جز
جایگزینی متن - 'ابیطالب' به 'ابی طالب'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|') |
جز (جایگزینی متن - 'ابیطالب' به 'ابی طالب') |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
#در مقابل دسته فوق، عبارت دقیقتری نیز در یکی از شروح در بیان معنای لغوی «بیت» و مقایسه آن با واژه «دار» دیده میشود: «از نظر لغوی، واژه «بیت» با «دار» فرق دارد، بیت، اخص از دار است. ترجمه فارسی بیت، اطاق و دار، خانه است در واقع خانه، متشکل از اطاق و متعلقات آن است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]، ج۱، ص۹۹.</ref> | #در مقابل دسته فوق، عبارت دقیقتری نیز در یکی از شروح در بیان معنای لغوی «بیت» و مقایسه آن با واژه «دار» دیده میشود: «از نظر لغوی، واژه «بیت» با «دار» فرق دارد، بیت، اخص از دار است. ترجمه فارسی بیت، اطاق و دار، خانه است در واقع خانه، متشکل از اطاق و متعلقات آن است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]، ج۱، ص۹۹.</ref> | ||
====«بیت» در روایات<ref>بیت در روایات به معنای ائمه{{عم}} است. ر.ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوههای لاهوتی (کتاب)|جلوههای لاهوتی- شرح زیارت جامعه کبیره]]، ج۱، ص۴۷.</ref>==== | ====«بیت» در روایات<ref>بیت در روایات به معنای ائمه{{عم}} است. ر.ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوههای لاهوتی (کتاب)|جلوههای لاهوتی- شرح زیارت جامعه کبیره]]، ج۱، ص۴۷.</ref>==== | ||
*امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: «ما هستیم خانههایی که خانههایی که خدا امر فرموده است<ref> سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> که از درهای آن داخل شوید و ماییم درهای رحمت حق و خانههایی که از آنجا به حق تقرب میجویید».<ref>«نحن البیوتُ الّتی أمَرَ اللهُ أن یؤتی من أبوابها، نحنُ بابُ الله و الّتی یؤتی منها...»، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، «مناقب آل | *امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: «ما هستیم خانههایی که خانههایی که خدا امر فرموده است<ref> سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> که از درهای آن داخل شوید و ماییم درهای رحمت حق و خانههایی که از آنجا به حق تقرب میجویید».<ref>«نحن البیوتُ الّتی أمَرَ اللهُ أن یؤتی من أبوابها، نحنُ بابُ الله و الّتی یؤتی منها...»، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۲، فصل فی المسابقة بالعلم..، ص۳۴. ر.ک: [[سید محمد تقی نقوی|نقوی، سید محمد تقی]]، [[شرح زیارت جامعه کبیره ۵ (کتاب)|شرح زیارت جامعه]]، ص۳۰.</ref> «ما درخت نبوت و بیت رحمت هستیم».<ref>عن ابیجعفر{{ع}}، قال: «...نحن شجرة النبوة و بیت الرحمة»، صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{صل}}»، ج۱، ص۵۷.</ref> و احادیث در این زمینه بسیار است. | ||
===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ||
*در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}﴾}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن علی، »معانی الأخبار» ج۱، ص۹۴. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدًٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ{{عم}}؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ{{عم}}. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ [الْمُسْتَمْسِكُونَ] بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}"}}.»، ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، النص، ص۲۴۰.</ref> پس معنای «آل» و «اهل بیت» و «عترت» معلوم شد. | *در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}﴾}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن علی، »معانی الأخبار» ج۱، ص۹۴. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدًٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ{{عم}}؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ{{عم}}. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ [الْمُسْتَمْسِكُونَ] بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}"}}.»، ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، النص، ص۲۴۰.</ref> پس معنای «آل» و «اهل بیت» و «عترت» معلوم شد. | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
*'''وجه سوم'''<ref>به نظر میرسد دقیقتر باشد.</ref>: بیتردید امیرمؤمنان علی، صدیقۀ طاهره و سائر ائمه{{عم}} با وجود اینکه «أهل بیت» پیامبراکرم{{صل}} هستند از «امّت» آن حضرت{{صل}} نیز هستند. در این «بیت» فقط شخص رسولخدا{{صل}}، پیامبر است و ما شیعیان هرگز به نبوّت امیرمؤمنان علی{{ع}} و دیگر ائمّه{{عم}} معتقد نیستیم؛ چرا که چنین اعتقادی، کفر و غلوّ است. امّا اگر بگوییم: ائمه{{عم}} در نبوّت پیامبر{{صل}} - به معنی: اصل استقرار و استمرار آن - شریک بودهاند، غلوّ نیست. به عنوان شاهد برای مطلب فوق حکایت قرآن از حضرت موسی{{ع}} را در نظر بگیریم که به خداوند عرض کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري}}﴾}}<ref>«وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را، به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک ساز». سوره طه:۲۰، آیات۳۲ - ۲۹.</ref>. | *'''وجه سوم'''<ref>به نظر میرسد دقیقتر باشد.</ref>: بیتردید امیرمؤمنان علی، صدیقۀ طاهره و سائر ائمه{{عم}} با وجود اینکه «أهل بیت» پیامبراکرم{{صل}} هستند از «امّت» آن حضرت{{صل}} نیز هستند. در این «بیت» فقط شخص رسولخدا{{صل}}، پیامبر است و ما شیعیان هرگز به نبوّت امیرمؤمنان علی{{ع}} و دیگر ائمّه{{عم}} معتقد نیستیم؛ چرا که چنین اعتقادی، کفر و غلوّ است. امّا اگر بگوییم: ائمه{{عم}} در نبوّت پیامبر{{صل}} - به معنی: اصل استقرار و استمرار آن - شریک بودهاند، غلوّ نیست. به عنوان شاهد برای مطلب فوق حکایت قرآن از حضرت موسی{{ع}} را در نظر بگیریم که به خداوند عرض کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري}}﴾}}<ref>«وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را، به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک ساز». سوره طه:۲۰، آیات۳۲ - ۲۹.</ref>. | ||
*پیامبر خدا{{صل}} نیز بنا به روایات به خداوند خطاب میکند و عرضه میدارد: «خداوندا! همانا موسی بن عمران از تو درخواست نمود و گفت: «وزیری از خاندانم برای من قرار ده: برادرم هارون را. به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک گردان» من، محمد، پیامبر تو از تو میخواهم که سینهام را گشاده کنی...و وزیری از خاندام برای من قرار دهی: علیّ بن ابی طالب برادرم را، و به او پشتم را محکم نموده، او را شریک کارم سازی. پیامبر خدا{{صل}} در ادامه فرمود: «همان گونه که خداوند به موسی{{ع}} فرمود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى}}﴾}}<ref>«گفت: ای موسی، بیتردید همه خواستهات به تو داده شد». وره طه:۲۰، آیه۳۶.</ref> ای موسی! آنچه خواستی به تو داده شد. من نیز این را از تو تقاضا دارم که خواستۀ مرا بدهی.<ref>{{عربی|اندازه=125%|"اللّهمّ إنّ موسی بنَ عِمرانَ سألک و قال: «وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري و أنا محمّد نبیُّک أسألُک أن تشرَحَ لی صدری... و اجعَل لی وزیراً مِن أهلی علیَّ بنَ أبی طالبٍ أخی اُشدُد به أزری و أشرِکهُ فی أمری"}}. کوفی، فرات بن ابراهیم، «تفسیر فرات الکوفی»، ص۲۴۸، ذیل آیات ۹۷-۹۶ از سوره مریم.</ref>» | *پیامبر خدا{{صل}} نیز بنا به روایات به خداوند خطاب میکند و عرضه میدارد: «خداوندا! همانا موسی بن عمران از تو درخواست نمود و گفت: «وزیری از خاندانم برای من قرار ده: برادرم هارون را. به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک گردان» من، محمد، پیامبر تو از تو میخواهم که سینهام را گشاده کنی...و وزیری از خاندام برای من قرار دهی: علیّ بن ابی طالب برادرم را، و به او پشتم را محکم نموده، او را شریک کارم سازی. پیامبر خدا{{صل}} در ادامه فرمود: «همان گونه که خداوند به موسی{{ع}} فرمود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى}}﴾}}<ref>«گفت: ای موسی، بیتردید همه خواستهات به تو داده شد». وره طه:۲۰، آیه۳۶.</ref> ای موسی! آنچه خواستی به تو داده شد. من نیز این را از تو تقاضا دارم که خواستۀ مرا بدهی.<ref>{{عربی|اندازه=125%|"اللّهمّ إنّ موسی بنَ عِمرانَ سألک و قال: «وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري و أنا محمّد نبیُّک أسألُک أن تشرَحَ لی صدری... و اجعَل لی وزیراً مِن أهلی علیَّ بنَ أبی طالبٍ أخی اُشدُد به أزری و أشرِکهُ فی أمری"}}. کوفی، فرات بن ابراهیم، «تفسیر فرات الکوفی»، ص۲۴۸، ذیل آیات ۹۷-۹۶ از سوره مریم.</ref>» | ||
بدین جهت بود که حضرت هارون{{ع}} همواره با حضرت موسی{{ع}} بود و خطابهای قرآن مجید دراینباره همواره به شکل تثنیه بیان شده است مثلاً: {{عربی|﴿{{متن قرآن|اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى}}﴾}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است». سوره طه:۲۰، آیه۴۳.</ref>. دعای پیامبر{{صل}} نیز همانند دعای حضرت موسی{{ع}} مستجاب شد. علاوه بر این، پیامبر خدا{{صل}} به امیرمؤمنان علی{{ع}} فرمود: {{عربی|"أنت منّی بمنزله هارونَ مِن موسی"}}<ref>«تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی{{ع}} هستی»، مفید، محمد بن محمد، «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد»، ج۱، ص۸؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل | بدین جهت بود که حضرت هارون{{ع}} همواره با حضرت موسی{{ع}} بود و خطابهای قرآن مجید دراینباره همواره به شکل تثنیه بیان شده است مثلاً: {{عربی|﴿{{متن قرآن|اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى}}﴾}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است». سوره طه:۲۰، آیه۴۳.</ref>. دعای پیامبر{{صل}} نیز همانند دعای حضرت موسی{{ع}} مستجاب شد. علاوه بر این، پیامبر خدا{{صل}} به امیرمؤمنان علی{{ع}} فرمود: {{عربی|"أنت منّی بمنزله هارونَ مِن موسی"}}<ref>«تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی{{ع}} هستی»، مفید، محمد بن محمد، «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد»، ج۱، ص۸؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۱، ص۳ و ۲۲۱ و ج۲، ص۱۸۶ و ۱۹۱ و ج۳، ص ۱۶، ۱۰۷، ۲۴۹، ۲۵۱ و ۲۶۸.</ref> روشن است که یکی از منزلتهای هارون نسبت به موسی{{ع}} همین شریک بودن در «نبوّت» است {{عربی|"وأشرکه فی أمری"}}.از این جاست که علّت تعبیر به {{عربی|"السلام علیکم یا أهل بیت النبوّه"}} در این زیارت روشن میشود. شاهد دیگر قضیّۀ مباهله است آن هنگام که پیامبر اکرم{{صل}} با مسیحیان نجران آهنگ مباهله و نفرین کردن یکدیگر نمودند. پیامبر{{صل}} در روز موعود به همراه علی، فاطمه، حسن و حسین: برای مباهله با مسیحیان نجران بیرون آمدند. بنابراین اهل بیت{{عم}} در تثبیت اصل نبوّت و حقّانیت و صدق کلام پیامبر{{صل}} نقش مؤثّر داشتهاند. افزون بر این، وقتی حضرت{{صل}} با اهلبیت{{عم}} برای مباهله خارج شدند، پیامبر{{صل}} به آنان فرمودند: «آنگاه که من نفرین کردم شما آمین بگویید».<ref>{{عربی|اندازه=125%|"... إذا أنَا دَعَوَتُ فأمَّنُوا..."}}، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، «تفسیر الصافی»، ج۱، ص۳۴۳.</ref> به راستی آمین گفتن علی، صدّیقۀ طاهره و حسنین: چه تأثیری دارد؟ مگر دعای پیامبر{{صل}} مستجاب نیست؟ مگر خدای متعال حفظ این دین را متعهّد نشده است؟ مگر احتمال دارد در دعای پیامبر{{صل}} کاستیای باشد که نیاز به افرادی آمینگو دارد؟ آمین گفتن امیرمؤمنان علی، صدّیقه طاهره و حسنین: در اصل تثبیت نبوّت و حقّانیّت پیامبر خدا{{صل}} و اسلام در برابر نصرانیّت و کفر تا روز قیامت تأثیر دارد و بیت، «بیت نبوّت» است گرچه فقط حضرت محمّد بن عبد الله{{صل}} پیامبر است، امّا این بیت، «بیت نبوّت» است و آنان در اصل نبوّت، تثبیت آن و حقّانیّت پیامبر خدا{{صل}}، تأثیر دارند. | ||
*'''وجه چهارم:''' این همان معنایی است که متن زیارت جامعۀ کبیره نیز بدان اشاره دارد؛ در آنجا میخوانیم: «و سُلالهَ النبیّین» یعنی: خاندان «نبوّت» در امّت اسلام از قدیم، سلاله همه انبیا و پیامبران بودهاند، به عبارت دیگر: انبیای سلف و اجداد ائمّه{{عم}} منتهی به پیامبر اسلام{{صل}} شدهاند؛ پس این خانه، «بیت نبوّت» یعنی بیت انبیا و پیامبران است. | *'''وجه چهارم:''' این همان معنایی است که متن زیارت جامعۀ کبیره نیز بدان اشاره دارد؛ در آنجا میخوانیم: «و سُلالهَ النبیّین» یعنی: خاندان «نبوّت» در امّت اسلام از قدیم، سلاله همه انبیا و پیامبران بودهاند، به عبارت دیگر: انبیای سلف و اجداد ائمّه{{عم}} منتهی به پیامبر اسلام{{صل}} شدهاند؛ پس این خانه، «بیت نبوّت» یعنی بیت انبیا و پیامبران است. | ||
====دو نکته عرفانی، معنوی و معرفتی درباره «أهل بیت النبوه»==== | ====دو نکته عرفانی، معنوی و معرفتی درباره «أهل بیت النبوه»==== | ||
*الف. برخی عرفا برآنند که مراد از «بیت النبوه» شهر و خانۀ علم است که آن وجود مقدس رسولاکرم{{صل}} میباشد و مراد از «اهل خانۀ علم» علی{{ع}} دانستۀ هدی{{عم}} هستند و در این معنای لطیف اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین{{ع}} کردهاند که فرمود: ماییم خانههایی که خدای متعال امر فرمود از درهای آن وارد شوند.<ref>{{عربی|"نحن البیوت التی امر الله ان یوتی من ابوابها"}}. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل | *الف. برخی عرفا برآنند که مراد از «بیت النبوه» شهر و خانۀ علم است که آن وجود مقدس رسولاکرم{{صل}} میباشد و مراد از «اهل خانۀ علم» علی{{ع}} دانستۀ هدی{{عم}} هستند و در این معنای لطیف اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین{{ع}} کردهاند که فرمود: ماییم خانههایی که خدای متعال امر فرمود از درهای آن وارد شوند.<ref>{{عربی|"نحن البیوت التی امر الله ان یوتی من ابوابها"}}. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۲، فصل فی المسابقة بالعلم، ص۳۴.</ref> و این شاید اشاره به همان حدیث مشهور باشد که رسولاکرم{{صل}} فرمودند: «من شهر علم هستم و علی درب آن شهر است».<ref>قال رسول الله{{صل}}: «انا مدینة العلم و علیّ بابها». ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول عن آل الرسول»، ص۴۳۰؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، ص ۳۴۵؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۶۶.</ref> و به مصداق آیۀ شریفۀ {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها}}﴾}}<ref>سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> چنانکه رسولاکرم، خانۀ علم باشد، درهای آن خانه، ائمّۀ هدی{{عم}} هستند که باید از آن درها داخل آن مقام گردید. پس میتوان در ترجمۀ {{عربی|"السلام علیکم یا أهل بیت النبوّه"}} با عنایت به نکتۀ فوق گفت: سلام بر شما ای اهل خانۀ علم! و سلام بر شما که باب علم را به روی مشتاقان خود میگشایید.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶-۲۷.</ref> | ||
*ب. رسولاکرم{{صل}} دارای دو نوع خانه است: یکی خانه ظاهری - مانند بقیه افراد - که از خِشت و گِل است؛ و دیگری خانۀ نبوّت است. این خانۀ نبوّت، محلّ تجلّی و ظهور اسماء و صفات خداوند است این خانه دارای دو در است: یک درش به سوی عالم وحدت واحدّیت غیب الغیوب ذات باری تعالی و در دیگرش به سوی عالم کثرت یعنی: خلق و ما سوی الله است. لذا فرمود: {{عربی|"اُوتیتُ جوامعَ الکَلِم"}}.<ref>«جوامعالکلم» ترکیبی وصفی است که در آن جای صفت و موصوف عوض و صفت به موصوف اضافه شده، صورت اصلی آن «الکَلِمُ الجامعه» بوده است. جوامع، جمعِ جامعه است و کَلِم، جمعِ کلمه، و کلمه هم یک لفظ و هم مجموعهای از الفاظ را در بر میگیرد. در زبان عربی واژه کلمه را بهکار میبرند و از آن مجموعهای از کلمات، نظیر یک خطبه و یک قصیده، را قصد میکنند. کَلِم هم کمتر از سه کلمه را در بر نمیگیرد. بنابراین، منظور از «جوامعالکلم«، مجموعهای از جملات و سخنان جامع و فراگیر است. دیلمی، حسن بن محمد، «ارشاد القلوب الی الصواب»، ج۱، الجزء الاول، ص۱۲.</ref> برای ظهور اسماء و صفات حق تعالی خلیفهای لازم بود که در ظهور، جانشین او گردد و بنابراین نور او در آینۀ خلافت و ولایت و نبوّت منعکس گردید و درهای برکت گشوده شد. | *ب. رسولاکرم{{صل}} دارای دو نوع خانه است: یکی خانه ظاهری - مانند بقیه افراد - که از خِشت و گِل است؛ و دیگری خانۀ نبوّت است. این خانۀ نبوّت، محلّ تجلّی و ظهور اسماء و صفات خداوند است این خانه دارای دو در است: یک درش به سوی عالم وحدت واحدّیت غیب الغیوب ذات باری تعالی و در دیگرش به سوی عالم کثرت یعنی: خلق و ما سوی الله است. لذا فرمود: {{عربی|"اُوتیتُ جوامعَ الکَلِم"}}.<ref>«جوامعالکلم» ترکیبی وصفی است که در آن جای صفت و موصوف عوض و صفت به موصوف اضافه شده، صورت اصلی آن «الکَلِمُ الجامعه» بوده است. جوامع، جمعِ جامعه است و کَلِم، جمعِ کلمه، و کلمه هم یک لفظ و هم مجموعهای از الفاظ را در بر میگیرد. در زبان عربی واژه کلمه را بهکار میبرند و از آن مجموعهای از کلمات، نظیر یک خطبه و یک قصیده، را قصد میکنند. کَلِم هم کمتر از سه کلمه را در بر نمیگیرد. بنابراین، منظور از «جوامعالکلم«، مجموعهای از جملات و سخنان جامع و فراگیر است. دیلمی، حسن بن محمد، «ارشاد القلوب الی الصواب»، ج۱، الجزء الاول، ص۱۲.</ref> برای ظهور اسماء و صفات حق تعالی خلیفهای لازم بود که در ظهور، جانشین او گردد و بنابراین نور او در آینۀ خلافت و ولایت و نبوّت منعکس گردید و درهای برکت گشوده شد. | ||
*مقام نبوّت{{صل}} در حدیثی چنین فرمودند: «آدم و کلّ هستی یعنی ما سوی الله تحت ولایت حقایق خداوند میباشد».<ref>{{عربی|"آدمُ و مَن دونَه تحت لِوائی"}}. راوندی، قطب الدین، سعید بن هبة الله، «الخرائج و الجرائح»، ج۲، الباب السابع عشر فی الموازاة بین معجزات نبینا و معجزات اوصیائه و...، ص۸۷۶.؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل | *مقام نبوّت{{صل}} در حدیثی چنین فرمودند: «آدم و کلّ هستی یعنی ما سوی الله تحت ولایت حقایق خداوند میباشد».<ref>{{عربی|"آدمُ و مَن دونَه تحت لِوائی"}}. راوندی، قطب الدین، سعید بن هبة الله، «الخرائج و الجرائح»، ج۲، الباب السابع عشر فی الموازاة بین معجزات نبینا و معجزات اوصیائه و...، ص۸۷۶.؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب {{عم}}»، ج۱، فصل فی اللطائف، ص۲۱۴.</ref> | ||
*عدم پذیرش ولایت و خلافت و نبوّت ایشان از سوی برخی به دلیل ضعف استعداد و نقصان آنها در پذیرش کمال و مقام وجود است. نبوّت، جایگاه ظهور خلافت و ولایت است و این دو مقام، باطن نبوّت هستند و وصّی آن حضرت{{صل}} یعنی امیرالمؤمنین{{ع}} طبق فرمایش قرآن، نفس رسولخدا{{صل}} میباشد. چنانکه فرمود{{صل}}: «من و علی از یک نور آفریده شدهایم».<ref>قال رسول الله{{صل}}: «خُلقتُ انا و علیّ من نور واحد». ابن بابویه، محمدبن علی، «الخصال»، ج۱، ص۳۱؛ ابن ابی جمهور، محمدبن زین الدین، «عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية»، ج۴، ص۱۲۴.</ref> | *عدم پذیرش ولایت و خلافت و نبوّت ایشان از سوی برخی به دلیل ضعف استعداد و نقصان آنها در پذیرش کمال و مقام وجود است. نبوّت، جایگاه ظهور خلافت و ولایت است و این دو مقام، باطن نبوّت هستند و وصّی آن حضرت{{صل}} یعنی امیرالمؤمنین{{ع}} طبق فرمایش قرآن، نفس رسولخدا{{صل}} میباشد. چنانکه فرمود{{صل}}: «من و علی از یک نور آفریده شدهایم».<ref>قال رسول الله{{صل}}: «خُلقتُ انا و علیّ من نور واحد». ابن بابویه، محمدبن علی، «الخصال»، ج۱، ص۳۱؛ ابن ابی جمهور، محمدبن زین الدین، «عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية»، ج۴، ص۱۲۴.</ref> | ||
خداوند میفرماید: ﴿و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها﴾.<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | خداوند میفرماید: ﴿و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها﴾.<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | ||
| خط ۲۰۹: | خط ۲۰۹: | ||
*در این دیدگاه همۀ کسانی که روش و منش آنها، منش و رفتار اهل بیت{{عم}} باشد از ایشان محسوب میشوند. | *در این دیدگاه همۀ کسانی که روش و منش آنها، منش و رفتار اهل بیت{{عم}} باشد از ایشان محسوب میشوند. | ||
در روایات به طور مشخص برخی چهرهها از اهل بیت{{عم}} شمرده شدهاند، از جمله: | در روایات به طور مشخص برخی چهرهها از اهل بیت{{عم}} شمرده شدهاند، از جمله: | ||
*الف: سلمان فارسی، از خالصترین یاران پیامبر اکرم{{صل}} و امیرمؤمنان علی{{ع}} و اهل بیت{{عم}}. پیامبر{{صل}} دربارۀ او فرمود: «سلمان از ما اهلبیت است».<ref>«سلمانُ منّا أهل البیت»، ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل | *الف: سلمان فارسی، از خالصترین یاران پیامبر اکرم{{صل}} و امیرمؤمنان علی{{ع}} و اهل بیت{{عم}}. پیامبر{{صل}} دربارۀ او فرمود: «سلمان از ما اهلبیت است».<ref>«سلمانُ منّا أهل البیت»، ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۱، فصل فی استجابة دعواته، ص۸۵.</ref> | ||
*ب. ابوذر غِفاری، نماد صداقت و غیرت دینی. پیامبر{{صل}} در مورد او نیز فرمود: «ای ابوذر! به راستی که تو از ما اهل بیتی»<ref>«یا أباذر! إنکَ منا أهلَ البیت». ورّام بن ابیفراس، مسعود بن عیسی، «تنبیه الخواطر»، معروف به (مجموعة ورّام)، ج۲، ص۵۱.</ref> | *ب. ابوذر غِفاری، نماد صداقت و غیرت دینی. پیامبر{{صل}} در مورد او نیز فرمود: «ای ابوذر! به راستی که تو از ما اهل بیتی»<ref>«یا أباذر! إنکَ منا أهلَ البیت». ورّام بن ابیفراس، مسعود بن عیسی، «تنبیه الخواطر»، معروف به (مجموعة ورّام)، ج۲، ص۵۱.</ref> | ||
*ج: فضیل بن یسار: از یاران مخلص امام صادق{{ع}} حضرت دربارۀ او فرمود: «خداوند، فضیل بن یسار را رحمت کند او از ما اهلبیت محسوب میشود».<ref>«رَحِمَ اللهُ الفُضَیلَ منَ یَسار هو منّا أهل البیت.». کشی، محمد بن عمر، «رجال کشی»، النص، ص۲۱۴. ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۴-۴۳، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]].)</ref> | *ج: فضیل بن یسار: از یاران مخلص امام صادق{{ع}} حضرت دربارۀ او فرمود: «خداوند، فضیل بن یسار را رحمت کند او از ما اهلبیت محسوب میشود».<ref>«رَحِمَ اللهُ الفُضَیلَ منَ یَسار هو منّا أهل البیت.». کشی، محمد بن عمر، «رجال کشی»، النص، ص۲۱۴. ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۴-۴۳، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]].)</ref> | ||