بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'صاحب ولایت' به 'صاحب ولایت') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==شان [[نزول]] [[آیه یوم الدار]]== | |||
*[[خداوند]]، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[آیه]] در [[سال سوم بعثت]] نازل شده است. ماجرای [[آیه]] و [[دعوت پیامبر]] {{صل}} از خویشاوندانش چون در خانۀ [[ابوطالب]] یا [[پیامبر]] بوده، به [[حدیث]] الدّار یا یوم الدّار [[شهرت]] یافته و چون پس از [[نزول]] آیۀ [[انذار]] [[خویشاوندان]] بوده، به آن [[حدیث]] الإنذار هم میگویند که در بسیاری از کتب [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>مسند احمد بن حنبل،ج۱، ص ۱۵۹؛ امالی، شیخ طوسی، ج ۲، ص۱۹۶- ۱۹۴؛ الغدیر، ج ۲ ص ۲۷۸ و ج ۹ ص ۹۳،۱۳۰،۲۱۸،۳۳۸، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۲۷۳، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۱، ص ۱۴۵، کتاب یوم الدار، سیّد طالب الحسینی الرفاعی، دانشنامۀ امام علی، ج ۱۰، ص ۲۷۰ و ج ۳، ص ۱۴۶، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۲، ص ۲۶.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} پیش از این، به گونۀ پنهانی و فقط کسان محدودی را به [[دین]] خود خوانده بود. پس از [[نزول]] [[آیه]]، [[مأموریت]] یافت آشکارا خویشانِ خود را به [[اسلام]] فرا بخواند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۲۳.</ref>. | *[[خداوند]]، در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[آیه]] در [[سال سوم بعثت]] نازل شده است. ماجرای [[آیه]] و [[دعوت پیامبر]] {{صل}} از خویشاوندانش چون در خانۀ [[ابوطالب]] یا [[پیامبر]] بوده، به [[حدیث]] الدّار یا یوم الدّار [[شهرت]] یافته و چون پس از [[نزول]] آیۀ [[انذار]] [[خویشاوندان]] بوده، به آن [[حدیث]] الإنذار هم میگویند که در بسیاری از کتب [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>مسند احمد بن حنبل،ج۱، ص ۱۵۹؛ امالی، شیخ طوسی، ج ۲، ص۱۹۶- ۱۹۴؛ الغدیر، ج ۲ ص ۲۷۸ و ج ۹ ص ۹۳،۱۳۰،۲۱۸،۳۳۸، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۲۷۳، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۱، ص ۱۴۵، کتاب یوم الدار، سیّد طالب الحسینی الرفاعی، دانشنامۀ امام علی، ج ۱۰، ص ۲۷۰ و ج ۳، ص ۱۴۶، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۲، ص ۲۶.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} پیش از این، به گونۀ پنهانی و فقط کسان محدودی را به [[دین]] خود خوانده بود. پس از [[نزول]] [[آیه]]، [[مأموریت]] یافت آشکارا خویشانِ خود را به [[اسلام]] فرا بخواند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۲۳.</ref>. | ||
*برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار شب بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاریطلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاریام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمیخاست و اعلام [[آمادگی]] میکرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref>{{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref> | *برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار شب بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاریطلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاریام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمیخاست و اعلام [[آمادگی]] میکرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref>{{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref> | ||
==دلالت [[آیه]] بر همگانی بودن [[دعوت پیامبر]]== | |||
*[[دعوت پیامبر]] {{صل}} از [[خاندان]] و [[خویشان]] به معنای آن نیست که [[رسالت پیامبر]] {{صل}} به آنان و [[مردمان]] [[عرب]] منحصر بوده، بلکه شاهدی است بر اینکه [[دعوت پیامبر]] {{صل}} استثناء نمیپذیرد و هر [[مصلح]] [[خیرخواهی]] کار [[اصلاح]] را از خود و [[نزدیکان]] خود آغاز میکند و [[آیه]]، اعلانِ [[دعوت]] همگانی [[پیامبر]] {{صل}} است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref>. | *[[دعوت پیامبر]] {{صل}} از [[خاندان]] و [[خویشان]] به معنای آن نیست که [[رسالت پیامبر]] {{صل}} به آنان و [[مردمان]] [[عرب]] منحصر بوده، بلکه شاهدی است بر اینکه [[دعوت پیامبر]] {{صل}} استثناء نمیپذیرد و هر [[مصلح]] [[خیرخواهی]] کار [[اصلاح]] را از خود و [[نزدیکان]] خود آغاز میکند و [[آیه]]، اعلانِ [[دعوت]] همگانی [[پیامبر]] {{صل}} است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref>. | ||
==[[آیه]] و [[بیان]] [[فضیلت]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}== | |||
*همراه کردن [[خلافت]] و [[وصایت]] با [[رسالت]]، نشان از جدایی ناپذیری آنها از یکدیگر است. از این رو، [[شیعه]] [[معتقد]] است [[امامت]]، ادامۀ [[نبوت]] است؛ بدین معنا که [[شریعت الهی]] به واسطۀ [[مقام نبوت]] آغاز و [[ابلاغ]] میشود و با [[مقام امامت]]، حفظ و عملی میگردد. آیۀ [[انذار]] و [[حدیث یوم الدار]] که [[حدیث الدار]]، [[حدیث بدء الدعوة]] و [[حدیث العشیره]] هم گفته میشود از [[فضایل]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[دلایل امامت]] و [[خلافت بلافصل]] اوست<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۲۳.</ref>. | *همراه کردن [[خلافت]] و [[وصایت]] با [[رسالت]]، نشان از جدایی ناپذیری آنها از یکدیگر است. از این رو، [[شیعه]] [[معتقد]] است [[امامت]]، ادامۀ [[نبوت]] است؛ بدین معنا که [[شریعت الهی]] به واسطۀ [[مقام نبوت]] آغاز و [[ابلاغ]] میشود و با [[مقام امامت]]، حفظ و عملی میگردد. آیۀ [[انذار]] و [[حدیث یوم الدار]] که [[حدیث الدار]]، [[حدیث بدء الدعوة]] و [[حدیث العشیره]] هم گفته میشود از [[فضایل]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[دلایل امامت]] و [[خلافت بلافصل]] اوست<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۲۳.</ref>. | ||
==[[حدیث یوم الانذار]] در [[معارف]] و [[عقاید]] ۵== | ==[[حدیث یوم الانذار]] در [[معارف]] و [[عقاید]] ۵== | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
[[قرآن]] موضوع [[آشکار]] شدن [[دعوت پیامبر]] اکرم{{صل}} را در دو خطاب مطرح کرده است: {{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان * ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۴-۹۵. و همچنین خطاب: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}} «و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | [[قرآن]] موضوع [[آشکار]] شدن [[دعوت پیامبر]] اکرم{{صل}} را در دو خطاب مطرح کرده است: {{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان * ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۴-۹۵. و همچنین خطاب: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}} «و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
==همزمانی [[دعوت]] به [[رسالت]] و [[وصایت]]== | |||
از نکات قابل توجه در [[حدیث یوم الانذار]] همزمان بودن [[دعوت]] به [[اسلام]] با اعلان [[وصایت]] و [[جانشینی]] است که دارای پیامهای روشن و صریح برای [[امت اسلام]] است از جمله: [[مقام]] و [[منصب امامت]] و [[جانشینی]] [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[هدایت]] [[امت]] بعد از آن [[حضرت]] به اندازهای با اهمیت و ارزشمند است که همزمان با اعلام [[رسالت]] به آن پرداخته آن هم نه به صورت کلی و مبهم بلکه مصداق را نیز مشخص فرموده است<ref>ر.ک: مفاهیم القرآن، ج ۲، ص۱۷۳ و ج ۷، ص ۵۲۳.</ref>. | از نکات قابل توجه در [[حدیث یوم الانذار]] همزمان بودن [[دعوت]] به [[اسلام]] با اعلان [[وصایت]] و [[جانشینی]] است که دارای پیامهای روشن و صریح برای [[امت اسلام]] است از جمله: [[مقام]] و [[منصب امامت]] و [[جانشینی]] [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[هدایت]] [[امت]] بعد از آن [[حضرت]] به اندازهای با اهمیت و ارزشمند است که همزمان با اعلام [[رسالت]] به آن پرداخته آن هم نه به صورت کلی و مبهم بلکه مصداق را نیز مشخص فرموده است<ref>ر.ک: مفاهیم القرآن، ج ۲، ص۱۷۳ و ج ۷، ص ۵۲۳.</ref>. | ||
از دیگر پیامهای این دو [[ابلاغ]] همزمان، عدم محدودیت زمانی و استمرار [[تعالیم]] حیات بخش [[اسلام]] برای [[بشریت]] تا [[آخرالزمان]] است. به [[بیان]] دیگر آغاز [[دعوت]] و اعلان [[رسالت]] در بردارنده [[پیام]] [[خاتمیت دین اسلام]] و استمرار آن به وسیله [[امامان]] است. | از دیگر پیامهای این دو [[ابلاغ]] همزمان، عدم محدودیت زمانی و استمرار [[تعالیم]] حیات بخش [[اسلام]] برای [[بشریت]] تا [[آخرالزمان]] است. به [[بیان]] دیگر آغاز [[دعوت]] و اعلان [[رسالت]] در بردارنده [[پیام]] [[خاتمیت دین اسلام]] و استمرار آن به وسیله [[امامان]] است. | ||
[[همراهی]] و [[همدلی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از آغاز [[دعوت]] تا پایان [[عمر]] [[رسول اکرم]]{{صل}} از افتخاراتش محسوب میشود آن هم در زمانی که از ابتدا همه عقب رفته و حاضر به [[همراهی]] نشدند اما [[علی]]{{ع}} اعلام [[وفاداری]] و [[همکاری]] نمود و تا آخر بر این [[عهد]] [[باقی]] ماند. [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: [[اصحاب]] و [[یاران]] رازدار [[محمد]]{{صل}} به خوبی میدانند که من هرگز به معارضه با ([[احکام]] و [[دستورات]]) [[خدا]] و پیامبرش برنخاستم (بلکه پیوسته چشم بر امر وگوش بر [[فرمان]] بودم) من با [[جان]] خود در صحنههای نبردی که شجاعان فرار میکردند و گامهایشان به عقب بر میگشت او را [[یاری]] کردم. این شجاعتی است که [[خداوند]] مرا به آن اکرام فرمود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | [[همراهی]] و [[همدلی]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از آغاز [[دعوت]] تا پایان [[عمر]] [[رسول اکرم]]{{صل}} از افتخاراتش محسوب میشود آن هم در زمانی که از ابتدا همه عقب رفته و حاضر به [[همراهی]] نشدند اما [[علی]]{{ع}} اعلام [[وفاداری]] و [[همکاری]] نمود و تا آخر بر این [[عهد]] [[باقی]] ماند. [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: [[اصحاب]] و [[یاران]] رازدار [[محمد]]{{صل}} به خوبی میدانند که من هرگز به معارضه با ([[احکام]] و [[دستورات]]) [[خدا]] و پیامبرش برنخاستم (بلکه پیوسته چشم بر امر وگوش بر [[فرمان]] بودم) من با [[جان]] خود در صحنههای نبردی که شجاعان فرار میکردند و گامهایشان به عقب بر میگشت او را [[یاری]] کردم. این شجاعتی است که [[خداوند]] مرا به آن اکرام فرمود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
==ماجرای [[یوم الانذار]]== | |||
جزئیات جریان [[یوم الانذار]] را منابع [[روائی]] و [[تاریخی]] و تفسیری در ضمن نقلهای گوناگون از قریب به ده صجابی [[رسول خدا]]{{صل}} ذکر کردهاند<ref>رک: الغدیر، ج ۲، ص ۲۸۴-۲۷۸. فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج۱، ص ۳۳۳ باب فی ان علیا{{ع}} وزیر النبی{{صل}} و شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید: و أما خبر الوزارة ج۱۳، ص۲۱۰. و إحقاق الحق و ازهاق الباطل ج۴، ص۶۰ و اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۳ ص۹۲ و القرآن الکریم و روایات المدرستین ج۱، ص۱۱۰و الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۵، ص ۹۷ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰. </ref>. در اینجا [[روایت]] [[طبری]] (م ۳۱۰) را که به [[سند]] خود از [[ابن عباس]] در کتاب [[تاریخ]] آورده است به صورت خلاصه [[بیان]] میکنیم: هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> نازل شد [[رسول خدا]]{{صل}} امیرالمؤمنین علی{{ع}} را امر فرمود تا از [[فرزندان عبدالمطلب]]<ref>که تعداد آنان حدود ۴۰ نفر بود {{عربی|و هم یومئذ أربعون رجلا یزیدون رجلا أو ینقصونه}}. جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹ص۷۴.</ref> [[دعوت]] نموده و [[اطعام]] کند. بعد از [[مصرف]] [[غذا]] همین که [[رسول خدا]]{{صل}} خواست شروع به سخن کرده و آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] نماید [[ابولهب]] با متهم کردن آن [[حضرت]] به ساحری، [[مانع]] از صحبت شد. [[دعوت]] مجددا تکرار شد و مجلس مهیای سخنان [[رسول مکرم اسلام]]{{صل}} گشت و با [[ابلاغ]] [[دعوت الهی]] به [[دین اسلام]] فرمود: {{متن حدیث|فَأَيُّكُمْ يُوَازِرُنِي عَلَى هَذَا الْأَمْرِ عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ}} همگی [[سکوت]] کردند. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در حالی که در سن از آنان کوچکتر بود ندای [[رسول خدا]]{{صل}} را پاسخ داد و عرضه داشت: {{متن حدیث|أَنَا يَا نَبِيَّ اللَّهِ أَكُونُ وَزِيرَكَ عَلَيْهِ}} | جزئیات جریان [[یوم الانذار]] را منابع [[روائی]] و [[تاریخی]] و تفسیری در ضمن نقلهای گوناگون از قریب به ده صجابی [[رسول خدا]]{{صل}} ذکر کردهاند<ref>رک: الغدیر، ج ۲، ص ۲۸۴-۲۷۸. فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج۱، ص ۳۳۳ باب فی ان علیا{{ع}} وزیر النبی{{صل}} و شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید: و أما خبر الوزارة ج۱۳، ص۲۱۰. و إحقاق الحق و ازهاق الباطل ج۴، ص۶۰ و اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۳ ص۹۲ و القرآن الکریم و روایات المدرستین ج۱، ص۱۱۰و الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج ۵، ص ۹۷ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰. </ref>. در اینجا [[روایت]] [[طبری]] (م ۳۱۰) را که به [[سند]] خود از [[ابن عباس]] در کتاب [[تاریخ]] آورده است به صورت خلاصه [[بیان]] میکنیم: هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> نازل شد [[رسول خدا]]{{صل}} امیرالمؤمنین علی{{ع}} را امر فرمود تا از [[فرزندان عبدالمطلب]]<ref>که تعداد آنان حدود ۴۰ نفر بود {{عربی|و هم یومئذ أربعون رجلا یزیدون رجلا أو ینقصونه}}. جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹ص۷۴.</ref> [[دعوت]] نموده و [[اطعام]] کند. بعد از [[مصرف]] [[غذا]] همین که [[رسول خدا]]{{صل}} خواست شروع به سخن کرده و آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] نماید [[ابولهب]] با متهم کردن آن [[حضرت]] به ساحری، [[مانع]] از صحبت شد. [[دعوت]] مجددا تکرار شد و مجلس مهیای سخنان [[رسول مکرم اسلام]]{{صل}} گشت و با [[ابلاغ]] [[دعوت الهی]] به [[دین اسلام]] فرمود: {{متن حدیث|فَأَيُّكُمْ يُوَازِرُنِي عَلَى هَذَا الْأَمْرِ عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ}} همگی [[سکوت]] کردند. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در حالی که در سن از آنان کوچکتر بود ندای [[رسول خدا]]{{صل}} را پاسخ داد و عرضه داشت: {{متن حدیث|أَنَا يَا نَبِيَّ اللَّهِ أَكُونُ وَزِيرَكَ عَلَيْهِ}} | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
حضار در حالی که میخندیدند از جای خود برخاسته و به [[ابوطالب]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِابْنِكَ وَ تُطِيعَ}}<ref>تاریخ الأمم والملوک، ج ۲، ص ۳۲۰ و نیز ر.ک: تفسیر طبری جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص۷۲.</ref> | حضار در حالی که میخندیدند از جای خود برخاسته و به [[ابوطالب]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِابْنِكَ وَ تُطِيعَ}}<ref>تاریخ الأمم والملوک، ج ۲، ص ۳۲۰ و نیز ر.ک: تفسیر طبری جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص۷۲.</ref> | ||
نقلهای دیگر این ماجرا هرچند در برخی از جزئیات متفاوتند اما در اصل داستان و [[حمایت]] [[امیرالمؤمنین]] و اعلام [[وصایت]] و [[خلافت]] وی از سوی [[نبی]] مکرم{{صل}} چندان تفاوتی دیده نمیشود<ref>ر.ک: لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، ج ۱، ص ۳۹۰ و تشیید المراجعات، ج۳، ص۱۴۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | نقلهای دیگر این ماجرا هرچند در برخی از جزئیات متفاوتند اما در اصل داستان و [[حمایت]] [[امیرالمؤمنین]] و اعلام [[وصایت]] و [[خلافت]] وی از سوی [[نبی]] مکرم{{صل}} چندان تفاوتی دیده نمیشود<ref>ر.ک: لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، ج ۱، ص ۳۹۰ و تشیید المراجعات، ج۳، ص۱۴۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
==اعتبار [[حدیث یوم الانذار]]== | |||
این [[حدیث]] از جهت اعتبار [[سند]] و [[مقبولیت]] نزد [[شیعه]] و [[سنی]] از [[جایگاه]] والایی برخوردار است یعنی علاوه بر این که [[دانشمندان]] [[امامیه]] آن را مورد [[اعتماد]] قراردادهاند<ref>تا جایی که در مورد این حدیث این تعبیر به کار رفته است: {{عربی|من اقوی النصوص سنداً و دلالة}} ر.ک: تشیید المراجعات و تفنید المکابرات.</ref>. بسیاری از ائمّه و حفاظ [[حدیث]] از [[فریقین]] آن را [[روایت]] کردهاند و در [[صحاح]] و مسانید خود درج نمودهاند. افراد دیگری از بزرگان حفاظ و ائمّه [[حدیث]]- که به قول و [[کلام]] آنها در [[اسلام]] اعتناء بسیاری است- آن [[حدیث]] را ملاحظه نموده و بدون هیچگونه ایراد یا توقّفی در صحت [[سند]] آن را تلقّی به قبول کردهاند [[تاریخنگاران]] بزرگ نیز آن را صحیح و مورد قبول دانسته و جزء مسلّمات ذکر کرده و شعرا هم آن را در قالب [[شعر]] در آوردهاند<ref>علامه امینی در الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸ نقلهای گوناگون حدیث را از منابع معتبر اهل سنت ذکر نموده و درباره نقل طبری در کتاب تاریخ میگوید: این حدیث را ابو جعفر اسکافی متکلم معتزلی بغدادی متوفی ۲۴۰ در کتاب خود به نام نقض العثمانیه نقل کرده است و گفته است که این خبر صحیح است، و نیز فقیه برهان الدین در کتاب انباء نجباء الأبناء و ابن اثیر در کامل و ابوالفداء عمادالدین دمشقی در تاریخ خود و شهاب الدین خفاجی در شرح شفا که متعلق به قاضی عیاض است، آورده است، و نیز ر.ک: لمحات، ج۱، ص۳۹۳ که حدیث از ۱۲ طریق نقل شده است. سید شرف الدین هم در کتاب المراجعات نامه ۲۰ و۲۱ را به بیان اعتبار حدیث یوم الدار در منابع اصیل و قابل اعتنا در میان اهل سنت اختصاص داده است و المراجعات ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>. | این [[حدیث]] از جهت اعتبار [[سند]] و [[مقبولیت]] نزد [[شیعه]] و [[سنی]] از [[جایگاه]] والایی برخوردار است یعنی علاوه بر این که [[دانشمندان]] [[امامیه]] آن را مورد [[اعتماد]] قراردادهاند<ref>تا جایی که در مورد این حدیث این تعبیر به کار رفته است: {{عربی|من اقوی النصوص سنداً و دلالة}} ر.ک: تشیید المراجعات و تفنید المکابرات.</ref>. بسیاری از ائمّه و حفاظ [[حدیث]] از [[فریقین]] آن را [[روایت]] کردهاند و در [[صحاح]] و مسانید خود درج نمودهاند. افراد دیگری از بزرگان حفاظ و ائمّه [[حدیث]]- که به قول و [[کلام]] آنها در [[اسلام]] اعتناء بسیاری است- آن [[حدیث]] را ملاحظه نموده و بدون هیچگونه ایراد یا توقّفی در صحت [[سند]] آن را تلقّی به قبول کردهاند [[تاریخنگاران]] بزرگ نیز آن را صحیح و مورد قبول دانسته و جزء مسلّمات ذکر کرده و شعرا هم آن را در قالب [[شعر]] در آوردهاند<ref>علامه امینی در الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸ نقلهای گوناگون حدیث را از منابع معتبر اهل سنت ذکر نموده و درباره نقل طبری در کتاب تاریخ میگوید: این حدیث را ابو جعفر اسکافی متکلم معتزلی بغدادی متوفی ۲۴۰ در کتاب خود به نام نقض العثمانیه نقل کرده است و گفته است که این خبر صحیح است، و نیز فقیه برهان الدین در کتاب انباء نجباء الأبناء و ابن اثیر در کامل و ابوالفداء عمادالدین دمشقی در تاریخ خود و شهاب الدین خفاجی در شرح شفا که متعلق به قاضی عیاض است، آورده است، و نیز ر.ک: لمحات، ج۱، ص۳۹۳ که حدیث از ۱۲ طریق نقل شده است. سید شرف الدین هم در کتاب المراجعات نامه ۲۰ و۲۱ را به بیان اعتبار حدیث یوم الدار در منابع اصیل و قابل اعتنا در میان اهل سنت اختصاص داده است و المراجعات ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
ثانیا [[حدیث یوم الدار]] با بیش از ۱۲ طریق در منابع معتبر [[اهل سنت]] ذکر شده که بسیاری از طرق آن به صراحت تصحیح و یا تلقی به قبول شده است. و اما نسبتی که به [[حدیث]] شناسان در مجعول دانستن [[حدیث]] داده نیز [[کذب]] محض است و غیر از خودش چنین ادعائی دیده نشده است<ref>ر.ک: المراجعات، ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>. با وجود ذکر [[حدیث]] در منابع معتبری که در آغاز درس نام برده شد ادعای نبودن [[حدیث]] درکتب معتبر نیز [[دروغ]] است. | ثانیا [[حدیث یوم الدار]] با بیش از ۱۲ طریق در منابع معتبر [[اهل سنت]] ذکر شده که بسیاری از طرق آن به صراحت تصحیح و یا تلقی به قبول شده است. و اما نسبتی که به [[حدیث]] شناسان در مجعول دانستن [[حدیث]] داده نیز [[کذب]] محض است و غیر از خودش چنین ادعائی دیده نشده است<ref>ر.ک: المراجعات، ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>. با وجود ذکر [[حدیث]] در منابع معتبری که در آغاز درس نام برده شد ادعای نبودن [[حدیث]] درکتب معتبر نیز [[دروغ]] است. | ||
[[تذکر]] این نکته لازم است که شیوه [[ابن تیمیه]] در برخورد و مواجهه با [[احادیث]] مربوط به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حتی از سوی [[پیروان]] او هم مورد نقد جدی است به گونهای که سخنان [[ابن تیمیه]] و داوریهای او را از اعتبار ساقط میسازد<ref>ر.ک: ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) امام جرح وتعدیل در بین اهل سنت لسان المیزان، ج ۶، ص ۳۱۹ والبانی (م۱۴۲۰) حدیث معاصرشناس اهل سنت: سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج ۵، ص ۲۶۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | [[تذکر]] این نکته لازم است که شیوه [[ابن تیمیه]] در برخورد و مواجهه با [[احادیث]] مربوط به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حتی از سوی [[پیروان]] او هم مورد نقد جدی است به گونهای که سخنان [[ابن تیمیه]] و داوریهای او را از اعتبار ساقط میسازد<ref>ر.ک: ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) امام جرح وتعدیل در بین اهل سنت لسان المیزان، ج ۶، ص ۳۱۹ والبانی (م۱۴۲۰) حدیث معاصرشناس اهل سنت: سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج ۵، ص ۲۶۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
==[[دلالت حدیث]]== | |||
[[متکلمان امامیه]] مانند [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶) و [[علامه حلی]] (م۷۲۶) این [[حدیث]] را به عنوان [[دلیل]] بر [[امامت]] و نمونهای از [[نص جلی]] بر [[خلافت]] [[امیر المؤمنین]] آوردهاند<ref>ر.ک: الشافی فی الإمامة، ج۲، ص ۷۸ و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، ص۱۸۹.</ref>. | [[متکلمان امامیه]] مانند [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶) و [[علامه حلی]] (م۷۲۶) این [[حدیث]] را به عنوان [[دلیل]] بر [[امامت]] و نمونهای از [[نص جلی]] بر [[خلافت]] [[امیر المؤمنین]] آوردهاند<ref>ر.ک: الشافی فی الإمامة، ج۲، ص ۷۸ و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، ص۱۸۹.</ref>. | ||
در [[حدیث]] [[یومالانذار]] کلماتی که [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[علی]]{{ع}} فرمودهاند مانند: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ}} به صراحت بر مدعای [[امامیه]] در [[خلافت]] و [[جانشینی]] و [[لزوم اطاعت]] از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به عنوان [[خلافت]] و [[وصایت]] دلالت دارد. مخاطبان هم در آن جلسه چیز دیگری برداشت نکردند لذا به [[ابوطالب]] از روی طعنه و [[استهزا]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِابْنِكَ وَ تُطِيعَ}} تو را [[فرمان]] داد تا حرف پسرت را بشنوی و [[اطاعت]] کنی. | در [[حدیث]] [[یومالانذار]] کلماتی که [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[علی]]{{ع}} فرمودهاند مانند: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ}} به صراحت بر مدعای [[امامیه]] در [[خلافت]] و [[جانشینی]] و [[لزوم اطاعت]] از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به عنوان [[خلافت]] و [[وصایت]] دلالت دارد. مخاطبان هم در آن جلسه چیز دیگری برداشت نکردند لذا به [[ابوطالب]] از روی طعنه و [[استهزا]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ لِابْنِكَ وَ تُطِيعَ}} تو را [[فرمان]] داد تا حرف پسرت را بشنوی و [[اطاعت]] کنی. | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
به [[بیان]] دیگر سخنان [[پیامبر]]{{صل}} {{متن حدیث|أَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي}} در واقع یک [[ابلاغ]] امر [[خداوند تعالی]] نسبت به [[جعل]] [[ولایت]] و [[جانشینی]] برای [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است نه یک انشاء و ایجاد [[ولایت]] به صورت مشروط تا فرض کنیم اگر فرد دیگری قبول میکرد او [[صاحب ولایت]] و [[خلافت]] میشد. و این در حالی است که [[احادیث متواتر]] دیگر مانند، [[حدیث ثقلین]]، [[غدیر]] و غیره بر [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]] [[علی ابن ابی طالب]]{{ع}} تاکید دارد<ref>ر.ک: دلایل الصدق، ج۲، ص۳۶۵ و امامشناسی، ج ۱، ص ۹۷.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | به [[بیان]] دیگر سخنان [[پیامبر]]{{صل}} {{متن حدیث|أَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي}} در واقع یک [[ابلاغ]] امر [[خداوند تعالی]] نسبت به [[جعل]] [[ولایت]] و [[جانشینی]] برای [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است نه یک انشاء و ایجاد [[ولایت]] به صورت مشروط تا فرض کنیم اگر فرد دیگری قبول میکرد او [[صاحب ولایت]] و [[خلافت]] میشد. و این در حالی است که [[احادیث متواتر]] دیگر مانند، [[حدیث ثقلین]]، [[غدیر]] و غیره بر [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]] [[علی ابن ابی طالب]]{{ع}} تاکید دارد<ref>ر.ک: دلایل الصدق، ج۲، ص۳۶۵ و امامشناسی، ج ۱، ص ۹۷.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
==استناد به [[حدیث یوم الانذار]]== | |||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ به این سوال که چرا با وجود [[عباس]] [[عموی پیامبر]]{{صل}} او [[وصی]] و [[وارث پیامبر]] اکرم{{صل}} است؟ به ماجرای یوم الدار استناد فرموده و [[نصب]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[علت]] و سبب این [[منصب]] میداند. این استناد و استشهاد در منابع [[فریقین]] ذکر شده است<ref>ر.ک: کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۱۷۴. تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۸.</ref> حتی [[ابوبکر]] برای فیصله دادن به ادعای [[عباس]] عموی [[رسول الله]]{{صل}} به ماجرای [[یوم الانذار]] و [[نصب]] [[امیر المؤمنین]] به عنوان [[وارث]] و [[وصی]] [[رسول الله]]{{صل}} [[احتجاج]] میکند<ref>ر.ک: احتجاج، ج۱، ص ۸۹.</ref>. نکته مهم دیگر در این حادثه دلالت بر [[نبوت]] و [[اعجاز]] است که توجه دیگر نویسندگان [[اسلامی]] را در ضبط حادثه [[یوم الانذار]] با تفاصیل آن به خود جلب نموده است زیرا با توشه کم گروه زیادی را [[اطعام]] کرده است<ref>ر.ک: المراجعات، نامه ۱۰۴.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ به این سوال که چرا با وجود [[عباس]] [[عموی پیامبر]]{{صل}} او [[وصی]] و [[وارث پیامبر]] اکرم{{صل}} است؟ به ماجرای یوم الدار استناد فرموده و [[نصب]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[علت]] و سبب این [[منصب]] میداند. این استناد و استشهاد در منابع [[فریقین]] ذکر شده است<ref>ر.ک: کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۱۷۴. تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۸.</ref> حتی [[ابوبکر]] برای فیصله دادن به ادعای [[عباس]] عموی [[رسول الله]]{{صل}} به ماجرای [[یوم الانذار]] و [[نصب]] [[امیر المؤمنین]] به عنوان [[وارث]] و [[وصی]] [[رسول الله]]{{صل}} [[احتجاج]] میکند<ref>ر.ک: احتجاج، ج۱، ص ۸۹.</ref>. نکته مهم دیگر در این حادثه دلالت بر [[نبوت]] و [[اعجاز]] است که توجه دیگر نویسندگان [[اسلامی]] را در ضبط حادثه [[یوم الانذار]] با تفاصیل آن به خود جلب نموده است زیرا با توشه کم گروه زیادی را [[اطعام]] کرده است<ref>ر.ک: المراجعات، نامه ۱۰۴.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>. | ||
{{مدخل امام علی}} | {{مدخل امام علی}} | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||
[[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]] | [[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]] | ||
[[رده:مدخل]] | [[رده:مدخل]] | ||