بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = توحید | | موضوع مرتبط = توحید | ||
| عنوان مدخل = توحید | | عنوان مدخل = توحید | ||
| مداخل مرتبط = [[توحید در لغت]] - [[توحید در قرآن]] - [[توحید در حدیث]] - [[توحید در نهج البلاغه]] - [[توحید در کلام اسلامی]] - [[توحید در اخلاق اسلامی]] - [[توحید در معارف دعا و زیارات]] - [[توحید در معارف و سیره علوی]] - [[توحید در معارف و سیره فاطمی]] - [[توحید در معارف و سیره سجادی]] - [[توحید در معارف و سیره امام کاظم]] - [[توحید در معارف و سیره امام جواد]] - [[توحید در فقه اسلامی]] - [[توحید در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[توحید در لغت]] - [[توحید در قرآن]] - [[توحید در حدیث]] - [[توحید در نهج البلاغه]] - [[توحید در کلام اسلامی]] - [[توحید در اخلاق اسلامی]] - [[توحید در عرفان اسلامی]] - [[توحید در معارف دعا و زیارات]] - [[توحید در معارف و سیره علوی]] - [[توحید در معارف و سیره فاطمی]] - [[توحید در معارف و سیره سجادی]] - [[توحید در معارف و سیره امام کاظم]] - [[توحید در معارف و سیره امام جواد]] - [[توحید در فقه اسلامی]] - [[توحید در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== توحید در آیات قرآن == | == توحید در آیات قرآن == | ||
[[قرآن کریم]] هرچند کلمه | [[قرآن کریم]] هرچند کلمه «توحید» را به کار نبرده است، از آنجا که [[کتاب هدایت]] است: {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ به رهنمودی برای مردم و برهانهایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی میخواهد و برایتان دشواری نمیخواهد و (میخواهد) تا شمار (روزهها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنماییتان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref> و [[انسانها]] را به استوارترین طریقه، یعنی کلمه [[توحید]]، [[ایمان به خدا]] و [[پیامبران]] و اطاعت از او<ref>التبیان، ج ۶، ص۴۵۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۲۲۵؛ مقتنیات الدرر، ج ۶، ص۲۲۳.</ref> [[هدایت]] میکند {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا}}<ref> بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند؛ سوره اسراء، آیه ۹.</ref> در جای جای آن به نوعی سخن از [[اثبات]] توحید و نفی شرک است تا حدّی که برخی غرض نهایی عموم [[آیات قرآن]] را اثبات توحید دانستهاند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص۵۴.</ref>؛ زیرا اصل [[اعتقاد]] به وجود خدای [[خالق]] [[آسمانها]] و [[زمین]] امری بدیهی<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۳.</ref> و [[فطری]]<ref>التوحید صدوق، ص۳۳۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۸؛ تفسیر موضوعی، ج ۲، ص۲۵ - ۲۶، «توحید در قرآن».</ref> است و به اثبات نیازی ندارد، از این رو عنایت ویژه [[قرآن]] به اثبات [[صفات خدا]]<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۵.</ref> و در رأس آنها بارزترین صفت<ref> الالهیات، ج ۲، ص۱۱.</ref>، یعنی [[وحدت]]، معطوف است. | ||
قرآن در [[آیات]] بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهمترین آنها عبارتاند از [[توحید ذاتی]] به معنای یگانگی، واحد بودن وثانی نداشتن {{متن قرآن|لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> اگر خداوند میخواست فرزندی برگزیند از (میان) آنچه میآفریند هر چه میخواست برمیگزید، پاکا که اوست، او خداوند یگانه دادفرماست؛ سوره زمر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref> و نه هیچ کس او را همانند است؛ [[سوره اخلاص]]، [[آیه]]: ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه میگویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید؛ سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>، [[توحید ذاتی]] به معنای أحدیت، یکتایی، بساطت و جزء نداشتن{{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}}<ref> بگو او خداوند یگانه است؛ سوره اخلاص، آیه ۱.</ref>، [[توحید صفاتی]]: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، [[توحید افعالی]] با همه جلوههایش یعنی: | قرآن در [[آیات]] بسیاری به بیان ابعاد مختلف توحید پرداخته است که مهمترین آنها عبارتاند از [[توحید ذاتی]] به معنای یگانگی، واحد بودن وثانی نداشتن {{متن قرآن|لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> اگر خداوند میخواست فرزندی برگزیند از (میان) آنچه میآفریند هر چه میخواست برمیگزید، پاکا که اوست، او خداوند یگانه دادفرماست؛ سوره زمر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref> و نه هیچ کس او را همانند است؛ [[سوره اخلاص]]، [[آیه]]: ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه میگویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید؛ سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>، [[توحید ذاتی]] به معنای أحدیت، یکتایی، بساطت و جزء نداشتن{{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}}<ref> بگو او خداوند یگانه است؛ سوره اخلاص، آیه ۱.</ref>، [[توحید صفاتی]]: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، [[توحید افعالی]] با همه جلوههایش یعنی: | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
# '''[[توحید در اطاعت]]:''' {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref> و کسانی که به حقانیت [[توحید]] [[شهادت]] دادهاند{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و رهاوردهای [[توحید]]: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ}}<ref> آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود و بدی را با نیکی دور میسازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند؛ سوره قصص، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | # '''[[توحید در اطاعت]]:''' {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref> و کسانی که به حقانیت [[توحید]] [[شهادت]] دادهاند{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و رهاوردهای [[توحید]]: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ}}<ref> آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود و بدی را با نیکی دور میسازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند؛ سوره قصص، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
== [[توحید ذات]] | == مراتب توحید == | ||
=== توحید ذات === | |||
{{اصلی|توحید ذاتی}} | |||
توحید ذاتی به معنای [[اعتقاد]] به [[یگانگی خداوند]] است<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۵۱؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص۸۸.</ref>. علاوه بر مثل و نظیر نداشتن، هیچ جزئی هم ندارد<ref>المنقذ من التقلید، ج۱، ص۱۳۱؛ رسائل الجاحظ، ص۲۲۹.</ref>. توحید ذاتی و صفاتی [[خدای متعال]] به معنای [[نفی]] تعدّد و تبعّض در [[ذات خدای متعال]] است و در [[کلام]] و [[فلسفه]] با [[براهین]] [[قطعی]] به [[اثبات]] رسیده است. حاصل و نتیجۀ براهین دالّه بر توحید ذاتی و صفاتی خدای متعال این است که: ذاتی که منشأ همۀ [[کمالات]] وجودات است محال است عقلاً، تعدد و تبعّضپذیر باشد. نتیجۀ قطعی این تعددّ و تبعّضناپذیری، [[توحید افعالی]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)| فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۴۲-۱۶۹.</ref>. | |||
