|
|
| خط ۲۴: |
خط ۲۴: |
|
| |
|
| در برابر این طرز [[تفکر]]، تلقی دیگری از سیاست و حکومت وجود دارد که بر پایه [[ارزشهای الهی]] و [[انسانی]] استوار است و هدفِ محوری آن [[خدا]] و ارزشهای انسانی است؛ ازاینرو برای رسیدن به چنین هدفی، [[توسل]] به هر نوع ابزاری مجاز شمرده نمیشود اگرچه به بهای از [[دست دادن]] حکومت باشد و سیاستمدار به قدرت و حکومت نرسد<ref>[[فاطمه سادات آقا سید محمد قاری|آقا سید محمد قاری، فاطمه سادات]]، [[سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی (مقاله)|سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی]]، ص ۱۵۴.</ref>. | | در برابر این طرز [[تفکر]]، تلقی دیگری از سیاست و حکومت وجود دارد که بر پایه [[ارزشهای الهی]] و [[انسانی]] استوار است و هدفِ محوری آن [[خدا]] و ارزشهای انسانی است؛ ازاینرو برای رسیدن به چنین هدفی، [[توسل]] به هر نوع ابزاری مجاز شمرده نمیشود اگرچه به بهای از [[دست دادن]] حکومت باشد و سیاستمدار به قدرت و حکومت نرسد<ref>[[فاطمه سادات آقا سید محمد قاری|آقا سید محمد قاری، فاطمه سادات]]، [[سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی (مقاله)|سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی]]، ص ۱۵۴.</ref>. |
|
| |
| == موضع [[امام سجاد]]{{ع}} در برابر عبدالله بن زبیر ==
| |
| [[اندیشه]] امام سجاد{{ع}} در حکومت و تلقی ایشان از سیاست، مبتنی بر نوع دوم ([[استواری]] بر پایه [[ارزشهای الهی]] و [[انسانی]]) بوده است؛ زیرا مبانی [[فلسفی]] [[امام]] در این زمینه هنگامیکه در چارچوب مطالعاتی منسجم جای میگیرد، مشخص میگردد که [[رفتار]] وی از پشتوانه متقن [[فکری]] و زمینه فلسفی یکدست برخوردار بوده است. به عبارت دیگر، رفتارهای امام در برابر [[هدف]] و وسیله، در رابطه با [[حکومت]] و [[سیاست]] بازتابی بیرونی از اندیشههایی بهشمار میرود که با بررسی آن از دید [[عقلانیت]]، مبانی منسجم [[فلسفی]] ویژهای را فراروی ما قرار میدهد؛ البته این [[اندیشهها]] برای بررسی بیشتر به مجالی دیگر نیاز دارد و آنچه ما در اینجا ارائه میکنیم، فقط گام نخست در طرح و بررسی این اندیشهها و نیز [[سیره عملی]] حضرت{{ع}} در موضع برخورد با عبدالله بن زبیر است بهگونهای که به [[اعتقاد]] ایشان، [[برپایی حکومت]] از آن جهت حائز اهمیت است که [[جامعه انسانی]] را به سوی [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] و در نهایت به طرف [[خداوند]] سوق میدهد و [[حاکم]] [[عدالت اجتماعی]] را برقرار میسازد و برای همگان، [[زندگی]] سالم و [[همزیستی]] مسالمتآمیزی بر اساس [[تساوی]] [[حقوقی]] افراد پدید میآورد.
| |
|
| |
| بر این اساس، از نظر ایشان برای رسیدن به [[قدرت]] و [[حفظ حکومت]] و اداره [[نظام اجتماعی]]، استفاده از [[زور]] و [[تزویر]] که عبدالله بن زبیر برای به دست آوردن و نیز تثبیت موقعیت و جایگاه خویش در [[جامعه]] [[اعمال]] مینمود، [[حرام]] است. پس به همین سبب بود که [[امام سجاد]]{{ع}} در برابر [[دعوت]] عبدالله بن زبیر واکنشی نشان نداد؛ زیرا امام سجاد{{ع}} به خوبی از [[شخصیت]] [[حریص]]، فرصتطلب، تجملپرست و... [[عبد الله بن زبیر]] [[آگاه]] بودند و [[یقین]] داشتند که وی با [[خاندان نبوت]] میانه خوبی ندارد؛ او همان کسی بود که در برپایی [[فتنه]] [[جمل]] نقش مهمی داشت و در دوران فعالیت در [[مکه]] نیز [[درود بر پیامبر]]{{صل}} و [[خاندان]] او را از آغاز [[خطبه]] حذف نموده بود و اگر پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} عراقیان را [[سرزنش]] نموده بود و از یزید نیز بدگویی مینمود و او را شرابخوار، سگباز و [[فاجر]] میخواند<ref>انساب الاشراف، ص۳۰.</ref>. و [[مردم]] را دعوت به خلع او میکرد، تنها از روی [[مکر]] ورزی و مقاصد [[سیاسی]] خویش جهت تحریک [[احساسات]] [[جامعه]] بوده است.
| |
|
| |
| بنابراین [[امام]]{{ع}} با آگاهیهای عالمانه خویش پیرامون [[شخصیت]] فرصتطلب عبدالله بن زبیر، هیچ رد و تأییدی در مورد [[شورش]] و [[اعلان]] [[خودمختاری]] و ادعای [[خلافت]] وی ننمود.
| |
|
| |
| بررسیهای [[تاریخی]] نیز [[گواه]] بر این امر است که مناسبات مهم و قابلتوجهی میان [[امام سجاد]]{{ع}} و عبدالله بن زبیر نبوده است و [[امام]]{{ع}} پیوسته در تعلیمات و دعاهای خویش اصرار زیادی بر تکرار [[صلوات]] و نیز بیان [[جایگاه امامت]] و تصریح به نقش [[سیاسی]] [[امامان شیعه]]{{عم}} داشته است<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۴۷، ص۱۹۵.</ref>.
| |
|
| |
| پس امام سجاد{{ع}} در برخورد با [[مکر]] ورزیهای عبدالله بن زبیر به استراتژی [[تدبیر امور]] به معقولترین و انسانیترین وجه ممکن و با اتخاذ روشهایی خردمندانه در رساندن [[پیام]] به [[جامعه]] در این دوره حساس پرداخته است؛ بهگونهای که تاکتیکها و موضعگیریهای حضرت{{ع}} در برابر [[حاکمیت ظالم]] [[اموی]] در [[اندیشههای سیاسی]]، سخنان و فرمایشات ایشان، خود بهترین [[گواه]] بر این مدعاست: «همانا [[پیشوایان]] [[ظلم]] و [[پیروان]] ایشان، از [[دین الهی]] عزل شده و برکنارند»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۸۴.</ref>.
| |
|
| |
| در جای دیگر نیز امام سجاد{{ع}} در ابراز [[نفرت]] خویش از فرمانروای ناصالح و مکار در ضمن دو [[حدیث]] به نقل از سخن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «سه گروهاند که [[خداوند]] با آنان سخن نمیگوید و به سوی ایشان نظر [[رحمت]] نمیافکند، آنان را از آلودگیها دور نمیسازد و گرفتار عذابی دردناک خواهند نمود: پیر زناکار، فرمانروای جبار و تهیدست خدعهگر»<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۴۴.</ref> و نیز فرمودند: «دو گروهاند که [[شفاعت]] من شامل آنان نخواهد شد، [[سلطان]] بیدادگر و [[مستبد]] و شخصی که در [[دین]] [[غلو]] و تندروی دارد و از [[باورهای دینی]] برگشته است و [[اهل]] [[توبه]] و بازنگری نیست»<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[فاطمه سادات آقا سید محمد قاری|آقا سید محمد قاری، فاطمه سادات]]، [[سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی (مقاله)|سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی]]، ص ۱۵۷.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |