وحدت وجود: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


==وحدت وجود==
==وحدت وجود==
[[علامه حسن‌زاده]] در رساله [[لقاء الله]] و برخی کتاب‌های دیگرشان، وجوه مختلف وحدت وجود را برمی‌شمارد و بطلان برخی را اظهار و [[حقانیت]] بعضی دیگر را [[تأیید]] و در عین حال نقد می‌کند<ref>ر.ک: حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۵۱-۱۴۳.</ref>؛ یعنی حقانیت «[[وحدت]] شخصی وجود»، «وحدت وجود در نظر و فنای در صورت» و «وحدت وجود در مرتبه عمائیه». در ادامه توضیحاتی را درباره این سه وجه می‌آوریم.
[[علامه حسن‌زاده]] در رساله [[لقاء الله]] و برخی کتاب‌های دیگرشان، وجوه مختلف وحدت وجود را برمی‌شمارد و بطلان برخی را اظهار و [[حقانیت]] بعضی دیگر را [[تأیید]] و در عین حال نقد می‌کند<ref>ر.ک: حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۵۱-۱۴۳.</ref>:


===وحدت شخصی وجود===
==وحدت شخصی وجود==
وحدت شخصی وجود وجهِ [[شریف]] و دقیقی است که موافق [[برهان]] و [[ذوق]] [[عرفان]] و یافته [[وجدان]] است و با آنها منافاتی ندارد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۴۴.</ref>. وحدت شخصی وجود به این معنا است که وجود، واحدِ کثیر بوده و در عین حال که یک شخص است، بسیار می‌باشد<ref>همه یار است و نیست غیر از یار *** واحدی جلوه کرد و شد بسیار
وحدت شخصی وجود وجهِ [[شریف]] و دقیقی است که موافق [[برهان]] و [[ذوق]] [[عرفان]] و یافته [[وجدان]] است و با آنها منافاتی ندارد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۴۴.</ref>. وحدت شخصی وجود به این معنا است که وجود، واحدِ کثیر بوده و در عین حال که یک شخص است، بسیار می‌باشد<ref>همه یار است و نیست غیر از یار *** واحدی جلوه کرد و شد بسیار
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۳۹۱)
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۳۹۱)
خط ۷۶: خط ۷۶:
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۵۱۳)</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ؟؟؟.</ref>
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۵۱۳)</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ؟؟؟.</ref>


===وحدت وجود در نظر و فنای در صورت===
==وحدت وجود در نظر و فنای در صورت==
وجه دیگری که می‌توان در معنای وحدت تصور کرد، دقیق و لطیف است و با [[عقل]] و نقل موافق است و [[اخلاص در عبادت]]، مقدمه دستیابی به این [[مقام]] [[منیع]] و بلند و نردبانی برای ارتقا به این منظر رفیع و والاست. هرکس مراقب [[اخلاص]] و حضور باشد، آماده است به این مرتبه عظما و [[جنت]] علیا دست یابد. در توضیح این وجه [[شریف]] می‌گوییم: [[خداوند متعال]] در [[حیات]] و [[قدرت]] و [[علم]] و [[اراده]] تجلی و ظهور یافته است؛ مانند کسی که به واسطه [[فصاحت]] و [[بلاغت]] کلامش بر دیگران تجلی می‌کند و آشکار می‌گردد؛ مثال دیگر اینکه وقتی شکل [[انسان]] در آینه‌های مختلف می‌افتد، شکی نیست که عکس‌های او در آینه‌های گوناگون ظهور تصویر اوست، نه اینکه در آینه‌ها وجود پیدا کند و [[حلول]] نماید و با آنها [[متحد]] شود؛ اگر کسی به این آینه‌ها بنگرد، عکس‌های متعددی می‌بیند، چنان‌که آینه‌ها را نیز می‌بیند و هنگامی که به صاحب عکس توجهی نکند، [[خیال]] می‌کند که آنها اشیائی مستقل هستند؛ ولی اگر نظرش را فقط به خود صاحب عکس بدوزد و از فرط [[عشق]]، به اشیاء دیگر و آینه‌ها توجهی نکند و در میان این کثرات جز او نبیند، یعنی فقط به صاحب عکس متوجه باشد، این همان وحدت وجود در نظر و فنای در صورت است.