دلائل زیادی برای اثبات توحید ذاتی خداوند ارائه شده است، برخی از این دلائل عبارت است از: | |||
# تعدد ناپذیری وجود نامتناهی: وجود خداوند نامتناهی است<ref>المطالب العالیة، ج۲، ص۷۷؛ اللمعات العرشیة، ص۳۹۸؛ اسفار، ج۶، ص۱۱۰.</ref> و نامتناهی بودن خداوند مستلزم آن است که خداوند هیچ شریکی نداشته و همچنین فاقد هرگونه جزء و ترکیبی باشد<ref>اسفار، ج۶، ص۱۱۰.</ref> | |||
# صرف الوجود بودن [[خداوند]]: مقصود از صرف بودن [[حقیقت]] چیزی آن است که یک چیز، با هیچ شیء دیگر مخلوط نباشد. اگر [[خداوند]] صرف وجود باشد، هیچ شریکی برای او متصور نیست؛ زیرا هر شریکی که به عنوان خداوند در نظر گرفته شود، باید به همان صرف الوجود برگردد<ref>مفاتیح الغیب، ص۲۴۰؛ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۲، ص۱۲۱-۱۲۴.</ref>. | |||
# تعدد مستلزم ترکیب در ذات الهی: اگر واجب الوجود دیگری غیر از خداوند وجود داشته باشد، هر دو در مفهوم واجب الوجود بودن با هم [[شریک]] هستند. حال این دو واجب الوجود یا از هم متمایز هستند، یا نیستند. اگر متمایز نباشند، نتیجهاش آن است که این دو واجب الوجود، در واقع یک وجود دارند و این همان توحید خداوند است و اگر این دو واجب الوجود از هم متمایز باشند، مستلزم ترکیب در [[ذات خداوند]] بوده و محال است؛ زیرا که موجود مرکب، ممکن الوجود است؛ در حالی که فرض این است که خداوند واجب الوجود است؛ لذا خداوند باید یگانه و واحد باشد<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۱۶؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ص۱۰۰.</ref> | |||
و دلایل دیگری مانند: [[لزوم]] تعدد اثر در صورت تعدد مؤثر؛ [[وحدت]] عالم؛ [[برهان تمانع]]؛ [[برهان فرجه]]<ref>[[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۳ ـ ۶۷.</ref>. | |||
== [[توحید | === توحید صفات === | ||
{{اصلی|توحید صفاتی}} | |||
مراد از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>. | |||
=== توحید افعال === | |||
{{اصلی|توحید افعالی}} | |||
توحید افعالی بدین معناست که آنچه در هستی انجام میگیرد، فعل خداست و [[آفریدگان]] همان طور که در ذات خویش مستقل نیستند، در تأثیر و فعل نیز [[استقلال]] ندارند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۰۲.</ref>. توحید افعالی، یعنی [[درک]] و شناختن اینکه [[جهان]] با همه [[نظامات]] و [[سنتها]] و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل و کار [[خداوند]] و ناشی از [[اراده]] اوست. موجودات عالم، همچنان که در ذات خود استقلال ندارند، در [[مقام]] تأثیر و علیت نیز دارای استقلال نبوده، در نتیجه خداوند چنانکه در ذات [[شریک]] ندارد، در فاعلیت نیز از شریک مبراست. هر فاعل و سببی، [[حقیقت]] خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیت خود را از [[خدا]] دارد و [[قائم]] به اوست. اینکه مؤثر و فاعل [[حقیقی]] در [[نظام]] موجودات، منحصراً ذات خداست، بدان معناست که هر فاعل و مؤثری به خواست و به [[مشیت]] او فاعل و مؤثر است. هیچ موجودی، اعم از مجرد یا مادی با اراده یا بیاراده، از خود استقلال ندارد. نه تنها همه ذاتها، بلکه همه کارها (حتی کارهای [[انسان]]) به مشیت و [[اراده خداوند]] است و به نحوی خواسته ذات مقدس اوست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۸۲.</ref>. | |||
=== توحید عبادی === | |||
{{اصلی|توحید عبادی}} | |||
