۳۳٬۷۵۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==اشراط در [[قرآن]]== | ==اشراط در [[قرآن]]== | ||
*واژه "اشراط" در [[قرآن]]، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر میگردد{{عربی|اندازه= | *واژه "اشراط" در [[قرآن]]، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر میگردد{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}}﴾}}<ref> پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا میرسد؟ و به راستی نشانههای آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یاد کردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.</ref>، به کار رفته است. مفسران، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی نظام طبیعت و درهم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگون به آنها اشاره شده است از نشانههای قیامت دانستهاند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>. | ||
==اشراط الساعه در روایات== | ==اشراط الساعه در روایات== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
*بر این اساس میتوانیم "اشراط الساعة" را سلسلهای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز، و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه مییابد و همه آنها را میتوان نشانههایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>. | *بر این اساس میتوانیم "اشراط الساعة" را سلسلهای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز، و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه مییابد و همه آنها را میتوان نشانههایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>. | ||
*البته در برخی روایات، افزون بر موارد یاد شده، از پارهای پدیدههای اجتماعی نادرست و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروحترین و جامعترین حدیث در این زمینه حدیثی است که [[ابن عباس]] از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} در داستان حجة البلاغ نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما میآموزد و حاوی نکات فراوانی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>. | *البته در برخی روایات، افزون بر موارد یاد شده، از پارهای پدیدههای اجتماعی نادرست و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروحترین و جامعترین حدیث در این زمینه حدیثی است که [[ابن عباس]] از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} در داستان حجة البلاغ نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما میآموزد و حاوی نکات فراوانی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>. | ||
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان این روایت را به نقل از تفسیر قمی، از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} این گونه نقل کرده است: "قمی در تفسیر خود از پدرش از [[سلیمان بن مسلم خشاب]] از [[عبد اللّه بن جریح مکی]] از [[عطاء بن ابی ریاح]] از [[عبد اللّه بن عباس]] نقل کرده که گفت: با [[رسول خدا]] به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن [[رسول خدا]]{{صل}} از دنیا رفت، [[رسول خدا]]{{صل}} در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: میخواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان از هرکس دیگر به آن جناب نزدیکتر بود، لذا او در پاسخ [[رسول خدا]]{{صل}} گفت: بله یا [[رسول اللّه]]، حضرت فرمود: یکی از نشانههای قیامت این است که نماز ضایع میشود - یعنی از میان مسلمین میرود. و از شهوات پیروی میشود و مردم به سوی هواها میل میکنند، ثروت، مقامی عظیم پیدا میکند و مردم آن را تعظیم میکنند، [[دین]] به دنیا فروخته میشود، در آن زمان است که دل افراد با [[ایمان]] درونشان، برای منکرات بسیاری که میبینند و نمیتوانند آن را تغییر دهند آب میشود آنچنان که نمک در آب حل میگردد. سلمان با تعجب گفت: یا [[رسول اللّه]]! به راستی چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست میگیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند. سلمان پرسید: به راستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر میشود، خائن امین قلمداد میگردد و امین خیانت میکند، دروغگو تصدیق میشود و راستگو تکذیب میگردد. سلمان با حالت تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت میرسند و کنیزان طرف مشورت قرار میگیرند و کودکان بر فراز منبر میروند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی مینماید و ستاره دنبالهدار طلوع میکند. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان میبارد و افراد کریم سخت خشمگین میگردند، مرد فقیر تحقیر میشود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک میشوند وقتی یکی میگوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری میگوید:" من سودی نبردهام" طوری میگویند که هر شنونده میفهمد دارد به خدا بد و بیراه میگوید. سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط میشوند که اگر لب بجنبانند کشته میشوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال میکنند تا با بیت المالشان کیسههای خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمیبینی. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق میآورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربیها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم میکنند و نه پاس حرمت بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو میکنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دلهای شیاطین. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء میکنند و زنان به زنان و همانطوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج میدهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج میدهند، مردان به زنان شبیه میشوند و زنان به مردان و زنان بر مرکبها سوار میشوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت میشود آنچنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت میشود، قرآنها به زیورآلات آرایش و مغازهها بلند و صفها طولانی میشود اما با دلهایی که نسبت به هم خشمگین است و زبانهایی که هریک برای خود منطقی دارد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا این وضع پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را میآرایند و حریر و دیبا میپوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش میگردد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه ]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را میگیرد و یک عمل آشکار میشود و معاملات با غیبت و رشوه انجام میشود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه میشود. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد میشود و هیچ حدی جاری نمیگردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمیشود. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازهخوان و نوازنده پیدا میشوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت میکند. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج میروند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج میروند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا میآموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ میکنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی میپردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد میشوند با قرآن آوازهخوانی میکنند و بر سر دنیا سر و دست میشکنند. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمتها و قرقها شکسته شود و مردم از روی آگاهی و عمد در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بیپرده و لجاجتها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آنجا که یک فرد باایمان ذلیلترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمانها رجس و نجس نامیده میشوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه درخواست میکند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه ]]آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم میکنند، پرسید: یا [[رسول اللّه]] پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن درمیآید و در امور عامه سخن میگوید که هرگز سخن نمیگفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمیمانند ناگهان زمین نعرهای میکشد و هر قومی چنین میپندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد همچنان میمانند و سپس واژگونه میشوند و زمین هرچه در دل دارد بیرون میریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آنگاه با دست خود به ستونهایی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقرهای، این است معنای آیه: {{عربی|اندازه= | *مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان این روایت را به نقل از تفسیر قمی، از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} این گونه نقل کرده است: "قمی در تفسیر خود از پدرش از [[سلیمان بن مسلم خشاب]] از [[عبد اللّه بن جریح مکی]] از [[عطاء بن ابی ریاح]] از [[عبد اللّه بن عباس]] نقل کرده که گفت: با [[رسول خدا]] به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن [[رسول خدا]]{{صل}} از دنیا رفت، [[رسول خدا]]{{صل}} در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: میخواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان از هرکس دیگر به آن جناب نزدیکتر بود، لذا او در پاسخ [[رسول خدا]]{{صل}} گفت: بله یا [[رسول اللّه]]، حضرت فرمود: یکی از نشانههای قیامت این است که نماز ضایع میشود - یعنی از میان مسلمین میرود. و از شهوات پیروی میشود و مردم به سوی هواها میل میکنند، ثروت، مقامی عظیم پیدا میکند و مردم آن را تعظیم میکنند، [[دین]] به دنیا فروخته میشود، در آن زمان است که دل افراد با [[ایمان]] درونشان، برای منکرات بسیاری که میبینند و نمیتوانند آن را تغییر دهند آب میشود آنچنان که نمک در آب حل میگردد. سلمان با تعجب گفت: یا [[رسول اللّه]]! به راستی چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست میگیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند. سلمان پرسید: به راستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر میشود، خائن امین قلمداد میگردد و امین خیانت میکند، دروغگو تصدیق میشود و راستگو تکذیب میگردد. سلمان با حالت تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت میرسند و کنیزان طرف مشورت قرار میگیرند و کودکان بر فراز منبر میروند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی مینماید و ستاره دنبالهدار طلوع میکند. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان میبارد و افراد کریم سخت خشمگین میگردند، مرد فقیر تحقیر میشود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک میشوند وقتی یکی میگوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری میگوید:" من سودی نبردهام" طوری میگویند که هر شنونده میفهمد دارد به خدا بد و بیراه میگوید. سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط میشوند که اگر لب بجنبانند کشته میشوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال میکنند تا با بیت المالشان کیسههای خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمیبینی. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق میآورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربیها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم میکنند و نه پاس حرمت بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو میکنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دلهای شیاطین. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء میکنند و زنان به زنان و همانطوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج میدهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج میدهند، مردان به زنان شبیه میشوند و زنان به مردان و زنان بر مرکبها سوار میشوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت میشود آنچنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت میشود، قرآنها به زیورآلات آرایش و مغازهها بلند و صفها طولانی میشود اما با دلهایی که نسبت به هم خشمگین است و زبانهایی که هریک برای خود منطقی دارد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا این وضع پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را میآرایند و حریر و دیبا میپوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش میگردد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه ]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را میگیرد و یک عمل آشکار میشود و معاملات با غیبت و رشوه انجام میشود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه میشود. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد میشود و هیچ حدی جاری نمیگردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمیشود. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازهخوان و نوازنده پیدا میشوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت میکند. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج میروند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج میروند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا میآموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ میکنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی میپردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد میشوند با قرآن آوازهخوانی میکنند و بر سر دنیا سر و دست میشکنند. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمتها و قرقها شکسته شود و مردم از روی آگاهی و عمد در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بیپرده و لجاجتها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آنجا که یک فرد باایمان ذلیلترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمانها رجس و نجس نامیده میشوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش میآید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه درخواست میکند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه ]]آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم میکنند، پرسید: یا [[رسول اللّه]] پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن درمیآید و در امور عامه سخن میگوید که هرگز سخن نمیگفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمیمانند ناگهان زمین نعرهای میکشد و هر قومی چنین میپندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد همچنان میمانند و سپس واژگونه میشوند و زمین هرچه در دل دارد بیرون میریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آنگاه با دست خود به ستونهایی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقرهای، این است معنای آیه: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا}}﴾}}؛ علامتهایش بیامد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۶۴۹- ۵۵۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>. | ||
==اشراط الساعه در موعودنامه== | ==اشراط الساعه در موعودنامه== | ||