بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{در دست ویرایش ۲|ماه=اردیبهشت|روز=24|سال=1405|کاربر=فرقانی}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = آیه خیر البریة در تفسیر و علوم قرآنی - آیه خیر البریة در حدیث | پرسش مرتبط = }} '''آیه خیر البریة''': {{م...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = آیه خیر البریة | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = آیه خیر البریة | ||
| مداخل مرتبط = [[آیه خیر البریة در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه خیر البریة در حدیث]] | | مداخل مرتبط = [[آیه خیر البریة در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه خیر البریة در حدیث]] - [[آیه خیر البریة از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
در | '''[[آیه خیر البریة]]''' از جمله آیاتی است که بر اساس احادیث متعددی که محدثان اهل سنت نقل کردهاند در شأن حضرت علی{{ع}} نازل شده و فضیلتی بزرگ برای آن حضرت به شمار میآید. چرا که [[خداوند سبحان]] در این آیه و آیۀ بعد از آن میفرماید: «همانا کسانی که [[ایمان]] آورده و [[نیکوکار]] شدند، آنان بهترین مردمانند. [[پاداش]] ایشان نزد [[خداوند]] جنّات عدنی است که از زیر آن جویهایی جاری است! ایشان در آن تا ابد جاودانند و خداوند از آنان [[خشنود]] است و آنان از خداوند خشنودند و آن برای کسی است که از خداوند [[خشیت]] دارد». | ||
بر اساس احادیثی که سیوطی، حاکم حسکانی، شبلنجی و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت از طریق ابن عباس، ابوبرزه و جابر بن عبدالله انصاری و .. نقل کردهاند، [[پیامبر]]{{صل}} " خیرالبریه" (بهترین [[آفریدگان]]) را به [[امام علی]]{{ع}} و [[شیعیان]] او [[تفسیر]] فرموده است. حاكم حَسكانی از علمای اهلسنت، در کتاب شَواهدُ التَنزیل بیش از بیست [[روایت]] در این باره با سندهای مختلف نقل میكند. | |||
و از آنجا که با استناد به این احادیث، میتوان افضلیت امام علی{{ع}} و به تبع آن امامت آن حضرت را ثابت نمود، برخی همچون ابن تیمیه و آلوسی و دیگران مناقشاتی را پیرامون صحت و دلالت آن احادیث مطرح ساختهاند. | |||
== متن آیه == | |||
{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}؛ «بیگمان آنانکه ایمان آوردهاند و کردارهایی شایسته کردهاند، بهترین آفریدگانند»<ref>سوره بینه، آیه ۷.</ref>. | |||
== شأن نزول آیه == | == شأن نزول آیه == | ||
طبق روایات فراوانی که در کتب [[اهل]] [[سنّت]] نقل شده، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، علی و شیعیانش را خیر البریّه معرّفی کرده است. | طبق روایات فراوانی که در کتب [[اهل]] [[سنّت]] نقل شده، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، علی و شیعیانش را خیر البریّه معرّفی کرده است. | ||
این روایات در کتب مختلفی آمده است، از جمله: «شواهد التّنزیل» نوشته | این روایات در کتب مختلفی آمده است، از جمله: «شواهد التّنزیل» نوشته حاکم حسکانی؛ «الصّواعق المحرقة» تألیف [[ابن حجر]] هیثمی<ref>الصّواعق المحرقة، ص۹۶ (به نقل از پیام قرآن، ج ۹، ص۲۶۱).</ref>؛ «الدّرّ المنثور» نوشته سیوطی<ref>الدّرّ المنثور، ج ۶، ص۳۷۹ (به نقل از پیام قرآن، ج ۹، ص۲۶۰).</ref>؛ «[[نور الابصار]]» از آثار محمّد شبلنجی<ref>نور الابصار، ص۷۰ و ۱۱۰ (به نقل از پیام قرآن، ج ۹، ص۲۶۱).</ref>؛ «[[تفسیر طبری]]»<ref>تفسیر طبری، ج ۳۰، ص۱۷۱.</ref>؛ «[[روح المعانی]]» از تألیفات آلوسی<ref>روح المعانی، ج ۳۰، ص۲۰۷.</ref>؛ «[[مناقب]] خوارزمی»<ref>مناقب خوارزمی، ص۴۲۱، طبع تهران (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص۲۸۹).</ref>؛ «فتح الغدیر» نوشته علّامه شوکانی<ref>فتح الغدیر، ج ۵، ص۴۶۴، طبع مصر (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص۲۹۱).</ref>. | ||
تنها در شواهد التّنزیل بیش از بیست [[روایت]] در ذیل [[آیه خیر البریه]] نقل شده است<ref>نک: مکارم شیرازی، | تنها در شواهد التّنزیل بیش از بیست [[روایت]] در ذیل [[آیه خیر البریه]] نقل شده است<ref>نک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]] ج۲۷، ص۲۱۰؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۴۳۷ ـ ۴۴۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۸ ـ ۴۹.</ref> | ||
== احادیث مرتبط با آیه == | == احادیث مرتبط با آیه == | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۷: | ||
'''[[حدیث]] اول''' | '''[[حدیث]] اول''' | ||
از ابن عباس نقل شده که وقتی این [[آیه]] نازل شد [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هُوَ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّیْنَ}}، «منظور از آن، تو و [[شیعیان]] تو در [[قیامت]] هستید که هم شما از [[خدا]] [[خشنود]] هستید و هم [[خدا]] از شما [[خشنود]]» | از ابن عباس نقل شده که وقتی این [[آیه]] نازل شد [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هُوَ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّیْنَ}}، «منظور از آن، تو و [[شیعیان]] تو در [[قیامت]] هستید که هم شما از [[خدا]] [[خشنود]] هستید و هم [[خدا]] از شما [[خشنود]]»<ref>سیوطی، جلال الدین، تفسیر الدرّالمنثور»، ج6، ص379.</ref>. | ||
'''[[حدیث]] دوم''' | '''[[حدیث]] دوم''' | ||
[[ابن عباس]] در [[حدیث]] دیگری از [[ابن مردویه]] از علی{{ع}} نقل میکند که [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به من فرمود: «آیا این سخن [[خدا]] را نشنیدهای که میفرماید: کسانی که [[ایمان]] آورده و [[اعمال صالح]] انجام دادهاند بهترین مخلوقاتند؟ آنها تو و [[شیعیان]] تو هستید، و وعدهگاه من و شما کنار [[حوض کوثر]] است، هنگامی که من برای | [[ابن عباس]] در [[حدیث]] دیگری از [[ابن مردویه]] از علی{{ع}} نقل میکند که [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به من فرمود: «آیا این سخن [[خدا]] را نشنیدهای که میفرماید: کسانی که [[ایمان]] آورده و [[اعمال صالح]] انجام دادهاند بهترین مخلوقاتند؟ آنها تو و [[شیعیان]] تو هستید، و وعدهگاه من و شما کنار [[حوض کوثر]] است، هنگامی که من برای حساب [[امتها]] میآیم، شما [[دعوت]] میشوید در حالی که پیشانی سفید و شناخته شدهاید»<ref>نک: مجلسی، بحارالانوار، ج35، ص344، ح17؛ سیوطی، جلال الدین، «الدرّ المنثور»، ج6، ص379 (با تفاوت)</ref>. | ||
'''[[حدیث]] سوم''' | '''[[حدیث]] سوم''' | ||
[[ابن عباس]] میگوید: هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} نازل شد، [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هُوَ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ تَأْتِی أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّینَ، وَ یَأْتِی عَدُوُّکَ غَضْباناً مُقْمَحِین}}؛ منظور از این آیه، تو و شیعیانت هستید که در [[روز قیامت]] وارد عرصه [[محشر]] میشوید، در حالی که هم شما از [[خدا]] [[راضی]] و هم خدا از شما راضی است و دشمنت [[خشمگین]] وارد محشر میشود و به [[زور]] به [[جهنم]] میرود» | [[ابن عباس]] میگوید: هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} نازل شد، [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هُوَ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ تَأْتِی أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّینَ، وَ یَأْتِی عَدُوُّکَ غَضْباناً مُقْمَحِین}}؛ منظور از این آیه، تو و شیعیانت هستید که در [[روز قیامت]] وارد عرصه [[محشر]] میشوید، در حالی که هم شما از [[خدا]] [[راضی]] و هم خدا از شما راضی است و دشمنت [[خشمگین]] وارد محشر میشود و به [[زور]] به [[جهنم]] میرود». | ||
واژه «مُقْمَحِیْن» آمده است که به معنی بالا نگاه داشتن سر به وسیله [[غل و زنجیر]] است | واژه «مُقْمَحِیْن» آمده است که به معنی بالا نگاه داشتن سر به وسیله [[غل و زنجیر]] است<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۵۷، ح۱۱۲۶.</ref>. | ||
=== [[روایت]] [[ابو برزه]] === | === [[روایت]] [[ابو برزه]] === | ||
در [[حدیث]] دیگری از «[[ابو برزه]]» آمده است: وقتی [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} این [[آیه]] را قرائت کرد، فرمود: {{متن حدیث|هُمْ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یا عَلِی، وَ مِیْعادُ ما بَیْنِی وَ بَیْنَکَ الحَوْضُ}}؛ آنها تو و شیعیانت هستید ای علی! و [[وعده]] من و شما کنار [[حوض کوثر]] است | در [[حدیث]] دیگری از «[[ابو برزه]]» آمده است: وقتی [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} این [[آیه]] را قرائت کرد، فرمود: {{متن حدیث|هُمْ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یا عَلِی، وَ مِیْعادُ ما بَیْنِی وَ بَیْنَکَ الحَوْضُ}}؛ آنها تو و شیعیانت هستید ای علی! و [[وعده]] من و شما کنار [[حوض کوثر]] است<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۵۹، ح۱۱۳۰</ref>. | ||
=== [[روایات]] [[جابر بن عبدالله]] === | === [[روایات]] [[جابر بن عبدالله]] === | ||
[[ | محدثان [[اهل سنت]] [[روایات]] متعددی را از طریق [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل کردهاند که بعضی از [[احادیث]] را [[ابن حجر]] در کتاب الصواعق آورده و بعضی را محمد [[شبلنجی]] در [[نور الابصار]]<ref>نک: الصواعق المحرقة»، ص96؛ «نور الابصار»، صفحات 70 و 101.</ref>. [[جلال الدین سیوطی]] در [[تفسیر]] [[الدر المنثور]] نیز قسمت عمده [[روایت]] اخیر را از [[ابن عساکر]] از [[جابر بن عبدالله]] نقل کرده است<ref>سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج۸، ص۵۸۹.</ref>. | ||
به عنوان نمونه: از [[جابر بن عبدالله انصاری]] چنین نقل شده که ما | به عنوان نمونه: از [[جابر بن عبدالله انصاری]] چنین نقل شده که ما خدمت [[پیغمبراکرم]]{{صل}} کنار [[خانه خدا]] نشسته بودیم که علی{{ع}} به سوی ما آمد، هنگامی که چشم [[پیامبر]]{{صل}} به علی{{ع}} افتاد، فرمود: برادرم به سراغ شما میآید. سپس رو به [[کعبه]] کرد و فرمود: به خدای این [[کعبه]] قسم که این مرد و شیعیانش در [[قیامت]] رستگارانند. سپس رو به سوی ما کرد و افزود: به [[خدا]] [[سوگند]] او قبل از همه شما به [[خدا]] [[ایمان]] آورد و [[قیام]] او به [[فرمان خدا]] بیش از همه شما است، وفایش به [[عهد الهی]] از همه بیشتر، و قضاوتش به [[حکم]] [[الله]] افزونتر و مساواتش در تقسیم ([[بیت المال]]) از همه زیادتر، عدالتش درباره رعیت از همه فزونتر، و مقامش نزد [[خداوند]] از همه بالاتر است. جابر میگوید: در اینجا [[خداوند]] [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} را نازل فرمود و از آن به بعد هنگامی که علی{{ع}} میآمد [[یاران محمد]]{{صل}} میگفتند: بهترین مخلوق [[خدا]] بعد از [[رسول الله]]{{صل}} آمد. | ||
