غیب: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۰۳۱ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۰۸:۵۶
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۹: خط ۲۹:


راه جمع آیاتی که علم غیب را از همه نفی و آیاتی که برای بعضی اثبات می‌کند این است که گفته شود، [[علم]] [[غیب مطلق]] و استقلالی را کسی جز خدا ندارد؛ امّا به [[اذن]] او بعضی علوم غیبی در [[اختیار]] برخی بندگان برگزیده‌اش قرار می‌گیرد. اصولاً [[وحی]] نوعی ارتباط پیامبران با جهان غیب است؛ البته باید توجّه کرد [[آگاهی بر غیب]] برای [[انبیا]] متناسب با ظرفیت [[روحی]] و [[معنوی]] آنان است؛ زیرا انبیا نیز از لحاظ رتبه و مقام دارای مراتبی هستند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۷۱.</ref>.
راه جمع آیاتی که علم غیب را از همه نفی و آیاتی که برای بعضی اثبات می‌کند این است که گفته شود، [[علم]] [[غیب مطلق]] و استقلالی را کسی جز خدا ندارد؛ امّا به [[اذن]] او بعضی علوم غیبی در [[اختیار]] برخی بندگان برگزیده‌اش قرار می‌گیرد. اصولاً [[وحی]] نوعی ارتباط پیامبران با جهان غیب است؛ البته باید توجّه کرد [[آگاهی بر غیب]] برای [[انبیا]] متناسب با ظرفیت [[روحی]] و [[معنوی]] آنان است؛ زیرا انبیا نیز از لحاظ رتبه و مقام دارای مراتبی هستند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۷۱.</ref>.
==غیب در اصطلاح کتاب و سنت<ref>برگرفته از: حسن یوسفیان، علم غیب امام. دانشنامه امام علی{{ع}}، جلد سوم، نبوت و امامت.</ref>==
[[قرآن کریم]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} هر چند در معنای اصلی واژه غیب تغییری نداده‌اند، آن را در موارد گوناگون به کار گرفته‌اند<ref>برخی از این امور قابل بازگشت به یکدیگرند، اما برای برجسته‌سازی بیشتر، آنها را جدا ساخته‌ایم.</ref> که برخی از آنها را با محور قرار دادن [[سخنان امام علی]]{{ع}} از نظر می‌گذرانیم:
۱. '''حقایق دست نایافتنی''': برخی پدیده‌های غیبی، هیچ گاه پشت پرده برون نمی‌افتند و نه تنها [[حس]] و [[تجربه]] بلکه [[عقل]] و [[کشف و شهود]] نیز از راه یابی به قلمرو آنها [[ناتوان]] است. در این جاست که به [[حق]] باید گفت:
[[ذات]] و [[حقیقت]] خداوند از این گونه غیب‌های دست نایافتنی است که [[فرزانگان]] [[جهان]] درباره آن نمی‌اندیشند و می‌دانند که آن را نتیجه‌ای نیست. از این‌رو، [[امام علی]]{{ع}} با این که در [[شناخت]] و [[معرفت]] چنان [[توانمند]] است که اگر پرده‌ها کنار روند، ذره‌ای بر یقینش افزوده نخواهد شد<ref>{{متن حدیث|لَوْ كُشِفَ لِيَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً}} (ابن شهر آشوب، محمد، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۱۷ و ر.ک: بحارالانوار، ج۴۶، ص١٣۵).</ref>، بر [[ناتوانی]] [[آدمی]] از شناخت کنه [[ذات خداوند]] تأکید می‌ورزد و می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ، فَمَدَحَ اللَّهُ تَعَالَى اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً، وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً. فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ، وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ. هُوَ الْقَادِرُ الَّذِي إِذَا ارْتَمَتِ الْأَوْهَامُ لِتُدْرِكَ مُنْقَطَعَ قُدْرَتِهِ، وَ حَاوَلَ الْفِكْرُ الْمُبَرَّأُ مِنْ خَطَرَاتِ الْوَسَاوِسِ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ فِي عَمِيقَاتِ غُيُوبِ مَلَكُوتِهِ، وَ تَوَلَّهَتِ الْقُلُوبُ إِلَيْهِ لِتَجْرِيَ فِي كَيْفِيَّةِ صِفَاتِهِ، وَ غَمَضَتْ مَدَاخِلُ الْعُقُولِ فِي حَيْثُ لَا تَبْلُغُهُ الصِّفَاتُ لِتَنَاوُلِ عِلْمِ ذَاتِهِ، رَدَعَهَا وَ هِيَ تَجُوبُ مَهَاوِيَ سُدَفِ الْغُيُوبِ، مُتَخَلِّصَةً إِلَيْهِ سُبْحَانَهُ فَرَجَعَتْ إِذْ جُبِهَتْ مُعْتَرِفَةً بِأَنَّهُ لَا يُنَالُ بِجَوْرِ الِاعْتِسَافِ كُنْهُ مَعْرِفَتِهِ}}. «کسانی در [[علم دین]] استوارند که [[اعتراف]] به [[نادانی]] بی‌نیازشان کرده است تا نا اندیشیده پا در میان گذارند و [[فهم]] آن چه را در پس پرده‌های [[غیب]] [[نهان]] است، آسان انگارند... پس بدین بس کن! بزرگی [[خدای سبحان]] را با [[میزان]] [[خرد]] خود مَسَنج، تا از تباه شدگان مباشی. او [[توانایی]] است که اگر [[وهم]] ما چون تبر پران شود تا خود را به سر حد [[قدرت]] او رساند و [[اندیشه]] مبرا از [[وسوسه]] بکوشد تا سمند فکرت به ژرفای غیب ملکوتش براند و [[دل‌ها]] خود را در راه [[شناخت]] صفات او سرگشته و شیدا گرداند و باریک اندیشی خرد خواهد تا به صفات او نرسیده، [[ذات]] وی را داند،[[ دست]] قدرت بازش گرداند؛ چه، خواهد پرده‌های تاریک غیب را [[درد]]، و راه به ساخت خدای [[بی‌عیب]] بَرد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۱.</ref>.
۲. '''امور فراتر از [[تجربه]] [[حسی]]''': [[قرآن کریم]] در [[آیات]] آغازین [[سوره بقره]]، [[ایمان به غیب]] را از صفات برجسته [[پرهیزگاران]] می‌شمارد که مصداق روشن آن،[[ ایمان]] به وجود [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱، ص۴۶.</ref>؛ چنان که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در پاسخ به این [[پرسش]] که «آیا پروردگارت را دیده‌ای؟» فرمود: «من کسی نیستم که خدای نادیده را بپرستم». سپس فرمود: «[[چشم‌ها]] با [[مشاهده]] ظاهری او را نبینند بلکه [[ایمان به غیب]]، پیمانی [[قلبی]] است»<ref>بحار الانوار، ج۴، ص۵٣.</ref>.
افزون بر وجود [[حق تعالی]]، بسیاری دیگر از [[حقایق]] [[جهان هستی]] با [[ابزار حسی]][[ بشر]] به چنگ نمی‌آیند. از این‌رو، [[کتاب و سنت]]، آنها را از [[امور غیبی]] به شمار آورده‌اند؛ چنان‌که [[امام سجاد]]{{ع}} [[وحی]] را از مصادیق [[غیب]] برمی‌شمارد و [[فرشتگان]] را موجوداتی می‌داند که این [[حقیقت]] نادیدنی را به [[پیامبران]] می‌رسانند<ref>{{متن حدیث|وَ حُمَّالِ الْغَيْبِ إِلَى رُسُلِكَ}} (الصحیفة السجادیه، دعای سوم، ص۲۸).</ref>.
۳. '''پدیده‌های [[اخروی]]''': [[آگاهی]] از [[زمان]] فرا رسیدن [[قیامت]]، در [[انحصار]] [[خداوند]] است و از غیب‌هایی است که هیچگاه برای [[آدمیان]] آشکار نخواهد گشت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.</ref>. پدیده‌های دیگر اخروی نیز هر چند به خودی خود، [[غیبی]] و نهانی‌اند، در پرتو [[تعالیم پیامبران]] تا اندازه‌ای از پس پرده غیب به در آمده‌اند و تصویری - هر چند ناقص - از آنها فراهم گشته است. [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الدُّنْيَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِيَانِهِ وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْآخِرَةِ عِيَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيَانِ السَّمَاعُ}}.
