|
|
| خط ۱۵: |
خط ۱۵: |
| *[[خداوند]] به [[خالصان]] و [[مخلصان]] [[پاداش]] بزرگ میدهد و آنان را [[مقرّب]] درگاه خویش میسازد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)| فرهنگنامه دینی]]، ص:۲۰.</ref>. | | *[[خداوند]] به [[خالصان]] و [[مخلصان]] [[پاداش]] بزرگ میدهد و آنان را [[مقرّب]] درگاه خویش میسازد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)| فرهنگنامه دینی]]، ص:۲۰.</ref>. |
| *[[خلوص]]، بدون تردید سرّی از [[اسرار الهی]] است، که [[حضرت حق]] آن را تنها برای آن کس که در میان [[بندگان]] خود برگزیند، افشا مینماید. [[خلوص]] ملکهای است که موجب میشود تا آنکه از آن بهرهمند است، در یاد خود تنها [[حضرت حق]] را داشته و وجود خویش را از غیر او بپیراید؛ او خود در این رابطه میفرماید: {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً}}<ref>«رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوشرنگ (و نگار) تر از خداوند کیست؟» سوره بقره، آیه ۱۳۸.</ref>؛ و باز میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۰۹.</ref>. | | *[[خلوص]]، بدون تردید سرّی از [[اسرار الهی]] است، که [[حضرت حق]] آن را تنها برای آن کس که در میان [[بندگان]] خود برگزیند، افشا مینماید. [[خلوص]] ملکهای است که موجب میشود تا آنکه از آن بهرهمند است، در یاد خود تنها [[حضرت حق]] را داشته و وجود خویش را از غیر او بپیراید؛ او خود در این رابطه میفرماید: {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً}}<ref>«رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوشرنگ (و نگار) تر از خداوند کیست؟» سوره بقره، آیه ۱۳۸.</ref>؛ و باز میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۰۹.</ref>. |
|
| |
| ==جهات دوگانه [[افعال]] انسانی==
| |
| #جهت مربوط به فاعل؛
| |
| #جهت مربوط به خود فعل.
| |
| *در جهت نخست، این فاعل است که با [[نیّت]] خود، [[روح]] عمل را تولید کرده چگونگی آن را مشخّص مینماید. در این مرحله، فاعل میتواند با نهادن قدم بر سر نفسْ، خود را به درگاه [[الهی]] رسانده به لقاء او واصل شود؛ در این صورت آن عمل رنگی [[الهی]] یافته از [[جاودانگی]] برخوردار میشود. پیش از این توضیح دادیم که فاصله بین [[بنده]] و [[حضرت]] [[حق]]، تنها یک گام است، و آن گام نیز قدم نهادن بر [[نفس]] است و بس؛ در این صورت جهت فاعلی / کنندهکار از نیکویی کامل برخوردار بوده فعل تماماً [[الهی]] خواهد شد. از همین رو است که قطره اشکی که از [[قلب]] [[انسان]] تراود و از چشم او فروریزد، دریای [[غضب]] [[الهی]] را خاموش میسازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۹.</ref>.
| |
| *در عین حال اگر حرکت [[انسان]] در هرکاری بهسوی [[نفس]] امّاره باشد، تنها با یک [[نیّت]] به آن واصل میشود؛ چه بین [[انسان]] و طاغوتِ [[نفس]] امّاره نیز فاصلهای جز از یک قدم نیست؛ باز از همین رو است که تنها یک کلمه [[کفرآمیز]] میتواند [[انسان]] را به پائینترین و پستترین مدارج [[جهنم]] سقوط داده او را از تمامی مراتب انسانی دور نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۰.</ref>.
| |
| *جهت دوّم امّا، جهتی است که به خود فعل بستگی داشته به فاعل آن مربوط نمیشود. نمونه را [[کشف]] میکروب و تولید انرژی الکتریسیته، دو فعلی هستند که هرچند از چگونگی [[نیت]] کاشفان و مخترعان آن اطلاعی نداریم، امّا میدانیم که این دو در [[زندگی]] مادّی [[انسان]] بسیار [[نافع]] بوده، حیات جمعی [[مردمان]] را از آسودگی بیشتری برخوردار کرده است.
| |
| *از این رو هر کاری به اعتبار جهت اوّل، و نیز به اعتبار جهت دوّم، میتواند از [[نیکی]] و یا [[قبح]] و [[زشتی]] برخوردار شود؛ در این صورت تنها فعلی که از هر دو مرحله پیشگفته سرافراز خارج شود، میتواند در کمال [[انسان]] مؤثّر باشد؛ هرچند فعل [[نیکو]] بدون نیکویی فاعلی آن نیز، سرانجام به [[کمک]] [[انسان]] خواهد شتافت. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این زمینه میفرمایند: "هرکس سنّتی و روشی [[نیکو]] برقرار نماید، اجر و [[ثواب]] آن را بهره خواهد بُرد؛ و هرکس روش [[زشتی]] پدید آورَد، [[گناه]] آن و [[گناه]] کسانی که بدان عمل میکنند را نصیب خود خواهد ساخت" <ref>{{متن حدیث|مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً كَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا}}؛ بحار الأنوار، ج۷۱، ص۲۰۴.</ref>. از این رو اختراع برق میتواند برای مخترع آن فوایدی بههمراه داشته باشد، امّا نمیتواند او را به مراتب والای انسانی رهنمون شود.
| |
| *در مقابل امّا، [[عمل صالح]] اگر از [[روح]] [[صالح]] و [[نیّت]] [[الهی]] برخوردار باشد، همچون موجودی [[پاک]] و [[پاکیزه]] به سوی درگاه [[الهی]] ارتقاء مییابد، تا کار و کننده آن را به محضر او رسانده موجب لقای او شود؛ [[قرآن کریم]] خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸. </ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۰.</ref>.
| |
| *همانگونه که در سویه مقابل آن نیز، چون عملی به [[ریاء]]، [[نفاق]]، [[کفر]] و [[شرک]] آلوده گردد، [[صاحب]] خود را به جهنّم رهنمون شده او را درجه به درجه از [[مقام]] انسانیّت دور میکند؛ تا سرانجام در پستترین مراتب جهنّم جایگزین سازد. [[حضرت]] [[حق]] در این رابطه میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا}}<ref>«منافقان در اشکوبه فروتر دوزخاند و برای آنان یاوری نمییابی» سوره نساء، آیه ۱۴۵.</ref>.
| |
| *از این رو، نمیتوان از این سخن [[کتاب الهی]] تعجّب نمود، که [[ارسال پیامبران]]{{عم}} و کتب [[الهی]]، تنها برای آن بوده است که [[خلوص]] در عمل را به [[مردمان]] بیاموزند، و آنان را به این مرتبه ارزشمند [[راهنما]] شوند: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.</ref>. نیز در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانهای اندرز میدهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>.
| |
| *اکنون بر اساس آنچه گذشت، خواننده محترم بهخوبی میتواند معنای [[حدیث]] مشهور [[نبوی]] را دریابد، [[حدیثی]] که در آن به [[ارزش]] [[نیّت]] و [[برتری]] آن نسبت به عمل اشاره شده است: "[[نیت]] [[مؤمن]] بهتر از عمل اوست و [[نیت]] [[کافر]] بدتر از عمل او میباشد" <ref>{{متن حدیث|نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ نِيَّةُ الْكَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ}}؛اصول کافی، ج۲، ص۸۴.</ref>؛ [[علامه مجلسی]] این [[روایت]] را [[نقل]]، و درباره معنای آن [[دوازده]] احتمال را ذکر فرموده است<ref>بحار الأنوار، ج۶۷، ص۱۸۹.</ref>.
| |
| *به نظر ما هرچند همه این معانی صحیح مینماید، امّا معنایی که در این سطور مجال طرح یافت، از [[قوّت]] بیشتری برخوردار است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۱.</ref>.
| |
| *[[خلوص]] را به اعتبار [[نیّت]] فعل، به مراتبی چند تقسیم مینمایند. توضیح آنکه هر عملی را به ناگریز میبایست تنها برای [[حضرت]] [[حق]] انجام داد و بس؛ به عبارت دیگر نیّتی که در هر عملی در نظر گرفته میشود، باید تنها [[حضرت]] [[حق]] و رضای او باشد؛ او - جلَّ و علا! - خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.</ref>.
| |
| *حال - همانگونه که پیش از این دیدیم- اگر در هر عملی چیز دیگری به [[حضرت]] [[حق]] افزوده شده به عنوان [[نیّت]] انجام فعل، در نظر فاعل قرار گیرد، این فعل بهرهای از [[خلوص]] نداشته به [[شرک]] آلوده شده است. این ضمیمه میتواند انسانی یا غیر انسانی، [[حلال]] یا [[حرام]]، و سرانجام [[دنیوی]] و یا [[اخروی]] باشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۲.</ref>.
| |
| *از اینرو، همانگونه که اگر فعلی بر اساس [[ریاء]] انجام شد، تنها و تنها باعث سقوط خود و فاعل خود خواهد بود- {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقههای خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را میبخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> - فعلی که بر اساس اغراض دیگر پیریزی شده پدید آید نیز، سرنوشتی همینگونه خواهد داشت. وضویی که برای خنک شدن و یا نظافت صورت گیرد، هرچند موجب رفع [[تکلیف]] خواهد بود، اما وضو گیرنده نیز از [[شرک]] مبرّا نبوده نتوانسته در [[عبادت]] از [[شرک]] رهایی یابد؛ این درحالی است که [[خداوند]] به صراحت [[مؤمنان]] را از [[شرک]] در عبارت بازداشته است:{{متن قرآن|فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۲.</ref>.
| |
| *شاید از همین رو است که شماری از فقهای بزرگ [[شیعه]] - همچون [[شهید]] اوّل در کتاب [[شریف]] "الذِّکری"- به صراحت به [[باطل]] بودن اینگونه [[افعال]] گرویده، آن را حتّی موجب رفع [[تکلیف]] نیز نمیدانند.
| |
| *نیّتهای دیگر نیز در همین شمار است، و طُرفه آنکه نیّتهای [[اخروی]] نیز صورتی اینگونه دارد. بنا بر این اگر کسی کاری را به [[نیّت]] رضای [[حضرت]] [[حق]]، امّا با انضمام تولید [[ثروت]]، تحصیل آبرو، و یا با انضمام نیّتهای [[اخروی]] همچون ورود به [[بهشت]]، و یا دوری از [[آتش]] جهنّم انجام داد نیز، به همینگونه فعلش [[فاسد]] بوده چون از [[خلوص]] بهرهمند نیست، نمیتواند مورد پذیرش او - جلَّ وعلا! - قرار گیرد. از همین رو است که در میان برخی از [[فقیهان]] [[امّت]]، چنان مشهور شده است که اگر فعلی برای ورود به [[بهشت]] و یا رفع [[عقاب]] انجام شود، [[باطل]] بوده نمیتواند [[تکلیف]] [[انسان]] را رفع نماید<ref>جواهر الکلام، ج۲، ص۸۷.</ref>. از این [[برتر]]، [[فقیه]] بزرگ [[شهید]] اوّل در کتاب "القواعد" خویش، [[اجماع]] تمامی [[فقیهان]] بر این مطلب را [[نقل]] کرده است<ref>جواهر الکلام، ج۲، ص۸۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۳.</ref>.
| |
| *کوتاه سخن آنکه در [[عبادات]]، باید تنها [[حضرت]] [[حق]] مورد نظر بوده چیز و یا شخص دیگری در کنار او قرار نگیرد؛ بنابراین اگر در [[نیّت]] [[عبادات]] هر چیزی جز از [[حضرت]] [[حق]] فرانظر عابدان قرار گریرد، عمل عبادی آنان [[باطل]] خواهد شد.
| |
| *آری! اکنون تمام سخن در آن است که میتوان میان "[[نیّت]]" و "انگیزه" تفاوت نهاد؛ چه ممکن است که "[[نیّت]]" [[انسان]] چیزی و "انگیزه" او چیزی دیگر باشد؛ پر واضح است که [[بهترین]] صورت برای [[خلوص]] [[انسان]]، صورتی است که [[نیّت]] و انگیزه هر دو [[الهی]] بوده [[انسان]] را مستقیماً به سوی درگاه او [[هدایت]] نماید، با این همه اما اگر [[نیّت]] فعل در [[رضایت]] او منحصر شود، امّا انگیزه و [[داعی]] [[انسان]] بر انجام کاری چیزی غیر از [[رضایت]] او باشد نیز، میتوان این فعل را صحیح دانست. در اینجا به کوتاهی از انواع انگیزههای [[انسان]] -که به همراه [[نیّت]]، رنگ [[افعال]] را مشخّص میسازد - صحبت مینماییم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۲۳.</ref>:
| |
|
| |
|
| ==انواع انگیزههای [[انسان]] در [[کارها]]== | | ==انواع انگیزههای [[انسان]] در [[کارها]]== |