توحید عبادی عبارت است از اختصاص [[پرستش]] به [[خدای متعال]]. توحید در عبادت، والاترین [[هدف]] [[بعثت پیامبران]] [[الهی]] و اصل مشترک همه [[ادیان آسمانی]] بوده و همه [[مسلمانان]] در نمازهای روزانه خود به این اصل اعتراف میکنند {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. بر این اساس، [[وجوب]] [[پرستش خدا]] و دوری از پرستش غیر او، امری مسلّم بوده و کسی در این قاعده کلی مخالفتی ندارد<ref>سبحانی، جعفر، سیمای عقائد شیعه، ص۶۲.</ref>؛ تنها [[اختلاف]] در معنای عبادت و مصادیق آن است<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۰۳.</ref>. | |||
== رهاوردهای [[توحید]] == | == رهاوردهای [[توحید]] == | ||
| خط ۳۷: | خط ۵۳: | ||
رهاوردهای توحید همواره و برای همگان یکسان نیستند و با توجّه به انواع و مراتب توحید و [[استعداد]] [[موحّدان]]، گوناگون میگردند و هرکس به قدر مرتبه و استعداد خویش از [[برکات]] آنها بهرهمند میشود. [[قرآن کریم]] به بسیاری از این رهاوردها اشاره کرده است که مهمترین آنها عبارتاند از: | رهاوردهای توحید همواره و برای همگان یکسان نیستند و با توجّه به انواع و مراتب توحید و [[استعداد]] [[موحّدان]]، گوناگون میگردند و هرکس به قدر مرتبه و استعداد خویش از [[برکات]] آنها بهرهمند میشود. [[قرآن کریم]] به بسیاری از این رهاوردها اشاره کرده است که مهمترین آنها عبارتاند از: | ||
# '''[[رهایی]] از پریشانی و تشویش:''' بنابر [[آموزههای قرآنی]]، [[انسان]] [[موحّد]] مانند کسی است که [[تسلیم]] [[فرمان]] یک نفر است که [[مهربان]] بوده، وی را به [[تکالیف]] طاقتفرسا وانمی دارد و [[مشرک]] مانند شخصی است که ارباب گوناگونی دارد که همه مخالف یکدیگرند و هر یک از آنها او را به کارهای سخت میگمارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه۲۹.</ref> بیشک حال این دو نفر یکسان نیست، چون کسی که ارباب گوناگون بدخلق و ناسازگار دارد همواره درمانده و متحیر است و هرگز نمیتواند خواستههای آنها را برآورد، برخلاف کسی که [[گوش به فرمان]] یک نفر است و در پی جلب رضایت اوست و کارهای او را به بهترین وجه انجام داده، از عهده همه [[وظایف]] برمیآید. روی توجّه [[موحدان]] به [[پروردگار]] یگانه است و تنها در برابر [[اوامر و نواهی]] او خاضعاند و راه آنان روشن و خاطرشان آسوده است و [[وظیفه]] خویش را میدانند و از عهدهاش برمیآیند؛ ولی [[مشرکان]] تحت [[تدبیر]] و [[فرمانروایی]] چند فرمانروایند که هر یک چیزی طلب میکند و مشرکان میان دستورهای ضد و نقیض متحیرند و نمیدانند به کدام یک روی آورند و [[فرمان]] چه کسی را [[اطاعت]] کنند، و [[حاجت]] خویش را از که بخواهند<ref>انوار درخشان، ج ۱۴، ص۲۱۵ - ۲۱۶.</ref> و از این رو همواره در [[عذاب]] و رنجاند<ref>مقتنیات الدرر، ج ۹، ص۲۱۰ - ۲۱۱، الجدید، ج ۶، ص۱۶۱.</ref>. [[حضرت یوسف]]{{ع}} به دو رفیق [[زندانی]] خود در [[مقام]] [[اندرز]] گفت: ای [[دوستان]] همبند! آیا خدایان پراکنده بهترند: یا [[خداوند]] یکتای [[پیروز]]: {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو [[یار]] [[زندان]]! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ [[سوره یوسف]]، [[آیه]]:۳۹.</ref>. البته برخی [[مفسران]] بازگشت آیه ۲۹ [[سوره زمر]] را در مقام دقت به آیه ۲۲ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> دانسته و آن را برهانی بر [[نفی]] تعدد ارباب و آلهه شمردهاند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref>. برخی دیگر آیه مزبور را با [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ}}<ref> داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به سوی ما) بازگشت؛ سوره ص، آیه۲۴.