عاتکه بنت عبدالمطلب: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: واگردانی دستی
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۰: خط ۲۰:


درباره [[قبر]] عاتکه تردیدهایی وجود دارد. برخی می‌گویند همراه خواهرش [[صفیه]]، کنار دیوار شمال غربی [[بقیع]] مدفون است<ref>مروج الذهب، مسعودی، ج۲، ص۲.</ref> و برخی می‌گویند قبری که کنار صفیه است، قبر عاتکه نیست و لذا تعبیر «[[بقیع العمات]]» درست نمی‌باشد و [[دفن]] شدن فرد دیگری در کنار قبر صفیه، این توهم را به وجود آورده که آن دو، قبر متعلق به دو عمه [[پیامبر]]{{صل}} صفیه و عاتکه است و به واسطه [[تسامح]] مورخان و سفرنامه‌نویسان، این تعبیر - بقیع العمات - در زبان عربی رایج شده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۵۱.</ref>.
درباره [[قبر]] عاتکه تردیدهایی وجود دارد. برخی می‌گویند همراه خواهرش [[صفیه]]، کنار دیوار شمال غربی [[بقیع]] مدفون است<ref>مروج الذهب، مسعودی، ج۲، ص۲.</ref> و برخی می‌گویند قبری که کنار صفیه است، قبر عاتکه نیست و لذا تعبیر «[[بقیع العمات]]» درست نمی‌باشد و [[دفن]] شدن فرد دیگری در کنار قبر صفیه، این توهم را به وجود آورده که آن دو، قبر متعلق به دو عمه [[پیامبر]]{{صل}} صفیه و عاتکه است و به واسطه [[تسامح]] مورخان و سفرنامه‌نویسان، این تعبیر - بقیع العمات - در زبان عربی رایج شده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۵۱.</ref>.
==عاتکه بنت عبدالمطلب==
عاتکه دختر [[عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی]] است. مادرش [[فاطمه]] دختر [[عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم]] است. او در [[عصر جاهلیت]] با [[ابوامیه]] پسر [[مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزومی]] پدر [[ام‌سلمه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} [[ازدواج]] کرد و برای او دو پسر به نام‌های عبدالله و [[زهیر]] و دختری به نام [[قریبه]] آورد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲۹.</ref>.
[[عاتکه]] به همراه خواهرانش [[صفیه]] و [[أروی]] در [[مکه]] [[مسلمان]] شدند و سپس به [[مدینه]] [[هجرت]] کردند.
عاتکه پیش از [[حرکت]] [[سپاه قریش]] به [[بدر]] در مکه خوابی دید که در نظرش بسیار مهم آمد و او را به [[بیم]] انداخت. او آن را به برادرش عباس گفت و افزود که آنچه را به تو می‌گویم، پوشیده بدار که بیم آن دارم از آن [[خواب]] بر سر [[قوم]] تو [[شرّ]] و مصیبتی برسد.
عاتکه در خواب چنین دید که: شترسواری پیش آمد و در منطقه [[بطحاء]] ایستاد و با صدای بلند فریاد کشید: ای [[خاندان]] [[غدر]] و [[فریبکاران]]! به سوی کشتارگاه خود بروید! و این سخنان را سه بار [[تکرار]] کرد. [[مردم]] پیش او جمع شدند و او به [[مسجد الحرام]] آمد و مردم هم از پی او به [[مسجد]] آمدند، در این هنگام شترش او را فراز [[کعبه]] برد و آنجا هم سه بار همان سخن را گفت. سپس شترش او را فراز [[کوه]] [[ابوقبیس]] برد که آنجا هم همان سخن را سه بار گفت، آن‌گاه آن سوار سنگی گران از کوه برگرفت و به سوی مکه سرازیر کرد که چون به دامنه کوه رسید، پاره‌پاره شد و هیچ خانه‌ای و حجره‌ای در مکه نماند، مگر آن‌که پاره‌ای از آن سنگ در آن افتاد، جز حجره‌ها و خانه‌های خاندان‌های [[بنی هاشم]] و [[زهره]] که چیزی از آن در آنها نیفتاد.
عباس به عاتکه گفت این چه خواب بیم‌افزایی است، عباس [[اندوهگین]] از پیش [[عاتکه]] بیرون رفت و [[ولید بن عتبة بن ربیعه]] را که [[دوست]] او بود، دید [[خواب]] را به او گزارش داد و از او خواست آن را پوشیده بدارد، ولی این سخن میان [[مردم]] فاش و آشکار شد به‌گونه‌ای که مردم درباره خواب عاتکه سخن می‌گفتند، در این میان [[ابوجهل]] می‌گفت: ای [[خاندان]] [[عبدالمطلب]]! به این بسنده نکردید که مردانتان [[پیامبری]] و [[پیشگویی]] کنند و کار را به آنجا کشانده‌اید که [[زنان]] شما هم [[پیشگویی]] می‌کنند؟ ما سه [[روز]] [[منتظر]] می‌مانیم اگر آنچه گفته بود، [[حق]] بود که هیچ و گرنه نامه‌ای می‌نویسیم که شما دروغگوترین [[خاندان]] [[عرب]] هستید، عباس به او گفت: تو به [[دروغ]] و [[پستی]] از ما سزاوارتری!
چون سه روز از [[خواب]] [[عاتکه]] گذشت، ضمضم بن عمرو که [[ابوسفیان]] او را برای [[بسیج]] کردن [[قریش]] به [[یاری]] کاروان به [[مکه]] فرستاده بود، از راه رسید، او در حالی وارد مکه شد که هر دو گوش شترش را بریده بود و جهاز او را واژگونه کرده و پیراهن خود را از جلو و عقب دریده بود. فریادزنان می‌گفت: کمک کمک کاروان را دریابید که محمد و یارانش راه را بر آن بریده‌اند بشتابید هرچند به [[خدا]] [[سوگند]] [[گمان]] نمی‌کنم بتوانید کاروان را دریابید، قریش به سوی کاروان خود [[حرکت]] کردند و پیش [[ابولهب]] رفتند که همراه ایشان برود، ابولهب گفت: سوگند به [[لات]] و [[عزی]] که بیرون نمی‌آیم. او از [[بیم]] خواب عاتکه از مکه خارج نشد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲-۴۳؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲۹.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۲۷۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۵۲: خط ۴۳:
# [[پرونده:1100357.jpg|22px]] [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[عاتکه دختر عبدالمطلب (مقاله)|مقاله «عاتکه دختر عبدالمطلب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵''']]
# [[پرونده:1100357.jpg|22px]] [[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[عاتکه دختر عبدالمطلب (مقاله)|مقاله «عاتکه دختر عبدالمطلب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|'''زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۴

مقدمه

عاتکه دختر عبدالمطلب بن هاشم قرشی هاشمی عمه رسول خدا (ص) می‌باشد. در اینکه آیا اسلام آورده یا نه اختلاف نظر وجود دارد. ابن اسحاق و جماعتی از علماء می‌گویند: از عمه‌های پیامبر (ص) فقط صفیة ایمان آورده است. از عاتکه، ام کلثوم دختر عقبة بن أبی معیط روایت نقل کرده است[۱]. عده‌ای به اسلام او به اشعاری که در رثای پیامبر (ص) سروده و ایشان را به نبوت و صف کرده، استدلال کرده‌اند و دارقطنی در کتاب الاخوة می‌گوید: به دلیل اشعارش او مسلمان است[۲]. ابن سعد می‌گوید: مادرش فاطمة دختر عمرو بن عائذ بن مخزوم است و در زمان جاهلیت با ابو امیه مخزومی ازدواج کرد سپس در مکه اسلام آورده و به مدینه مهاجرت کرد[۳].[۴]

اسلام عاتکه

به شهادت کتب رجال و تراجم، از میان پنج عمه رسول خدا(ص) تنها صفیه به مدینه مهاجرت کرده و بقیه آنها یا قبل از اسلام از دنیا رفته‌اند و یا به عللی از جمله در اثر ممانعت همسران‌شان به مدینه هجرت نکرده‌اند. ابن قتیبه (م ۲۷۶) می‌گوید: از عمه‌های رسول خدا(ص) به جز صفیه، هیچ یک اسلام را نپذیرفت.

ابن حجر عسقلانی به اختلاف موجود در اسلام عاتکه اشاره می‌کند و می‌گوید: ابن اسحاق به صراحت گفته است که از عمه‌های رسول خدا(ص) به جز صفیه هیچ یک ایمان نیاورده، ولی بعضی درباره عاتکه با استناد به شعری که در وصف پیامبر(ص) سروده است، معتقدند که او نیز ایمان آورده است[۵].

ایمان آوردن عاتکه معلوم نیست، ثانیاً دلیلی بر هجرت او به مدینه وجود ندارد بلکه عدم هجرت او از مسلمات است، ثالثاً اگر همه این احتمالات را بپذیریم به کدام دلیل تاریخی می‌توان ادعا کرد که جسد او در کنار خواهرش صفیه و در خارج بقیع دفن شده است، نه در نقاط دیگر بقیع[۶].[۷]

فرزندان عاتکه

عبدالله و زهیر و قریبه را به عنوان فرزندان عاتکه نقل کرده‌اند[۸]. عبدالله بن ابی امیه ابتدا از دشمنان سر سخت رسول خدا (ص) بود سپس اسلام آورد[۹]. زهیر بن ابی امیه در شمار کسانی بود که پیامبر (ص) را علناً تکذیب و طعن می‌کرد و آنچه نازل شده بود رد می‌‌نمود. درباره مرگ او اختلاف است، بعضی می‌گویند در جنگ بدر بود ولی بیمار شد و مرد. جمعی معتقدند که او گرفتار شد و پیامبر (ص) او را آزاد فرمود و چون به مکه برگشت، در گذشت. برخی قائل‌اند که او در جنگ احد با زخم تیر هلاک شد و باز گفته شده که او به یمن رفته و در حالی‌که کافر بوده هلاک شد[۱۰].

قریبة دختر ابی امیة مغیره بن عبد الله بن عمر بن مخزوم قرشی مخزومی و مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب است[۱۱]. ابن اثیر در جای دیگری می‌گوید: وقتی خداوند این آیه را نازل فرمود: ﴿وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ[۱۲]. عمر بن خطاب دو زن خود را طلاق داد که یکی از ایشان قریبة دختر ابی امیه بود[۱۳].[۱۴]

سرانجام عاتکه

از سرانجام عاتکه اطلاع دقیقی در دست نیست[۱۵].

درباره قبر عاتکه تردیدهایی وجود دارد. برخی می‌گویند همراه خواهرش صفیه، کنار دیوار شمال غربی بقیع مدفون است[۱۶] و برخی می‌گویند قبری که کنار صفیه است، قبر عاتکه نیست و لذا تعبیر «بقیع العمات» درست نمی‌باشد و دفن شدن فرد دیگری در کنار قبر صفیه، این توهم را به وجود آورده که آن دو، قبر متعلق به دو عمه پیامبر(ص) صفیه و عاتکه است و به واسطه تسامح مورخان و سفرنامه‌نویسان، این تعبیر - بقیع العمات - در زبان عربی رایج شده است[۱۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۱۸۵.
  2. الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۲۹.
  3. الطبقات الکبری، ابن سعد، ص۳۶۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۱۲۲.
  4. عسکری، عبدالرضا، مقاله «عاتکه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۵۵۹.
  5. الاصابه، ابن حجر عسقلانی، ج۴، ص۳۵۷.
  6. تاریخ حرم ائمه بقیع، محمد صادق نجمی، مشعر، ص۲۸۳.
  7. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۶۵۱.
  8. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۶؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۱۸۵.
  9. ر.ک: همین مجلد، شماره ۱۸۸، عبد الله بن ابی امیه.
  10. الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۷۴.
  11. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۲۴۲.
  12. "ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنه" سوره ممتحنه، آیه ۱۰.
  13. الکامل، ابن اثیر، ج۲، ص۲۰۶. اما کل آیه این است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ، "ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنه". مرحوم طبرسی نام دختر ابی امیه را فاطمه ذکر کرده و در ذیل این آیه می‌نویسد: "و زهری گوید: پس تمام زنانی که ملحق به مشرکین شدند از زنان مؤمنه‌ای که هجرت کرده بودند و بعد مرتد از اسلام شدند شش زن بودند. ۱. ام الحکم دختر ابو سفیان که عیال عیاض بن شداد فهری بود. ۲. فاطمه دختر ابی امیة بن مغیره خواهر ام سلمه که زن عمر بن خطاب بود و چون عمر خواست که مهاجرت کند وی امتناع کرد و مرتد شد. ۳. بروع دختر عقبه که عیال شماس بن عثمان بود. ۴. عبده دختر عبد العزی بن فضله و شوهرش عمرو بن عبد ود بود. ۵. هند دختر ابی جهل بن هشام که زن هشام بن عاصم بن وائل بود. ۶. کلثوم دختر جرول که زن عمر بود پس رسول خدا مهر زنانشان را از غنائم جنگی به ایشان پرداخت". مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۹، ص۴۱۳.
  14. عسکری، عبدالرضا، مقاله «عاتکه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۵۷۰-۵۷۳.
  15. عسکری، عبدالرضا، مقاله «عاتکه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۵۷۳.
  16. مروج الذهب، مسعودی، ج۲، ص۲.
  17. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۶۵۱.