّهِ ذلِک الدّینُ القَیمُ ... . روم (۳۰) ۳۰
| |
| فَاَقِم وجهَک لِلدّینِ القَیمِ مِن قَبلِ اَن یأتِی یومٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّهِ یومَئِذ یصَّدَّعون. روم (۳۰) ۴۳
| |
| ...وذلِک دینُ القَیمَه.[۱۸] بینه (۹۸) ۵
| |
| نیز => همین مدخل، ثبات دین
| |
| | |
| دین کافران
| |
| ۲۰۰. لهو و لعب (سرگرمی و بازی)، دین کافران:
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ }}﴾}}<ref> و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کردهاند نومید و نابود گردیدهاند؛ آنان را برای کفری که ورزیدهاند، نوشابهای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره انعام، آیه:۷۰.</ref>
| |
| [۱۹]
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}}﴾}}<ref> و دمسازان آتش بهشتیان را ندا میکنند که از آب یا از آنچه خداوند روزی شما کرده است بر ما (نیز) فرو ریزید! میگویند: خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است.همان کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد میبریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار میورزیدند ؛ سوره اعراف، آیه: ۵۰- ۵۱.</ref>
| |
| ۲۰۱. عدم پذیرش دین کافران مکه، از سوی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله):
| |
| قُل یـاَیهَا الکـفِرون * لَکم دینُکم ولِی دین.کافرون (۱۰۹) ۱ و ۶
| |
| ۲۰۲. رها کردن مشرکان به دین خود در پی ناامیدی پیامبر(صلی الله علیه وآله) از ایمان آوردن آنان به دین اسلام:
| |
| لَکم دینُکم ولِی دین. کافرون (۱۰۹) ۶
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۴
| |
| | |
| دین محمّد(صلی الله علیه وآله)
| |
| ۲۰۳. برخی کافران ناتوان از درک دین محمّد(صلی الله علیه وآله) و ارزش آن و نالایق برای استفاده از آن:
| |
| قُل یـاَیهَا الکـفِرون * لَکم دینُکم ولِی دین.کافرون (۱۰۹) ۱ و ۶
| |
| ۲۰۴. کافران مدّعی آمادگی برای سازش با پیامبر(صلی الله علیه وآله)فاقد زمینه پذیرش دین آن حضرت:
| |
| قُل یـاَیهَا الکـفِرون * لَکم دینُکم ولِی دین.کافرون (۱۰۹) ۱ و ۶
| |
| نیز => اسلام
| |
| | |
| دین مستقیم
| |
| ۲۰۵. داشتن دین مستقیم، در گرو تبعیت پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله):
| |
| ...واتَّبِعونِ هـذا صِرطٌ مُستَقیم * ولا یصُدَّنَّکمُ الشَّیطـنُ ... .[۲۰]زخرف (۴۳) ۶۱ و ۶۲
| |
| ۲۰۶. دین مستقیم، در گرو تمسّک به وحی الهی:
| |
| فَاستَمسِک بِالَّذی اوحِی اِلَیک اِنَّک عَلی صِرط مُستَقیم.[۲۱] زخرف (۴۳) ۴۳
| |
| ۲۰۷. عبادت پروردگار، موجب قرار گرفتن در دین مستقیم:
| |
| اِنَّ اللّهَ رَبّی ورَبُّکم فاعبُدوهُ هـذا صِرطٌ مُستَقیم.[۲۲] آل عمران (۳) ۵۱
| |
| واِنَّ اللّهَ رَبّی ورَبُّکم فَاعبُدوهُ هـذا صِرطٌ مُستَقیم. مریم (۱۹) ۳۶
| |
| اِنَّ اللّهَ هُوَ رَبّی ورَبُّکم فَاعبُدوهُ هـذا صِرطٌ مُستَقیم.[۲۳] زخرف (۴۳) ۶۴
| |
| ۲۰۸. دین مستقیم، دین خداوند جهان:
| |
| ...واِنَّک لَتَهدی اِلی صِرط مُستَقیم * صِرطِ اللّهِ ... .[۲۴] شوری (۴۲) ۵۲ و ۵۳
| |
| ۲۰۹. تاریخ، بستری برای ظهور و تجلّی حقانیت دین مستقیم:
| |
| قُل کلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصوا فَسَتَعلَمونَ مَن اَصحـبُ الصِّرطِ السَّوِی ومَنِ اهتَدی.[۲۵]طه (۲۰) ۱۳۵
| |
| | |
| دین مشرکان => همین مدخل، دین کافران
| |
| | |
| دین موسی(علیه السلام) => موسی(علیه السلام)، دین موسی(علیه السلام)
| |
| | |
| دین نوح(علیه السلام) => نوح(علیه السلام)، دین نوح(علیه السلام)
| |
| | |
| دین و تقوا
| |
| ۲۱۰. سفارش تمامی کتب آسمانی به تقوا، نشانِ ثبات و اهمّیت ویژه تقوا در دین الهی:
| |
| ...وصَّینَا الَّذینَ اوتوا الکتـبَ مِن قَبلِکم واِیاکم اَنِ اتَّقوا اللّهَ ... . نساء (۴) ۱۳۱
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۵
| |
| | |
| دین و شرایع => شریعت
| |
| | |
| دین و شرک
| |
| ۲۱۱. مبارزه با شرک، اصلی مهم و اساسی در دین الهی:
| |
| قُل یـاَهلَ الکتـبِ تَعالَوا اِلی کلِمَة سَواء بَینَنا وبَینَکم اَلاَّ نَعبُدَ اِلاَّ اللّهَ ولا نُشرِک بِهِ شیــًا ولا یتَّخِذَ بَعضُنا بَعضـًا اَربابـًا مِن دونِ اللّهِ ... .آل عمران (۳) ۶۴
| |
| | |
| دین و عبودیت
| |
| ۲۱۲. عبودیت و بندگی خدا، در دین الهی و کتب آسمانی:
| |
| قُل یـاَهلَ الکتـبِ تَعالَوا اِلی کلِمَة سَواء بَینَنا وبَینَکم اَلاَّ نَعبُدَ اِلاَّ اللّهَ ... . آل عمران (۳) ۶۴
| |
| | |
| دین و فطرت
| |
| ۲۱۳. هماهنگی دین، با فطرت و سرشت انسانها:
| |
| فَاَقِم وَجهَک لِلدّینِ حَنیفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها ... . روم (۳۰) ۳۰
| |
| | |
| دین یعقوب(علیه السلام) => یعقوب(علیه السلام)، دین یعقوب(علیه السلام)
| |
| | |
| طعن به دین
| |
| ۲۱۴. لزوم جنگیدن با رهبران کافران، در صورت اهانت به دین:
| |
| واِن نَکثوا اَیمـنَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وطَعَنوا فی دینِکم فَقـتِلوا اَئِمَّةَ الکفرِ ... . توبه (۹) ۱۲
| |
| ۲۱۵. طعن به دین از سوی یهود، در ضمن سخنان خود با پیامبر(صلی الله علیه وآله):
| |
| مِنَ الَّذینَ هادوا یحَرِّفونَ الکلِمَ عَن مَواضِعِهِ ویقولونَ سَمِعنا وعَصَینا واسمَع غَیرَ مُسمَع ورعِنا لَیـًّا بِاَلسِنَتِهِم وطَعنـًا فِی الدّینِ ... .نساء (۴) ۴۶
| |
| نیز => همین مدخل، استهزای دین
| |
| | |
