بکاره هلالیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{پانویس}} +==پانویس== {{پانویس}} ))
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل = بکاره هلالیه | مداخل مرتبط = [[بکاره هلالیه در تاریخ اسلامی]] - [[بکاره هلالیه در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
{{جعبه اطلاعات اصحاب
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[بکاره هلالیه در تاریخ اسلامی]] - [[بکاره هلالیه در تراجم و رجال]]</div>
| نام = بکاره هلالیه
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین
| نام کامل = بکاره هلالیه
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = زن
| کنیه =   
| لقب = 
| اهل = 
| از قبیله = [[بنی‌هلال]]
| از تیره =
| پدر = 
| مادر = 
| همسر =
| پسر = 
| دختر = 
| خواهر =
| برادر = 
| خویشاوندان = 
| وابستگان =
| تاریخ تولد =   
| محل تولد =   
| محل زندگی = 
| تاریخ درگذشت  =
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =
| محل شهادت =   
| طول عمر = 
| محل دفن = 
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[امام علی]]
| از طبقه =
| در جنگ = [[جنگ صفین]]
| نقش‌ها = 
| فعالیت‌ها =
| علت شهرت = 
| علت درگذشت =
| علت شهادت = 
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او =   
| آخرین راوی از او =
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
بکاره هلالیه یکی از [[زنان]] [[آزاده]] و [[بانوان]] [[شجاع]] و [[حماسه]] سرای [[عرب]] و از [[یاران]] [[مخلص]] و [[موالیان]] [[راستین]] [[حضرت علی]]{{ع}} بود که در [[جنگ صفین]] با سخنرانی‌های آتشین و اشعار حماسی خود به نیروهای [[رزمنده]] [[سپاه]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} توان تازه می‌بخشید، با این که در [[تاریخ]] و [[ادبیات]] [[اسلام]] نامی از این بانوی [[فداکار]] و پاکدامن جز ملاقاتی با [[معاویه]] از او به یادگار نمانده است در عین حال همین [[ملاقات]] [[روح]] [[شجاعت]] خواهی، صراحت لهجه، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] او به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را به خوبی بازگو مینماید. لذا در اینجا تنها به [[نقل]] همین داستان می‌پردازیم.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref>
بکاره هلالیه یکی از [[زنان]] [[آزاده]] و [[بانوان]] [[شجاع]] و [[حماسه]] سرای [[عرب]] و از [[یاران]] [[مخلص]] و [[موالیان]] [[راستین]] [[حضرت علی]] {{ع}} بود که در [[جنگ صفین]] با سخنرانی‌های آتشین و اشعار حماسی خود به نیروهای [[رزمنده]] [[سپاه]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} توان تازه می‌بخشید، با این که در [[تاریخ]] و [[ادبیات]] [[اسلام]] نامی از این بانوی [[فداکار]] و پاکدامن جز ملاقاتی با [[معاویه]] از او به یادگار نمانده است در عین حال همین [[ملاقات]] [[روح]] [[شجاعت]] خواهی، صراحت لهجه، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] او به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را به خوبی بازگو مینماید. لذا در اینجا تنها به [[نقل]] همین داستان می‌پردازیم.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۸۷.</ref>


==بکاره هلالیه در مجلس [[معاویه]]==
== بکاره هلالیه در مجلس [[معاویه]] ==
[[معاویة بن ابی سفیان]] پس از [[شهادت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[تسلط]] بر [[بلاد اسلامی]] و کنار زدن [[خاندان پیامبر]]{{صل}} از [[حکومت اسلامی]] [[دست]] به [[حیله]] و [[نیرنگ]] فراوان زد و برخی از [[فرماندهان سپاه امام]] [[حسن مجتبی]]{{ع}} را با [[پول]] و وعدۀ [[مقام]]، خرید و بدین وسیله [[امام مجتبی]]{{ع}} را وادار به [[تسلیم]] و امضای [[قرارداد صلح]] و [[متارکه جنگ]] نمود. وی پس از آن‌که [[حکومت غاصبانه]] خود را بر [[بلاد اسلامی]] [[گسترش داد]] با [[شوکت]] و [[قدرت]] وارد [[شهر مدینه]]، پایگاه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} شد، او در این [[شهر]] از همه سران و بزرگان [[شهر]] و [[اصحاب پیامبر]] [[دعوت]] کرد تا به [[دیدار]] او بشتابند و [[اطاعت]] و [[فرمان‌برداری]] خود را از [[حکومت]] وی اعلام دارند، از جمله افرادی که به [[ملاقات]] [[معاویه]] آمد همین بانوی بزرگوار و با [[فضیلت]]، بکاره هلالیه بود که سنین [[پیری]] را می‌گذرانید.
[[معاویة بن ابی سفیان]] پس از [[شهادت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} برای [[تسلط]] بر [[بلاد اسلامی]] و کنار زدن [[خاندان پیامبر]] {{صل}} از [[حکومت اسلامی]] دست به [[حیله]] و [[نیرنگ]] فراوان زد و برخی از [[فرماندهان سپاه امام]] [[حسن مجتبی]] {{ع}} را با [[پول]] و وعدۀ [[مقام]]، خرید و بدین وسیله [[امام مجتبی]] {{ع}} را وادار به [[تسلیم]] و امضای [[قرارداد صلح]] و [[متارکه جنگ]] نمود. وی پس از آن‌که [[حکومت غاصبانه]] خود را بر [[بلاد اسلامی]] [[گسترش داد]] با [[شوکت]] و [[قدرت]] وارد [[شهر مدینه]]، پایگاه [[پیامبر اسلام]] {{صل}} شد، او در این [[شهر]] از همه سران و بزرگان [[شهر]] و [[اصحاب پیامبر]] [[دعوت]] کرد تا به [[دیدار]] او بشتابند و [[اطاعت]] و [[فرمان‌برداری]] خود را از [[حکومت]] وی اعلام دارند، از جمله افرادی که به [[ملاقات]] [[معاویه]] آمد همین بانوی بزرگوار و با [[فضیلت]]، بکاره هلالیه بود که سنین [[پیری]] را می‌گذرانید.


وقتی بکاره هلالیه وارد مجلس [[معاویه]] شد، [[مروان حکم]]، [[عمروعاص]] و [[سعید بن ابی‌العاص]] حضور داشتند، همین که چشم اطرافیان [[معاویه]] به بکاره هلالیه افتاد، او را شناختند و هر کدام به نحو تحریک‌آمیزی او را به [[معاویه]] معرفی کردند! نخست [[مروان]] به [[معاویه]] گفت: این پیرزن را می‌شناسی؟ [[معاویه]] پرسید: او کیست؟ [[مروان]] گفت: او کسی است که در [[جنگ صفین]] [[سپاهیان]] [[علی]]{{ع}} را تهییج و تحریک به [[جنگ]] با تو می‌کرد:
وقتی بکاره هلالیه وارد مجلس [[معاویه]] شد، [[مروان حکم]]، [[عمروعاص]] و [[سعید بن ابی‌العاص]] حضور داشتند، همین که چشم اطرافیان [[معاویه]] به بکاره هلالیه افتاد، او را شناختند و هر کدام به نحو تحریک‌آمیزی او را به [[معاویه]] معرفی کردند! نخست [[مروان]] به [[معاویه]] گفت: این پیرزن را می‌شناسی؟ [[معاویه]] پرسید: او کیست؟ [[مروان]] گفت: او کسی است که در [[جنگ صفین]] [[سپاهیان]] [[علی]] {{ع}} را تهییج و تحریک به [[جنگ]] با تو می‌کرد:
- ای [[زید]]، شمشیری را که در خانۀ ما، زیر [[خاک]] پنهان است بیرون بیاور.
- ای [[زید]]، شمشیری را که در خانۀ ما، زیر [[خاک]] پنهان است بیرون بیاور.


خط ۲۹: خط ۷۴:
- هر روز [[خطیب]] و سخنگویی از [[بنی‌امیه]] در جمع [[مردم]]، [[خاندان پیامبر]] را مورد [[عیب‌جویی]] و [[شماتت]] قرار میدهد.
- هر روز [[خطیب]] و سخنگویی از [[بنی‌امیه]] در جمع [[مردم]]، [[خاندان پیامبر]] را مورد [[عیب‌جویی]] و [[شماتت]] قرار میدهد.


بکاره هلالیه چون دید اطرافیان [[معاویه]] با خواندن اشعار او در [[صفین]] و غیر آن، قصد تحریک [[معاویه]] و ضربه زدن به او را دارند با همان صراحت لهجه و شهامتی که داشت بی‌درنگ خطاب به [[معاویه]] گفت: ای [[معاویه]]، سگانت را به [[جان]] من انداخته‌ای که از هر طرف به من پارس کنند! حال آن‌که عصایم کوتاه و در اثر [[پیری]] کمرم خمیده و [[بینایی]] [[چشم]] را از دست داده‌ام. آری به [[خدا]] قسم، آنچه را که می‌گویند من گفته‌ام و گفته‌های آنان را [[تکذیب]] نمی‌کنم. پس هر چه می‌خواهی بکن که بعد از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} [[زندگی]] برای من هیچ ارزشی ندارد.
بکاره هلالیه چون دید اطرافیان [[معاویه]] با خواندن اشعار او در [[صفین]] و غیر آن، قصد تحریک [[معاویه]] و ضربه زدن به او را دارند با همان صراحت لهجه و شهامتی که داشت بی‌درنگ خطاب به [[معاویه]] گفت: ای [[معاویه]]، سگانت را به [[جان]] من انداخته‌ای که از هر طرف به من پارس کنند! حال آن‌که عصایم کوتاه و در اثر [[پیری]] کمرم خمیده و [[بینایی]] [[چشم]] را از دست داده‌ام. آری به [[خدا]] قسم، آنچه را که می‌گویند من گفته‌ام و گفته‌های آنان را [[تکذیب]] نمی‌کنم. پس هر چه می‌خواهی بکن که بعد از [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[زندگی]] برای من هیچ ارزشی ندارد.


[[محمد بن عبد ربه]] در ادامه آورده است: [[معاویه]] خندید و گفت: اینها مانع از آن نمی‌شود که نسبت به تو [[احسان]] نکنم، بنابراین حاجتت را بگو؟ بکاره هلالیه گفت: با این برخوردی که با من شد، نه، حاجتی ندارم. و فوراً از جا برخاست و رفت<ref>عقد الفرید، ج۲، ص۱۰۴؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۸۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۸۷-۱۴۸۹.</ref>
[[محمد بن عبد ربه]] در ادامه آورده است: [[معاویه]] خندید و گفت: اینها مانع از آن نمی‌شود که نسبت به تو [[احسان]] نکنم، بنابراین حاجتت را بگو؟ بکاره هلالیه گفت: با این برخوردی که با من شد، نه، حاجتی ندارم. و فوراً از جا برخاست و رفت<ref>عقد الفرید، ج۲، ص۱۰۴؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۸۹.</ref><ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۸۷-۱۴۸۹.</ref>
 
==بکاره هلالیه==
از [[زنان]] [[سخنور]] [[شیعه]] و از [[بانوان]] حماسه‌سرای [[عرب]] و از [[اصحاب مخلص امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} بود. وی در میان زنان عرب به [[شجاعت]]، [[فصاحت]]، [[شعر]]، [[نثر]] و [[خطابه]] [[شهرت]] داشت. [[بکاره]] در [[جنگ صفین]] شرکت داشت و خطابه‌های حماسی می‌خواند و با سخنرانی‌های آتشین و اشعار حماسی خود [[مردم]] را به [[مبارزه با معاویه]] [[تحریض]] می‌نمود و با اشعار پرشور خود [[روح]] شجاعت و جنگجویی را در [[سربازان امام]] می‌دمید و به آنان توان تازه می‌بخشید.
از شرح [[زندگی]] او اطلاعات چندانی در دست نیست. تنها ملاقاتی با معاویه از او به یادگار مانده که همین [[ملاقات]] روح شجاعت‌خواهی، [[صراحت لهجه]]، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] او به امیرالمؤمنین علی{{ع}} را به خوبی بازگو می‌نماید.
 
ابن عبدربه می‌نویسد: بکاره هلالیه بر معاویه وارد شد درحالی‌که [[پیری]] شکسته و خمیده‌قامت و نابینا و فرتوت و فرسوده بود و به دو [[خادم]] که او را از سمت راست و چپ کمک می‌کردند، تکیه داده بود و عصایی نیز در دست داشت و از کثرت [[ضعف]] مرتعش بود. وی به معاویه [[سلام]] داد و معاویه سلام او را پاسخ گفت و [[اجازه]] جلوس داد. بکاره نشست. در این هنگام [[مروان بن حکم]] و [[عمرو بن عاص]] و دیگران در مجلس حاضر بودند. همین که چشمشان به بکاره افتاد، او را شناختند و هر کدام به نحو تحریک‌آمیزی او را به معاویه معرفی کردند: [[مروان]] گفت:
ای [[امیر]] این [[زن]] را می‌شناسی؟
خیر! او کیست؟
این همان زنی است که در جنگ صفین مردم را علیه ما می‌شورانید و با این اشعار [[سپاهیان]] را به [[جنگ]] با تو [[تهییج]] و تحریک می‌کرد:
{{عربی|&& یا زید دونک فاستثر من دارنا سیفا حاما فی التراب دفینا
قد کان مذخورا لکل عظیمة فالیوم أبرزه الزمان مصونا &&}}
ای زید! شمشیری را که در [[خانه]] ما زیر خاک پنهان است بیرون بیاور!
این [[شمشیر]] برای حوادث بزرگ پنهان شده و امروز باید برای [[جنگیدن]] از زیر خاک بیرون آید. سپس [[عمرو بن عاص]] گفت: او چنین می‌خواند:
{{عربی|&& أتری ابن هند للخلافة مالکا هیهات ذاک و ما أراد بعید
مننک نفسک فی الخلاء [[ضلالة]] أغراک عمرو للشقا و سعید &&}}
آیا می‌بینی پسر هند هوای [[خلافت]] به سرش زده است ولی هرگز چنین چیزی امکان ندارد. [[هوای نفس]] تو را به [[گمراهی]] کشانده و عمرو و سعید تو را به [[بدبختی]] انداخته‌اند.
و فردی دیگر از حضار مجلس به نام سعید بن [[ابی‌العاص]] نیز اشعار شورانگیزی را که [[بکاره]] در [[جنگ صفین]] خوانده بود را [[تکرار]] کرد:
{{عربی|&& لقد کنت أمل أن أموت ولا أری فوق المنابر من أمیة خاطبا
فالله أخر مدتی فتطاولت حتی رأیت من الزمان عجائبا
فی کل [[یوم]] لا یزال خطیبهم وسط الجموع لآل أحمد عائبا &&}}
[[آرزو]] داشتم که بمیرم و از [[بنی‌امیه]] کسی را بالای [[منبر]] در حال [[سخنرانی]] نبینم.
لکن [[خداوند]] [[مرگ]] مرا به [[تأخیر]] انداخت تا مواجه با شگفتی‌های [[روزگار]] شوم.
هر [[روز]] [[خطیب]] و [[سخنگویی]] از بنی‌امیه در جمع [[مردم]] [[خاندان پیامبر]] را مورد [[عیب‌جویی]] و [[شماتت]] قرار می‌دهد.
پس از خواندن اشعار که همگی در هجو و [[قدح]] معاویه بود، [[سکوت]] مجلس را فراگرفت. آنگاه بکاره سر خود را بلند کرد و از [[بدرفتاری]] [[عمال معاویه]] [[شکایت]] کرد و گفت: ای معاویه سگانت را به [[جان]] من انداخته‌ای که از هر طرف به من پارس کنند، حال آنکه عصایم کوتاه و در اثر [[پیری]] کمرم خمیده و [[بینایی]] چشمم را از دست داده‌ام. آری! به [[خدا]] قسم آنچه را که می‌گویند، من گفته‌ام. در پایان گفت: هرچه می‌خواهی بکن که [[زندگی]] پس از امیرالمؤمنین علی{{ع}} بی‌ارزش است. معاویه از گفتار او خندید و گفت: ای خاله! این سخنان مانع [[احسان]] و [[کرم]] و بذل من بر تو نخواهد گردید. اکنون [[حاجت]] خود را [[طلب]] کن! بکاره با کمال [[استغنا]] و [[مناعت طبع]] به استمالت او توجهی نکرد و برخاست و مجلس معاویه را ترک کرد<ref>العقد الفرید، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷؛ اعلام النساء، ج۱، ص۱۳۷؛ أعیان الشیعه، ج۱۴، ص۶۰؛ بلاغات النساء، ص۳۴؛ شاعرات العرب، ص۳۵.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۷۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌هلال]] (قبیله)
{{پایان مدخل وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
* [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
{{منابع}}
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:امام علی]]
[[رده:بکاره هلالیه]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:بنی‌هلال]]
۸۱٬۲۷۳

ویرایش