</ref>، {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> و {{متن قرآن|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref> که به ترتیب بر تعدّی و [[ستم]] شرکا به یکدیگر، [[فساد]] مترتب بر تعدّد خدایان و چیره شدن بعضی از آنان بر بعضی دیگر دلالت دارند، مرتبط دیده و با توجه به نمود [[اجتماعی]] [[توحید]] و [[شرک]]، [[آیات]] یاد شده را نموداری از اوضاع اجتماعی و [[سیاسی]] ممالکی دانستهاند که تحت نفوذ قدرتهای [[سلطهگری]] هستند که در برده ساختن دیگران از یکدیگر پیشی میگیرند. این گونه ممالک برای خلاصی از وضعیت یاد شده جز بازگشت به [[توحید]] و [[عبودیت]] [[خدا]] و [[نافرمانی]] در برابر قدرتهای [[شیطانی]] ندارند؛ زیرا جامعهای که تحت [[رهبری]] شخصیتی [[الهی]] است و به [[اذن خدا]]، بدون دخالت [[شهوات]] و فشارها و [[مصلحت]] اندیشیها اداره میشود، در مسیری مشخص، با [[حریت]] تمام پیش رفته، با مشکل تعدّد [[فرمانروایان]] و [[اختلافات]] ویرانگر روبه رو نمیشود و همواره از هواهای شیطانی و [[طمع]] ورزی [[حکام]] در [[امان]] است<ref>ر. ک: من هدی القرآن، ج ۱۱، ص۴۷۷.</ref>؛ به بیان دیگر [[صراط مستقیم]] [[توحید]] در وجود [[انسانهای کامل]] | # '''[[رهایی]] از پریشانی و تشویش:''' بنابر [[آموزههای قرآنی]]، [[انسان]] [[موحّد]] مانند کسی است که [[تسلیم]] [[فرمان]] یک نفر است که [[مهربان]] بوده، وی را به [[تکالیف]] طاقتفرسا وانمی دارد و [[مشرک]] مانند شخصی است که ارباب گوناگونی دارد که همه مخالف یکدیگرند و هر یک از آنها او را به کارهای سخت میگمارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه۲۹.</ref> بیشک حال این دو نفر یکسان نیست، چون کسی که ارباب گوناگون بدخلق و ناسازگار دارد همواره درمانده و متحیر است و هرگز نمیتواند خواستههای آنها را برآورد، برخلاف کسی که [[گوش به فرمان]] یک نفر است و در پی جلب رضایت اوست و کارهای او را به بهترین وجه انجام داده، از عهده همه [[وظایف]] برمیآید. روی توجّه [[موحدان]] به [[پروردگار]] یگانه است و تنها در برابر [[اوامر و نواهی]] او خاضعاند و راه آنان روشن و خاطرشان آسوده است و [[وظیفه]] خویش را میدانند و از عهدهاش برمیآیند؛ ولی [[مشرکان]] تحت [[تدبیر]] و [[فرمانروایی]] چند فرمانروایند که هر یک چیزی طلب میکند و مشرکان میان دستورهای ضد و نقیض متحیرند و نمیدانند به کدام یک روی آورند و [[فرمان]] چه کسی را [[اطاعت]] کنند، و [[حاجت]] خویش را از که بخواهند<ref>انوار درخشان، ج ۱۴، ص۲۱۵ - ۲۱۶.</ref> و از این رو همواره در [[عذاب]] و رنجاند<ref>مقتنیات الدرر، ج ۹، ص۲۱۰ - ۲۱۱، الجدید، ج ۶، ص۱۶۱.</ref>. [[حضرت یوسف]]{{ع}} به دو رفیق [[زندانی]] خود در [[مقام]] [[اندرز]] گفت: ای [[دوستان]] همبند! آیا خدایان پراکنده بهترند: یا [[خداوند]] یکتای [[پیروز]]: {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو [[یار]] [[زندان]]! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ [[سوره یوسف]]، [[آیه]]:۳۹.</ref>. البته برخی [[مفسران]] بازگشت آیه ۲۹ [[سوره زمر]] را در مقام دقت به آیه ۲۲ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> دانسته و آن را برهانی بر [[نفی]] تعدد ارباب و آلهه شمردهاند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref>. برخی دیگر آیه مزبور را با [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ}}<ref> داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به سوی ما) بازگشت؛ سوره ص، آیه۲۴.</ref>، {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> و {{متن قرآن|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref> که به ترتیب بر تعدّی و [[ستم]] شرکا به یکدیگر، [[فساد]] مترتب بر تعدّد خدایان و چیره شدن بعضی از آنان بر بعضی دیگر دلالت دارند، مرتبط دیده و با توجه به نمود [[اجتماعی]] [[توحید]] و [[شرک]]، [[آیات]] یاد شده را نموداری از اوضاع اجتماعی و [[سیاسی]] ممالکی دانستهاند که تحت نفوذ قدرتهای [[سلطهگری]] هستند که در برده ساختن دیگران از یکدیگر پیشی میگیرند. این گونه ممالک برای خلاصی از وضعیت یاد شده جز بازگشت به [[توحید]] و [[عبودیت]] [[خدا]] و [[نافرمانی]] در برابر قدرتهای [[شیطانی]] ندارند؛ زیرا جامعهای که تحت [[رهبری]] شخصیتی [[الهی]] است و به [[اذن خدا]]، بدون دخالت [[شهوات]] و فشارها و [[مصلحت]] اندیشیها اداره میشود، در مسیری مشخص، با [[حریت]] تمام پیش رفته، با مشکل تعدّد [[فرمانروایان]] و [[اختلافات]] ویرانگر روبه رو نمیشود و همواره از هواهای شیطانی و [[طمع]] ورزی [[حکام]] در [[امان]] است<ref>ر. ک: من هدی القرآن، ج ۱۱، ص۴۷۷.</ref>؛ به بیان دیگر [[صراط مستقیم]] [[توحید]] در وجود [[انسانهای کامل]] «[[پیامبران]] و اولیای [[معصوم]]{{عم}}» تجسّم مییابد و [[جوامع انسانی]] نیز با [[پذیرش ولایت]] آنان، از [[تحیر]]، [[گمراهی]]، [[ظلم]]، [[تجاوز]] و [[شقاوت]] میرهند و به [[سعادت ابدی]] میرسند، از این رو [[مؤمنان]] موظّفاند در هر یک از نمازهای پنج گانه دوبار از [[خداوند]] بخواهند آنان را به [[راه مستقیم]] [[توحید]]، [[عدل]] و [[ولایت]]<ref>التبیان، ج ۱، ص۴۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۶۶؛ الصافی، ج ۱، ص۷۲.</ref> که از راه [[غضب]] شده گان و [[گمراهان]] جداست [[هدایت]] کرده، به مقصد نهایی واصل کند: {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref>. | ||
# '''[[توکل]] و [[اعتماد به خدا]]:''' هنگامی که اسباب ظاهری به [[موحدان]] پشت میکند و همه درها را بر روی خویش روی بسته میبینند، [[امید]] خود را از دست نمیدهند و به [[خدای یگانه]] اعتماد میکنند که بر همه موجودات و سراسر هستی | # '''[[توکل]] و [[اعتماد به خدا]]:''' هنگامی که اسباب ظاهری به [[موحدان]] پشت میکند و همه درها را بر روی خویش روی بسته میبینند، [[امید]] خود را از دست نمیدهند و به [[خدای یگانه]] اعتماد میکنند که بر همه موجودات و سراسر هستی «[[عرش]]» [[سلطه]] دارد، از این رو خداوند به [[پیامبر]] خویش میفرماید: اگر آنان «[[منافقان]]»<ref>منهج الصادقین، ج ۴، ص۳۳۸.</ref> روی گرداندند، نگران مباش و بگو: خداوند مرا کفایت میکند، هیچ معبودی جز او نیست. بر او توکل میکنم که صاحب عرش بزرگ است: {{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>. [[توکل]] از لوازم و آثار [[توحید افعالی]] است<ref>اطیب البیان، ج ۶، ص۳۴۰.</ref>؛ زیرا وقتی [[انسان]] [[یقین]] کند که [[تدبیر امور]] و حوادث [[جهان]] به [[اراده پروردگار]] است و هیچ موجودی در [[شئون]] و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به دست خدا میسپرد و در عین جدّیت و تلاش، بر نیروی غیبی اعتماد میکند و صلاح خود را از [[پروردگار]] میخواهد<ref>انوار درخشان، ج ۷، ص۲۲۸.</ref>. | ||
# '''[[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]:''' بر اساس [[توحید افعالی]] هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۱ [[سوره تغابن]] به این [[حقیقت]] تصریح و سپس تأکید میکند که هرکس به [[خدا]] [[ایمان]] دارد، [[خداوند]] [[قلب]] او را [[هدایت]] میکند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه۱۱.</ref>. این مژدهای است به [[اهل]] [[ایمان]] که هرکس به اصول [[توحید]] به ویژه توحید افعالی [[معتقد]] باشد [[پروردگار]] قلب او را هدایت میکند و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او [[صبر]] میدهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۴۰۷.