وجه دیگری که می‌توان در معنای وحدت تصور کرد، دقیق و لطیف است و با [[عقل]] و نقل موافق است و [[اخلاص در عبادت]]، مقدمه دستیابی به این [[مقام]] [[منیع]] و بلند و نردبانی برای ارتقا به این منظر رفیع و والاست. هرکس مراقب [[اخلاص]] و حضور باشد، آماده است به این مرتبه عظما و [[جنت]] علیا دست یابد. در توضیح این وجه [[شریف]] می‌گوییم: [[خداوند متعال]] در [[حیات]] و [[قدرت]] و [[علم]] و [[اراده]] تجلی و ظهور یافته است؛ مانند کسی که به واسطه [[فصاحت]] و [[بلاغت]] کلامش بر دیگران تجلی می‌کند و آشکار می‌گردد؛ مثال دیگر اینکه وقتی شکل [[انسان]] در آینه‌های مختلف می‌افتد، شکی نیست که عکس‌های او در آینه‌های گوناگون ظهور تصویر اوست، نه اینکه در آینه‌ها وجود پیدا کند و [[حلول]] نماید و با آنها [[متحد]] شود؛ اگر کسی به این آینه‌ها بنگرد، عکس‌های متعددی می‌بیند، چنان‌که آینه‌ها را نیز می‌بیند و هنگامی که به صاحب عکس توجهی نکند، [[خیال]] می‌کند که آنها اشیائی مستقل هستند؛ ولی اگر نظرش را فقط به خود صاحب عکس بدوزد و از فرط [[عشق]]، به اشیاء دیگر و آینه‌ها توجهی نکند و در میان این کثرات جز او نبیند، یعنی فقط به صاحب عکس متوجه باشد، این همان وحدت وجود در نظر و فنای در صورت است.
متألهان [[حقیقی]] وقتی می‌گویند که در عالم جز [[خدا]] نیست، نه اینکه منکر کثرات باشند، بلکه منظورشان این است که متناهی‌ها در مقایسه با خدای لایتناهی، لایق اطلاق اسم هستی نیستند و سراب را می‌مانند<ref>همه هر چه هستند از آن کمترند *** که با هستی‌اش نام هستی برند
متألهان [[حقیقی]] وقتی می‌گویند که در عالم جز [[خدا]] نیست، نه اینکه منکر کثرات باشند، بلکه منظورشان این است که متناهی‌ها در مقایسه با خدای لایتناهی، لایق اطلاق اسم هستی نیستند و سراب را می‌مانند<ref>همه هر چه هستند از آن کمترند *** که با هستی‌اش نام هستی برند
خط ۸۹: خط ۸۹:
از آنچه گفتیم روشن می‌گردد که مراد از وحدت وجود چیزی نیست که برخی با نگاهی سطحی به سخن [[عرفا]] [[گمان]] برده‌اند و لقاء [[الله]] که برای اهلش حاصل است، چیزی نیست که [[جاهلان]] و کسانی که جمع و [[تفرقه]] را جمع نمی‌نمایند، تصور کرده‌اند. در این باره [[حدیثی]] از [[معدن]] حقایق، [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} موجود است؛ ایشان می‌فرماید: {{متن حدیث|الْجَمْعُ بِلا تَفْرِقَةٍ زَنْدَقَةٌ، وَ التَّفْرِقَةُ بِدُونِ الْجَمْعِ تَعْطِيلٌ، وَ الْجَمْعُ بَيْنَهُمَا تَوْحِيدٌ}}<ref>جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطیل و جمع میان آن دو (تفرقه و جمع) توحید است.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۵۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ؟؟؟.</ref>
از آنچه گفتیم روشن می‌گردد که مراد از وحدت وجود چیزی نیست که برخی با نگاهی سطحی به سخن [[عرفا]] [[گمان]] برده‌اند و لقاء [[الله]] که برای اهلش حاصل است، چیزی نیست که [[جاهلان]] و کسانی که جمع و [[تفرقه]] را جمع نمی‌نمایند، تصور کرده‌اند. در این باره [[حدیثی]] از [[معدن]] حقایق، [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} موجود است؛ ایشان می‌فرماید: {{متن حدیث|الْجَمْعُ بِلا تَفْرِقَةٍ زَنْدَقَةٌ، وَ التَّفْرِقَةُ بِدُونِ الْجَمْعِ تَعْطِيلٌ، وَ الْجَمْعُ بَيْنَهُمَا تَوْحِيدٌ}}<ref>جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطیل و جمع میان آن دو (تفرقه و جمع) توحید است.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۵۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ؟؟؟.</ref>


===وحدت وجود در مرتبه عمائیه<ref>حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۳۰۳-۳۰۶.</ref>===
==وحدت وجود در مرتبه عمائیه<ref>حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۳۰۳-۳۰۶.</ref>==
[[سید بن طاووس]] در کتاب [[اقبال الاعمال]] دعایی را نقل می‌کند که از [[امام زمان]]{{ع}} به [[محمد بن عثمان]] آموخته است<ref>سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۶۴۶.</ref>. در این [[دعا]] به وجه والایی از وحدت وجود اشاره می‌شود که مختص [[مقام]] کاملان است:
[[سید بن طاووس]] در کتاب [[اقبال الاعمال]] دعایی را نقل می‌کند که از [[امام زمان]]{{ع}} به [[محمد بن عثمان]] آموخته است<ref>سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۶۴۶.</ref>. در این [[دعا]] به وجه والایی از وحدت وجود اشاره می‌شود که مختص [[مقام]] کاملان است:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ وَ أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْكَ}}<ref>بارخدایا از تو درخواست می‌کنم به حق معانی و بواطن دعاهایی که والیان امرت تو را به آن می‌خوانند؛ آنان که امین سرّ و مبشّر امر تو و وصف کننده قدرت تو و آشکار کننده عظمت تو هستند؛ از تو می‌خواهم به حق آنان که مشیّت تو را ظاهر و گویا کرده و به نطق و سخن درآوردند؛ پس آنان را معادن کلماتت قرار دادی و [عالم کثرت بدین وسیله پدید آمد؛] تو ای پروردگار! آنان را ارکان توحیدت و آیات و نشانه‌های خود و مقاماتت، که در هیچ محل و مکانی تعطیل‌پذیر نیست، قرار دادی و مقدّر فرمودی؛ به طوری که هرکس بخواهد تو را بشناسد، به سبب آنان می‌شناسد؛ فرقی میان تو و آنها نیست، مگر اینکه آنها بندگان تو و آفریده تو هستند و فتق و رتق آنها به دست توست؛ از تو نشئت می‌گیرند و به سوی تو برگشت دارند! (حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۱۳۶)
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ وَ أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْكَ}}<ref>بارخدایا از تو درخواست می‌کنم به حق معانی و بواطن دعاهایی که والیان امرت تو را به آن می‌خوانند؛ آنان که امین سرّ و مبشّر امر تو و وصف کننده قدرت تو و آشکار کننده عظمت تو هستند؛ از تو می‌خواهم به حق آنان که مشیّت تو را ظاهر و گویا کرده و به نطق و سخن درآوردند؛ پس آنان را معادن کلماتت قرار دادی و [عالم کثرت بدین وسیله پدید آمد؛] تو ای پروردگار! آنان را ارکان توحیدت و آیات و نشانه‌های خود و مقاماتت، که در هیچ محل و مکانی تعطیل‌پذیر نیست، قرار دادی و مقدّر فرمودی؛ به طوری که هرکس بخواهد تو را بشناسد، به سبب آنان می‌شناسد؛ فرقی میان تو و آنها نیست، مگر اینکه آنها بندگان تو و آفریده تو هستند و فتق و رتق آنها به دست توست؛ از تو نشئت می‌گیرند و به سوی تو برگشت دارند! (حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۱۳۶)
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش