جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
جز (جایگزینی متن - 'امّید' به 'امید') |
|||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
#{{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمانها و زمین است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>. | #{{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمانها و زمین است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*نمونه این [[آیات]] بسیار است، و با تلاش [[علمی]] میتوان به شمار دیگری از اینگونه [[آیات]] دست یافت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۰-۴۴۱.</ref>. | *نمونه این [[آیات]] بسیار است، و با تلاش [[علمی]] میتوان به شمار دیگری از اینگونه [[آیات]] دست یافت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۰-۴۴۱.</ref>. | ||
*از این [[آیات]] شریفه، روشن میشود که [[بنده]] [[صالح]] [[خداوند]]، همواره سر در پی ترقّی خویش و نزدیکانش دارد، بلکه در پی آن است که به مرتبهای رسد که هیچکس در روزگارش همانند او نباشد. [[حضرت | *از این [[آیات]] شریفه، روشن میشود که [[بنده]] [[صالح]] [[خداوند]]، همواره سر در پی ترقّی خویش و نزدیکانش دارد، بلکه در پی آن است که به مرتبهای رسد که هیچکس در روزگارش همانند او نباشد. [[حضرت حق]] خود از شماری از [[بندگان]] برگزیدهاش [[نقل]] میفرماید، که آنان به درگاه [[عظمت]] او عرض مینمودند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>؛{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ}}<ref>«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بیگمان این تویی که بسیار بخشندهای» سوره ص، آیه ۳۵.</ref>. | ||
*واضح است که [[هدف]] [[قرآن کریم]] از حکایت سخنان این [[بندگان]] [[مقرّب]]، چیزی جز آن نیست که دیگر [[بندگان]] نیز همینگونه به سوی نیکیها بشتابند، تا بر دیگران پیشی گرفته در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مسیر کمال]] را زیر پا نهند. | *واضح است که [[هدف]] [[قرآن کریم]] از حکایت سخنان این [[بندگان]] [[مقرّب]]، چیزی جز آن نیست که دیگر [[بندگان]] نیز همینگونه به سوی نیکیها بشتابند، تا بر دیگران پیشی گرفته در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مسیر کمال]] را زیر پا نهند. | ||
*پیشگامی در [[فضائل]] و پیشی گرفتن به سوی آنها، کلید سعادتمندی امّتها است؛ و بیتوجّهی به آن نیز، کلید سقوط و [[بدبختی]] آنان است. شاید در پرتو این سخن، بتوان [[سیره]] [[طاغوتها]] در هر روزگار را بهتر [[درک]] نمود؛ [[تاریخ]] [[گواهی]] میدهد که طاغوتهای هر عصر، سخت در پی آن بودهاند که [[سستی]] و بیتحرّکی را در میان ملّتهای مغلوب [[ترویج]] نمایند، تا آنان از رسیدن به مراتب [[برتر]] [[کمالات]] بازمانند. این روش را امروزه نیز بهخوبی در روابط میان قدرتهای بزرگ و دولتهای ضعیف مشاهده مینمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۱.</ref>. | *پیشگامی در [[فضائل]] و پیشی گرفتن به سوی آنها، کلید سعادتمندی امّتها است؛ و بیتوجّهی به آن نیز، کلید سقوط و [[بدبختی]] آنان است. شاید در پرتو این سخن، بتوان [[سیره]] [[طاغوتها]] در هر روزگار را بهتر [[درک]] نمود؛ [[تاریخ]] [[گواهی]] میدهد که طاغوتهای هر عصر، سخت در پی آن بودهاند که [[سستی]] و بیتحرّکی را در میان ملّتهای مغلوب [[ترویج]] نمایند، تا آنان از رسیدن به مراتب [[برتر]] [[کمالات]] بازمانند. این روش را امروزه نیز بهخوبی در روابط میان قدرتهای بزرگ و دولتهای ضعیف مشاهده مینمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۱.</ref>. | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
*آری! [[غفلت]] از سخن [[وحی]] نتیجهای جز از این رخوت و [[سستی]] بهدنبال نخواهد داشت!. | *آری! [[غفلت]] از سخن [[وحی]] نتیجهای جز از این رخوت و [[سستی]] بهدنبال نخواهد داشت!. | ||