بسیاری دیگر از [[علما]] و | بسیاری دیگر از [[علما]] و محدثان اهل سنت نیز همین مضمامین را در کتب خود نقل کردهاند که از جمله آنها میتوان از افرادی همچون: [[خطیب خوارزمی]] در [[مناقب]]، [[ابو نعیم اصفهانی]] در کفایة الخصام، [[طبری]] در [[تفسیر]]، [[ابن صباغ مالکی]] در [[الفصول المهمة]]، شوکانی در فتح الغدیر، [[شیخ سلیمان قندوزی]] در [[ینابیع الموده]] و [[آلوسی]] در [[روح المعانی]] ذیل [[آیه]] مورد بحث نام برد<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۹۵.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]] ج۲۷، ص۲۰۶؛ جمعی از نویسندگان، [[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)| فرهنگنامه علوم قرآنی]]، برگرفته از مقاله «آیه خیر البریه»</ref> | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
| خط ۴۸: | خط ۵۳: | ||
علّامه حلّی در کتاب [[شریف]] [[منهاج الکرامة]] این آیۀ را به عنوان [[برهان]] سی و سوم از ادلّه [[قرآنی]] [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح ساخته است. ایشان میفرماید: «برهان سی و سوم: قول [[خدای تعالی]] است [که فرمود]، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [[حافظ ابونعیم]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: وقتی این [[آیه]] نازل شد، رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: «ایشان [یعنی کسانی که [[ایمان]] آورده و [[نیکوکار]] شدند] تو و شیعیانت هستید. تو و شیعۀ تو [[روز قیامت]] حاضر میشوید، در حالی که [[خشنود]] و مورد [[رضایت]] هستید و [[دشمن]] تو وارد میشود، در حالی که مورد [[غضب]] و دست بر گردن است» و چون او بهترین [[خلق]] است، [[واجب]] است که او [[امام]] باشد»<ref>منهاج الکرامة، ص141-142.</ref>. | علّامه حلّی در کتاب [[شریف]] [[منهاج الکرامة]] این آیۀ را به عنوان [[برهان]] سی و سوم از ادلّه [[قرآنی]] [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح ساخته است. ایشان میفرماید: «برهان سی و سوم: قول [[خدای تعالی]] است [که فرمود]، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [[حافظ ابونعیم]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: وقتی این [[آیه]] نازل شد، رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: «ایشان [یعنی کسانی که [[ایمان]] آورده و [[نیکوکار]] شدند] تو و شیعیانت هستید. تو و شیعۀ تو [[روز قیامت]] حاضر میشوید، در حالی که [[خشنود]] و مورد [[رضایت]] هستید و [[دشمن]] تو وارد میشود، در حالی که مورد [[غضب]] و دست بر گردن است» و چون او بهترین [[خلق]] است، [[واجب]] است که او [[امام]] باشد»<ref>منهاج الکرامة، ص141-142.</ref>. | ||
[[سید شرف الدین]] نیز در کتاب | [[سید شرف الدین]] نیز در کتاب اثبات ولایت و خلافت بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این آیه چنین [[استدلال]] کرده و میفرماید: «[[خداوند]] دربارۀ ایشان و شیعیانشان فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}»<ref>المراجعات، ص96.</ref>. | ||
ایشان در حاشیۀ این [[کلام]] مینویسد: «در این باب برای تو همین کافی است که [[ابن حجر عسقلانی]] (از | ایشان در حاشیۀ این [[کلام]] مینویسد: «در این باب برای تو همین کافی است که [[ابن حجر عسقلانی]] (از علمای اهل سنت) به نزول این آیه دربارۀ ایشان [[اعتراف]] کرده و آن را در شمار [[آیات]] [بیان کنندۀ] [[فضیلت]] ایشان آورده است. آن آیۀ یازدهم از آیاتی است که در فصل یکم از باب یازدهم از کتاب صواعقش آورده است»<ref>المراجعات، ص96.</ref>. | ||
سید شرف الدین در ادامه از [[روایات]] متعددی در ذیل آیه سخن گفته است که آنها را در فصل جداگانهای ذکر کرده و اعتراف [[ابن حجر مکی]] [[متعصب]] را برای [[اثبات]] مقصود کافی میداند<ref>سید علی میلانی، جواهر | سید شرف الدین در ادامه از [[روایات]] متعددی در ذیل آیه سخن گفته است که آنها را در فصل جداگانهای ذکر کرده و اعتراف [[ابن حجر مکی]] [[متعصب]] را برای [[اثبات]] مقصود کافی میداند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص175-177.</ref>. | ||
پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین{{ع}}، به [[حکم]] قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی [[امامت]] و خلافت بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} قابل اثبات خواهد بود<ref>مکاتبه دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>. | پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین{{ع}}، به [[حکم]] قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی [[امامت]] و خلافت بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} قابل اثبات خواهد بود<ref>مکاتبه دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. | ||