«هر چیز از [[دنیا]]، شنیدن آن بزرگ‌تر از دیدن آن است؛ و هر چیز از [[آخرت]]، دیدن آن بزرگ‌تر از شنیدن آن است، پس [اکنون که دیدن نتوانید] به شنیدن بسنده کنید و از آن چه در غیب [[نهان]] است، خبری به دست آورید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١١۴.</ref>.
۴. '''[[راز]] نهانی''':[[ اسرار]] ناگفته [[آدمی]] یکی دیگر از امور نهانی است که [[قرآن کریم]] واژه غیب را درباره آنها به کار می‌گیرد؛ چنان‌که در [[سوره توبه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«آیا نمی‌دانند که خداوند راز آنها و سخنان زیرگوشی آنان را می‌داند و اینکه خداوند بسیار داننده نهان‌هاست؟!» سوره توبه، آیه ۷۸.</ref>.
امیرمؤمنان{{ع}} نیز - که [[مفسر]] [[راستین]] [[قرآن]] است - با پا فشردن بر این که [[خداوند]] از اندیشه‌ای نهفته در [[دل]] [[آگاهی]] دارد<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۹۱، ص۸۳، و خطبه ۱۹۲، ص۲۱۰.</ref>، می‌فرماید: «[[علم]] او درون پرده‌های [[غیب]] را شکافت و بر عقیده‌های نهفته و رازهای پنهان احاطه یافت»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ص۱۰۰.</ref>.
۵. '''رویدادهای گذشته و [[آینده]]''': آن چه در گذشته روی داده است، یا در آینده روی می‌دهد، هر چند در [[زمان]] خود به چنگ [[حس]] و [[تجربه]] می‌افتد، برای کسانی که در زمانی دیگر [[زندگی]] می‌کنند، از [[امور غیبی]] به شمار می‌رود<ref>ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۸، ص۲۸۸.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌درس‌آموزی در [[مکتب]] خانه‌های بشری، «مسئله‌آموز صد مدرس» بود و به [[تعلیم الهی]]، از سرگذشت راستین [[پیامبران پیشین]] خبر می‌داد. از این‌رو [[قرآن کریم]]، آن گاه که [[داستان]] [[پیامبران]] گذشته را برای [[رسول خدا]]{{صل}} باز می‌گوید، تعبیرهایی از این دست با آن همراه می‌سازد: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} نیز در خطبه‌ای که در آن، اوضاع [[نابسامانی]] [[کوفه]] را پیش می‌گوید و از [[تسلط]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] خبر می‌دهد، بر این آگاهی [[خدادادی]]، نام [[علم غیب]] می‌نهد و می‌فرماید:
{{متن حدیث|وَ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ مِمَّا طُوِيَ عَنْكُمْ غَيْبُهُ إذاً لَخَرَجْتُمْ إِلَى الصُّعُدَاتِ تَبْكُونَ عَلَى أَعْمَالِكُمْ وَ تَلْتَدِمُونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ، وَ لَتَرَكْتُمْ أَمْوَالَكُمْ... أَمَا وَ اللَّهِ لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيْكُمْ غُلَامُ ثَقِيفٍ الذَّيَّالُ الْمَيَّالُ يَأْكُلُ خَضِرَتَكُمْ، وَ يُذِيبُ شَحْمَتَكُمْ}}.
«اگر آن چه می‌دانم - و غیب آن بر شما پوشیده است - می‌دانستید به بیابان‌ها بیرون می‌شدید و بر کرده‌های خویش می‌گریستید به سر و سینه می‌زدید و مال‌های خود را بی‌نگهبان وا می‌گذاشتید و کسی را بر آن نمی‌گماشتید... به [[خدا]]، به زودی مردی از ثقیف بر شما چیره شود، سبک‌سر، گردنکش و [[ستم‌گر]]، که مالتان را ببرد و پوستتان را بدَرد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١١۶، ص١١۶.</ref>.<ref>[[عزت‌الله فرشادفر|فرشادفر، عزت‌الله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۹۰.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۲٬۱۶۱

ویرایش