جز
جایگزینی متن - '﴿{{متن قرآن| ' به '﴿{{متن قرآن|'
جز (جایگزینی متن - ':'''{{عربی|﴿' به ':''' {{عربی|﴿') |
جز (جایگزینی متن - '﴿{{متن قرآن| ' به '﴿{{متن قرآن|') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
==واژههای مقابل بر== | ==واژههای مقابل بر== | ||
#'''إثم<ref>گناه.</ref> و یا عدوان <ref>ستم و تجاوز به حقوق آدمیان یا تجاوز از حدود الهی.</ref>:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبَرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ }}﴾}}<ref> یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است؛ سوره مائده، آیه:۲.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلا تَتَنَاجَوْا بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی میکنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده میشوید پروا کنید؛ سوره مجادله، آیه:۹.</ref> گفته شده: بِرّ در برابر إثم است<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۶۸.</ref>. به نظر دیگر، بِرّ در برابر عدوان، و [[تقوا]] در برابر اثم قرار دارد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۸۷.</ref>. توجّه به معنای واژهها مؤید نظراوّل است؛ زیرا [[تقوا]]، خویشتنداری از تخلّف حدود و ثغور الهی، وعدوان، تجاوز و تعدّی به آن است، وبرّ، انجام کارهای نیکو و اثم، انجام کارهای ناروا به شمار میرود<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''إثم<ref>گناه.</ref> و یا عدوان <ref>ستم و تجاوز به حقوق آدمیان یا تجاوز از حدود الهی.</ref>:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبَرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ }}﴾}}<ref> یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است؛ سوره مائده، آیه:۲.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلا تَتَنَاجَوْا بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی میکنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده میشوید پروا کنید؛ سوره مجادله، آیه:۹.</ref> گفته شده: بِرّ در برابر إثم است<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۶۸.</ref>. به نظر دیگر، بِرّ در برابر عدوان، و [[تقوا]] در برابر اثم قرار دارد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۸۷.</ref>. توجّه به معنای واژهها مؤید نظراوّل است؛ زیرا [[تقوا]]، خویشتنداری از تخلّف حدود و ثغور الهی، وعدوان، تجاوز و تعدّی به آن است، وبرّ، انجام کارهای نیکو و اثم، انجام کارهای ناروا به شمار میرود<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''فجور:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}﴾}}<ref> نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است؛ سوره مطففین، آیه:۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}﴾}}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است؛ سوره مطففین، آیه:۱۸.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ }}﴾}}<ref> بیگمان نیکان در ناز و نعمتی بیشمارند.و به راستی گنهکاران در دوزخاند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref> فاجر، یعنی فاسق و کسی که از خیر و صلاح منحرف شود<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۰، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''فجور:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}﴾}}<ref> نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است؛ سوره مطففین، آیه:۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}﴾}}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است؛ سوره مطففین، آیه:۱۸.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ }}﴾}}<ref> بیگمان نیکان در ناز و نعمتی بیشمارند.و به راستی گنهکاران در دوزخاند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref> فاجر، یعنی فاسق و کسی که از خیر و صلاح منحرف شود<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۰، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''جرم:'''در آیه ۲۹ سوره مطففین مجرمان در برابر مؤمنان قرار گرفتهاند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}﴾}}<ref> بیگمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان میخندیدند؛ سوره مطففین، آیه:۲۹.</ref> و مقصود از مؤمنان در این آیه، به قرینه سیاق، "ابرار"ند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''جرم:'''در آیه ۲۹ سوره مطففین مجرمان در برابر مؤمنان قرار گرفتهاند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}﴾}}<ref> بیگمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان میخندیدند؛ سوره مطففین، آیه:۲۹.</ref> و مقصود از مؤمنان در این آیه، به قرینه سیاق، "ابرار"ند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''عُقوق:'''برخی مفسّران<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۹۲؛ مجمع البحرین، مج۲، ج۳، ص۲۲۲، «عقق».</ref> و فرهنگنویسان<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۷۱، «برّ»؛ الصحاح، ج۲، ص۵۸۸، «برر».</ref>، عقوق<ref>آزار رساندن به پدر و مادر و نافرمانی و ترک احسان به آنان</ref> را در برابر بِرّ به والدین دانستهاند. در برخی آیات نیز بَرّ (نیکوکار) در برابر "جبّار شقی" یا "جبّار عصی" (زورگوی نافرمان) آمده؛ چنانکه به نقل از عیسای مسیح{{ع}}میفرماید: مرا با مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> درباره [[حضرت یحیی]]{{ع}} نیز میفرماید: با پدر و مادر خود نیک رفتار میکرد و زورگویی نافرمان نبود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن| جَبَّارًا}}﴾}} انسان را به آنچه مناسب طبع او نیست وا میدارد و "عصی" همان گناه کارِ نافرمان است<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۰، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''عُقوق:'''برخی مفسّران<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۹۲؛ مجمع البحرین، مج۲، ج۳، ص۲۲۲، «عقق».</ref> و فرهنگنویسان<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۷۱، «برّ»؛ الصحاح، ج۲، ص۵۸۸، «برر».</ref>، عقوق<ref>آزار رساندن به پدر و مادر و نافرمانی و ترک احسان به آنان</ref> را در برابر بِرّ به والدین دانستهاند. در برخی آیات نیز بَرّ (نیکوکار) در برابر "جبّار شقی" یا "جبّار عصی" (زورگوی نافرمان) آمده؛ چنانکه به نقل از عیسای مسیح{{ع}}میفرماید: مرا با مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> درباره [[حضرت یحیی]]{{ع}} نیز میفرماید: با پدر و مادر خود نیک رفتار میکرد و زورگویی نافرمان نبود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن|جَبَّارًا}}﴾}} انسان را به آنچه مناسب طبع او نیست وا میدارد و "عصی" همان گناه کارِ نافرمان است<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۰، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
==مصادیق بِرّ== | ==مصادیق بِرّ== | ||
*در عرف هر مجتمعی، آنچه خوب باشد، بِرّ شمرده میشود؛ بر این اساس، در عصر نزول وحی، مخاطبان قرآن، آداب و رسوم اجتماعی برخاسته از افسانهها و خرافهها را نیز بِرّ میدانستند. از نظر قرآن، بِرّ پایه عقلی و منطقی دارد و کارهای خرافی، گرچه در جامعهای مرسوم شده باشد، بِرّ نیست<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۰ و ۷۱.</ref>؛ از اینرو بِرّ را تعریف، ومصادیق آن را تبیین میکند و در برخی آیات نیز با پندار باطل جاهلی مبارزه و برّ بودن برخی رسوم باطل آنان را نفی میکند؛ مانند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>: | *در عرف هر مجتمعی، آنچه خوب باشد، بِرّ شمرده میشود؛ بر این اساس، در عصر نزول وحی، مخاطبان قرآن، آداب و رسوم اجتماعی برخاسته از افسانهها و خرافهها را نیز بِرّ میدانستند. از نظر قرآن، بِرّ پایه عقلی و منطقی دارد و کارهای خرافی، گرچه در جامعهای مرسوم شده باشد، بِرّ نیست<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۰ و ۷۱.</ref>؛ از اینرو بِرّ را تعریف، ومصادیق آن را تبیین میکند و در برخی آیات نیز با پندار باطل جاهلی مبارزه و برّ بودن برخی رسوم باطل آنان را نفی میکند؛ مانند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>: | ||