| غلوّ در دین
| |
| ۲۱۶. غلوّ و گزافه گویی در دین، برخاسته از تمایلات نفسانی:
| |
| ...لا تَغلوا فی دینِکم غَیرَ الحَقِّ ولا تَتَّبِعوا اَهواءَ قَوم قَد ضَلّوا ... . مائده (۵) ۷۷
| |
| ۲۱۷. اهل کتاب مردمی آلوده به غلوّ و گزافه گویی در دین:
| |
| یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم ولا تَقولوا عَلَی اللّهِ اِلاَّ الحَقَّ ... . نساء (۴) ۱۷۱
| |
| قُل یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم غَیرَ الحَقِّ ... . مائده (۵) ۷۷
| |
| ۲۱۸. عقیده ناروا و غلوّآمیز اهل کتاب در دین، برخاسته از افکار باطل پیشینیان گمراه:
| |
| قُل یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم غَیرَ الحَقِّ ولا تَتَّبِعوا اَهواءَ قَوم قَد ضَلّوا مِن قَبلُ واَضَلّوا کثیرًا وضَلّوا عَن سَواءِ السَّبیل. مائده (۵) ۷۷
| |
| ۲۱۹. نهی اهل کتاب، از غلّو در دین:
| |
| یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم ... .نساء (۴) ۱۷۱
| |
| قُل یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم غَیرَ الحَقِّ ... . مائده (۵) ۷۷
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۶
| |
| ۲۲۰. پندار مسیحیان درباره مسیح(علیه السلام)، موجب غلوّ در دین و اعتقاد به تثلیث:
| |
| یـاَهلَ الکتـبِ لا تَغلوا فی دینِکم ولا تَقولوا عَلَی اللّهِ اِلاَّ الحَقَّ اِنَّمَا المَسیحُ عیسَی ابنُ مَریمَ رَسولُ اللّهِ وکلِمَتُهُ اَلقـها اِلی مَریمَ ورُوحٌ مِنهُ فَـامِنوا بِاللّهِ ورُسُلِهِ ولا تَقولوا ثَلـثَةٌ انتَهوا خَیرًا لَکم ... . نساء (۴) ۱۷۱
| |
| | |
| کامل ترین دین
| |
| ۲۲۱. اسلام، کامل ترین دین و جامع همه معارف نازل شده بر انبیای گذشته:
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref>
| |
| | |
| گرایش به دین
| |
| ۲۲۲. گرایش دسته جمعی مردم به دین الهی، در صورت پیروزی نیروهای الهی:
| |
| اِذا جاءَ نَصرُ اللّهِ والفَتح * ورَاَیتَ النّاسَ یدخُلونَ فی دینِ اللّهِ اَفواجـا. نصر (۱۱۰) ۱ و ۲
| |
| نیز => اسلام، قبول اسلام و گسترش اسلام
| |
| | |
| محرومیت از دین
| |
| ۲۲۳. مکر کافران، عامل بازداشته شدن آنان از دین خدا:
| |
| ...زُینَ لِلَّذینَ کفَروا مَکرُهُم وصُدّوا عَنِ السَّبیلِ ومَن یضلِلِ اللّهُ فَما لَهُ مِن هاد.[۲۶]رعد (۱۳) ۳۳
| |
| | |
| وحدت در دین
| |
| ۲۲۴. اهتمام خداوند به اتحاد و وحدت مؤمنان، بر محور دین الهی:
| |
| واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعـًا ولا تَفَرَّقوا واذکروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکم اِذ کنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونـًا وکنتُم عَلی شَفا حُفرَة مِنَ النّارِ فَاَنقَذَکم مِنها کذلِک یبَینُ اللّهُ لَکم ءایـتِهِ لَعَلَّکم تَهتَدون.آل عمران (۳) ۱۰۳