</ref>. وقتی [[انسان]] ایمان میآورد که [[مصائب]] به [[اذن]] خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش میآید، در پیشآمدهای ناگوار [[بیتابی]] نمیکند و به [[قضای الهی]] [[رضا]] میدهد و خدا نیز او را به [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] راه مینماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آوردهاند که برخی [[کافران]] [[مکه]] [[اسلام]] نمیآوردند، چون میدانستند که اگر [[مسلمان]] شوند ناچارند مانند دیگر [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کنند و در این صورت، اگر [[زن]] و فرزند خود را در مکه رها کنند، بیسرپرست میمانند و اگر آنها را با خود ببرند، به سختیهای غربت دچار میشوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. برخی گفتهاند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار [[دل انسان]] [[موحّد]] در پرتو توحید به این حقیقت میرسد که هر حرکت و [[سکونی]] و هر فاعل وقابلی در [[سایه]] اذن و [[مشیت الهی]] است و بیعلم و [[مشیت]] خدا، فاعل یا قابلی نیست و [[علم]] ومشیت [[الهی]] [[خطا]] نمیکند و قضایش رد نمیشود و توجه به این [[حقیقت]] [[قلب]] را [[آرامش]] میبخشد. [[مؤمن]] در این حال [[یقین]] دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام [[اختیار]] آنها به دست خدایی [[حکیم]] است که بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۳۰۴.</ref>. | # '''[[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]:''' بر اساس [[توحید افعالی]] هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۱ [[سوره تغابن]] به این [[حقیقت]] تصریح و سپس تأکید میکند که هرکس به [[خدا]] [[ایمان]] دارد، [[خداوند]] [[قلب]] او را [[هدایت]] میکند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه۱۱.</ref>. این مژدهای است به [[اهل]] [[ایمان]] که هرکس به اصول [[توحید]] به ویژه توحید افعالی [[معتقد]] باشد [[پروردگار]] قلب او را هدایت میکند و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او [[صبر]] میدهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۴۰۷.</ref>. وقتی [[انسان]] ایمان میآورد که [[مصائب]] به [[اذن]] خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش میآید، در پیشآمدهای ناگوار [[بیتابی]] نمیکند و به [[قضای الهی]] [[رضا]] میدهد و خدا نیز او را به [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] راه مینماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آوردهاند که برخی [[کافران]] [[مکه]] [[اسلام]] نمیآوردند، چون میدانستند که اگر [[مسلمان]] شوند ناچارند مانند دیگر [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کنند و در این صورت، اگر [[زن]] و فرزند خود را در مکه رها کنند، بیسرپرست میمانند و اگر آنها را با خود ببرند، به سختیهای غربت دچار میشوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. برخی گفتهاند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار [[دل انسان]] [[موحّد]] در پرتو توحید به این حقیقت میرسد که هر حرکت و [[سکونی]] و هر فاعل وقابلی در [[سایه]] اذن و [[مشیت الهی]] است و بیعلم و [[مشیت]] خدا، فاعل یا قابلی نیست و [[علم]] ومشیت [[الهی]] [[خطا]] نمیکند و قضایش رد نمیشود و توجه به این [[حقیقت]] [[قلب]] را [[آرامش]] میبخشد. [[مؤمن]] در این حال [[یقین]] دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام [[اختیار]] آنها به دست خدایی [[حکیم]] است که بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۳۰۴.