#در جاهلیت مرسوم بود که از دَرِ ورودی به خانههای خود وارد نمیشدند؛ بلکه از نَقْبی که در پشت خانهها میگشودند، وارد و خارج میشدند<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۵۰۸.</ref>. قرآن، این کار آنان را بیارتباط با برّ دانسته و دستور وارد شدن به خانهها از درهای آن را داده است{{عربی|﴿{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}}<ref> از تو درباره ماههای نو میپرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّاند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانهها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانهها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>. در سبب نزول آیه گفته شده: در جاهلیت، هنگامیکه کسی به خواسته خویش نمیرسید به سبب طیره و بدیمنی مرتکب چنین اعمالی میشد یا هنگامیکه مُحْرم بود، برای سختگیری بیش از حد برخود، چنین میکرد<ref>التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. امر به وارد شدن در خانهها از درهای آن {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا }}﴾}}<ref> (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانهها از در درآیید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref> در برخی روایات به پذیرش ولایت اهل بیت تأویل شده است<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۳۳۶؛ عیّاشی، ج۱، ص۸۶؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} در تفسیر آن فرمود: خانههایی که خدا فرمان داده از درهای آن وارد شوند، ما [[اهلبیت]] هستیم؛ پس هر که با ما بیعت و بهولایت ما اقرار کند، به خانهها از درهایش واردشده و هرکس با ما مخالفت ورزد و غیر از ما را برتری دهد، از پشت خانهها به آنها درآمدهاست<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #در جاهلیت مرسوم بود که از دَرِ ورودی به خانههای خود وارد نمیشدند؛ بلکه از نَقْبی که در پشت خانهها میگشودند، وارد و خارج میشدند<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۵۰۸.</ref>. قرآن، این کار آنان را بیارتباط با برّ دانسته و دستور وارد شدن به خانهها از درهای آن را داده است{{عربی|﴿{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}}<ref> از تو درباره ماههای نو میپرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّاند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانهها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانهها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>. در سبب نزول آیه گفته شده: در جاهلیت، هنگامیکه کسی به خواسته خویش نمیرسید به سبب طیره و بدیمنی مرتکب چنین اعمالی میشد یا هنگامیکه مُحْرم بود، برای سختگیری بیش از حد برخود، چنین میکرد<ref>التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. امر به وارد شدن در خانهها از درهای آن {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا }}﴾}}<ref> (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانهها از در درآیید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref> در برخی روایات به پذیرش ولایت اهل بیت تأویل شده است<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۳۳۶؛ عیّاشی، ج۱، ص۸۶؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} در تفسیر آن فرمود: خانههایی که خدا فرمان داده از درهای آن وارد شوند، ما [[اهلبیت]] هستیم؛ پس هر که با ما بیعت و بهولایت ما اقرار کند، به خانهها از درهایش واردشده و هرکس با ما مخالفت ورزد و غیر از ما را برتری دهد، از پشت خانهها به آنها درآمدهاست<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۱۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#هنگام تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه، یهودیان و مسیحیان که میپنداشتند نماز، جز به سوی قبله آنان پذیرفته نیست و چنین نماز گزاردن بر دین پیامبران نیست، با مسلمانان به بحث و مشاجره پرداختند و خدای سبحان با ردّ پندار آنان فرمود: داشتن قبلهای ویژه و رویکردن به آن، هدف اصلی دین و عبادت* نیست؛ بلکه دستوری فرعی است و هدف اساسی و مسأله محوری دین، ایمان به خدا و... است<ref>نورالثقلین، ص۴۷۵ و ۴۷۶.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. سلب برّ از استقبال مشرق و مغرب بدین معنا نیست که رویکردن به جهات مزبور، در اصل از مصادیق برّ نیست؛ بلکهبدین معنا است که اینها بِرّ اصیل نیست ورویکردن به سمت خاص، امری فرعی بهشمارمیرود<ref>الفرقان، ج۱ و ۲، ص۲۹۱.</ref>. در این آیه، برخی مصادیق بِرّ در شؤون سهگانه آدمی، یعنی عقیده، خُلق و عمل تبیین شده است: ۱. ایمان به خدا، معاد، فرشتگان، کتابهای آسمانی و پیامبران؛ ۲. بخشیدن مال به خویشاوندان، یتیمان، بینوایان، در راه ماندگان، گدایان و در راهِ آزاد کردن بردگان؛ ۳. برپا داشتن نماز؛ ۴. پرداختن زکات؛ ۵. وفا به عهد و پیمانها؛ ۶. پایداری در سختیها و زیانها و هنگام جنگ؛ ۷. صداقت؛ ۸. پرهیزکاری و پرواپیشگی که در آیه ۱۸۹ سوره بقره نیز بیان شده است. در آیات {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> رفتار شایسته دو [[پیامبر]] الهی، [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} در برابر پدر و مادر و خودداری از زورگویی و نافرمانی آنان ستوده شده است؛ البتّه این مصادیق یکسان و در عرض هم نیستند؛ بلکه برخی از قبیل مقوّمند؛ به گونهای که بدون آنها، بِرّ تحقّق نمییابد و برخی دیگر از قبیل علایم و آثار آن به شمار میآیند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #هنگام تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه، یهودیان و مسیحیان که میپنداشتند نماز، جز به سوی قبله آنان پذیرفته نیست و چنین نماز گزاردن بر دین پیامبران نیست، با مسلمانان به بحث و مشاجره پرداختند و خدای سبحان با ردّ پندار آنان فرمود: داشتن قبلهای ویژه و رویکردن به آن، هدف اصلی دین و عبادت* نیست؛ بلکه دستوری فرعی است و هدف اساسی و مسأله محوری دین، ایمان به خدا و... است<ref>نورالثقلین، ص۴۷۵ و ۴۷۶.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. سلب برّ از استقبال مشرق و مغرب بدین معنا نیست که رویکردن به جهات مزبور، در اصل از مصادیق برّ نیست؛ بلکهبدین معنا است که اینها بِرّ اصیل نیست ورویکردن به سمت خاص، امری فرعی بهشمارمیرود<ref>الفرقان، ج۱ و ۲، ص۲۹۱.</ref>. در این آیه، برخی مصادیق بِرّ در شؤون سهگانه آدمی، یعنی عقیده، خُلق و عمل تبیین شده است: ۱. ایمان به خدا، معاد، فرشتگان، کتابهای آسمانی و پیامبران؛ ۲. بخشیدن مال به خویشاوندان، یتیمان، بینوایان، در راه ماندگان، گدایان و در راهِ آزاد کردن بردگان؛ ۳. برپا داشتن نماز؛ ۴. پرداختن زکات؛ ۵. وفا به عهد و پیمانها؛ ۶. پایداری در سختیها و زیانها و هنگام جنگ؛ ۷. صداقت؛ ۸. پرهیزکاری و پرواپیشگی که در آیه ۱۸۹ سوره بقره نیز بیان شده است. در آیات {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}﴾}}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> رفتار شایسته دو [[پیامبر]] الهی، [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} در برابر پدر و مادر و خودداری از زورگویی و نافرمانی آنان ستوده شده است؛ البتّه این مصادیق یکسان و در عرض هم نیستند؛ بلکه برخی از قبیل مقوّمند؛ به گونهای که بدون آنها، بِرّ تحقّق نمییابد و برخی دیگر از قبیل علایم و آثار آن به شمار میآیند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
*در روایات نیز مصادیق فراوانی برای بِرّ ذکر شده که برخی از آنها عبارت است از ایمان به خدا<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۳۷.</ref>، توحید<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۳۰۳.</ref>، سود رساندن به بندگان خدا<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۳۷.</ref>، فرو خوردن خشم، درگذشتن از لغزشهای بدکاران، ترحّم بر تهیدستان، وارسی حال همسایگان، اعتراف به برتری صاحبان فضل<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۳۰۳.</ref>، دوستی و دشمنی، وپیوند و جدایی، وخشم و خشنودی برای خدا، کار کردن برای خدا، دعوت به سوی خدا، خشوع برای خدا و احسان در راه او<ref>تحفالعقول، ص۲۱.</ref>، کشته شدن در راه خدا<ref>تحفالعقول، ص۲۱.</ref>، همرنگی و هماهنگی ظاهر و باطن آدمی و خلوت و جلوت او <ref>کنزالعمّال، ج۳، ص۲۴.</ref>، سلام کردن<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۷.</ref>، سخاوت، نیکو سخن گفتن، صبر بر آزار<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۸۹، ۳۱۱، ۳۵۴.</ref>، کتمان نیازمندی، کتمان صدقه، کتمان بیماری و مصیبت<ref>تحفالعقول، ص۲۹۵.</ref>، برپاداشتن فرایض و پرهیزاز محرّمات وصیانت خویشتن از غفلت در امور دینی<ref>بحارالانوار، ج۸۲، ص۱۸۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | *در روایات نیز مصادیق فراوانی برای بِرّ ذکر شده که برخی از آنها عبارت است از ایمان به خدا<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۳۷.</ref>، توحید<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۳۰۳.</ref>، سود رساندن به بندگان خدا<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۳۷.</ref>، فرو خوردن خشم، درگذشتن از لغزشهای بدکاران، ترحّم بر تهیدستان، وارسی حال همسایگان، اعتراف به برتری صاحبان فضل<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۳۰۳.</ref>، دوستی و دشمنی، وپیوند و جدایی، وخشم و خشنودی برای خدا، کار کردن برای خدا، دعوت به سوی خدا، خشوع برای خدا و احسان در راه او<ref>تحفالعقول، ص۲۱.</ref>، کشته شدن در راه خدا<ref>تحفالعقول، ص۲۱.</ref>، همرنگی و هماهنگی ظاهر و باطن آدمی و خلوت و جلوت او <ref>کنزالعمّال، ج۳، ص۲۴.</ref>، سلام کردن<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۷.</ref>، سخاوت، نیکو سخن گفتن، صبر بر آزار<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۸۹، ۳۱۱، ۳۵۴.</ref>، کتمان نیازمندی، کتمان صدقه، کتمان بیماری و مصیبت<ref>تحفالعقول، ص۲۹۵.</ref>، برپاداشتن فرایض و پرهیزاز محرّمات وصیانت خویشتن از غفلت در امور دینی<ref>بحارالانوار، ج۸۲، ص۱۸۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*برترین شأن هستی آدمی، عقاید و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو قرآن هنگام شمارش اوصاف ابرار، پس از نفی مصادیق پنداری و نادرست بِرّ، از باورهای آنان آغاز کرده، میفرماید: نیکی همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و... ایمان آورد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> قرآن در مقام تعریف بِرّ (نیکوکاری) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ (نیکوکار) را تعریف و وصف میکند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و حقیقت، اثر و فضیلتی ندارد. قرآن، مقامها و حالتها را با تعریف صاحبان آنها روشن میسازد و به تبیین مفهوم صِرف بسنده نمیکند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت قرآن با روش یاد شده به این نکته اشاره میکند که نیکوکاری با جان نیکوکار آمیخته شده؛ به گونهای که عامل و عمل متّحد گردیدهاند. باورهای ابرار در قرآن چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>: | *برترین شأن هستی آدمی، عقاید و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو قرآن هنگام شمارش اوصاف ابرار، پس از نفی مصادیق پنداری و نادرست بِرّ، از باورهای آنان آغاز کرده، میفرماید: نیکی همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و... ایمان آورد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> قرآن در مقام تعریف بِرّ (نیکوکاری) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ (نیکوکار) را تعریف و وصف میکند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و حقیقت، اثر و فضیلتی ندارد. قرآن، مقامها و حالتها را با تعریف صاحبان آنها روشن میسازد و به تبیین مفهوم صِرف بسنده نمیکند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت قرآن با روش یاد شده به این نکته اشاره میکند که نیکوکاری با جان نیکوکار آمیخته شده؛ به گونهای که عامل و عمل متّحد گردیدهاند. باورهای ابرار در قرآن چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>: | ||
#'''[[ایمان]] به مبدأ و معاد:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}﴾}} همه شناختهای مرتبط با معرفةاللّه مانند شناخت براهین اثبات واجب و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر میگیرد<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۴۷۶.</ref>.خدای متعال در تبیین صفات ابرار، از ایمان به خدا و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این ایمان، اساس هر بِرّ و مبدأ هر خیری است و ایمان، ریشه برّ نیست، مگر این که در نفس آدمی با برهان تثبیت شود و توأم با خضوع و اذعان باشد؛ پس کسی که در میان مردمی رشد یافته و نام خدا و جهان آخرت را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین ایمانی باعث نیکوکاری نخواهد شد<ref>المنار، ج۲، ص۱۱۱.</ref>. قرآن در پایان آیه ۱۷۷ سوره بقره از ابرار به پارسایان تعبیر میکند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز سوره بقره، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و یقین پارسایان به جهان آخرت و روز بازپسین سخن به میان میآورد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}﴾}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور میدارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}﴾}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''[[ایمان]] به مبدأ و معاد:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}﴾}} همه شناختهای مرتبط با معرفةاللّه مانند شناخت براهین اثبات واجب و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر میگیرد<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۴۷۶.</ref>.خدای متعال در تبیین صفات ابرار، از ایمان به خدا و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این ایمان، اساس هر بِرّ و مبدأ هر خیری است و ایمان، ریشه برّ نیست، مگر این که در نفس آدمی با برهان تثبیت شود و توأم با خضوع و اذعان باشد؛ پس کسی که در میان مردمی رشد یافته و نام خدا و جهان آخرت را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین ایمانی باعث نیکوکاری نخواهد شد<ref>المنار، ج۲، ص۱۱۱.</ref>. قرآن در پایان آیه ۱۷۷ سوره بقره از ابرار به پارسایان تعبیر میکند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز سوره بقره، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و یقین پارسایان به جهان آخرت و روز بازپسین سخن به میان میآورد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}﴾}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور میدارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}﴾}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''[[ایمان]] به فرشتگان:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالْمَلائِكَةِ }}﴾}} از آنجا که انسان در مسیر رسیدن به کمال و عوالم تجرّد و نور و صفا قرار دارد، پس از ایمان و وابستگی به خداوند تعالی و روز آخرت، باید این منزل (=عالم فرشتگان) را در مسیر خود که بین او و عالم لاهوت و نور است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج۲، ص۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این فرشتگان، واسطه فیض خداوند و تدبیر کننده امور به اذن اویند؛ بنابراین، شفاعت و [[ایمان]] به آنان از باب شکر واسطه نعمت لازم است؛ چنان که شکر خداوند در جایگاه مبدأ همه نعمتها قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص۲، ص۳۳۵ـ۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''[[ایمان]] به فرشتگان:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَالْمَلائِكَةِ }}﴾}} از آنجا که انسان در مسیر رسیدن به کمال و عوالم تجرّد و نور و صفا قرار دارد، پس از ایمان و وابستگی به خداوند تعالی و روز آخرت، باید این منزل (=عالم فرشتگان) را در مسیر خود که بین او و عالم لاهوت و نور است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج۲، ص۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این فرشتگان، واسطه فیض خداوند و تدبیر کننده امور به اذن اویند؛ بنابراین، شفاعت و [[ایمان]] به آنان از باب شکر واسطه نعمت لازم است؛ چنان که شکر خداوند در جایگاه مبدأ همه نعمتها قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص۲، ص۳۳۵ـ۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''[[ایمان]] به رسالت و کتابهای آسمانی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ }}﴾}} مقصود از [[ایمان]] به کتاب و نبیین، [[ایمان]] به رسالت همه پیامبران الهی و کتابهای آسمانی آنان، و [[ایمان]] به آنان، مستلزم پیروی از هدایتشان است و سِرّ این که مؤمنان و پارسایان، به ویژه ابرار، به همه رسولان و همه کتابهای آسمانی ایمان دارند، این است که همه شرایع، در اصول و خطوط کلّی معارف "مبدأ، معاد، عمل صالح" یکسانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref> از این رو پیامبران الهی، هر یک مُصدِّق رسولان پیشین و مبشّر پیامبران پس از خود بودهاند<ref>تسنیم، ج۲، ص۱۹۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''[[ایمان]] به رسالت و کتابهای آسمانی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ }}﴾}} مقصود از [[ایمان]] به کتاب و نبیین، [[ایمان]] به رسالت همه پیامبران الهی و کتابهای آسمانی آنان، و [[ایمان]] به آنان، مستلزم پیروی از هدایتشان است و سِرّ این که مؤمنان و پارسایان، به ویژه ابرار، به همه رسولان و همه کتابهای آسمانی ایمان دارند، این است که همه شرایع، در اصول و خطوط کلّی معارف "مبدأ، معاد، عمل صالح" یکسانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}}﴾}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹.</ref> از این رو پیامبران الهی، هر یک مُصدِّق رسولان پیشین و مبشّر پیامبران پس از خود بودهاند<ref>تسنیم، ج۲، ص۱۹۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
*[[علامه طباطبایی]] میگوید: موارد پیش گفته، جامع همه معارف حقّی است که خدای سبحان، [[ایمان]] به آنها را از بندگانش خواسته و مقصود از [[ایمان]]، [[ایمان]] کاملی است که در قلب آدمی مستقر شود و شک، اعتراض و اضطراب بدان راه نیابد و در قلمرو اخلاق و رفتار نیز بیاثر نباشد. جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} در ذیل آیه ۱۷۷ سوره بقره که پس از شمردن اوصاف ابرار قرار گرفته و در آن، صدق مطلق آمده و به اعمال قلبی یا جوارحی مقید نشده، نشانه ایمان صادقانه ابرار است...؛ بنابراین، ابرار دارای مرتبه عالی ایمانند؛ چنانکه قرآن میفرماید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ }}﴾}}<ref> آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند؛ سوره انعام، آیه:۸۲.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹ و ۴۳۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *[[علامه طباطبایی]] میگوید: موارد پیش گفته، جامع همه معارف حقّی است که خدای سبحان، [[ایمان]] به آنها را از بندگانش خواسته و مقصود از [[ایمان]]، [[ایمان]] کاملی است که در قلب آدمی مستقر شود و شک، اعتراض و اضطراب بدان راه نیابد و در قلمرو اخلاق و رفتار نیز بیاثر نباشد. جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} در ذیل آیه ۱۷۷ سوره بقره که پس از شمردن اوصاف ابرار قرار گرفته و در آن، صدق مطلق آمده و به اعمال قلبی یا جوارحی مقید نشده، نشانه ایمان صادقانه ابرار است...؛ بنابراین، ابرار دارای مرتبه عالی ایمانند؛ چنانکه قرآن میفرماید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ }}﴾}}<ref> آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند؛ سوره انعام، آیه:۸۲.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹ و ۴۳۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#'''صداقت:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} ابرار که به اصول پنجگانه اعتقادی، ایمانی راسخ دارند و در موارد شش گانه مذکور [در آیه]انفاق میکنند و بر پا دارندگان نماز و پرداخت کنندگان زکاتاند و به پیمانهای سه گانه وفا میکنند و در موارد سه گانه صبر (= بأساء، ضرّاء، حینالبأس) شکیبا و پایدارند، اینان در ایمان خود صادقند، نه کسانی که ایمان را با زبان اظهار میکنند؛ ولی دلهایشان ایمان نیاورده است<ref>المنار، ج۲، ص۱۲۲.</ref>. حصر در جمله{{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} تأکیدی بر تعریف و بیان حدّ و بدین معنا است که اگر برجستگان از اهل صدق و صداقت را میجویی، آنان همان ابرارند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''صداقت:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} ابرار که به اصول پنجگانه اعتقادی، ایمانی راسخ دارند و در موارد شش گانه مذکور [در آیه]انفاق میکنند و بر پا دارندگان نماز و پرداخت کنندگان زکاتاند و به پیمانهای سه گانه وفا میکنند و در موارد سه گانه صبر (= بأساء، ضرّاء، حینالبأس) شکیبا و پایدارند، اینان در ایمان خود صادقند، نه کسانی که ایمان را با زبان اظهار میکنند؛ ولی دلهایشان ایمان نیاورده است<ref>المنار، ج۲، ص۱۲۲.</ref>. حصر در جمله{{عربی|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }}﴾}} تأکیدی بر تعریف و بیان حدّ و بدین معنا است که اگر برجستگان از اهل صدق و صداقت را میجویی، آنان همان ابرارند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''پارسایی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> ابرار که ابعاد اعتقادی دین را باور دارند، از داراییهای خود برای دستگیری از مستمندان بهره میگیرند؛ وظایف عبادی و اجتماعی خویش را انجام میدهند و در نبرد با دشمنانِ دین، استقامت میورزند، تقوا پیشگان حقیقیاند<ref>راهنما، ج۱، ص۵۶۷.</ref>. حصر در جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}} بیانگر کمال [[تقوا]] است؛ زیرا اگر برّ و صدق به مرحله تمام نرسد، [[تقوا]] نیز کامل نخواهد شد<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''پارسایی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> ابرار که ابعاد اعتقادی دین را باور دارند، از داراییهای خود برای دستگیری از مستمندان بهره میگیرند؛ وظایف عبادی و اجتماعی خویش را انجام میدهند و در نبرد با دشمنانِ دین، استقامت میورزند، تقوا پیشگان حقیقیاند<ref>راهنما، ج۱، ص۵۶۷.</ref>. حصر در جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}} بیانگر کمال [[تقوا]] است؛ زیرا اگر برّ و صدق به مرحله تمام نرسد، [[تقوا]] نیز کامل نخواهد شد<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''وفاداری:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ }}﴾}}<ref>و وفاداران به پیمان خویش، چون پیمان بندند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> گرچه وفای به عهد در این آیه مطلق است و هر پیمان و التزام و عقدی را شامل میشود، به قرینه جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِذَا عَاهَدُواْ}}﴾}} شامل ایمان و التزام به احکام آن نمیشود؛ زیرا التزام به [[ایمان]] و لوازم آن، به زمانی خاص مقید نیست<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref>. در سوره انسان در وصف ابرار آمده است که به نذر خود وفا میکنند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref> در برخی روایات، وفا به نذر، بر پایبندی به ولایت [[اهل بیت]]{{عم}} که در موطن میثاقگیری "عالم ذر" از آنان گرفته شده، تطبیق شده است<ref>البرهان، ج۵، ص۵۵۳.</ref>. شایان ذکر است که شأن نزول این آیه، شکیبایی وصفناپذیر [[امام علی|علی بن ابی طالب]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه زهرا]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | #'''وفاداری:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ }}﴾}}<ref>و وفاداران به پیمان خویش، چون پیمان بندند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> گرچه وفای به عهد در این آیه مطلق است و هر پیمان و التزام و عقدی را شامل میشود، به قرینه جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِذَا عَاهَدُواْ}}﴾}} شامل ایمان و التزام به احکام آن نمیشود؛ زیرا التزام به [[ایمان]] و لوازم آن، به زمانی خاص مقید نیست<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref>. در سوره انسان در وصف ابرار آمده است که به نذر خود وفا میکنند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref> در برخی روایات، وفا به نذر، بر پایبندی به ولایت [[اهل بیت]]{{عم}} که در موطن میثاقگیری "عالم ذر" از آنان گرفته شده، تطبیق شده است<ref>البرهان، ج۵، ص۵۵۳.</ref>. شایان ذکر است که شأن نزول این آیه، شکیبایی وصفناپذیر [[امام علی|علی بن ابی طالب]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه زهرا]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref> | ||
#'''شکیبایی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ }}﴾}}<ref>و شکیبایان در سختی و تنگدستی و در زیان و هنگام کارزار؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> دو خُلقِ وفا و صبر که یکی صبر مقتضایش سکون است و دیگری وفا به حرکت تعلّق میگیرد، دربر دارنده همه اخلاق نیک نیست؛ امّا هرگاه این دو تحقّق یابد، دیگر خلقهای نیکو نیز محقّق میشود<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref>. پایداری، پایه اصیل هر طاعت و پاکی است؛ ازاینرو از عوامل راه یافتن ابرار، به بهشت شمرده شده: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}﴾}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و هنگام ورود بهشتیان به بهشت، فرشتگان در خوشامدگویی به آنان از پایداریشان در دنیا یاد میکنند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ }}﴾}}<ref> درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''شکیبایی:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ }}﴾}}<ref>و شکیبایان در سختی و تنگدستی و در زیان و هنگام کارزار؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> دو خُلقِ وفا و صبر که یکی صبر مقتضایش سکون است و دیگری وفا به حرکت تعلّق میگیرد، دربر دارنده همه اخلاق نیک نیست؛ امّا هرگاه این دو تحقّق یابد، دیگر خلقهای نیکو نیز محقّق میشود<ref>المیزان، ج۱، ص۴۲۹.</ref>. پایداری، پایه اصیل هر طاعت و پاکی است؛ ازاینرو از عوامل راه یافتن ابرار، به بهشت شمرده شده: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}﴾}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و هنگام ورود بهشتیان به بهشت، فرشتگان در خوشامدگویی به آنان از پایداریشان در دنیا یاد میکنند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ }}﴾}}<ref> درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''هراس از معاد:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}﴾}}<ref> بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> خداوند در دو آیه یاد شده، ابرار را بر اثر داشتن هراسِ قیامت میستاید<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''هراس از معاد:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}﴾}}<ref> بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> خداوند در دو آیه یاد شده، ابرار را بر اثر داشتن هراسِ قیامت میستاید<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''اخلاص:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا }}﴾}}<ref> با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref> رمز اخلاص ابرار، آن است که به خدا، رسالت و معاد، ایمانی از روی رشد و بصیرت دارند و خود را بنده مملوک پروردگار دانسته، خود را مالک هیچ نفع و ضرری نمیدانند. آنان جز آنچه را خدا خواسته و بدان خشنود است، چیزی نمیخواهند و به چیزی خشنود نیستند؛ پس اراده خدا را بر اراده خود مقدّم داشته و بر مخالفت با نفس و دشواری طاعت، صبر پیشه کردهاند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref> در برخی روایات و نیز از سعیدبن جبیر و مجاهد نقل شده است<ref>جوامعالجامع، ج۲، ص۷۴۸.</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} که این آیات درباره وی نازل شده هرگز {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ}}﴾}} را بر زبان نیاورد؛ بلکه خداوند از دل وی خبر داد<ref>البرهان، ج۵، ص۵۴۸.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''اخلاص:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا }}﴾}}<ref> با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref> رمز اخلاص ابرار، آن است که به خدا، رسالت و معاد، ایمانی از روی رشد و بصیرت دارند و خود را بنده مملوک پروردگار دانسته، خود را مالک هیچ نفع و ضرری نمیدانند. آنان جز آنچه را خدا خواسته و بدان خشنود است، چیزی نمیخواهند و به چیزی خشنود نیستند؛ پس اراده خدا را بر اراده خود مقدّم داشته و بر مخالفت با نفس و دشواری طاعت، صبر پیشه کردهاند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref> در برخی روایات و نیز از سعیدبن جبیر و مجاهد نقل شده است<ref>جوامعالجامع، ج۲، ص۷۴۸.</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} که این آیات درباره وی نازل شده هرگز {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ}}﴾}} را بر زبان نیاورد؛ بلکه خداوند از دل وی خبر داد<ref>البرهان، ج۵، ص۵۴۸.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==رفتار ابرار== | ==رفتار ابرار== | ||
#'''انفاق محبوب:''' در برخی آیات آمده کهدستیابی به برّ، جز از راه انفاق محبوب، ممکن نیست: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> انفاق مال، یکی از ارکان برّ است که تحقّق آن جز با اجتماع آنها انجام نمیپذیرد و این که انفاق را در این آیه، غایتی برای دستیابی به بِرّ قرار داده، نشانه عنایت و اهتمام بیشتری به رکن مذکور (انفاق) است و این بدان جهت است که وابستگی قلبی به مالی که انسان اندوخته، از غرایز آدمیاست؛ به گونهای که گویا مال، جزئی از جان او است و با دادن مال، گویی بخشی از جان خود را میدهد؛ برخلاف دیگر عبادتها و اعمال که در آنها فوت، زوال و کمبود چشمگیر نیست<ref>المیزان، ج۳، ص۳۴۴.</ref>. در آیه ۱۷۷ سوره بقره نیز دادن مال محبوب به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و در راهآزادی بردگان، از مصادیق بِرّ شمرده شده است؛ بدین معنا که علاقه به مال، نیکان را از صَرف آن در راه رهایی مستمندان باز نمیدارد<ref>راهنما، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در پاسخ پرسشی درباره {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَآتَى الْمَالَ }}﴾}} فرمود: مقصود این است که مال خود را در راه خدا میدهی؛ در حالی که نَفْست تو را از عمر دراز و فقر میترساند<ref>الدرّالمنثور، ج۱، ص۴۱۴.</ref>. {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ }}﴾}} از مهمترین مظاهر [[ایمان]] و عمل صالح، انفاق در راه خدا است. انفاق، معیار جدایی ایمان راستین و ادّعایی است<ref>مواهب الرحمن، ج۶، ص۱۳۱.</ref>. گرچه تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }}﴾}} در این آیه، شامل صدقات مستحب و واجب هر دو میشود، {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}﴾}} در پایان آیه شاهد است که زکات واجب از آن ارادهنشده است<ref>المنیر، ج۲، ص۱۰۰.</ref> به گفته برخی مفسّران، {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }}﴾}} اعمّ از انفاق است؛ زیرا شامل قرض نیز میشود؛ چنان که هبه معوّضه و هدیه نیز از مصادیق آن به شمار میآیند<ref>الفرقان، ج۱ ـ ۲، ص۲۹۴.</ref>. ابرار در سوره انسان نیز بر اثرِ اطعام و بخشیدن طعام مورد علاقه و نیاز خویش ستوده شده و عمل آنان از مصادیق روشن انفاق محبوب به شمار آمده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}﴾}}<ref> و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند؛ سوره انسان، آیه:۸.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} درباره این آیه پرسیده شد: حبّ خدا یا دوستی مال؟ فرمود: دوستی طعام<ref>البرهان، ج۵، ص۵۴۸.</ref>. ضمیر {{عربی|﴿{{متن قرآن| عَلَى حُبِّهِ }}﴾}} در آیه ۱۷۷ سوره بقره نیز میتواند به {{عربی|﴿{{متن قرآن|اللَّهِ}}﴾}} یا به {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}}﴾}} باز گردد. اگر به {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}}﴾}} برگردد، یعنی مال را با میل و رغبت به مستمندان میپردازند؛ همچنین ضمیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|حُبِّهِ }}﴾}} در آیه ۸ سوره انسان میتواند به {{عربی|﴿{{متن قرآن|اللَّهِ}}﴾}} برگردد<ref>التبیان، ج۱۰، ص۲۱۰؛ اعراب القرآن، درویش، ج۱۰، ص۳۱۶.</ref>. انفاق محبوبها در راه خدا، از بزرگترین ابزارهای ارزیابی و آزمایش ایمان درست از ایمان فاسد است؛ زیرا در چنین انفاقی، دوستی با خدا که باید بر دوستی مال و غیر آن چیره شود، ظهور و بروز مییابد<ref>مواهب الرحمن، ج۶، ص۱۳۳.</ref>. مسلمانان صدر اسلام با الهام از این آیات میکوشیدند تا از محبوبترین اموال خود انفاق کنند؛ چنان که [[ابوذر غفاری]] از مهمان خود خواست تا از شتران وی، برترین آنها را برای خود برگزیند. او شتر لاغری آورد. [[ابوذر غفاری]] گفت: به من خیانت کردی. او گفت: بهترین شتر را یافتم؛ ولی آن را برای روز نیازتان واگذاشتم. [[ابوذر غفاری]] گفت: روز نیاز من هنگامی است که در خانه قبر قرار گیرم. خداوند میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> این شتر، مالِ محبوب من بود و دوست داشتم آن را برای خود پیش فرستم<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۷۹۳.</ref>. برخی گفتهاند: خداوند در قرآن خیراتی را مصادیق بِرّ میشمارد و در آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> میفرماید: اگر همه این خیرات را نیز بیاورید، به فضیلت برّ نمیرسید، مگر این که از آن چه دوست دارید، انفاق کنید<ref>البحر المحیط، ج۳، ص۲۶۰؛ التفسیرالکبیر، ج۸، ص۱۴۲.</ref> و معنای آن این است که انفاقِ محبوب، برترین طاعتها است<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۱۴۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''انفاق محبوب:''' در برخی آیات آمده کهدستیابی به برّ، جز از راه انفاق محبوب، ممکن نیست: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> انفاق مال، یکی از ارکان برّ است که تحقّق آن جز با اجتماع آنها انجام نمیپذیرد و این که انفاق را در این آیه، غایتی برای دستیابی به بِرّ قرار داده، نشانه عنایت و اهتمام بیشتری به رکن مذکور (انفاق) است و این بدان جهت است که وابستگی قلبی به مالی که انسان اندوخته، از غرایز آدمیاست؛ به گونهای که گویا مال، جزئی از جان او است و با دادن مال، گویی بخشی از جان خود را میدهد؛ برخلاف دیگر عبادتها و اعمال که در آنها فوت، زوال و کمبود چشمگیر نیست<ref>المیزان، ج۳، ص۳۴۴.</ref>. در آیه ۱۷۷ سوره بقره نیز دادن مال محبوب به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و در راهآزادی بردگان، از مصادیق بِرّ شمرده شده است؛ بدین معنا که علاقه به مال، نیکان را از صَرف آن در راه رهایی مستمندان باز نمیدارد<ref>راهنما، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} در پاسخ پرسشی درباره {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ }}﴾}} فرمود: مقصود این است که مال خود را در راه خدا میدهی؛ در حالی که نَفْست تو را از عمر دراز و فقر میترساند<ref>الدرّالمنثور، ج۱، ص۴۱۴.</ref>. {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ }}﴾}} از مهمترین مظاهر [[ایمان]] و عمل صالح، انفاق در راه خدا است. انفاق، معیار جدایی ایمان راستین و ادّعایی است<ref>مواهب الرحمن، ج۶، ص۱۳۱.</ref>. گرچه تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }}﴾}} در این آیه، شامل صدقات مستحب و واجب هر دو میشود، {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}﴾}} در پایان آیه شاهد است که زکات واجب از آن ارادهنشده است<ref>المنیر، ج۲، ص۱۰۰.</ref> به گفته برخی مفسّران، {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }}﴾}} اعمّ از انفاق است؛ زیرا شامل قرض نیز میشود؛ چنان که هبه معوّضه و هدیه نیز از مصادیق آن به شمار میآیند<ref>الفرقان، ج۱ ـ ۲، ص۲۹۴.</ref>. ابرار در سوره انسان نیز بر اثرِ اطعام و بخشیدن طعام مورد علاقه و نیاز خویش ستوده شده و عمل آنان از مصادیق روشن انفاق محبوب به شمار آمده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}﴾}}<ref> و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند؛ سوره انسان، آیه:۸.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} درباره این آیه پرسیده شد: حبّ خدا یا دوستی مال؟ فرمود: دوستی طعام<ref>البرهان، ج۵، ص۵۴۸.</ref>. ضمیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ }}﴾}} در آیه ۱۷۷ سوره بقره نیز میتواند به {{عربی|﴿{{متن قرآن|اللَّهِ}}﴾}} یا به {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}}﴾}} باز گردد. اگر به {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}}﴾}} برگردد، یعنی مال را با میل و رغبت به مستمندان میپردازند؛ همچنین ضمیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|حُبِّهِ }}﴾}} در آیه ۸ سوره انسان میتواند به {{عربی|﴿{{متن قرآن|اللَّهِ}}﴾}} برگردد<ref>التبیان، ج۱۰، ص۲۱۰؛ اعراب القرآن، درویش، ج۱۰، ص۳۱۶.</ref>. انفاق محبوبها در راه خدا، از بزرگترین ابزارهای ارزیابی و آزمایش ایمان درست از ایمان فاسد است؛ زیرا در چنین انفاقی، دوستی با خدا که باید بر دوستی مال و غیر آن چیره شود، ظهور و بروز مییابد<ref>مواهب الرحمن، ج۶، ص۱۳۳.</ref>. مسلمانان صدر اسلام با الهام از این آیات میکوشیدند تا از محبوبترین اموال خود انفاق کنند؛ چنان که [[ابوذر غفاری]] از مهمان خود خواست تا از شتران وی، برترین آنها را برای خود برگزیند. او شتر لاغری آورد. [[ابوذر غفاری]] گفت: به من خیانت کردی. او گفت: بهترین شتر را یافتم؛ ولی آن را برای روز نیازتان واگذاشتم. [[ابوذر غفاری]] گفت: روز نیاز من هنگامی است که در خانه قبر قرار گیرم. خداوند میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> این شتر، مالِ محبوب من بود و دوست داشتم آن را برای خود پیش فرستم<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص ۷۹۳.</ref>. برخی گفتهاند: خداوند در قرآن خیراتی را مصادیق بِرّ میشمارد و در آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> میفرماید: اگر همه این خیرات را نیز بیاورید، به فضیلت برّ نمیرسید، مگر این که از آن چه دوست دارید، انفاق کنید<ref>البحر المحیط، ج۳، ص۲۶۰؛ التفسیرالکبیر، ج۸، ص۱۴۲.</ref> و معنای آن این است که انفاقِ محبوب، برترین طاعتها است<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۱۴۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''اقامه نماز:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلاةَ}}﴾}}<ref>و نماز به پا دارد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. ابرار، هم اهل نمازند و هم حقیقت آن را به پا میدارند. به پا داشتن نماز راستین، به معنای توفیق یافتن ابرار در دستیابی به آثار و برکاتی است که قرآن برای نماز بر میشمرد؛ مانند ذکر و یاد خدا: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي}}﴾}}<ref> بیگمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار؛ سوره طه، آیه:۱۴.</ref> و بازداشتن فرد و جامعه از فحشا و منکر: {{عربی|﴿{{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}﴾}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است و خداوند میداند که چه انجام میدهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref> و نجاتِ انسان از بیقراری هنگام سختی و نداری و از انحصارطلبی و بخل هنگام توانگری: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ }}﴾}}<ref> بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند.چون شرّی بدو رسد بیتاب است.و چون خیری بدو رسد بازدارنده است.جز نمازگزاران؛ سوره معارج، آیه:۱۹ - ۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''اقامه نماز:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلاةَ}}﴾}}<ref>و نماز به پا دارد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. ابرار، هم اهل نمازند و هم حقیقت آن را به پا میدارند. به پا داشتن نماز راستین، به معنای توفیق یافتن ابرار در دستیابی به آثار و برکاتی است که قرآن برای نماز بر میشمرد؛ مانند ذکر و یاد خدا: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي}}﴾}}<ref> بیگمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار؛ سوره طه، آیه:۱۴.</ref> و بازداشتن فرد و جامعه از فحشا و منکر: {{عربی|﴿{{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}﴾}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است و خداوند میداند که چه انجام میدهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref> و نجاتِ انسان از بیقراری هنگام سختی و نداری و از انحصارطلبی و بخل هنگام توانگری: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ }}﴾}}<ref> بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند.چون شرّی بدو رسد بیتاب است.و چون خیری بدو رسد بازدارنده است.جز نمازگزاران؛ سوره معارج، آیه:۱۹ - ۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''پرداخت زکات:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}﴾}}<ref> زکات پردازد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> فعل {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى}}﴾}} و ذکر زکات در کنار نماز، قرینه بر انفاق "مالی" است، نه زکات به معنای تطهیر نفس و ازاله رذایل اخلاقی از آن<ref>المیزان، ج۱۵، ص۹.</ref>. افزون بر اوصافی که به یکی از شؤون سهگانه عقاید، اخلاق و رفتار ابرار باز میگردد، در قرآن اوصاف جامعی مانند وصف {{عربی|" عباد اللّه"}} (بندگان خدا) برای برخی از آنان ذکر شده است. در سوره انسان پس از تبیین نعمتهای بهشتی ابرار، از آنان با وصف {{عربی|" عباد اللّه"}} یاد میکند. ذکر این وصف، بر اثر آراستگی آنان به زیور بندگی و پرداختن آنان به لوازم بندگی است <ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''پرداخت زکات:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}﴾}}<ref> زکات پردازد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> فعل {{عربی|﴿{{متن قرآن|آتَى}}﴾}} و ذکر زکات در کنار نماز، قرینه بر انفاق "مالی" است، نه زکات به معنای تطهیر نفس و ازاله رذایل اخلاقی از آن<ref>المیزان، ج۱۵، ص۹.</ref>. افزون بر اوصافی که به یکی از شؤون سهگانه عقاید، اخلاق و رفتار ابرار باز میگردد، در قرآن اوصاف جامعی مانند وصف {{عربی|" عباد اللّه"}} (بندگان خدا) برای برخی از آنان ذکر شده است. در سوره انسان پس از تبیین نعمتهای بهشتی ابرار، از آنان با وصف {{عربی|" عباد اللّه"}} یاد میکند. ذکر این وصف، بر اثر آراستگی آنان به زیور بندگی و پرداختن آنان به لوازم بندگی است <ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
==مصادیق ابرار== | ==مصادیق ابرار== | ||
*آیات فراوانی از قرآن در تبیین اوصاف نیکوکاران است؛ امّا نیکوکارانی که در قرآن با تصریح به وصف نیکوکاری "بَرّ" مطرحشدهاند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، فرشتگان و مؤمنان<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *آیات فراوانی از قرآن در تبیین اوصاف نیکوکاران است؛ امّا نیکوکارانی که در قرآن با تصریح به وصف نیکوکاری "بَرّ" مطرحشدهاند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، فرشتگان و مؤمنان<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}:'''[[پیامبران]] الهی همه از برترین مصادیق ابرار هستند؛ از این رو در قرآن هر جا سخن از ابرار به میان میآید، [[انبیاء]]{{عم}} برترین مصداق آن شمرده میشوند. [[میبدی]] در تفسیر آیه ۱۹۳ سوره آلعمران {{عربی|﴿{{متن قرآن| رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}﴾}}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خوانندهای به ایمان فرا میخواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{عربی|﴿{{متن قرآن|الأَبْرَارِ }}﴾}} را [[انبیا]] و اولیا دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۸.</ref>.[[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از برترین مصادیق ابرار هستند؛ چنانکه در سوره انسان، هجده آیه درباره ابرارآمده که بر پایه روایات متواتر یا مستفیض<ref>الفرقان، ج۲۹، ص۳۰۶.</ref> در شأن [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج۲۴، ص۳.</ref>. در احادیث متواتر شیعه و سنّی آمده است که [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در کودکی بیمار شدند. [[پیامبر]]{{صل}} و گروهی از یاران، از آنان عیادت کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}پیشنهاد نذر دادند. حضرت فرمود: برای شکر خداوند سه روز روزه میگیریم. طبق برخی روایات، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و خدمتکار آنان فضّه نیز نذر کردند تا روزه بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به نذر خود وفا کرده، روزه گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام افطار، مسکینی بر دَرِ خانه حاضر شد و طعام طلبید. آنان همگی مسکین را بر خود مقدّم داشتند و در آن شب جز آب ننوشیدند. دومین روز نیز روزه گرفتند و هنگام افطار، نان جوین خود را به یتیمی که طعام طلبید، بخشیدند و بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفته، در شامگاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]]{{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، از شدّت گرسنگی میلرزیدند. مشاهده این حال بر [[پیامبر]]{{صل}} گران آمد؛ آنگاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} رفتند و وی را در محراب عبادت یافتند؛ در حالی که از شدّت گرسنگی، شکمش به پشت چسبیده و چشمهایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]]{{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه سوره انسان را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۱۱؛ البرهان، ج۵، ص۵۴۶ ـ ۵۵۲؛ إحقاقالحق، ج۳، ص۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این حدیث را همه علمای شیعه و ۳۴ نفر از مشاهیر عالمان اهلسنّت در کتابهای تفسیر و حدیث نقل کرده وآن را از افتخارات و فضایل مهم [[اهل بیت]]{{عم}} شمردهاند<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از مرگ عمر از مردم پرسید: شما را به خدا سوگند! آیا جز من در میان شما کسی هست که آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}﴾}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر سوره درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]]{{ع}} نیز فرمود: به خدا سوگند! مقصود از تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}}﴾}} در کتاب الهی، جز [[امام علی|علی بن ابی طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]]{{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} درباره آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}}﴾}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و فرزندان بزرگوارشان فرمود: خداوند نعمتی بیزوال و سروری ابدی به شما عطاکرد. بر شما گوارا باد ای خانواده [[پیامبر]]{{صل}}...!<ref>البرهان، ج۵، ص۵۵۳.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}:'''[[پیامبران]] الهی همه از برترین مصادیق ابرار هستند؛ از این رو در قرآن هر جا سخن از ابرار به میان میآید، [[انبیاء]]{{عم}} برترین مصداق آن شمرده میشوند. [[میبدی]] در تفسیر آیه ۱۹۳ سوره آلعمران {{عربی|﴿{{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}﴾}}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خوانندهای به ایمان فرا میخواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{عربی|﴿{{متن قرآن|الأَبْرَارِ }}﴾}} را [[انبیا]] و اولیا دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۸.</ref>.[[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از برترین مصادیق ابرار هستند؛ چنانکه در سوره انسان، هجده آیه درباره ابرارآمده که بر پایه روایات متواتر یا مستفیض<ref>الفرقان، ج۲۹، ص۳۰۶.</ref> در شأن [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج۲۴، ص۳.</ref>. در احادیث متواتر شیعه و سنّی آمده است که [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در کودکی بیمار شدند. [[پیامبر]]{{صل}} و گروهی از یاران، از آنان عیادت کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}پیشنهاد نذر دادند. حضرت فرمود: برای شکر خداوند سه روز روزه میگیریم. طبق برخی روایات، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و خدمتکار آنان فضّه نیز نذر کردند تا روزه بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به نذر خود وفا کرده، روزه گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام افطار، مسکینی بر دَرِ خانه حاضر شد و طعام طلبید. آنان همگی مسکین را بر خود مقدّم داشتند و در آن شب جز آب ننوشیدند. دومین روز نیز روزه گرفتند و هنگام افطار، نان جوین خود را به یتیمی که طعام طلبید، بخشیدند و بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفته، در شامگاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]]{{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، از شدّت گرسنگی میلرزیدند. مشاهده این حال بر [[پیامبر]]{{صل}} گران آمد؛ آنگاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} رفتند و وی را در محراب عبادت یافتند؛ در حالی که از شدّت گرسنگی، شکمش به پشت چسبیده و چشمهایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]]{{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه سوره انسان را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۱۱؛ البرهان، ج۵، ص۵۴۶ ـ ۵۵۲؛ إحقاقالحق، ج۳، ص۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این حدیث را همه علمای شیعه و ۳۴ نفر از مشاهیر عالمان اهلسنّت در کتابهای تفسیر و حدیث نقل کرده وآن را از افتخارات و فضایل مهم [[اهل بیت]]{{عم}} شمردهاند<ref>الغدیر، ج۳، ص۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از مرگ عمر از مردم پرسید: شما را به خدا سوگند! آیا جز من در میان شما کسی هست که آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}﴾}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر سوره درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]]{{ع}} نیز فرمود: به خدا سوگند! مقصود از تعبیر {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}}﴾}} در کتاب الهی، جز [[امام علی|علی بن ابی طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]]{{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} درباره آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}}﴾}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و فرزندان بزرگوارشان فرمود: خداوند نعمتی بیزوال و سروری ابدی به شما عطاکرد. بر شما گوارا باد ای خانواده [[پیامبر]]{{صل}}...!<ref>البرهان، ج۵، ص۵۵۳.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''فرشتگان:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}﴾}}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در قرآن، واژه {{عربی|﴿{{متن قرآن|بَرَرَةٍ}}﴾}} که جمع بَرّ است، فقط درباره فرشتگان آمده و این تعبیر، از واژه "ابرار" رساتر است؛ زیرا ابرار جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنانکه عدل از عادل<ref>مفردات، ص۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''فرشتگان:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}﴾}}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در قرآن، واژه {{عربی|﴿{{متن قرآن|بَرَرَةٍ}}﴾}} که جمع بَرّ است، فقط درباره فرشتگان آمده و این تعبیر، از واژه "ابرار" رساتر است؛ زیرا ابرار جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنانکه عدل از عادل<ref>مفردات، ص۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''مؤمنان:'''ابرار در قرآن، افزون بر معصومان{{عم}} شامل دیگر مؤمنان نیز خواهد شد. آیه ۱۷۷ سوره بقره مؤمنان را ابرار دانسته است {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ }}﴾}} در روایتی از [[رسول اکرم]]{{صل}} ابرار، یاران [[امام علی]]{{ع}} شناسانده شدهاند<ref>عیاشی، ج۱، ص۲۱۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''مؤمنان:'''ابرار در قرآن، افزون بر معصومان{{عم}} شامل دیگر مؤمنان نیز خواهد شد. آیه ۱۷۷ سوره بقره مؤمنان را ابرار دانسته است {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ }}﴾}} در روایتی از [[رسول اکرم]]{{صل}} ابرار، یاران [[امام علی]]{{ع}} شناسانده شدهاند<ref>عیاشی، ج۱، ص۲۱۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
==فراوانی نعمتهای بهشتی ابرار== | ==فراوانی نعمتهای بهشتی ابرار== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}﴾}}<ref> بیگمان نیکان در ناز و نعمتی بیشمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمتهای مادّی، چون انواع خوردنیهای مطلوب و نوشیدنیهای گوارا، همسران بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمتهای معنوی، مانند انس با خدا، رؤیت پروردگار، رضایت خدا از آنان و امنیت و طمأنینه و سعادت ابدی برخوردارند<ref>المنیر، ج۳۰، ص۱۲۶.</ref>. در سوره انسان، هجده آیه در وصف نعمتهای بهشتی ابرار آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای نعمت فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه عظمت نعمتهای بهشتی ابرار و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمتهایی وصفناپذیر به سر میبرند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۷.</ref>. برخی گفتهاند: بشارتهایی که در سوره انسان به ابرار داده شده، به ترتیب یکی برتر از دیگری است؛ چنان که در آغاز، مصونیت آنان از شرّ و آسیب قیامت را بیان میکند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان بشارت شادابی چهره و شادمانی دل میدهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، سخن از بهشت و پوشاک پرنیانی آن دارد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}﴾}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به بشارت اجمالی بهشت نیز بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمتهای آن را به تفصیل بیان میدارد<ref>الفصول المهمه، ص۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}﴾}}<ref> بیگمان نیکان در ناز و نعمتی بیشمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمتهای مادّی، چون انواع خوردنیهای مطلوب و نوشیدنیهای گوارا، همسران بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمتهای معنوی، مانند انس با خدا، رؤیت پروردگار، رضایت خدا از آنان و امنیت و طمأنینه و سعادت ابدی برخوردارند<ref>المنیر، ج۳۰، ص۱۲۶.</ref>. در سوره انسان، هجده آیه در وصف نعمتهای بهشتی ابرار آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای نعمت فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه عظمت نعمتهای بهشتی ابرار و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمتهایی وصفناپذیر به سر میبرند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۷.</ref>. برخی گفتهاند: بشارتهایی که در سوره انسان به ابرار داده شده، به ترتیب یکی برتر از دیگری است؛ چنان که در آغاز، مصونیت آنان از شرّ و آسیب قیامت را بیان میکند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان بشارت شادابی چهره و شادمانی دل میدهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، سخن از بهشت و پوشاک پرنیانی آن دارد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}﴾}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به بشارت اجمالی بهشت نیز بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمتهای آن را به تفصیل بیان میدارد<ref>الفصول المهمه، ص۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==شادابی و شادمانی== | ==شادابی و شادمانی== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن| فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> بر پایه حدیثی از [[امام باقر]]{{ع}} نضرت "شادابی" در چهره، وسرور در دل آنان است<ref>الصافی، ج۵، ص۲۶۲.</ref>. آیه ۲۴ سوره مطففین از اثر آشکار نعمتها و شادابی و خرّمی آن بر چهره ابرار بهشتی سخن میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}﴾}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی؛ سوره مطففین، آیه: ۲۴.</ref>. [[آلوسی]] به نقل از [[ابن عبّاس]] میگوید: هنگامی که بهشتیان در بهشت به سر میبرند، ناگهان نوری همانند آفتاب میبینند که صحنه بهشت را روشن میکند. آنان به رضوان <ref>فرشته مأمور بهشتی</ref> میگویند: این نور چیست؛ با این که خداوند فرمود: در بهشت، آفتاب و سرمایی نمیبینند؟ وی پاسخ میدهد: این نورِ خورشید و ماه نیست؛ بلکه [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا|فاطمه]]{{س}} که از برترین مصادیق ابرارند خندان شدهاند و بهشت، از نور دندان آنان روشن شده است.<ref>روحالمعانی، مج۱۶، ج۲۹، ص۲۷۲؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> بر پایه حدیثی از [[امام باقر]]{{ع}} نضرت "شادابی" در چهره، وسرور در دل آنان است<ref>الصافی، ج۵، ص۲۶۲.</ref>. آیه ۲۴ سوره مطففین از اثر آشکار نعمتها و شادابی و خرّمی آن بر چهره ابرار بهشتی سخن میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}﴾}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی؛ سوره مطففین، آیه: ۲۴.</ref>. [[آلوسی]] به نقل از [[ابن عبّاس]] میگوید: هنگامی که بهشتیان در بهشت به سر میبرند، ناگهان نوری همانند آفتاب میبینند که صحنه بهشت را روشن میکند. آنان به رضوان <ref>فرشته مأمور بهشتی</ref> میگویند: این نور چیست؛ با این که خداوند فرمود: در بهشت، آفتاب و سرمایی نمیبینند؟ وی پاسخ میدهد: این نورِ خورشید و ماه نیست؛ بلکه [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا|فاطمه]]{{س}} که از برترین مصادیق ابرارند خندان شدهاند و بهشت، از نور دندان آنان روشن شده است.<ref>روحالمعانی، مج۱۶، ج۲۹، ص۲۷۲؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==مُلک کبیر== | ==مُلک کبیر== | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
==چشمانداز ابرار== | ==چشمانداز ابرار== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ}}﴾}}<ref> نشسته بر تختها (به هر سو) مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ}}﴾}}<ref> در آن، بر تختها پشت میدهند؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. آنان در حالی که بر تختهای زیبا و فاخر بهشتی تکیه زدهاند، به انواع نعمتهای بهشتی که برایشان فراهم شده و به دشمنان معذّب دوزخی خود و به آنچه اشتهای آن را دارند مینگرند و میتوان گفت به خدایشان مینگرند. مؤید این برداشت، آیه بعد است که میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}﴾}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی؛ سوره مطففین، آیه:۲۴.</ref> با عنایت به آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}﴾}}<ref> چهرههایی در آن روز شاداب است،که به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد؛ سوره قیامت، آیه: ۲۲ - ۲۳.</ref> مؤید دیگر این برداشت، این است که در ابتدا باید برترین لذتها مطرح شود و آن، جز رؤیت خدا<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۹۸.</ref> نیست. برخی نیز گفتهاند: چون حذف مفعول، مفید عموم است، از این آیه برمیآید که ابرار، به انواع نعمتهای بهشتی مینگرند<ref>البصائر، ج۵۳، ص۲۴۰.</ref>. به گفته بعضی، آنان به مناظر بهجتانگیز و نعمتهای فراوان و پایدار بهشتی مینگرند و این قول که مقصود، نگاه آنان به کیفر کافران است، درست نیست<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۸.</ref>. مؤید این رأی این است که در دو آیه پایانی همین سوره، نگاه ابرار به کیفر کافران و مجرمان، ذکر شده است. "ارائک" جمع "اریکه" و به گفته بسیاری از مفسّران، به معنای تختهای مخصوص حجلهها است. برخی نیز آن را تخت سایباندار تفسیر کردهاند؛ در برابر "سریر" که تخت بیسایبان است<ref>روضالجنان، ج۲۰، ص۷۷.</ref>. تعبیرهای قرآنی نیز گواه این سخن است؛ زیرا سخن از سریر در جایی است که بهشتیان با یکدیگر مجلس انسی دارند؛ در برابر هم مینشینند و سخن میگویند؛ در حالیکه ارائک مربوط به جایی است که با همسران خود خلوت میکنند؛ مانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ}}﴾}}<ref> آنان و همسرانشان در سایهسارها بر تختها پشت میدهند؛ سوره یس، آیه:۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ}}﴾}}<ref> نشسته بر تختها (به هر سو) مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ}}﴾}}<ref> در آن، بر تختها پشت میدهند؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. آنان در حالی که بر تختهای زیبا و فاخر بهشتی تکیه زدهاند، به انواع نعمتهای بهشتی که برایشان فراهم شده و به دشمنان معذّب دوزخی خود و به آنچه اشتهای آن را دارند مینگرند و میتوان گفت به خدایشان مینگرند. مؤید این برداشت، آیه بعد است که میگوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}﴾}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی؛ سوره مطففین، آیه:۲۴.</ref> با عنایت به آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}﴾}}<ref> چهرههایی در آن روز شاداب است،که به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد؛ سوره قیامت، آیه: ۲۲ - ۲۳.</ref> مؤید دیگر این برداشت، این است که در ابتدا باید برترین لذتها مطرح شود و آن، جز رؤیت خدا<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۹۸.</ref> نیست. برخی نیز گفتهاند: چون حذف مفعول، مفید عموم است، از این آیه برمیآید که ابرار، به انواع نعمتهای بهشتی مینگرند<ref>البصائر، ج۵۳، ص۲۴۰.</ref>. به گفته بعضی، آنان به مناظر بهجتانگیز و نعمتهای فراوان و پایدار بهشتی مینگرند و این قول که مقصود، نگاه آنان به کیفر کافران است، درست نیست<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۸.</ref>. مؤید این رأی این است که در دو آیه پایانی همین سوره، نگاه ابرار به کیفر کافران و مجرمان، ذکر شده است. "ارائک" جمع "اریکه" و به گفته بسیاری از مفسّران، به معنای تختهای مخصوص حجلهها است. برخی نیز آن را تخت سایباندار تفسیر کردهاند؛ در برابر "سریر" که تخت بیسایبان است<ref>روضالجنان، ج۲۰، ص۷۷.</ref>. تعبیرهای قرآنی نیز گواه این سخن است؛ زیرا سخن از سریر در جایی است که بهشتیان با یکدیگر مجلس انسی دارند؛ در برابر هم مینشینند و سخن میگویند؛ در حالیکه ارائک مربوط به جایی است که با همسران خود خلوت میکنند؛ مانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ}}﴾}}<ref> آنان و همسرانشان در سایهسارها بر تختها پشت میدهند؛ سوره یس، آیه:۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==نوشیدنی بهشتی ابرار== | ==نوشیدنی بهشتی ابرار== | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
==مصونیت در قیامت== | ==مصونیت در قیامت== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن| فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> این آیه از تحقّق خواسته ابرار خبر میدهد؛ زیرا آنان از شرّ و آسیب روز بازپسین در هراس بودند و میگفتند: مااز پروردگارمان از روز دژمی سخت، هراسناکیم: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}﴾}}<ref> بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> خداوند درباره آنان میفرماید: وازروزی که گزندِ آن فراگیرنده است میترسیدند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>. خداوند نیز آسیب این روز دژم را از آنان برداشت و به آنان ایمنی بخشید و برخلاف دژمی چهره کافران، به چهرههای آنان خرّمی و شادابی و به دلهایشان سروری عطا کرد<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۹۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}﴾}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> این آیه از تحقّق خواسته ابرار خبر میدهد؛ زیرا آنان از شرّ و آسیب روز بازپسین در هراس بودند و میگفتند: مااز پروردگارمان از روز دژمی سخت، هراسناکیم: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}﴾}}<ref> بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> خداوند درباره آنان میفرماید: وازروزی که گزندِ آن فراگیرنده است میترسیدند: {{عربی|﴿{{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}﴾}}<ref> به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>. خداوند نیز آسیب این روز دژم را از آنان برداشت و به آنان ایمنی بخشید و برخلاف دژمی چهره کافران، به چهرههای آنان خرّمی و شادابی و به دلهایشان سروری عطا کرد<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۹۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==لباس حریر== | ==لباس حریر== | ||