| |
| واَنَّ هـذا صِرطی مُستَقیمـًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکم عَن سَبیلِهِ ذلِکم وصـّـکم بِهِ لَعَلَّکم تَتَّقون. انعام (۶) ۱۵۳
| |
| اِنَّ هـذِهِ اُمَّتُکم اُمَّةً وحِدَةً واَنَا رَبُّکم فَاعبُدون.انبیاء (۲۱) ۹۲
| |
| واِنَّ هـذِهِ اُمَّتُکم اُمَّةً وحِدَةً واَنا رَبُّکم فاتَّقون.مؤمنون (۲۳) ۵۲
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref>
| |
| ۲۲۵. دین، محور اتّحاد و وحدت انسانها و پیروان انبیا:
| |
| واَنَّ هـذا صِرطی مُستَقیمـًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکم عَن سَبیلِهِ ذلِکم وصـّـکم بِهِ لَعَلَّکم تَتَّقون. انعام (۶) ۱۵۳
| |
| اِنَّ هـذِهِ اُمَّتُکم اُمَّةً وحِدَةً واَنَا رَبُّکم فَاعبُدون.انبیاء (۲۱) ۹۲
| |
| واِنَّ هـذِهِ اُمَّتُکم اُمَّةً وحِدَةً واَنا رَبُّکم فاتَّقون.مؤمنون (۲۳) ۵۲
| |
| شَرَعَ لَکم مِنَ الدّینِ ما وصّی بِهِ نوحـًا والَّذی اَوحَینا اِلَیک وما وصَّینا بِهِ اِبرهیمَ وموسی
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۷
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref> و ۱۴
| |
| ۲۲۶. همه پیروان کتب آسمانی موظّف به پیروی از دین واحد و استوار:
| |
| وما تَفَرَّقَ الَّذینَ اوتوا الکتـبَ اِلاّ مِن بَعدِ ما جاءَتهُمُ البَینَه * وما اُمِروا اِلاّ لِیعبُدُوا اللّهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّینَ حُنَفاءَ ویقیمُوا الصَّلوةَ ویؤتُوا الزَّکوةَ وذلِک دینُ القَیمَه. بینه (۹۸) ۴ و ۵
| |
| نیز => ابراهیم(علیه السلام)، دین ابراهیم(علیه السلام)، اوصاف دین ابراهیم(علیه السلام)، اطاعت از دین ابراهیم(علیه السلام) و اهمّیت دین ابراهیم(علیه السلام)، همین مدخل، اختلاف در دین، تجزیه دین
| |
| ۲۲۷. کتابهای آسمانی نازل شده بر انبیا، مروّج دین واحد و مؤید یکدیگر:
| |
| قُل ءامَنّا بِاللّهِ وما اُنزِلَ عَلَینا وما اُنزِلَ عَلی اِبرهیمَ واِسمـعیلَ واِسحـقَ ویعقوبَ والاَسباطِ وما أوتِی موسی وعیسی والنَّبِیونَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَد مِنهُم ونَحنُ لَهُ مُسلِمون. آل عمران (۳) ۸۴
| |
| واَنزَلنا اِلَیک الکتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الکتـبِ ... .[۲۷]مائده (۵) ۴۸
| |
| ۲۲۸. اعتقاد مؤمنان، به وحدت کتابهای آسمانی و یگانگی دین:
| |
| والَّذینَ یؤمِنونَ بِما اُنزِلَ اِلَیک وما اُنزِلَ مِن قَبلِک وبِالأخِرَةِ هُم یوقِنون. بقره (۲) ۴
| |
| ءامَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّهِ والمُؤمِنونَ کلٌّ ءامَنَ بِاللّهِ ومَلـئِکتِهِ وکتُبِهِ ورُسُلِهِ لانُفَرِّقُ بَینَ اَحَد مِن رُسُلِهِ ... . بقره (۲) ۲۸۵
| |
| یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا ءامِنوا بِاللّهِ ورَسولِهِ والکتـبِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسولِهِ والکتـبِ الَّذِی اَنزَلَ مِن قَبلُ ومَن یکفُر بِاللّهِ ... فَقَد ضَلَّ ضَلـلا بَعیدا. نساء (۴) ۱۳۶
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}}﴾}}<ref> بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟؛ سوره مائده، آیه:۵۹.</ref>
| |
| ۲۲۹. اشتراک در اعتقاد به دین واحد، در جوامع نخستین بشری:
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}﴾}}<ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref>
| |
| وما کانَ النّاسُ اِلاّ اُمَّةً وحِدَةً فَاختَلَفوا ولَو لا کلِمَةٌ سَبَقَت مِن رَبِّک لَقُضِی بَینَهُم فیما فیهِ یختَلِفون. یونس (۱۰) ۱۹
| |
| ۲۳۰. انبیا، تأییدکننده یکدیگر و معتقد به دین واحد:
| |
| قولوا ءامَنّا بِاللّهِ وما اُنزِلَ اِلَینا وما اُنزِلَ اِلی اِبرهیمَ ... . بقره (۲) ۱۳۶
| |
| ءامَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّهِ والمُؤمِنونَ کلٌّ ءامَنَ بِاللّهِ ومَلـئِکتِهِ وکتُبِهِ ورُسُلِهِ لانُفَرِّقُ بَینَ اَحَد مِن رُسُلِهِ ... . بقره (۲) ۲۸۵
| |
| واِذ اَخَذَ اللّهُ میثـقَ النَّبِیینَ لَما ءَاتَیتُکم مِن کتـب وحِکمَة ثُمَّ جاءَکم رَسولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکم لَتُؤمِنُنَّ بِهِ ولَتَنصُرُنَّهُ قالَ ءَاَقرَرتُم واَخَذتُم عَلی ذلِکم اِصری قالوا اَقرَرنا قالَ
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۸
| |
| فَاشهَدوا واَنَا مَعَکم مِنَ الشّـهِدین * اَفَغَیرَ دینِ اللّهِ یبغونَ... * قُل ءامَنّا بِاللّهِ وما اُنزِلَ عَلَینا وما اُنزِلَ عَلی اِبرهیمَ واِسمـعیلَ واِسحـقَ ویعقوبَ والاَسباطِ وما أوتِی موسی وعیسی والنَّبِیونَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِّقُ بَینَ اَحَد مِنهُم ونَحنُ لَهُ مُسلِمون. آل عمران (۳) ۸۱ و ۸۳ و ۸۴
| |
| اِنّا اَوحَینا اِلَیک کما اَوحَینا اِلی نوح والنَّبِیینَ مِن بَعدِهِ واَوحَینا اِلی اِبرهیمَ واِسمـعِیلَ واِسحـقَ ویعقوبَ والاَسباطِ وعِیسی واَیوبَ ویونُسَ وهـرونَ وسُلَیمـنَ وءاتَینا داوودَ زَبورا.نساء (۴) ۱۶۳
| |
| واتَّبَعتُ مِلَّةَ ءاباءی اِبرهیمَ واِسحـقَ ویعقوبَ ما کانَ لَنا اَن نُشرِک بِاللّهِ مِن شَیء ... النّاسِ لا یشکرون. یوسف (۱۲) ۳۸
| |
| ۲۳۱. اعتقاد یوسف(علیه السلام) به وحدت دین ابراهیم، اسحاق و یعقوب(علیهم السلام):
| |
| واتَّبَعتُ مِلَّةَ ءاباءی اِبرهیمَ واِسحـقَ ویعقوبَ ما کانَ لَنا اَن نُشرِک بِاللّهِ مِن شَیء ذلِک مِن فَضلِ اللّهِ عَلَینا وعَلَی النّاسِ ولـکنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یشکرون. یوسف (۱۲) ۳۸
| |
| ۲۳۲. اعتقاد به دین واحد الهی و پیروی از آن، موجب نیل به ملکه تقوا:
| |
| واَنَّ هـذا صِرطی مُستَقیمـًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکم عَن سَبیلِهِ ذلِکم وصـّـکم بِهِ لَعَلَّکم تَتَّقون. انعام (۶) ۱۵۳
| |
| | |
| هدایت به دین
| |
| ۲۳۳. خداوند، هدایت کننده مؤمنان به دین حق:
| |
| ...واِنَّ اللّهَ لَهادِ الَّذینَ ءامَنوا اِلی صِرط مُستَقیم.[۲۸]حج (۲۲) ۵۴
| |
| ۲۳۴. ابراهیم، اسحاق، یعقوب، داود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسی، هارون، زکریا، یحیی، عیسی، الیاس، اسماعیل، یسع، یونس و لوط(علیهم السلام)، از هدایت یافتگان به دین خدا:
| |
| وتِلک حُجَّتُنا ءاتَینـها اِبرهیمَ عَلی قَومِهِ نَرفَعُ دَرَجـت مَن نَشاءُ اِنَّ رَبَّک حَکیمٌ عَلیم * ووهَبنا لَهُ اِسحـقَ ویعقوبَ کلاًّ هَدَینا ونوحـًا هَدَینا مِن قَبلُ ومِن ذُرِّیتِهِ داوودَ وسُلَیمـنَ واَیوبَ ویوسُفَ وموسی وهـرونَ وکذلِک نَجزِی المُحسِنین * وزَکرِیا ویحیی وعیسی واِلیاسَ کلٌّ مِنَ الصّــلِحین * واِسمـعیلَ والیسَعَ ویونُسَ ولوطـًا وکلاًّ فَضَّلنا عَلَی العــلَمین * ومِن ءابائِهِم وذُرِّیـتِهِم واِخونِهِم واجتَبَینـهُم وهَدَینـهُم اِلی صِرط مُستَقیم.[۲۹]انعام (۶) ۸۳ - ۸۷
| |
| ۲۳۵. هدایت یافتن پیامبر(صلی الله علیه وآله) به صراط مستقیم و دین استوار الهی:
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره انعام، آیه: ۱۶۱.</ref>
| |
| ۲۳۶. هدایت یافتن ابراهیم(علیه السلام)، به صراط مستقیم و دین الهی:
| |
| اِنَّ اِبرهیمَ کانَ اُمَّةً قانِتـًا لِلّهِ حَنیفـًا ولَم یک مِنَ المُشرِکین * شاکرًا لاَِنعُمِهِ اجتَبـهُ وهَدهُ اِلی صِرط مُستَقیم. نحل (۱۶) ۱۲۰ و ۱۲۱
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۹
| |
| ۲۳۷. پیروی از ابراهیم(علیه السلام)، موجب هدایت یافتن به صراط مستقیم و دین الهی:
| |
| یـاَبَتِ اِنّی قَد جاءَنی مِنَ العِلمِ ما لَم یأتِک فَاتَّبِعنی اَهدِک صِرطـًا سَویـًّا. مریم (۱۹) ۴۳
| |
| ۲۳۸. هدایت یافتن برخی از پدران و فرزندان و برادران انبیای گذشته به دین خدا:
| |
| ومِن ءابائِهِم وذُرِّیـتِهِم واِخونِهِم واجتَبَینـهُم وهَدَینـهُم اِلی صِرط مُستَقیم. انعام (۶) ۸۷
| |
| ۲۳۹. آگاهی خداوند از گمراهان در دین و هدایت یافتگان به آن:
| |
| اُدعُ اِلی سَبیلِ رَبِّک بِالحِکمَةِ والمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وجـدِلهُم بِالَّتی هِی اَحسَنُ اِنَّ رَبَّک هُوَ اَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبیلِهِ وهُوَ اَعلَمُ بِالمُهتَدین.[۳۰]نحل (۱۶) ۱۲۶
| |
| ۲۴۰. هدایت یافتن به دین حق، منوط به مشیت خداوند:
| |
| ...یهدی مَن یشاءُ اِلی صِرط مُستَقیم.[۳۱]بقره (۲) ۱۴۲
| |
| واللّهُ یدعوا اِلی دارِ السَّلـمِ ویهدی مَن یشاءُ اِلی صِرط مُستَقیم. یونس (۱۰) ۲۵
| |
| لَقَد اَنزَلنا ءایـت مُبَینـت واللّهُ یهدی مَن یشاءُ اِلی صِرط مُستَقیم. نور (۲۴) ۴۶
| |
| ۲۴۱. عمل به پندهای الهی، موجب هدایت شدن به دین مستقیم خداوند:
| |
| ...ولَو اَنَّهُم فَعَلوا ما یوعَظونَ بِهِ لَکانَ خَیرًا لَهُم واَشَدَّ تَثبیتـا * ولَهَدَینـهُم صِرطـًا مُستَقیما.[۳۲]نساء (۴) ۶۶ و ۶۸
| |
| ۲۴۲. ایمان به خداوند، موجب هدایت به دین مستقیم خدا:
| |
| فَاَمَّاالَّذینَ ءامَنوا بِاللّهِ واعتَصَموا بِهِ فَسَیدخِلُهُم فی رَحمَة مِنهُ وفَضل ویهدیهِم اِلَیهِ صِرطـًا مُستَقیما.[۳۳]نساء (۴) ۱۷۵
| |
| ولِیعلَمَ الَّذینَ اوتوا العِلمَ اَنَّهُ الحَقُّ مِن رَبِّک فَیؤمِنوا بِهِ فَتُخبِتَ لَهُ قُلوبُهُم واِنَّ اللّهَ لَهادِ الَّذینَ ءامَنوا اِلی صِرط مُستَقیم. حج (۲۲) ۵۴
| |
| ۲۴۳. اعتصام به خداوند، موجب هدایت به دین مستقیم:
| |
| وکیفَ تَکفُرونَ واَنتُم تُتلی عَلَیکم ءایـتُ اللّهِ وفیکم رَسولُهُ ومَن یعتَصِم بِاللّهِ فَقَد هُدِی اِلی صِرط مُستَقیم.[۳۴]آل عمران (۳) ۱۰۱
| |
| فَاَمَّاالَّذینَ ءامَنوا بِاللّهِ واعتَصَموا بِهِ فَسَیدخِلُهُم فی رَحمَة مِنهُ وفَضل ویهدیهِم اِلَیهِ صِرطـًا مُستَقیما.[۳۵]نساء (۴) ۱۷۵
| |
| ۲۴۴. درخواست هدایت از خدا، به سوی دین الهی و راه راست:
| |
| اِهدِنَا الصِّرطَ المُستَقیم.[۳۶] حمد (۱) ۶
| |
| فرهنگ قرآن، جلد ۱۴، صفحه ۲۲۰
| |
| ۲۴۵. خداوند، هدایتگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) به دین مستقیم:
| |
| ...یهدِیک صِرطـًا مُستَقیما.[۳۷] فتح (۴۸) ۲
| |
| ۲۴۶. خداوند، هدایتگر مؤمنان به صراط مستقیم و دین الهی:
| |
| فَاَمَّاالَّذینَ ءامَنوا بِاللّهِ واعتَصَموا بِهِ فَسَیدخِلُهُم فی رَحمَة مِنهُ وفَضل ویهدیهِم اِلَیهِ صِرطـًا مُستَقیما. نساء (۴) ۱۷۵
| |
| وعَدَکمُ اللّهُ...ویهدِیکم صِرطـًا مُستَقیمـا.فتح (۴۸) ۲۰
| |
| ۲۴۷. موسی و هارون(علیهما السلام) از هدایت یافتگان به دین خدا:
| |
| ولَقَد مَنَنّا عَلی موسی وهـرون * وهَدَینـهُمَا الصِّرطَ المُستَقیم.[۳۸]صافّات (۳۷) ۱۱۴ و ۱۱۸
| |
| نیز => ابراهیم(علیه السلام)، ارتداد، اسلام، اسماعیل(علیه السلام)، اکمال دین، انبیا، ایمان، بدعت، حق، رسالت، سبیل اللّه، صابئان، صراط مستقیم، عیسی(علیه السلام)، فطرت، موسی(علیه السلام)، نصارا، یهود
| |