== مناقشات [[عامه]] == | == مناقشات [[عامه]] == | ||
از آنجا که پذیرش احادیثی که | از آنجا که پذیرش احادیثی که نزول این [[آیه]] را در شأن امام علی{{ع}} میدانند، به معنای پذیرش [[شایستگی]] و [[افضلیت]] آن حضرت و به تبع ان [[اثبات امامت]] ان حضرات است، از این رو مخالفینی همچون [[ابن تیمیه]] و [[پیروان]] او مناقشاتی پیرامون [[استدلال]] عالمان شیعه مطرح ساختهاند. | ||
=== مناقشات ابن تیمیه === | === مناقشات ابن تیمیه === | ||
ابن تیمیه در نخستین گام به | ابن تیمیه در نخستین گام به صحت روایت مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید میکند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه مناقشات خود بر آیه میگوید: | ||
# نخستین اشکال، مطالبۀ [[درستی]] نقل است در حالی که ما در [[دروغ]] بودن آن [[شک]] نداریم. | # نخستین اشکال، مطالبۀ [[درستی]] نقل است در حالی که ما در [[دروغ]] بودن آن [[شک]] نداریم. | ||
# اشکال دوم اینکه این [[حدیث]] به اتّفاق [[علما]] و [[اهل]] [[شناخت]] [[روایات]] در زمرۀ [[احادیث]] [[دروغین]] و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۸۷.</ref>. | # اشکال دوم اینکه این [[حدیث]] به اتّفاق [[علما]] و [[اهل]] [[شناخت]] [[روایات]] در زمرۀ [[احادیث]] [[دروغین]] و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۸۷.</ref>. | ||
دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال [[سید شرف الدین]] مینویسد: «به صرف نقل این [[روایت]] از سوی [[ابن حجر]] در کتابش به معنای [[اعتراف]] او به | دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال [[سید شرف الدین]] مینویسد: «به صرف نقل این [[روایت]] از سوی [[ابن حجر]] در کتابش به معنای [[اعتراف]] او به نزول آیه دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی [[تعجب]] از عبدالحسین (مرحوم [[شرف الدین]]) و دیگری از ابن حجر! اما [[عجب]] از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن [[کذّاب]] وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این [[آیه]] را ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او [[اعتقاد]] دارد که اینچنین است؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در [[تأیید]] آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن [[کذاب]] وجود دارد؟» | ||
==== نقد و بررسی ==== | ==== نقد و بررسی ==== | ||
در پاسخ به این اشکالات باید گفت که مرحوم [[شرف الدین]]، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر | در پاسخ به این اشکالات باید گفت که مرحوم [[شرف الدین]]، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر صحت آن نزد [[ابنحجر]] ندانسته است، بلکه ایشان به [[روایات]] این [[حدیث]] از سوی فرد متعصبی همچون [[ابن حجر مکی]] استشهاد کرده است؛ چراکه [[ابن حجر]] این [[روایت]] را به عنوان شاهدی بر نزول آیۀ [[شریف]] دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده است. البته دنباله رو [[ابن تیمیه]] نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجر [[تعجب]] میکند. در نتیجه [[کلام]] وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا میگوید صرف ذکر [[حدیث]] از سوی [[ابن حجر]] دلیل بر صحت آن نزد وی نیست و در آخر با اظهار [[تعجب]] از ابن حجر میگوید: وی این [[آیه]] را در ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده و به این حدیث استشهاد کرده است. | ||
نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب [[الصواعق المحرقة]]<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۶۱.</ref> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد [[اعتقاد]] [[امامیه]] نگاشته شده است، دلالت میکند بر اینکه این [[روایت]] متفق علیه میان [[فریقین]] بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود | نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب [[الصواعق المحرقة]]<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۶۱.</ref> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد [[اعتقاد]] [[امامیه]] نگاشته شده است، دلالت میکند بر اینکه این [[روایت]] متفق علیه میان [[فریقین]] بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود راوی [[کذّاب]] در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمیکند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، [[کذاب]] در میان راویان حدیث وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر نزول دربارۀ اهل بیت{{عم}} میداند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو [[ابن تیمیه]] است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم [[سید شرف الدین]] نیز به [[درستی]] کلام ابن حجر را [[اعتراف]] به نزول آیه دربارۀ اهل بیت{{عم}} دانستهاند و آن را برای [[احتجاج]] در مقابل [[خصم]] کافی دانسته است و [[عجب]] از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در [[درک]] مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل میکند. | ||
