جز
جایگزینی متن - 'می شود' به 'میشود'
جز (جایگزینی متن - '{{خرد}}' به '{{ویرایش غیرنهایی}}') |
جز (جایگزینی متن - 'می شود' به 'میشود') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*روایات مشهور به الف باب از روایات پر تعدادی است که بیانگر یکی از منابع و مـجاری علوم ائمه(علیهم السلام) است. بر خلاف سایر مجاری علوم اهل بیت(علیهم السلام) کـه طـرح و تـبیین آن بیشتر در زمان امام باقر(علیه السلام) و به صورت گستردهتر در زمان امام صادق(علیه السلام) رخ نمایانده اسـت، روایـات الف باب در موارد متعددی از زبـان امـیرالمؤمنین(علیه السلام) و برخی از صحابه پیامبر و تعدادی از همسران ایـشان بـیان و یا نـقل شـده اسـت، هر چند تبیین حـقایق و جزییاتی از آن در دوره امام صادق(علیه السلام) پدیدار شده است. <ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 158</ref> | *روایات مشهور به الف باب از روایات پر تعدادی است که بیانگر یکی از منابع و مـجاری علوم ائمه(علیهم السلام) است. بر خلاف سایر مجاری علوم اهل بیت(علیهم السلام) کـه طـرح و تـبیین آن بیشتر در زمان امام باقر(علیه السلام) و به صورت گستردهتر در زمان امام صادق(علیه السلام) رخ نمایانده اسـت، روایـات الف باب در موارد متعددی از زبـان امـیرالمؤمنین(علیه السلام) و برخی از صحابه پیامبر و تعدادی از همسران ایـشان بـیان و یا نـقل شـده اسـت، هر چند تبیین حـقایق و جزییاتی از آن در دوره امام صادق(علیه السلام) پدیدار شده است. <ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 158</ref> | ||
*در این روایات با اشاره به دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از امیرالمؤمنین(علیه السلام)، به انتقال دانشی از پیامبر به امیرالمومنین(علیه السلام) در ساعات پایانی عمر حضرت اشاره شده و از تعلیم هزار باب علم که از هر یک هزار باب دانش باز | *در این روایات با اشاره به دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از امیرالمؤمنین(علیه السلام)، به انتقال دانشی از پیامبر به امیرالمومنین(علیه السلام) در ساعات پایانی عمر حضرت اشاره شده و از تعلیم هزار باب علم که از هر یک هزار باب دانش باز میشود بحث شده است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 296</ref> «قال رسول الله فی مرضه الذی توفی فیه ادعوا لی خلیلی فأرسلتا إلی أبویهما فلما نظر إلیهما رسول الله أعرض عنهما ثم قال ادعوا لی خلیلی فأرسل إلی علی فلما نظر إلیه أکبّ علیه یحدثه فلما خرج لقیاه فقالا له ما حدثک خلیلک فقال حدثنی ألف باب یفتح کل باب ألف باب »<ref>شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص 135</ref> | ||
==روایات "الف باب"== | ==روایات "الف باب"== | ||
*روایات "الف باب" از چنان گستردگی برخوردار می باشد که برخی از علما<ref>مجلسی، محمد تقی، روضة المتقین، ج 1، ص 186</ref> ادعای متواتر بودن آن را کرده اند و برخی دیگر<ref>حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 1، ص 572</ref> اشاره به فراوانی این روایات دارند.<ref>شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص 139</ref> | *روایات "الف باب" از چنان گستردگی برخوردار می باشد که برخی از علما<ref>مجلسی، محمد تقی، روضة المتقین، ج 1، ص 186</ref> ادعای متواتر بودن آن را کرده اند و برخی دیگر<ref>حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 1، ص 572</ref> اشاره به فراوانی این روایات دارند.<ref>شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص 139</ref> | ||
*بر اساس گزارش روایات، مسألۀ تعلیم هزار باب علم به امام علی(علیه السلام) در دوره امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) جزء آموزه ها و باورهای عمومی شیعه محسوب | *بر اساس گزارش روایات، مسألۀ تعلیم هزار باب علم به امام علی(علیه السلام) در دوره امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) جزء آموزه ها و باورهای عمومی شیعه محسوب میشود. مؤید این گفتار آغاز سخن ابوبصیر با این جمله است: <ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 304</ref> «قلت لأبی عبدالله(علیه السلام) بلغنا أن رسول الله عَلَّمَ علیا ألف باب کل باب فتح ألف باب.» حضرت نیز با تصحیح این سخن، اصل گزاره را مورد تایید قرار می دهد: «فقال لی بل علمه بابا واحدا فتح ذلک الباب ألف باب فتح کل باب ألف باب.» <ref>شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص139</ref> | ||
*برخی از این احادیث عبارتند از: | *برخی از این احادیث عبارتند از: | ||
#در حدیثی ابوبصیر می گوید:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239</ref> «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عَلَّمَ عَلِيّاً(علیه السلام) بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عَلِيّاً(علیه السلام) أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم... .»<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 181؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، وبگاه بیان معرفت</ref> | #در حدیثی ابوبصیر می گوید:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239</ref> «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عَلَّمَ عَلِيّاً(علیه السلام) بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عَلِيّاً(علیه السلام) أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم... .»<ref>ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 181؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، وبگاه بیان معرفت</ref> | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
*منشأ و مجرای دانش امام به حلال و حرام الهی، استنباط و اجتهاد شخصی نیست. پیشوایان شیعه با توجه دادن به مبادی معرفتی و لزوم مستند و منقح بـودن احکام و فتاوای صادر شده توسط علما، منبع معرفتی و آگاهی خود را مستند به کلمات پیامبر میدانند.<ref>به عنوان نمونه ر. ک: الاختصاص، ص 313</ref> از این رو، سرچشمه دانـش پیشوایان شـیعه نسبت به احکام را باید در منشأ روشن و تنها مجرای دریافت احکام شـرعی، یـعنی رسول خدا جست و جو نمود. این مطلب از آنجا مهم جلوهگر میشود که با ختم نبوت جـریان نـزول احـکام و شریعت پایان پذیرفته است و از سوی دیگر، امام دارای شان تشریع و تقنین احـکامی جـدید نـیست. با این باور، این سؤال مطرح میشود که امام نسبت به پرسشهای جدید فـقهی و مـسائل جـدید عملی چگونه تعامل می کند و این پندار را دامن میزند که آیا شیعه به مـوضوع خـتم نبوت با نگاهی خدشه انگیز نگاه میکند و مکتب تشیّع شؤون پیامبر خاتم را بـه افـرادِ مـعینی پس از ایشان نسبت می دهد. از این رو، متّهم به تزلزل در اعتقاد یقینیِ خاتمیّت است و مفهوم خـاتمیّت در ایـن مکتب مفهومی سست و رقیق شده است. هر چند این سؤال نیازمند بررسی زوایـای گـوناگون آن اسـت، اما جنبهای که روایات مطرح کننده الف باب می تواند پاسخگوی این پرسش باشد، دارای اهـمیت اسـت؛ زیرا بیانگر اعتقاد کامل پیشوایان شیعه به جریان ختم شریعت و بهرهمندی از پاسـخ ایـن شـبهه است. و از سوی دیگر، نقش این منبع علمی برای ائمه را در فرآیند تبیین خاتمیت و تبیینِ شؤون و وظـایف امـام روشـن مینماید. دو کانون اصلی مطرح در روایات شیعی عبارتاند از: صـحیفه یـا کتاب الجامعه و دانش انتقال یافته با یـادکرد الف بـاب. هـمان گونه که روایات دلالت داشت، یکی از پایـههای مـعرفتی دانش الف باب، آگاهی یافتن امام به احکام و حلال و حرام الهی با دانـش انـتقال یافته از پیامبر به امام عـلی(علیه السلام) اسـت.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172</ref> | *منشأ و مجرای دانش امام به حلال و حرام الهی، استنباط و اجتهاد شخصی نیست. پیشوایان شیعه با توجه دادن به مبادی معرفتی و لزوم مستند و منقح بـودن احکام و فتاوای صادر شده توسط علما، منبع معرفتی و آگاهی خود را مستند به کلمات پیامبر میدانند.<ref>به عنوان نمونه ر. ک: الاختصاص، ص 313</ref> از این رو، سرچشمه دانـش پیشوایان شـیعه نسبت به احکام را باید در منشأ روشن و تنها مجرای دریافت احکام شـرعی، یـعنی رسول خدا جست و جو نمود. این مطلب از آنجا مهم جلوهگر میشود که با ختم نبوت جـریان نـزول احـکام و شریعت پایان پذیرفته است و از سوی دیگر، امام دارای شان تشریع و تقنین احـکامی جـدید نـیست. با این باور، این سؤال مطرح میشود که امام نسبت به پرسشهای جدید فـقهی و مـسائل جـدید عملی چگونه تعامل می کند و این پندار را دامن میزند که آیا شیعه به مـوضوع خـتم نبوت با نگاهی خدشه انگیز نگاه میکند و مکتب تشیّع شؤون پیامبر خاتم را بـه افـرادِ مـعینی پس از ایشان نسبت می دهد. از این رو، متّهم به تزلزل در اعتقاد یقینیِ خاتمیّت است و مفهوم خـاتمیّت در ایـن مکتب مفهومی سست و رقیق شده است. هر چند این سؤال نیازمند بررسی زوایـای گـوناگون آن اسـت، اما جنبهای که روایات مطرح کننده الف باب می تواند پاسخگوی این پرسش باشد، دارای اهـمیت اسـت؛ زیرا بیانگر اعتقاد کامل پیشوایان شیعه به جریان ختم شریعت و بهرهمندی از پاسـخ ایـن شـبهه است. و از سوی دیگر، نقش این منبع علمی برای ائمه را در فرآیند تبیین خاتمیت و تبیینِ شؤون و وظـایف امـام روشـن مینماید. دو کانون اصلی مطرح در روایات شیعی عبارتاند از: صـحیفه یـا کتاب الجامعه و دانش انتقال یافته با یـادکرد الف بـاب. هـمان گونه که روایات دلالت داشت، یکی از پایـههای مـعرفتی دانش الف باب، آگاهی یافتن امام به احکام و حلال و حرام الهی با دانـش انـتقال یافته از پیامبر به امام عـلی(علیه السلام) اسـت.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172</ref> | ||
==نکاتی از روایات "الف باب"== | ==نکاتی از روایات "الف باب"== | ||
*روایات الف باب مشتمل بر نکات متعددی است که به برخی از آنها اشاره | *روایات الف باب مشتمل بر نکات متعددی است که به برخی از آنها اشاره میشود: | ||
#از روایات الف باب روشن | #از روایات الف باب روشن میشود تعلیم پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تدریجی نبوده بلکه آن حضرت به شکل دفعی و یکباره همه علوم را به امیرمؤمنان(علیه السلام) به وراثت آموزش داده است. ایشان در بیماری پایان عمرشان، علی(علیه السلام) را فراخواند و در مدت کوتاه هزار حدیث و یا هزار باب و در از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 313</ref> «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، در محضر علامه طباطبایی، مرکز اطلاع رسانی غدیر؛ نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> | ||
#عدد هزار در این احادیث خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، دلیل بر گسترش فوقالعاده ابواب علمی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام) آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد.<ref>ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253</ref> روایت اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلالت میکند ابواب تعلیمی به آن حضرت، شامل حلال و حرام الهی و آگاهیهایی نسبت به گذشته و آینده است.<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص ۶۴۷</ref> این منبع دانش در کنار کتاب جامعه دو منبع اصلی آگاهی کامل امام از حلال و حرام الهی است.<ref>ر.ک. نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> هرچند باید ادعا نمود طبق روایات، تعلیمات پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امام علی(علیه السلام) منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل | #عدد هزار در این احادیث خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، دلیل بر گسترش فوقالعاده ابواب علمی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام) آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد.<ref>ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253</ref> روایت اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلالت میکند ابواب تعلیمی به آن حضرت، شامل حلال و حرام الهی و آگاهیهایی نسبت به گذشته و آینده است.<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص ۶۴۷</ref> این منبع دانش در کنار کتاب جامعه دو منبع اصلی آگاهی کامل امام از حلال و حرام الهی است.<ref>ر.ک. نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48</ref> هرچند باید ادعا نمود طبق روایات، تعلیمات پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امام علی(علیه السلام) منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل میشود.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | ||
#از نکات دیگری که روایات به آن اشاره نمودهاند، آشکار شدن و ظهور تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است.<ref>ابن بابویه، همان، ص۶۴۵ و ۶۵۰؛ صفار، همان، ۳۰۷ و ۳۰۸</ref> این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و عظمت این ابواب است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۹۷</ref> ابن عباس که راوی روایت "ألف باب" در چند مورد است،<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج۲، ص۱۵۱</ref> خود در عظمت این دانش و عجز نسبت به درک و فهم آن میگوید: «سمعت من علی حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان رسول الله(صلی الله علیه و آله) أسر إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب.»<ref>سلیم بن قیس، كتاب سليم بن قيس، ص۸۰۱</ref> | #از نکات دیگری که روایات به آن اشاره نمودهاند، آشکار شدن و ظهور تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است.<ref>ابن بابویه، همان، ص۶۴۵ و ۶۵۰؛ صفار، همان، ۳۰۷ و ۳۰۸</ref> این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و عظمت این ابواب است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۹۷</ref> ابن عباس که راوی روایت "ألف باب" در چند مورد است،<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج۲، ص۱۵۱</ref> خود در عظمت این دانش و عجز نسبت به درک و فهم آن میگوید: «سمعت من علی حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان رسول الله(صلی الله علیه و آله) أسر إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب.»<ref>سلیم بن قیس، كتاب سليم بن قيس، ص۸۰۱</ref> | ||
#درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از هزار باب چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)؛ ب) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ ج) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ د) شیوه حکم نمودن را به صورت اجمالی تعلیم داده است<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج ۳، ص ۲۰۹</ref>.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | #درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از هزار باب چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)؛ ب) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ ج) با تفکر و جستجوی حضرت علی(علیه السلام)؛ د) شیوه حکم نمودن را به صورت اجمالی تعلیم داده است<ref>نباطی، صراط المستقيم، ج ۳، ص ۲۰۹</ref>.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177</ref> | ||
==نتیجه== | ==نتیجه== | ||
*الف باب، موضوع روایات فراوانی است که ماهیت، گستره و منشأ بخشی از علم امـام را بـیان میکند. کثرت این روایات به گونهای است که از محتوای آنها برداشت تواتر معنوی در زمینۀ دریافت دانش بسیار برداشت | *الف باب، موضوع روایات فراوانی است که ماهیت، گستره و منشأ بخشی از علم امـام را بـیان میکند. کثرت این روایات به گونهای است که از محتوای آنها برداشت تواتر معنوی در زمینۀ دریافت دانش بسیار برداشت میشود. تحقق این تحدیث در مدت زمان کوتاه و قراین دیـگر میفهماند که هر باب از هزار باب اول، اصل یا مطلب جامع و کاملی را در بر میگیرد؛ به گونهای که از آن هـزار بـاب دیـگر از علم میجوشد. روایات الف باب بیان میکنند، یکی از پایههای معرفتی دانش الف بـاب، آگـاهی یـافتن امام به احکام و حلال و حرام الهی با دانش انتقال یافته از پیامبر به امام عـلی(علیه السلام) اسـت.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 179</ref> | ||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||