اشراط الساعة: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۰ مارس ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
خط ۱۹: خط ۱۹:


==اشراط در [[قرآن]]==
==اشراط در [[قرآن]]==
*واژه "اشراط" در [[قرآن]]، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر می‌گردد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}}﴾}}<ref> پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یاد کردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.</ref>، به کار رفته است.  مفسران، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی نظام طبیعت و درهم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگون به آنها اشاره شده است از نشانه‌های قیامت دانسته‌اند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>.
*واژه "اشراط" در [[قرآن]]، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر می‌گردد{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}}﴾}}<ref> پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یاد کردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.</ref>، به کار رفته است.  مفسران، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی نظام طبیعت و درهم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگون به آنها اشاره شده است از نشانه‌های قیامت دانسته‌اند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>.


==اشراط الساعه در روایات==
==اشراط الساعه در روایات==
خط ۳۱: خط ۳۱:
*بر این اساس می‏‌توانیم "اشراط الساعة" را سلسله‌‏ای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز، و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌‏یابد و همه آن‏ها را می‌‏توان نشانه‏‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.
*بر این اساس می‏‌توانیم "اشراط الساعة" را سلسله‌‏ای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز، و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌‏یابد و همه آن‏ها را می‌‏توان نشانه‏‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.
*البته در برخی روایات، افزون بر موارد یاد شده، از پاره‌‏ای پدیده‏‌های اجتماعی نادرست و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروح‏‌ترین و جامع‌‏ترین حدیث در این زمینه حدیثی است که [[ابن عباس]] از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} در داستان حجة البلاغ نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می‏‌آموزد و حاوی نکات فراوانی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.
*البته در برخی روایات، افزون بر موارد یاد شده، از پاره‌‏ای پدیده‏‌های اجتماعی نادرست و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروح‏‌ترین و جامع‌‏ترین حدیث در این زمینه حدیثی است که [[ابن عباس]] از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} در داستان حجة البلاغ نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می‏‌آموزد و حاوی نکات فراوانی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان این روایت را به نقل از تفسیر قمی، از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} این‏ گونه نقل کرده است: "قمی در تفسیر خود از پدرش از [[سلیمان بن مسلم خشاب]] از [[عبد اللّه بن جریح مکی]] از [[عطاء بن ابی ریاح]] از [[عبد اللّه بن عباس]] نقل کرده که گفت: با [[رسول خدا]] به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن [[رسول خدا]]{{صل}} از دنیا رفت، [[رسول خدا]]{{صل}} در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می‏‌خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان از هرکس دیگر به آن جناب نزدیک‏تر بود، لذا او در پاسخ [[رسول خدا]]{{صل}} گفت: بله یا [[رسول اللّه]]، حضرت فرمود: یکی از نشانه‌‏های قیامت این است که نماز ضایع می‌‏شود - یعنی از میان مسلمین می‏‌رود. و از شهوات پیروی می‏‌شود و مردم به سوی هواها میل می‌‏کنند، ثروت، مقامی عظیم پیدا می‏‌کند و مردم آن را تعظیم می‏‌کنند، [[دین]] به دنیا فروخته می‌‏شود، در آن زمان است که دل افراد با [[ایمان]] درونشان، برای منکرات بسیاری که می‏‌بینند و نمی‌‏توانند آن را تغییر دهند آب می‌‏شود آن‏چنان که نمک در آب حل می‌‏گردد. سلمان با تعجب گفت: یا [[رسول اللّه]]! به راستی چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می‌‏گیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند. سلمان پرسید: به راستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می‌‏شود، خائن امین قلمداد می‏‌گردد و امین خیانت می‌‏کند، دروغگو تصدیق می‏‌شود و راستگو تکذیب می‏‌گردد. سلمان با حالت تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می‌‏رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می‌‏گیرند و کودکان بر فراز منبر می‌‏روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می‏‌نماید و ستاره دنباله‌‏دار طلوع می‌‏کند. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‌‏بارد و افراد کریم سخت خشمگین می‌‏گردند، مرد فقیر تحقیر می‌‏شود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‌‏شوند وقتی یکی می‌‏گوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری می‏‌گوید:" من سودی نبرده‌‏ام" طوری می‌‏گویند که هر شنونده می‌‏فهمد دارد به خدا بد و بیراه می‌‏گوید. سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‌‏شوند که اگر لب بجنبانند کشته می‌‏شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می‌‏کنند تا با بیت المالشان کیسه‏‌های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دل‏هاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی‌‏بینی. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق می‌‏آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی‏‌ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم می‌‏کنند و نه پاس حرمت بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می‏‌کنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دل‏های شیاطین. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می‌‏کنند و زنان به زنان و همان‏طوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می‌‏دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می‏‌دهند، مردان به زنان شبیه می‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب‏ها سوار می‏شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‌‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت می‏شود آن‏چنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می‏شود، قرآن‏ها به زیورآلات آرایش و مغازه‏ها بلند و صف‏ها طولانی می‏شود اما با دل‏هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان‏هایی که هریک برای خود منطقی دارد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا این وضع پیش می‏‌آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را می‌‏آرایند و حریر و دیبا می‏پوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش می‏گردد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه ]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می‌‏گیرد و یک عمل آشکار می‌‏شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می‏شود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه می‏‌شود. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می‏شود و هیچ حدی جاری نمی‏گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمی‏شود. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازه‏خوان و نوازنده پیدا می‏شوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت می‏کند. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می‏روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به‏ منظور خودنمایی و ریا حج می‏روند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می‌‏آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می‌‏کنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می‌‏پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد می‏شوند با قرآن آوازه‌‏خوانی می‏کنند و بر سر دنیا سر و دست می‌‏شکنند. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمت‏ها و قرق‏ها شکسته شود و مردم از روی آگاهی و عمد در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بی‏پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آن‏جا که یک فرد باایمان ذلیل‏ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمان‏ها رجس و نجس نامیده می‏شوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه درخواست می‏کند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه ]]آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم می‏کنند، پرسید: یا [[رسول اللّه]] پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن درمی‏آید و در امور عامه سخن می‏گوید که هرگز سخن نمی‏گفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمی‏مانند ناگهان زمین نعره‏ای می‏کشد و هر قومی چنین می‏پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم‏چنان می‏مانند و سپس واژگونه می‏شوند و زمین هرچه در دل دارد بیرون‏ می‏ریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن‏گاه با دست خود به ستون‏هایی که در آن‏جا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره‏ای، این است معنای آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا}}﴾}}؛ علامت‌‏هایش بیامد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۶۴۹- ۵۵۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان این روایت را به نقل از تفسیر قمی، از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} این‏ گونه نقل کرده است: "قمی در تفسیر خود از پدرش از [[سلیمان بن مسلم خشاب]] از [[عبد اللّه بن جریح مکی]] از [[عطاء بن ابی ریاح]] از [[عبد اللّه بن عباس]] نقل کرده که گفت: با [[رسول خدا]] به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن [[رسول خدا]]{{صل}} از دنیا رفت، [[رسول خدا]]{{صل}} در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می‏‌خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان از هرکس دیگر به آن جناب نزدیک‏تر بود، لذا او در پاسخ [[رسول خدا]]{{صل}} گفت: بله یا [[رسول اللّه]]، حضرت فرمود: یکی از نشانه‌‏های قیامت این است که نماز ضایع می‌‏شود - یعنی از میان مسلمین می‏‌رود. و از شهوات پیروی می‏‌شود و مردم به سوی هواها میل می‌‏کنند، ثروت، مقامی عظیم پیدا می‏‌کند و مردم آن را تعظیم می‏‌کنند، [[دین]] به دنیا فروخته می‌‏شود، در آن زمان است که دل افراد با [[ایمان]] درونشان، برای منکرات بسیاری که می‏‌بینند و نمی‌‏توانند آن را تغییر دهند آب می‌‏شود آن‏چنان که نمک در آب حل می‌‏گردد. سلمان با تعجب گفت: یا [[رسول اللّه]]! به راستی چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می‌‏گیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند. سلمان پرسید: به راستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می‌‏شود، خائن امین قلمداد می‏‌گردد و امین خیانت می‌‏کند، دروغگو تصدیق می‏‌شود و راستگو تکذیب می‏‌گردد. سلمان با حالت تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می‌‏رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می‌‏گیرند و کودکان بر فراز منبر می‌‏روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می‏‌نماید و ستاره دنباله‌‏دار طلوع می‌‏کند. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‌‏بارد و افراد کریم سخت خشمگین می‌‏گردند، مرد فقیر تحقیر می‌‏شود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‌‏شوند وقتی یکی می‌‏گوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری می‏‌گوید:" من سودی نبرده‌‏ام" طوری می‌‏گویند که هر شنونده می‌‏فهمد دارد به خدا بد و بیراه می‌‏گوید. سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‌‏شوند که اگر لب بجنبانند کشته می‌‏شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می‌‏کنند تا با بیت المالشان کیسه‏‌های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دل‏هاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی‌‏بینی. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق می‌‏آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی‏‌ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه کوچکی را رحم می‌‏کنند و نه پاس حرمت بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می‏‌کنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دل‏های شیاطین. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می‌‏کنند و زنان به زنان و همان‏طوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می‌‏دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می‏‌دهند، مردان به زنان شبیه می‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب‏ها سوار می‏شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‌‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت می‏شود آن‏چنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می‏شود، قرآن‏ها به زیورآلات آرایش و مغازه‏ها بلند و صف‏ها طولانی می‏شود اما با دل‏هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان‏هایی که هریک برای خود منطقی دارد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا این وضع پیش می‏‌آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را می‌‏آرایند و حریر و دیبا می‏پوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش می‏گردد. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه ]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می‌‏گیرد و یک عمل آشکار می‌‏شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می‏شود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه می‏‌شود. سلمان گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می‏شود و هیچ حدی جاری نمی‏گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمی‏شود. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازه‏خوان و نوازنده پیدا می‏شوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت می‏کند. سلمان پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می‏روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به‏ منظور خودنمایی و ریا حج می‏روند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می‌‏آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می‌‏کنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می‌‏پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنازادگان زیاد می‏شوند با قرآن آوازه‌‏خوانی می‏کنند و بر سر دنیا سر و دست می‌‏شکنند. سلمان عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمت‏ها و قرق‏ها شکسته شود و مردم از روی آگاهی و عمد در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بی‏پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آن‏جا که یک فرد باایمان ذلیل‏ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمان‏ها رجس و نجس نامیده می‏شوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه درخواست می‏کند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. سلمان باز پرسید: یا [[رسول اللّه ]]آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم می‏کنند، پرسید: یا [[رسول اللّه]] پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن درمی‏آید و در امور عامه سخن می‏گوید که هرگز سخن نمی‏گفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمی‏مانند ناگهان زمین نعره‏ای می‏کشد و هر قومی چنین می‏پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم‏چنان می‏مانند و سپس واژگونه می‏شوند و زمین هرچه در دل دارد بیرون‏ می‏ریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن‏گاه با دست خود به ستون‏هایی که در آن‏جا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره‏ای، این است معنای آیه: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا}}﴾}}؛ علامت‌‏هایش بیامد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۶۴۹- ۵۵۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۴۲ -۴۸.</ref>.


==اشراط الساعه در موعودنامه==
==اشراط الساعه در موعودنامه==