انصاف در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = انصاف
| موضوع مرتبط = انصاف
| عنوان مدخل  = انصاف
| عنوان مدخل  = انصاف
| مداخل مرتبط = [[انصاف در لغت]] - [[انصاف در اخلاق اسلامی]] - [[انصاف در معارف و سیره نبوی]] - [[انصاف در معارف و سیره رضوی]]
| مداخل مرتبط = [[انصاف در لغت]] - [[انصاف در نهج البلاغه]] - [[انصاف در اخلاق اسلامی]] - [[انصاف در معارف و سیره نبوی]] - [[انصاف در معارف و سیره رضوی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== [[انصاف]] در اصطلاح [[اخلاق]] ==
== [[انصاف]] در اصطلاح [[اخلاق]] ==
در اصطلاح اخلاق، انصاف نام فضیلتی است که در برابر دو [[رذیله]] [[عصبیت]] و [[کتمان حق]] قرار می‌گیرد<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۸.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} نیز در [[حدیث]] [[جنود]] [[عقل]] آن را در مقابل عصبیت قرارداده است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۷.</ref>؛ بنابراین، [[آگاهی]] از مفهوم اصطلاحی انصاف به [[شناخت]] مفهوم این دو رذیله منوط است.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۵۹.</ref>.
در اصطلاح اخلاق، انصاف نام فضیلتی است که در برابر دو [[رذیله]] [[عصبیت]] و [[کتمان حق]] قرار می‌گیرد<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۸.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز در [[حدیث]] جنود عقل آن را در مقابل عصبیت قرارداده است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۷.</ref>؛ بنابراین، [[آگاهی]] از مفهوم اصطلاحی انصاف به [[شناخت]] مفهوم این دو رذیله منوط است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۱۵۹.</ref>.


== مفاهیم متضاد انصاف ==
== مفاهیم متضاد انصاف ==
=== عصبیت ([[تعصّب]]) ===
=== عصبیت ([[تعصّب]]) ===
عصبیت عبارت از تلاش برای [[حمایت]] خویشتن و بستگان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۲. </ref>. بستگان در این تعریف، [[خویشان]]، همشهریان، هم‌کیشان، همفکران [[سیاسی]]، [[دینی]] و [[عقیدتی]] را شامل می‌شود. رذیله [[تعصب]]، [[همسایه]] [[غیرت]] است؛ چون غیرت نیز حمایت از خویشتن و بستگان است. با این تفاوت که غیرت حمایت از چیزی است که از نظر عقل و [[شرع]]، حمایتش لازم است و [[انسان]] با [[حفظ]] [[موازین شرعی]] از آن [[دفاع]] می‌کند؛ ولی تعصب، حمایت از چیزی است که حمایتش لازم نیست یا بدون حفظ موازین شرعی صورت می‌گیرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۲.</ref>؛ مثلاً دفاع از [[سرزمین]] در برابر [[متجاوزان]] غیرت است به شرط اینکه انسان در این راه مرتکب [[ظلم]] نشود، بی‌گناهی را [[آزار]] نرساند، سرمایه‌های عمومی را [[بیهوده]] هدر ندهد و... ؛ ولی دفاع از [[تیم]] [[محبوب]] یا [[جبهه]] سیاسی موافق و دفاع از سرزمین با ظلم و [[تجاوز]]، تعصب است؛ بنابراین باید توجه داشت اگر کسی خویشان و همشهریان خود را [[دوست]] داشته باشد، [[متعصب]] نیست. در [[روایت]] است که [[امام سجاد]] {{ع}} فرمود:
عصبیت عبارت از تلاش برای حمایت خویشتن و بستگان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۲. </ref>. بستگان در این تعریف، [[خویشان]]، همشهریان، هم‌کیشان، همفکران [[سیاسی]]، [[دینی]] و [[عقیدتی]] را شامل می‌شود. رذیله[[تعصب]]، [[همسایه]] [[غیرت]] است؛ چون غیرت نیز حمایت از خویشتن و بستگان است. با این تفاوت که غیرت حمایت از چیزی است که از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، حمایتش لازم است و [[انسان]] با [[حفظ]] [[موازین شرعی]] از آن [[دفاع]] می‌کند؛ ولی [[تعصب]]، حمایت از چیزی است که حمایتش لازم نیست یا بدون حفظ موازین شرعی صورت می‌گیرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۲.</ref>؛ مثلاً دفاع از سرزمین در برابر [[متجاوزان]] غیرت است به شرط اینکه انسان در این راه مرتکب [[ظلم]] نشود، بی‌گناهی را [[آزار]] نرساند، سرمایه‌های عمومی را [[بیهوده]] هدر ندهد و...؛ ولی دفاع از [[تیم]] محبوب یا جبهه سیاسی موافق و دفاع از سرزمین با ظلم و [[تجاوز]]، تعصب است؛ بنابراین باید توجه داشت اگر کسی خویشان و همشهریان خود را [[دوست]] داشته باشد، [[متعصب]] نیست. در [[روایت]] است که [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: تعصبی که انسان را [[گناهکار]] می‌کند، این است که انسان [[فکر]] کند بَدان قومش از خوبان [[قوم]] دیگر برترند، عصبیت این نیست که کسی خویشان را دوست بدارد، عصبیت این است که انسان خویشان خود را در راه ظلم [[یاری]] کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.
تعصبی که انسان را [[گناهکار]] می‌کند، این است که انسان [[فکر]] کند بَدان قومش از خوبان [[قوم]] دیگر برترند، عصبیت این نیست که کسی خویشان را دوست بدارد، عصبیت این است که انسان خویشان خود را در راه ظلم [[یاری]] کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.
تعصب از صفات ایمان‌سوز است. [[رسول خدا]] {{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ‏ تَعَصَّبَ‏ أَوْ تُعُصِّبَ‏ لَهُ‏، فَقَدْ خَلَعَ‏ رِبْقَ الْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.
کسی که [[تعصب]] ورزد یا تعصب در [[حق]] خویش را بپذیرد، رشته [[ایمان]] را از گردن خود باز کرده است.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۵۹.</ref>.


=== [[کتمان حق]] ([[حق‌پوشی]]) ===
تعصب از صفات ایمان‌سوز است. [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: «کسی که [[تعصب]] ورزد یا تعصب در [[حق]] خویش را بپذیرد، رشته [[ایمان]] را از گردن خود باز کرده است»<ref>{{متن حدیث|مَنْ‏ تَعَصَّبَ‏ أَوْ تُعُصِّبَ‏ لَهُ‏، فَقَدْ خَلَعَ‏ رِبْقَ الْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.
حق‌پوشی از دو عامل در [[نفس آدمی]] ناشی می‌شود که هر دو از [[رذایل]] [[قوه غضبیه]] محسوب می‌شوند: تعصب که خود ناشی از [[افراط]] در [[غضب]] است و [[ترس]] که ناشی از [[تفریط]] این نیروست. بسیاری از رذایل مثل [[کتمان شهادت]]، [[شهادت دروغ]]، [[تصدیق]] [[دروغگو]] و [[تکذیب]] [[راستگو]] از این [[رذیله]] ناشی می‌شود. [[قرآن کریم]] [[اهل کتاب]] به خاطر این رذیله [[سرزنش]] کرده، می‌فرماید:
 
{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا حقّ را با باطل می‌آمیزید و حقپوشی می‌کنید با آنکه خود می‌دانید؟» سوره آل عمران، آیه ۷۱.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۰.</ref>.
=== [[کتمان حق]] (حق‌پوشی) ===
حق‌پوشی از دو عامل در [[نفس آدمی]] ناشی می‌شود که هر دو از [[رذایل]] [[قوه غضبیه]] محسوب می‌شوند: [[تعصب]] که خود ناشی از [[افراط]] در [[غضب]] است و [[ترس]] که ناشی از تفریط این نیروست. بسیاری از رذایل مثل کتمان شهادت، شهادت دروغ، تصدیق [[دروغگو]] و [[تکذیب]] [[راستگو]] از این [[رذیله]] ناشی می‌شود. [[قرآن کریم]] [[اهل کتاب]] به خاطر این رذیله [[سرزنش]] کرده، می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا حقّ را با باطل می‌آمیزید و حقپوشی می‌کنید با آنکه خود می‌دانید؟» سوره آل عمران، آیه ۷۱.</ref>.


=== مفهوم مقابلی [[انصاف]] ===
=== مفهوم مقابلی [[انصاف]] ===
انصاف، در اصطلاح [[اخلاق]] عبارت است از اینکه [[انسان]] حق را اظهار کند، به حق اعتراف کند، [[شهادت به حق]] دهد، به حق [[حکم]] کند و کسی را جز به حق [[یاری]] نکند، اگرچه [[پدر]] یا برادرش باشد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۰.</ref>.
انصاف، در اصطلاح [[اخلاق]] عبارت است از اینکه [[انسان]] [[حق]] را اظهار کند، به حق [[اعتراف]] کند، شهادت به حق دهد، به حق [[حکم]] کند و کسی را جز به حق [[یاری]] نکند، اگرچه پدر یا برادرش باشد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۱۵۹ ـ ۱۶۰.</ref>.


== [[ستایش]] انصاف ==
== [[ستایش]] انصاف ==
انصاف به عنوان یک [[رفتار]] [[شریف]] [[انسانی]]، در [[روایات]] فراوانی با بیان‌های گوناگون مورد ستایش و سفارش قرار گرفته است. برخی از این روایات را نقل می‌کنیم<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۰.</ref>.
انصاف به عنوان یک [[رفتار]] [[شریف]] [[انسانی]]، در [[روایات]] فراوانی با بیان‌های گوناگون مورد ستایش و سفارش قرار گرفته است. برخی از این روایات را نقل می‌کنیم:


=== انصاف [[سرور]] [[فضایل]] و [[اعمال]] ===
=== انصاف [[سرور]] [[فضایل]] و [[اعمال]] ===
[[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود:{{متن حدیث|الْإِنْصَافُ‏ أَفْضَلُ‏ الْفَضَائِلِ}}<ref>«انصاف برترین فضیلت است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۵۱.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْصَافُ‏ أَفْضَلُ‏ الْفَضَائِلِ}}<ref>«انصاف برترین فضیلت است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۵۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[سرور]] همه [[اعمال]] سه چیز است: نخست آنکه با [[مردم]] [[انصاف]] بورزی، چنان که هرچه را برای خود می‌پسندی برای ایشان نیز بپسندی...<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۴.</ref>.
 
[[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: سرور همه اعمال سه چیز است: نخست آنکه با [[مردم]] انصاف بورزی، چنان که هرچه را برای خود می‌پسندی برای ایشان نیز بپسندی...<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۴.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۱.</ref>.


=== انصاف صفت [[ایمانی]] ===
=== انصاف صفت [[ایمانی]] ===
به [[روایت]] امام صادق {{ع}}، [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هرکسی با [[مال]] خود [[نیازمندان]] را یاری کند و با [[مردمان]] انصاف ورزد، [[مؤمن حقیقی]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۷.</ref>.
به [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هرکسی با [[مال]] خود [[نیازمندان]] را [[یاری]] کند و با [[مردمان]] انصاف ورزد، [[مؤمن حقیقی]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۷.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ‏ يُنْصِفُ‏ مَنْ‏ لَا يُنْصِفُهُ}}<ref>«[[مؤمن]] با کسانی که در حقش بی‌انصاف کرده‌اند، انصاف می‌کند». [[علی بن محمد]] لیثی واسطی، [[عیون]] الحکم والمواعظ، ص۲۸.</ref> و فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ‏ أَفْضَلَ‏ الْإِيمَانِ‏ إِنْصَافُ‏ الرَّجُلِ‏ مِنْ‏ نَفْسِهِ‏}}<ref>«برترین باب ایمان انصاف است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۲.</ref>.
امیرالمؤمنین {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ‏ يُنْصِفُ‏ مَنْ‏ لَا يُنْصِفُهُ}}<ref>«مؤمن با کسانی که در حقش بی‌انصاف کرده‌اند، انصاف می‌کند». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۸.</ref>؛
 
و فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ‏ أَفْضَلَ‏ الْإِيمَانِ‏ إِنْصَافُ‏ الرَّجُلِ‏ مِنْ‏ نَفْسِهِ‏}}<ref>«برترین باب ایمان انصاف است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۱.</ref>.


=== [[انصاف]] سفارشی ربانی ===
=== انصاف سفارشی ربانی ===
[[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[خداوند متعال]] به [[حضرت آدم]] {{ع}} [[وحی]] کرد: من همه آنچه را لازم داری در چهار کلمه برای تو جمع کرده‌ام، عرض کرد: پروردگارا آن چهار کلمه چیست؟ فرمود: یکی به تو مربوط است، یکی به من، یکی به رابطه من و تو و یکی هم به رابطه تو با [[مردم]]. عرض کرد: پروردگارا آنها را بیان کن تا بدانم. فرمود: آنچه به من مربوط است، مرا [[عبادت]] کن و چیزی را [[شریک]] من نکن. آنچه به تو مربوط است، من پاسخ عملت را وقتی که بیش از همیشه به آن [[نیازمندی]] می‌دهم. آنچه به رابطه من و تو مربوط است تو [[دعا]] کن من پاسخ می‌دهم و آنچه به رابطه تو با مردم مربوط است برای مردم بپسند آنچه برای خود می‌پسندی و برای آنها نپسند آنچه برای خودت نمی‌پسندی<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۶.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۱.</ref>.
امام صادق{{ع}} فرمود: [[خداوند متعال]] به [[حضرت آدم]]{{ع}} [[وحی]] کرد: من همه آنچه را لازم داری در چهار کلمه برای تو جمع کرده‌ام، عرض کرد: پروردگارا آن چهار کلمه چیست؟ فرمود: یکی به تو مربوط است، یکی به من، یکی به رابطه من و تو و یکی هم به رابطه تو با مردم. عرض کرد: پروردگارا آنها را بیان کن تا بدانم. فرمود: آنچه به من مربوط است، مرا [[عبادت]] کن و چیزی را [[شریک]] من نکن. آنچه به تو مربوط است، من پاسخ عملت را وقتی که بیش از همیشه به آن [[نیازمندی]] می‌دهم. آنچه به رابطه من و تو مربوط است تو [[دعا]] کن من پاسخ می‌دهم و آنچه به رابطه تو با مردم مربوط است برای مردم بپسند آنچه برای خود می‌پسندی و برای آنها نپسند آنچه برای خودت نمی‌پسندی<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۶.</ref>.


=== انصاف از [[مکارم اخلاق]] ===
=== انصاف از [[مکارم اخلاق]] ===
در [[روایت]] است که مردی از [[رسول خدا]] خواست مکارم اخلاق را برایش بازگوید، آن [[حضرت]] در ضمن نام چند [[فضیلت]] [[اخلاق]] فرمود: و [[حق]] گویی اگرچه به زیان خودت باشد<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۶.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۱.</ref>.
در روایت است که مردی از رسول خدا خواست مکارم اخلاق را برایش بازگوید، آن حضرت در ضمن نام چند [[فضیلت]] [[اخلاق]] فرمود: و [[حق گویی]] اگرچه به [[زیان]] خودت باشد<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۴۶.</ref>.


=== انصاف [[رفتاری]] [[پیامبری]] ===
=== [[انصاف]] [[رفتاری]] [[پیامبری]] ===
رسول خدا {{صل}} فرمود: شبیه‌ترین شما به من کسی است که... در [[خشم]] و [[خرسندی]] انصافش با مردم بیشتر باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْصَافُ‏ شِيمَةُ الْأَشْرَافِ‏}}<ref>«انصاف خصلت بزرگان است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم، جوالمواعظ، ص۴۰.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: شبیه‌ترین شما به من کسی است که... در [[خشم]] و [[خرسندی]] انصافش با [[مردم]] بیشتر باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِنْصَافُ‏ شِيمَةُ الْأَشْرَافِ‏}}<ref>«انصاف خصلت بزرگان است». علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم، جوالمواعظ، ص۴۰.</ref>.


علاوه بر آنچه گذشت، در [[روایات]]، انصاف به عنوان [[زکات]] [[قدرت]]<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۷۵.</ref>، و [[زینت]] [[حکومت]] یاد شده است.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۲.</ref>.
علاوه بر آنچه گذشت، در [[روایات]]، انصاف به عنوان [[زکات]] [[قدرت]]<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۷۵.</ref> و [[زینت]] [[حکومت]] یاد شده است.


=== انصاف سخت‌ترین [[تکلیف]] ===
=== انصاف سخت‌ترین [[تکلیف]] ===
یکی از ملاک‌های ارزیابی [[اعمال]] از نظر روایات [[سختی]] آنهاست. رسول خدا {{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|أَفْضَلُ‏ الْأَعْمَالِ‏ أَحْمَزُهَا}}<ref>«برترین کارها، سخت‌ترین آنهاست». محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی ج۸، ص۶۴.</ref>؛
یکی از ملاک‌های ارزیابی [[اعمال]] از نظر روایات[[سختی]] آنهاست. رسول خدا{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|أَفْضَلُ‏ الْأَعْمَالِ‏ أَحْمَزُهَا}}<ref>«برترین کارها، سخت‌ترین آنهاست». محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی ج۸، ص۶۴.</ref>؛


بنابراین توصیف یک عمل به [[سختی]]، به [[برتری]] آن اشاره دارد. طبق [[حدیثی]]، [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: می‌خواهید به شما بگوییم سخت‌ترین [[تکلیف]] الاهی چیست؟
بنابراین توصیف یک عمل به [[سختی]]، به [[برتری]] آن اشاره دارد. طبق [[حدیثی]]، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: می‌خواهید به شما بگوییم سخت‌ترین تکلیف الهی چیست؟ آنگاه سه چیز فرمود که یکی از آنها انصاف با مردم است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۵.</ref>. سختی این تکلیف به خاطر این است که [[انسان]] تا از خود نگذرد، به انصاف موفق نمی‌شود و از خود گذاشتن آسان نیست<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۱۶۰ ـ ۱۶۲.</ref>.
آنگاه سه چیز فرمود که یکی از آنها [[انصاف]] با [[مردم]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۵.</ref>.
سختی این تکلیف به خاطر این است که [[انسان]] تا از خود نگذرد، به انصاف موفق نمی‌شود و از خود گذاشتن آسان نیست.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱۴، ص ۱۶۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۹۵

ویرایش