*به این مطلب، در بسیاری از [[روایات]] وارده از [[معصومین]]{{عم}} اشاره شده است<ref>نمونه را بنگرید به: بحار الأنوار، ج۸۹، ص۲۴، سنن الدارمی، ح۳۱۹۷؛ با اندکی اختلاف در میان این دو منبع.</ref>. | *به این مطلب، در بسیاری از [[روایات]] وارده از [[معصومین]]{{عم}} اشاره شده است<ref>نمونه را بنگرید به: بحار الأنوار، ج۸۹، ص۲۴، سنن الدارمی، ح۳۱۹۷؛ با اندکی اختلاف در میان این دو منبع.</ref>. | ||
*این [[فضیلت]] بزرگ، [[فضائل]] بیشمار دیگری را از پی خواهد داشت؛ فضائلی همچون [[نشاط]]، [[امید]]، [[استقامت]]، [[صبر]]، [[بردباری]] و [[کمک]] به دیگران؛ چه آنکس که نعمتی را [[آرزو]] مینماید امّا در عین حال در پی زائلشدن آن از دیگران نیست، نه تنها خود را به سوی آن سوق میدهد، که دیگران را نیز به طرف تحصیل آن رهنمون میگردد، از این رو است که میتواند همچون شاهراهی فراخ، [[جامعه]] خود را نیز به سوی [[سعادت]] [[هدایت]] نماید؛ [[حضرت | *این [[فضیلت]] بزرگ، [[فضائل]] بیشمار دیگری را از پی خواهد داشت؛ فضائلی همچون [[نشاط]]، [[امید]]، [[استقامت]]، [[صبر]]، [[بردباری]] و [[کمک]] به دیگران؛ چه آنکس که نعمتی را [[آرزو]] مینماید امّا در عین حال در پی زائلشدن آن از دیگران نیست، نه تنها خود را به سوی آن سوق میدهد، که دیگران را نیز به طرف تحصیل آن رهنمون میگردد، از این رو است که میتواند همچون شاهراهی فراخ، [[جامعه]] خود را نیز به سوی [[سعادت]] [[هدایت]] نماید؛ [[حضرت حق]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۳.</ref>. | ||
*از بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] - که تعداد آن از عدد یکصد نیز متجاوز است -، چنین استفاده میشود که یگانه راه برای رسیدن به [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]]، پیشیجستن بهسوی [[فضائل]] است و بس؛ هم از این روست که ما این صفت برجسته [[اخلاقی]] را، کلید [[سعادت انسان]] خواندیم و بر این نکته سخت [[اصرار]] ورزیدیم. در اینجا اضافه میکنیم که تمام [[آیات]] شریفهای که به مرتبه [[انسان]] در عالم [[خلقت]] اشاره مینماید و او را "[[خلیفه]] [[خدا]] در [[زمین]]" و "[[وارث]] او" معرّفی کرده تمامیِ عالَم را طُفیل وجود او دانسته است، تنها و تنها در پی همین امر است، که او گامی پیش نهاده [[دل]] در گروکمال و سر در پی رسیدن به مراتب والای انسانی نهد. ما در اینجا نخست شماری از این [[آیات]] را ذکر، وزان پس به برخی از [[روایات]] این مسأله اشاره میکنیم؛ بدان [[امید]] که در شمار چنگزنندگان به دامن کتاب و [[سنّت]] قرار گیریم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۳-۴۴۴.</ref>. | *از بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] - که تعداد آن از عدد یکصد نیز متجاوز است -، چنین استفاده میشود که یگانه راه برای رسیدن به [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]]، پیشیجستن بهسوی [[فضائل]] است و بس؛ هم از این روست که ما این صفت برجسته [[اخلاقی]] را، کلید [[سعادت انسان]] خواندیم و بر این نکته سخت [[اصرار]] ورزیدیم. در اینجا اضافه میکنیم که تمام [[آیات]] شریفهای که به مرتبه [[انسان]] در عالم [[خلقت]] اشاره مینماید و او را "[[خلیفه]] [[خدا]] در [[زمین]]" و "[[وارث]] او" معرّفی کرده تمامیِ عالَم را طُفیل وجود او دانسته است، تنها و تنها در پی همین امر است، که او گامی پیش نهاده [[دل]] در گروکمال و سر در پی رسیدن به مراتب والای انسانی نهد. ما در اینجا نخست شماری از این [[آیات]] را ذکر، وزان پس به برخی از [[روایات]] این مسأله اشاره میکنیم؛ بدان [[امید]] که در شمار چنگزنندگان به دامن کتاب و [[سنّت]] قرار گیریم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۴۴۳-۴۴۴.</ref>. | ||