←مراتب فضیلت وفاداری
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
*وفاداری کسی همچون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نسبت به [[حضرت]] [[حق]]، بلکه نسبت به مخلوقات او - هرچند در شمار [[دشمنان]] ایشان باشند-، بالاترین مراتب این [[فضیلت]] است. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|طه * مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى}}<ref>«طا، ها * ما قرآن را بر تو فرو نفرستادهایم که به رنج افتی» سوره طه، آیه ۲.</ref>. در خبر است که ایشان، آن چنان به [[عبادت]] [[حضرت]] [[حق]] پرداختند، که دو پای مبارکشان ورم کرد<ref>تفسیر صافی، ج۲، ص۳۴. </ref>؛ [[آیه]] پیشین نیز در همین هنگام نازل شد. و چون بر ایشان [[اعتراض]] شد که "چرا اینگونه، به [[عبادت]] [[حق]] میپردازند"، فرمودند: "آیا [[بنده]] شاکر [[پروردگار]] نباشم؟!"<ref>{{متن حدیث|أَ فَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۸.</ref>. | *وفاداری کسی همچون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نسبت به [[حضرت]] [[حق]]، بلکه نسبت به مخلوقات او - هرچند در شمار [[دشمنان]] ایشان باشند-، بالاترین مراتب این [[فضیلت]] است. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|طه * مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى}}<ref>«طا، ها * ما قرآن را بر تو فرو نفرستادهایم که به رنج افتی» سوره طه، آیه ۲.</ref>. در خبر است که ایشان، آن چنان به [[عبادت]] [[حضرت]] [[حق]] پرداختند، که دو پای مبارکشان ورم کرد<ref>تفسیر صافی، ج۲، ص۳۴. </ref>؛ [[آیه]] پیشین نیز در همین هنگام نازل شد. و چون بر ایشان [[اعتراض]] شد که "چرا اینگونه، به [[عبادت]] [[حق]] میپردازند"، فرمودند: "آیا [[بنده]] شاکر [[پروردگار]] نباشم؟!"<ref>{{متن حدیث|أَ فَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۱۸.</ref>. | ||
*نیز [[حضرت]] [[حق]] میفرماید: {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمیآورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> | *نیز [[حضرت]] [[حق]] میفرماید: {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمیآورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> | ||
*طُرفه آنکه این صفت، در [[حضرت]] [[حق]] بسیار شدیدتر از آن در وجود [[مبارک]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است؛ و تفاوت این صفت در آندو، به اندازه تفاوت میان دو وجود [[واجب]] و ممکن است!. | *طُرفه آنکه این صفت، در [[حضرت]] [[حق]] بسیار شدیدتر از آن در وجود [[مبارک]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است؛ و تفاوت این صفت در آندو، به اندازه تفاوت میان دو وجود [[واجب]] و ممکن است!. | ||
*[[اخلاص]] و ووفاداری [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نسبت به [[خداوند متعال]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مردمان]] تحت [[حکومت]] ایشان، وحتی دشمنانشان نیز سخت مشهور است، و در کتب تواریخ و سیر مذکور؛ تا آنجا که [[معاویه]] نیز با تمامی دشمنیاش که نسبت به ایشان داشت، وفاداری ایشان را یاد و به آن [[اقرار]] میکرد!. | *[[اخلاص]] و ووفاداری [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نسبت به [[خداوند متعال]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مردمان]] تحت [[حکومت]] ایشان، وحتی دشمنانشان نیز سخت مشهور است، و در کتب تواریخ و سیر مذکور؛ تا آنجا که [[معاویه]] نیز با تمامی دشمنیاش که نسبت به ایشان داشت، وفاداری ایشان را یاد و به آن [[اقرار]] میکرد!. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۸: | ||
*[[امام رضا]]{{ع}} میفرمایند: "هرکس که [[بنده]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[سپاس]] نگوید، [[خداوند متعال]] را نیز [[شکر]] نخواهد کرد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۴۲.</ref>. | *[[امام رضا]]{{ع}} میفرمایند: "هرکس که [[بنده]] [[صاحب]] [[نعمت]] را [[سپاس]] نگوید، [[خداوند متعال]] را نیز [[شکر]] نخواهد کرد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۴۲.</ref>. | ||
*منظور این [[حدیث شریف]]، آن است که هر کس نسبت به [[حقوقی]] که [[مردم]] بر او دارند وفاداری ننماید، نسبت به [[حقوق]] [[حضرت]] [[حق]] نیز وفاداری نخواهد کرد؛ چه نعمتهای [[مردم]] سخت کوچک است، و [[نعمت]] [[حضرت]] [[حق]] غیر قابل توصیف؛ ازاینرو کسی که از عهده [[سپاس]] چنان [[نعمت]] کوچکی برنیاید، چگونه میتواند [[سپاس]] [[نعمت]] [[حق]] را بهجای آورد؟<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۳.</ref>. | *منظور این [[حدیث شریف]]، آن است که هر کس نسبت به [[حقوقی]] که [[مردم]] بر او دارند وفاداری ننماید، نسبت به [[حقوق]] [[حضرت]] [[حق]] نیز وفاداری نخواهد کرد؛ چه نعمتهای [[مردم]] سخت کوچک است، و [[نعمت]] [[حضرت]] [[حق]] غیر قابل توصیف؛ ازاینرو کسی که از عهده [[سپاس]] چنان [[نعمت]] کوچکی برنیاید، چگونه میتواند [[سپاس]] [[نعمت]] [[حق]] را بهجای آورد؟<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۲۳.</ref>. | ||
===مرتبه نخست=== | |||
*یکی از مصداقهای وفا، آن است که [[آدمی]] نعمتهای پیشین را به یاد آورَد، و [[حضرت]] [[حق]] را بر آن [[نعمتها]] [[سپاس]] گوید؛ و چنانچه آن [[نعمتها]] از جانب کسی جز از [[حضرت]] [[حق]] است، در حدّ [[توان]] خود به [[سپاس]] او بپردازد. این مطلب شامل خود فرد [[صاحب]] [[نعمت]] حتّی پس از [[مرگ]] او، [[فرزندان]] او و خانوادهاش نیز میشود. | |||
*این مرتبه، مصداق مشهور [[وفاداری]] است که در مقابل آن، [[بیوفایی]] قرار دارد. [[بیوفایی]] عبارت از آن است که [[انسان]] [[نعمت]] کسی را فراموش کند، و از این رو نه او را [[سپاس]] گوید و نه در حدّ [[توان]] خود حتّی در زمان حیات او [[نعمت]] او را مقابله به مثل نماید. [[رذیلت]] [[بیوفایی]]، بسیاری از اوقات در بسیاری از [[مردمان]] دیده میشود؛ به ویژه در آنان که ریاستی، ثروتی، [[علمی]] و یا چیزی دیگر که موجب فخر و [[مباهات]] آنان است، به دست آوردهاند. [[حضرت]] [[حق]] خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۱.</ref>. | |||
*[[شاهد]] بر درستی این سخن، روش عموم [[مردم]] – جز از اندکی انگشت شمار از آنان – است، که حتّی نسبت به [[نزدیکان]] و [[خویشان]] خود- همچون [[پدر]] و [[مادر]] و [[زن]] و شوهر – نیز [[وفاداری]] ندارند. | |||
*این مطلب، در برخی از [[خانوادهها]] دیده میشود، که مرد و همسرش آن چنان نسبت به هم بیوفا میگردند، که [[زن]] [[مرگ]] شوهر را از [[خدا]] میطلبد، و شوهر [[مرگ]] [[زن]] را!؛ همانگونه که این [[بیوفایی]] را در [[حقّ]] او - جلَّ وعلا! - نیز روا میدارند: {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند» سوره انعام، آیه ۹۱ و نیز سوره زمر، آیه ۶۷. </ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ}}<ref>«مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!» سوره عبس، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | |||
===مرتبه دوّم=== | |||
*مرتبه دیگر [[وفاداری]]، آن است که [[آدمی]] نه تنها [[نعمت]] صاحبان [[نعمت]] را فراموش نکند، که هم در مقابل [[خالق]] و هم در مقابل مخلوق به سپاسگذاری از این [[نعمتها]] برخیزد؛ و تا آنجا که در [[توان]] دارد بکوشد تا صاحبان [[نعمت]] را از خود [[راضی]] سازد. این چنین کس هم به [[شکرگذاری]] پرداخته، و هم [[وفاداری]] کرده؛ از این رو دو [[فضیلت]] بزرگ را در خود جمع آورده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۲.</ref>. | |||
*در مقابل این مرتبه امّا، [[ناسپاسی]] قرار دارد، که بر اساس آن [[انسان]] نه تنها به [[شکرگذاری]] از [[صاحب]] [[نعمت]] برنخواهد خواست، که در [[حقّ]] او [[فریب]] نیز به کار میبرد، و در نظر دیگران آن [[نعمت]] را پوچ و بیارزش مینماید. پس از این به تفصیل در این رابطه سخن خواهیم داشت. | |||
*[[وفاداری]] در این معنا نیز بسیار اندک است، هرچند بیشتر از مورد نخست به چشم میآید؛ چه [[انسان]] نه تنها اهل [[کفران نعمت]]، است که کفران را با [[ظلم]] و [[فریب]] همراه مینماید: {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}}<ref>«امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref>«و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد ؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>. | |||
*بسیار دیده میشود که [[مردم]] از نعمتهایی استفاده میکنند، امّا [[صاحب]] آن [[نعمتها]] را بر اعطاء آن گذشته از آنکه مقابله به مثل نمینمایند، که حتّی در زبان نیز [[سپاس]] نمیگویند؛ بدتر آنکه به صاحبان [[نعمت]] [[بدی]] نیز روا میدارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۳.</ref>. | |||
===مرتبه سوّم=== | |||
*مرتبهای دیگر از [[وفاداری]]، آن است که [[انسان]] دائماً [[نعمتها]] را به خود یادآوری کند، تا بر [[پیمان]] خویش [[وفادار]] ماند و آن را فراموش نکرده به مقتضای آن عمل کند. در مقابل این مرتبه، شکستن [[عهد]] و [[پیمان]] قرار دارد. [[حضرت]] [[حق]] در اشاره به این مرتبه فرموده است: {{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۳.</ref>. | |||
*این مصداق [[وفاداری]] نیز در میان [[مردم]] بسیار اندک است، به ویژه در رابطه میان [[مردم]] و [[خدا]] بسیار اندکتر به چشم میآید؛ او - جلَّ وعلا! خود میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref> | |||
*عموم [[مردم]] به جز آنان که به [[فضائل اخلاقی]] دست یافتهاند، پیمانهای خود را میشکنند و بر [[عهد]] خود [[وفاداری]] نمینمایند. نمونه را به شکستن [[عهد]] [[مردم]] بعد از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}} اشاره میکنیم؛ آنان با وجود تمامی نعمتهایی که [[خداوند]] و پیامبرش بر آنان ارزانی داشته بودند، چون با [[رحلت]] ایشان مواجه شدند تمامی عهدهای خود را به یکسو نهادند، و [[پیمان]] خویش با [[خدا]] و [[رسول]] را شکستند و سر در پی کار خویش نهادند!. بخشی از این مطلب را در [[خطبه]] مشهور [[حضرت زهرا]]{{س}} با بیان رسای ایشان میتوان دید<ref>کشف الغمه، ج۲، ص۱۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۴۴۴.</ref>. | |||
==انواع اصلی وفاء== | ==انواع اصلی وفاء== | ||