اما دربارۀ صحّت این روایت باید گفت که حدیث مورد استناد مرحوم علّامه و [[شرف الدین]] را جمعی از [[پیشوایان]] بزرگ و حفاظ مشهور [[اهل تسنن]] و در کتب معتبر روایت کردهاند و بر خلاف آنچه که ابن تیمیه پنداشته است،[[ حدیث]] تنها از طریق [[ابونعیم]] روایت نشده تا بگوید به صرف | اما دربارۀ صحّت این روایت باید گفت که حدیث مورد استناد مرحوم علّامه و [[شرف الدین]] را جمعی از [[پیشوایان]] بزرگ و حفاظ مشهور [[اهل تسنن]] و در کتب معتبر روایت کردهاند و بر خلاف آنچه که ابن تیمیه پنداشته است، [[حدیث]] تنها از طریق [[ابونعیم]] روایت نشده تا بگوید به صرف نقل روایت توسط ابونعیم [[حجت]] نیست. | ||
همین طور برخلاف ادّعای دنباله رو ابن تیمیه، | همین طور برخلاف ادّعای دنباله رو ابن تیمیه، عالمان شیعه هرگز صرف وجود خبری در یکی از منابع اهل تسنن را دلیل بر صحت آن خبر نمیدانند و لو آن خبر در کتاب مسلم و [[بخاری]] آمده باشد. [[عالمان]] [[بزرگوار]] [[شیعه]] به این [[حدیث]] استناد کردهاند؛ چراکه متفق علیه میان [[فریقین]] است و جمع بسیاری از اندیشمندان، حفاظ، [[حدیث]] پژوهان و [[مفسران]] [[سنی]] آن را در کتب خود [[روایت]] کردهاند و این حقیقتی است که با نگاهی به اسانید [[حدیث]] در کتب حدیثی و [[تفسیری]] [[اهل تسنن]] آشکار میشود. این حدیث از تعدادی از [[صحابه]] [[روایت]] شده است که از جمله میتوان افراد زیر را نام برد: | ||
# حضرت | # حضرت مولی الموحدین [[أمیرالمؤمنین]] علی{{ع}}<ref>ر.ک: مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۱؛ المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۸۷؛ کنزالعمّال، ج۱۳، ص۱۵۶، ح۳۶۴۸۳؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷؛ مناقب علی بن أبی طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ح۵۸۱؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج۴، ص۱۰۶؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۶۶؛ تفسیر آلوسی، ج۳۰، ص۲۰۷.</ref>؛ | ||
# [[جابر بن عبداللّه]] | # [[جابر بن عبداللّه انصاری]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۲، ح۱۱۲۷ و ۱۱۲۹؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷.</ref>؛ | ||
# [[ابن عباس]]<ref>ر.ک: الصواعق المحرقة، ص۱۶۱؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۱، ح۱۱۲۶؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷؛ تفسیر آلوسی، ج۳۰، ص۲۰۷؛ مناقب علی بن أبی طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۴۳۶-۴۳۷؛ نظم دررالسمطین، ص۹۲.</ref>؛ | # [[ابن عباس]]<ref>ر.ک: الصواعق المحرقة، ص۱۶۱؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۱، ح۱۱۲۶؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷؛ تفسیر آلوسی، ج۳۰، ص۲۰۷؛ مناقب علی بن أبی طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۴۳۶-۴۳۷؛ نظم دررالسمطین، ص۹۲.</ref>؛ | ||
# [[بریده أسلمی]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۳ -۴۶۴، ح۱۱۳۱.</ref>؛ | # [[بریده أسلمی]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۳ -۴۶۴، ح۱۱۳۱.</ref>؛ | ||
# [[أبو برزه]] | # [[أبو برزه أسلمی]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۳، ح۱۱۳۰.</ref>؛ | ||
# [[أبوسعید خدری]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۷۱، ح۱۱۴۳؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷.</ref>. | # [[أبوسعید خدری]]<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۷۱، ح۱۱۴۳؛ الدرّالمنثور، ج۶، ص۳۷۹؛ فتح القدیر، ج۵، ص۴۷۷.</ref>. | ||
این حدیث همچنین از حضرت [[امام]] | این حدیث همچنین از حضرت [[امام]] [[محمد باقر]]{{ع}} روایت شده است<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۵-۴۶۶، ح۱۱۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۷۷-۱۸۱.</ref> | ||
===== ذکر برخی اسانید و [[نصوص]] حدیث در منابع [[عامه]] ===== | ===== ذکر برخی اسانید و [[نصوص]] حدیث در منابع [[عامه]] ===== | ||
برای مشخص شدن برخی از | برای مشخص شدن برخی از راویان مشهور حدیث، به ذکر برخی اسانید و نصوص آن میپردازیم. | ||
'''روایت [[ابن جریر طبری]]''' | '''روایت [[ابن جریر طبری]]''' | ||
[[طبری]] در [[تفسیر]] [[جامع البیان]] مینویسد: «ابن | [[طبری]] در [[تفسیر]] [[جامع البیان]] مینویسد: «ابن حمید از [[عیسی]] بن فرقد، از [[ابوجارود]]، از محمّد بن علی برای ما حدیث نقل کرد که [[پیامبر]]{{صل}} دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} فرمود: «ای [[علی]]، [مقصود] تو و شیعیانت هستید»»<ref>تفسیر الطبری، ج۳۰، ص۳۳۵، ح۲۹۲۰۸.</ref>. | ||
'''روایت [[ابن عساکر]]''' | '''روایت [[ابن عساکر]]''' | ||
ابن عساکر نیز به اسناد خود، از چند طریق این حدیث را در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است. وی مینویسد: «طبری به سند خود از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] نقل میکند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن أبی طالب]] پیش آمد. پیامبر فرمود: «همانا برادرم بر شما وارد شد». سپس به [[کعبه]] رویکرد و با دست به آن زد و فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، قطعاً این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}] و شیعیانش در [[روز قیامت]] رستگارند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد خداوند]] | ابن عساکر نیز به اسناد خود، از چند طریق این حدیث را در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است. وی مینویسد: «طبری به سند خود از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] نقل میکند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن أبی طالب]] پیش آمد. پیامبر فرمود: «همانا برادرم بر شما وارد شد». سپس به [[کعبه]] رویکرد و با دست به آن زد و فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، قطعاً این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}] و شیعیانش در [[روز قیامت]] رستگارند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد خداوند]] وفادارترین شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به رعیت عادلترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیقترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر [[برتری]] عظیمترین شماست. [جابر] گفت: [در این حال این [[آیه]]] نازل شد که: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. پس هر گاه علی{{ع}} میآمد، [[اصحاب]] محمّد{{صل}} میگفتند: به تحقیق بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد». | ||
ابوالقاسم بن | ابوالقاسم بن سمرقندی به سند خود از [[ابوسعید]]، از پیامبر نقل میکند که فرمود: «علی بهترین خلق خداست». | ||
ابواحمد گفت: این [[حدیث]] را غیر از ابو سمره راوی دیگری نیز از [[شریک]] [[روایت]] کرده است. همچنین به غیر از شریک، راوی دیگری هم از [[اعمش]]، از [[عطیه]]، از [[جابر بن عبداللّه]] روایت کرده است که همانا ما علی{{ع}} را از [[برگزیدگان]] خویش میشمردیم. غیر از ابوسمره، کسی این چنین اسناد نداده است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۱. همچنین ر.ک: المناقب (خوارزمی)، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>. | |||
'''روایت [[حاکم حسکانی]]''' | '''روایت [[حاکم حسکانی]]''' | ||
[[حاکم]] نیز در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود این حدیث را روایت کرده است. وی مینویسد: «حاکم حسکانی به سند خود از بریده، از پدرش نقل میکند که گفت: پیامبر{{صل}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. آنگاه دست [[مبارک]] خویش را بر شانۀ علی{{ع}} قرار داد و فرمود: «ای علی، [مراد [[خدا]] از این که فرمود] تو و [[شیعه]] تو است. تو و شیعیانت در روز قیامت | [[حاکم]] نیز در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود این حدیث را روایت کرده است. وی مینویسد: «حاکم حسکانی به سند خود از بریده، از پدرش نقل میکند که گفت: پیامبر{{صل}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. آنگاه دست [[مبارک]] خویش را بر شانۀ علی{{ع}} قرار داد و فرمود: «ای علی، [مراد [[خدا]] از این که فرمود] تو و [[شیعه]] تو است. تو و شیعیانت در روز قیامت سیراب وارد [[محشر]] میشوید و [[دشمن]] تو [[لب تشنه]] و دست بر گردن وارد میشود»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۴، ح۱۱۳۱.</ref>. | ||
'''[[روایت]] | '''[[روایت]] خوارزمی''' | ||
وی در دو موضع از [[کتاب مناقب]] و به اسانید متعدّد، به نقل این [[حدیث]] پرداخته، مینویسد: «سَروَر | وی در دو موضع از [[کتاب مناقب]] و به اسانید متعدّد، به نقل این [[حدیث]] پرداخته، مینویسد: «سَروَر حفّاظ، ابومنصور شهردار بن شیرویه بن شهردار دیلمی به سند خود از جابر نقل میکند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پیش آمد. آنگاه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «به تحقیق برادرم بر شما وارد شد»؛ سپس به سوی [[کعبه]] متوجه شد و آن را با دست بر آن زد، سپس فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، همانا این (یعنی [[امیرالمؤمنین]]) و [[شیعه]] او در [[روز قیامت]] همان رستگارانند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد]] [[خدای تعالی]] وفادارترین شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به رعیت عادلترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیقترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر مزیت عظیمترین شماست». [جابر] گفت: دربارۀ او این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [جابر] گفت: پس هر گاه علی{{ع}} میآمد، [[اصحاب]] محمّد{{صل}} میگفتند: همانا بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد»<ref>المناقب، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>. | ||
خوارزمی به سندی دیگر، [[روایت]] را از [[یزید بن شراحیل انصاری]] ـ | خوارزمی به سندی دیگر، [[روایت]] را از [[یزید بن شراحیل انصاری]] ـ کاتب امیرالمؤمنین{{ع}} ـ روایت کرده است. وی به نقل از یزید بن شراحیل انصاری مینویسد: «شنیدم علی{{ع}} میفرمود: رسول خدا{{صل}} در حالی که من او را بر سینهام چسبانده بودم به من فرمود: «ای علی، آیا این سخن خدا را نشنیدهای [که فرمود]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. (مراد این [[آیه]]) تو و شیعه توست. موعد من و موعد شما در کنار حوض است. آنگاه که [[امتها]] برای حساب پراکنده میشوند، شما با چهره و پیشانی [[نورانی]] خوانده میشوید»<ref>المناقب، ص۲۶۵-۲۶۶ ح۲۴۷، همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۵۹، ح۱۱۲۵؛ مناقب علی بن أبی طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ش۱۰۸.</ref>. | ||
'''روایت [[طبرانی]]''' | '''روایت [[طبرانی]]''' | ||
طبرانی نیز در المعجم الاوسط، به مناسبت این حدیث را به اسناد خود از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است. وی مینویسد: «[[علی بن سعید]] رازی به سند خود از جابر، از [[ابوالطفیل]]، از عبداللّه بن | طبرانی نیز در المعجم الاوسط، به مناسبت این حدیث را به اسناد خود از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است. وی مینویسد: «[[علی بن سعید]] رازی به سند خود از جابر، از [[ابوالطفیل]]، از عبداللّه بن نجی برای ما [[روایت]] کرد که: همانا به نزد علی{{ع}} در [[روز جنگ جمل]] طلا یا [[نقره]] آورده شد. پس از تفکری به کنایه فرمود: (ای [[دنیا]]) نقره شوی و طلا شوی، غیر مرا [[فریب]] ده، [برو] [[اهل]] شامی را فریب ده که به خاطر تو [[قیام]] میکنند. آنگاه سخنش بر [[مردم]] گران آمد و آن را به ایشان یادآوری کردند. پس مردم را مطلع ساخت و جمع کرد. مردم بر ایشان وارد شدند، و فرمود: «همانا [[خلیل]] من{{صل}} به من فرمود: «ای علی، همانا تو و [[شیعه]] تو به زودی در حالی که [[خشنود]] و مورد رضای [[خدا]] هستید بر [[خداوند]] وارد خواهید شد و [[دشمن]] تو در حالی که مورد [[غضب]] و دست بر گردن است بر تو وارد میشود». سپس علی{{ع}}[[ دست]] [[مبارک]] خود را به دور گردنش جمع کرد و چگونگی اقماح را به مردم نشان داد». | ||
این [[حدیث]] را کسی غیر از جابر از ابوالطفیل روایت نکرده است و عبدالکریم ابویعفور به | این [[حدیث]] را کسی غیر از جابر از ابوالطفیل روایت نکرده است و عبدالکریم ابویعفور به تنهایی آن را نقل کرده است<ref>المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۸۷؛ همچنین ر.ک: کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۶-۱۵۷، ش۳۶۴۸۳ و در آخر حدیث میگوید: {{عربی|و جابر الجعفی شیعیّ غال، وثّقه شعبة والثوری،... وعبدالکریم أبویعفور قال فیه أبوحاتم: من عین الشیعة، وذکره حب فی الثقات}}.</ref>. | ||
بنابر این حدیث مطرح شده از سوی مرحوم علّامه و [[شرف الدین]] در منابع معتبر و متعدد و به اسانید مختلف روایت شده است و همین امر از | بنابر این حدیث مطرح شده از سوی مرحوم علّامه و [[شرف الدین]] در منابع معتبر و متعدد و به اسانید مختلف روایت شده است و همین امر از صحت این روایت حکایت دارد. البته غیر از [[روایات]] فوق، جمعی از مشهورترین [[مفسران]] [[سنی]] نیز به اسانید خود به نقل این حدیث پرداختهاند که به عنوان نمونه میتوان افراد زیر را نام برد: ثعلبی؛ حبری؛ [[سیوطی]]؛ شوکانی؛ [[آلوسی]] و دیگران. | ||
همین طور بسیاری از | همین طور بسیاری از محدثان نامدار و مورد اعتماد سنیان این [[حدیث]] را [[روایت]] کردهاند که میتوان به افراد زیر اشاره کرد: [[ابوالعباس ابن عقده کوفی]]؛ [[ابوالقاسم ابن سمرقندی]]؛ [[حمزه بن یوسف]]؛ [[أبواحمد ابن عدی]]؛ [[حاکم نیشابوری]]؛ [[ابن قانع]]؛ [[شهردار بن شیرویه دیلمی]]؛ [[قاضی ابوعبداللّه محاملی]]؛ [[ابوالقاسم طبرانی]]؛ [[ابن عساکر دمشقی]]؛ [[ابن مردویه اصفهانی]] و [[جلال الدین سیوطی]]. | ||
بنابراین در صورتی که [[ابن تیمیه]] مدعی است که این [[حدیث]] به اتّفاق [[علما]] و آشنایان به [[حدیث]] [[کذب]] است، در این صورت افراد فوق اولاً در زمرۀ علما و آشنایان به حدیث نیستند و ثانیاً به اتّفاق [[اهل]] [[سنّت]]، آنان به نقل احادیث کذب و ساختگی میپردازند. اگر [[اهل تسنن]] به این لازمۀ ضروری سخن [[ابن تیمیه]] ملتزم شوند، فنعم المطلوب و دیگر هیچ بحثی با آنان نداریم؛ چراکه مستندات اندیشمندان آنان از نظر خودشان فاقد اعتبار است و این دلیلی روشن و محکم بر حقانیت [[تشیع]] است. اما اگر سنّیان به لوازم سخنان ابن تیمیه ملتزم نشوند، در این صورت باید به یاوه گویی و بیاساس بودن ادّعاهای وی [[اعتراف]] کنند که در این صورت نیز مطلوب ما حاصل خواهد شد. | |||
حاصل آنکه با [[اثبات]] صحّت این حدیث،[[ ثابت]] میشود که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بنا به [[نصّ صریح]] [[رسول خدا]]{{صل}}، بهترین [[خلق]] [[خداوند]] است و روشن است که بهترین خلق [[خدا]] پس از رسول خدا{{صل}}، [[امام]] و [[حجّت]] خداوند بر روی [[زمین]] خواهد بود<ref>سید علی میلانی، جواهر | حاصل آنکه با [[اثبات]] صحّت این حدیث، [[ثابت]] میشود که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بنا به [[نصّ صریح]] [[رسول خدا]]{{صل}}، بهترین [[خلق]] [[خداوند]] است و روشن است که بهترین خلق [[خدا]] پس از رسول خدا{{صل}}، [[امام]] و [[حجّت]] خداوند بر روی [[زمین]] خواهد بود<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۸۱-۱۹۰.</ref>. | ||
=== مناقشات آلوسی === | === مناقشات آلوسی === | ||
| خط ۱۳۰: | خط ۱۳۵: | ||
'''پاسخ''' | '''پاسخ''' | ||
اگر در خود آیه دقّت شود، پاسخ این [[پرسش]] روشن میگردد؛ زیرا همانگونه که گذشت یکی از شرایط «خیر البریّه» [[ایمان]] بود؛ [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و سایر [[احکام اسلام]]، بنابراین علی از ناحیه | اگر در خود آیه دقّت شود، پاسخ این [[پرسش]] روشن میگردد؛ زیرا همانگونه که گذشت یکی از شرایط «خیر البریّه» [[ایمان]] بود؛ [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و سایر [[احکام اسلام]]، بنابراین علی از ناحیه اعتقاد به خدا و [[پیامبر]]، [[خیر]] البریّه میشود و چطور امکان دارد او از ناحیه [[اعتقاد]] به [[رسالت پیامبر]] خیر البریّه شود، آنگاه حتّی از خود پیامبر{{صل}} هم بالاتر باشد!؟ بدین جهت در [[روایت]] [[جابر بن عبدالله انصاری]] که از منابع عامّه نقل شد، آمده است که علی پس از پیامبر{{صل}} خیر البریّه است. | ||
==== سؤال دوم ==== | ==== سؤال دوم ==== | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۴۲: | ||
'''پاسخ''': | '''پاسخ''': | ||
در مورد روش | در مورد روش تعیین خلیفه پیامبر و [[جانشین]] [[خلیفه پیامبر]] در بین [[شیعه]] و اهل سنّت [[اختلاف]] است. | ||
شیعه [[معتقد]] است [[خلیفه]] و جانشین خلیفه پیامبر{{صل}} باید از سوی [[خداوند]] تعیین و [[نصب]] شود، پس [[تعیین خلیفه]] طبق نظر شیعه [[انتصابی]] است. ولی اهل سنّت معتقدند تعیین خلیفه پیامبر{{صل}} انتخابی است و این امر باید از سوی [[مردم]] صورت پذیرد، مردم به هر کس بعنوان خلیفه | شیعه [[معتقد]] است [[خلیفه]] و جانشین خلیفه پیامبر{{صل}} باید از سوی [[خداوند]] تعیین و [[نصب]] شود، پس [[تعیین خلیفه]] طبق نظر شیعه [[انتصابی]] است. ولی اهل سنّت معتقدند تعیین خلیفه پیامبر{{صل}} انتخابی است و این امر باید از سوی [[مردم]] صورت پذیرد، مردم به هر کس بعنوان خلیفه رأی دادند، وی [[جانشین پیامبر]]{{صل}} میشود. | ||
البتّه این اختلاف در این آیه تأثیری ندارد، چون چه مسأله خلافت انتخابی باشد و چه انتصابی، تنها علی{{ع}} | البتّه این اختلاف در این آیه تأثیری ندارد، چون چه مسأله خلافت انتخابی باشد و چه انتصابی، تنها علی{{ع}} شایستگی خلافت دارد! زیرا اگر انتصابی باشد، همانگونه که شیعه معتقد است، با وجود علی{{ع}} که {{متن قرآن|خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} و بهترین [[مخلوقات]] عالم است، [[خداوند حکیم]] شخص دیگری را [[انتصاب]] نمیکند؛ چون اگر چنین کند، نصب حکیمانهای نخواهد بود! و اگر هم انتخابی باشد، آیا با وجود بهترینِ مردم، جایز است شخص یا اشخاص دیگری [[انتخاب]] شوند؟ و روشن است که عذر عدم [[شناخت]] [[مردم]] نسبت به بهترین [[مخلوقات]]، با وجود [[روایات]] فراوانی که قسمتی از آن بهطور مشروح گذشت و با توجّه به شهرتی که علی{{ع}} در بین [[مسلمانان]] به عنوان {{متن قرآن|خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} داشته، عذر قابل قبولی نیست! با این توضیح ارتباط [[آیه شریفه]] با مسأله [[ولایت]] و [[خلافت]] روشن شد. | ||
==== سؤال سوم ==== | ==== سؤال سوم ==== | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۵۳: | ||
'''پاسخ''': | '''پاسخ''': | ||
بهترین [[خلق]] بودن سلسله مراتب دارد، ممکن است شخصی در رأس | بهترین [[خلق]] بودن سلسله مراتب دارد، ممکن است شخصی در رأس هرم بهترینها باشد و کسانی دیگر در مراحل پائینتر، و گروه سوم پائینتر از آنها. بنابراین، علی{{ع}} در رأس هرم بهترینها و شیعیانش در مراحل بعدی قرار دارند. | ||
نتیجه تمام مباحث گذشته این شد که: {{متن قرآن|خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} (که دارای ویژگیهای سهگانه [[ایمان]]، [[عمل صالح]] و [[احساس مسئولیت]] میباشد) علی و شیعیانش هستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۴۳۷ ـ ۴۴۵.</ref>. | نتیجه تمام مباحث گذشته این شد که: {{متن قرآن|خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} (که دارای ویژگیهای سهگانه [[ایمان]]، [[عمل صالح]] و [[احساس مسئولیت]] میباشد) علی و شیعیانش هستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۴۳۷ ـ ۴۴۵.</ref>. | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۶۲: | ||
# [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| '''آیات ولایت در قرآن''']] | # [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| '''آیات ولایت در قرآن''']] | ||
# [[پرونده:Jawahir-kalam-6.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']] | # [[پرونده:Jawahir-kalam-6.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']] | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM009795.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)| '''تفسیر نمونه''']] ج۲۷ | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM010699.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)| '''فرهنگنامه علوم قرآنی''']] | ||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]] | |||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[ | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۶۸: | خط ۱۷۲: | ||
{{فضائل امام علی}} | {{فضائل امام علی}} | ||
[[رده: | [[رده:آیه خیر البریة]] | ||