</ref>. | ||
# '''دفع و رفع بدیها:'''[[توحید]] حسنهای است که همه بدیها و [[پلیدیها]] را دفع میکند و اگر بدی و [[پلیدی]] فرصت بروز یابد، با وجود [[توحید]] از میان میرود؛ زیرا اساس کژیهای [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] توحید از صحنه [[زندگی]] محو میگردد. [[قرآن کریم]] گروهی از [[اهل کتاب]] را که به [[اسلام]] گرویدند، میستاید و میفرماید: اینان بدی را با [[نیکی]] دفع میکنند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}}<ref> ولی ما نسلهایی پدید آوردیم که زمانی دراز بر آنان گذشت و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی ما فرستنده (ی تو به پیامبری) بودیم؛ سوره قصص، آیه ۴۵.</ref> شماری از [[مفسران]] | # '''دفع و رفع بدیها:'''[[توحید]] حسنهای است که همه بدیها و [[پلیدیها]] را دفع میکند و اگر بدی و [[پلیدی]] فرصت بروز یابد، با وجود [[توحید]] از میان میرود؛ زیرا اساس کژیهای [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] توحید از صحنه [[زندگی]] محو میگردد. [[قرآن کریم]] گروهی از [[اهل کتاب]] را که به [[اسلام]] گرویدند، میستاید و میفرماید: اینان بدی را با [[نیکی]] دفع میکنند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}}<ref> ولی ما نسلهایی پدید آوردیم که زمانی دراز بر آنان گذشت و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی ما فرستنده (ی تو به پیامبری) بودیم؛ سوره قصص، آیه ۴۵.</ref> شماری از [[مفسران]] «[[حسنه]]» را در این [[آیه]] به توحید و «[[سیئه]]» را به [[شرک]] [[تفسیر]] کرده<ref>منهج الصادقین، ج ۷، ص۱۱۲؛ الجدید، ج ۵، ص۲۹۳؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> و برخی افزودهاند همانگونه که اسلام پلیدیهای گذشته را جبران میکند، توحید شرک را محو میکند<ref>الجدید، ج ۵، ص۲۹۳.</ref>. و با محو شرک اساس بدیها برچیده میشود. گروهی دیگر از مفسران «حسنه» و «سیئه» را به مطلق نیکی و بدی معنا کرده و در بیان آیه یادشده گفتهاند: اینان با [[نیکیها]]، بدیها را دفع میکنند؛ یعنی با گفتار [[نیکو]]، سخنان [[زشت]] را و با معروف، منکر را و با [[حلم]] [[جهل]] [[جاهلان]] را و با [[محبت]]، [[کینهتوزی]] را و با پیوند، قطع رابطه را دفع میکنند<ref>اطیب البیان، ج ۱۰، ص۲۵۳؛ [[تفسیر خسروی]]، ج ۶، ص۳۷۲؛ نمونه، ج ۱۶، ص۱۰۶.</ref>. همچنین برخی درباره آیه {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}<ref> بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف میکنند داناتریم؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref> گفتهاند که مراد از عبارت{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} کلمه [[توحید]] و مقصود از {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} [[شرک]] است و [[پیامبر]]{{صل}} [[مأمور]] شد تا به وسیله توحید، شرک [[مشرکان]] را دفع کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۳.</ref>، گرچه تصریح شده است که لفظ {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} شامل همه بدیهاست و دفع آن به [[اختلاف]] موارد مختلف است؛ برای مثال، دفع [[شرک]] و [[بتپرستی]] به ادلّه توحید و دفع سخن [[جاهلان]] به [[پند]] و [[اندرز]] و دفع منکرات به اشاعه معروف و دفع [[ناملایمات]] به [[حلم]] و [[بردباری]] و دفع [[اخلاق]] [[رذیله]] به مکارم حمیده و دفع ناهنجاریها و [[ستمها]] به [[عفو]] و چشم پوشی است<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۹: | خط ۶۳: | ||
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | # [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | ||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | ||
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | |||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | ||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | ||