دعا: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰
خط ۱۶: خط ۱۶:


==حقيقت [[دعا]]==
==حقيقت [[دعا]]==
[[خداوند]] [[دعا]] را [[عبادت]] خویش دانسته و ضمن توصیه به [[دعا]]، کسانی را که از [[دعا کردن]] خودداری می‌کنند [[مستکبر]] شمرده و آنان را به [[جهنم]] تهدید کرده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص۳۰۷.</ref>: "وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ". ([[غافر]]/۴۰، ۶۰) بر این اساس، [[حقیقت]] [[دعا]] [[عبادت]] است، زیرا [[انسان]] در [[دعا]] هم [[نیازمندی]] خود را هم [[بی‌نیازی]] [[خدا]] را ابراز می‌دارد و این، [[خضوع]] و [[خشوع]] او را در برابر [[خدا]] - که اساس هر عبادتی است - در پی خواهد داشت<ref>نیایش از نگاه اندیشمندان، ج ۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> و چون [[حقیقت]] و [[روح]] [[عبادت]]، توجه قلبی است و حرکات و ذکر زبانی جلوه‌ای از این [[حقیقت]] است، [[دعا]] نشان دهنده [[اعتقاد]] به مالکیت، [[ربوبیت]] و [[قدرت الهی]] در عمل است، چنان که در روایتی [[دعا]] مغز [[عبادت]] به شمار آمده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۷؛ نیایش از نگاه اندیشمندان، ج۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> به دیگر سخن، گرچه [[دعا]] در ظاهر درخواست رفع نیازهای مادی و [[معنوی]] است، در واقع اعتراف به [[بندگی]] و عجز [[داعی]] است، ازاین‌رو برخی در [[تفسیر]] [[آیه]] ۶۰ [[غافر]]/۴۰ بر این باورند که [[دعا]] بزرگ‌ترین [[عبادت]] و ترک آن نه به معنای ترک بخشی از اقسام [[عبادت]] که ترک تمام آن است و از همین‌رو، ترک آن نشان [[استکبار]] در برابر [[خدا]] و عامل ورود دائمی [[انسان]] [[مستکبر]] در [[آتش]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۳۴.</ref> برخی در تحلیل [[دعا]] به این نکته اساسی توجه کرده‌اند که [[دعا]] فرایند معکوس [[نزول]] [[آیات]] از سوی [[خداوند]] ([[وحی]]) و [[ایمان]] [[انسان]] به آن است. در این فرایند که از سوی [[انسان]] آغاز می‌شود، [[اجابت]] [[خداوند]] متناظر [[ایمان]] [[بندگان]] است. هنگامی که [[خدا]] [[آیات]] خود را فرو می‌فرستد و از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که در برابر آنها با ایمان‌شان واکنش نشان دهند، به طریق مشابهی [[انسان]] در [[دعا]] [[خدا]] را طرف خطاب قرار می‌دهد و [[امید]] دارد که [[خداوند]] خواست او را برآورد، ازاین‌رو مفهوم [[دعا]] در ارتباط با مفهوم [[استجابت]] قرار دارد.<ref>خدا و انسان در قرآن، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>
*[[خداوند]] [[دعا]] را [[عبادت]] خویش دانسته و ضمن توصیه به [[دعا]]، کسانی را که از [[دعا کردن]] خودداری می‌کنند [[مستکبر]] شمرده و آنان را به [[جهنم]] تهدید کرده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص۳۰۷.</ref>{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه: ۶۰.</ref>. بر این اساس، [[حقیقت]] [[دعا]] [[عبادت]] است، زیرا [[انسان]] در [[دعا]] هم [[نیازمندی]] خود را هم [[بی‌نیازی]] [[خدا]] را ابراز می‌دارد و این، [[خضوع]] و [[خشوع]] او را در برابر [[خدا]] - که اساس هر عبادتی است - در پی خواهد داشت<ref>نیایش از نگاه اندیشمندان، ج ۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> و چون [[حقیقت]] و [[روح]] [[عبادت]]، توجه قلبی است و حرکات و ذکر زبانی جلوه‌ای از این [[حقیقت]] است، [[دعا]] نشان دهنده [[اعتقاد]] به مالکیت، [[ربوبیت]] و [[قدرت الهی]] در عمل است، چنان که در روایتی [[دعا]] مغز [[عبادت]] به شمار آمده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۷؛ نیایش از نگاه اندیشمندان، ج۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> به دیگر سخن، گرچه [[دعا]] در ظاهر درخواست رفع نیازهای مادی و [[معنوی]] است، در واقع اعتراف به [[بندگی]] و عجز [[داعی]] است، ازاین‌رو برخی در [[تفسیر]] [[آیه]] ۶۰ سوره [[غافر]] بر این باورند که [[دعا]] بزرگ‌ترین [[عبادت]] و ترک آن نه به معنای ترک بخشی از اقسام [[عبادت]] که ترک تمام آن است و از همین‌رو، ترک آن نشان [[استکبار]] در برابر [[خدا]] و عامل ورود دائمی [[انسان]] [[مستکبر]] در [[آتش]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۳۴.</ref> برخی در تحلیل [[دعا]] به این نکته اساسی توجه کرده‌اند که [[دعا]] فرایند معکوس [[نزول]] [[آیات]] از سوی [[خداوند]] ([[وحی]]) و [[ایمان]] [[انسان]] به آن است. در این فرایند که از سوی [[انسان]] آغاز می‌شود، [[اجابت]] [[خداوند]] متناظر [[ایمان]] [[بندگان]] است. هنگامی که [[خدا]] [[آیات]] خود را فرو می‌فرستد و از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که در برابر آنها با ایمان‌شان واکنش نشان دهند، به طریق مشابهی [[انسان]] در [[دعا]] [[خدا]] را طرف خطاب قرار می‌دهد و [[امید]] دارد که [[خداوند]] خواست او را برآورد، ازاین‌رو مفهوم [[دعا]] در ارتباط با مفهوم [[استجابت]] قرار دارد.<ref>خدا و انسان در قرآن، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>
[[دعا]] و [[قضا و قدر]]: در پاسخ به این پرسش که "در این [[جهان]] همه امور بر پایه [[قضا و قدر الهی]] در جریان است، پس [[دعا]] چه جایگاهی در [[زندگی]] [[انسان]] دارد و چه نقشی در [[زندگی]] او می‌تواند داشته باشد" گفته شده: [[خداوند]] [[اراده]] کرده که بخشی از امور عالم و رویدادها، از طریق [[دعا]] و درخواست [[انسان]] از [[خدا]] تحقق یابد و این نیز [[تقدیر الهی]] است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۲؛ مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰6.</ref> به عبارت دیگر تحقق هر فعل و حادثه‌ای منوط به پیدایش اسباب و عللی است که با تحقق تمامی آنها [[علت]] تامه آن فعل حاصل و وقوع آن حتمی می‌شود. اموری مانند [[دعا]] و [[صله رحم]] تنها یک سبب از اسباب تحقق در برخی از حوادث هستند که اگر سایر اسباب محقق شده باشند، با [[دعا]]، [[علت]] تامه حاصل می‌گردد، بنابراین، [[دعا]] یکی از اسباب تحقق [[قضای الهی]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۴۱.</ref>
 
==[[دعا]] و [[قضا و قدر]]==
* در پاسخ به این پرسش که "در این [[جهان]] همه امور بر پایه [[قضا و قدر الهی]] در جریان است، پس [[دعا]] چه جایگاهی در [[زندگی]] [[انسان]] دارد و چه نقشی در [[زندگی]] او می‌تواند داشته باشد" گفته شده: [[خداوند]] [[اراده]] کرده که بخشی از امور عالم و رویدادها، از طریق [[دعا]] و درخواست [[انسان]] از [[خدا]] تحقق یابد و این نیز [[تقدیر الهی]] است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۲؛ مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰6.</ref> به عبارت دیگر تحقق هر فعل و حادثه‌ای منوط به پیدایش اسباب و عللی است که با تحقق تمامی آنها [[علت]] تامه آن فعل حاصل و وقوع آن حتمی می‌شود. اموری مانند [[دعا]] و [[صله رحم]] تنها یک سبب از اسباب تحقق در برخی از حوادث هستند که اگر سایر اسباب محقق شده باشند، با [[دعا]]، [[علت]] تامه حاصل می‌گردد، بنابراین، [[دعا]] یکی از اسباب تحقق [[قضای الهی]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۴۱.</ref>
ازاین‌رو [[دعا]] در [[روایات]] سودمندتر از [[قرائت قرآن]] و [[برتر]] از همه [[عبادات]] شمرده شده است.<ref>عدة الداعی، ص ۱۴، ۳۵؛ بحار الانوار، ج 90، ص ۲۹۲.</ref> به گفته برخی، [[دعا]] نه تنها [[انسان]] را در رهایی از گرفتاری، درد و [[رنج]] [[یاری]] می‌دهد، بلکه با [[دعا]] [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] تغییر می‌یابد<ref>نک: الصافی، ج ۳، ص ۳۵۲؛ المیزان، ج 6، ص ۲۸۷.</ref> و از همین‌رو [[قرآن]] با شیوه‌های گوناگون [[مردم]] را بدان فرا می‌خواند (بقره/۲، ۱۸۶) و از کسانی که در [[دل]] شب به [[دعا]] و [[نیایش]] می‌پردازند [[تجلیل]] و [[تمجید]] می‌کند ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و بر همین اساس در [[روایات]] نیز در باره [[دعا]] تأكيد فراوان شده<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۵؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> و نسبت به [[سستی]] در بهره‌برداری از این کلید [[رحمت]] و [[سعادت]] هشدار داده شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref>
ازاین‌رو [[دعا]] در [[روایات]] سودمندتر از [[قرائت قرآن]] و [[برتر]] از همه [[عبادات]] شمرده شده است.<ref>عدة الداعی، ص ۱۴، ۳۵؛ بحار الانوار، ج 90، ص ۲۹۲.</ref> به گفته برخی، [[دعا]] نه تنها [[انسان]] را در رهایی از گرفتاری، درد و [[رنج]] [[یاری]] می‌دهد، بلکه با [[دعا]] [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] تغییر می‌یابد<ref>نک: الصافی، ج ۳، ص ۳۵۲؛ المیزان، ج 6، ص ۲۸۷.</ref> و از همین‌رو [[قرآن]] با شیوه‌های گوناگون [[مردم]] را بدان فرا می‌خواند (بقره/۲، ۱۸۶) و از کسانی که در [[دل]] شب به [[دعا]] و [[نیایش]] می‌پردازند [[تجلیل]] و [[تمجید]] می‌کند ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و بر همین اساس در [[روایات]] نیز در باره [[دعا]] تأكيد فراوان شده<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۵؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> و نسبت به [[سستی]] در بهره‌برداری از این کلید [[رحمت]] و [[سعادت]] هشدار داده شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref>
[[قرآن]] توجه [[خدا]] به [[بندگان]] را به [[دعا]] و [[نیایش]] آنان وابسته کرده است: "قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ". (فرقان/۲۵، ۷۷) [[مفسران]]، [[دعا]] و [[نیایش]] به درگاه [[خدای سبحان]] را از عوامل مؤثر در [[تهذیب نفس]]، صفای [[باطن]]، رسیدن به کمال و نزدیک شدن به خدای متعالی دانسته‌اند.<ref>نک: زاد المسیر، ج ۱، ص ۱۴6؛ مواهب الرحمن، ج۳، ص ۵۱-۵۵ ؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۲-۳۳.</ref>
[[قرآن]] توجه [[خدا]] به [[بندگان]] را به [[دعا]] و [[نیایش]] آنان وابسته کرده است: "قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ". (فرقان/۲۵، ۷۷) [[مفسران]]، [[دعا]] و [[نیایش]] به درگاه [[خدای سبحان]] را از عوامل مؤثر در [[تهذیب نفس]]، صفای [[باطن]]، رسیدن به کمال و نزدیک شدن به خدای متعالی دانسته‌اند.<ref>نک: زاد المسیر، ج ۱، ص ۱۴6؛ مواهب الرحمن، ج۳، ص ۵۱-۵۵ ؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۲-۳۳.</ref>
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش