جز
جایگزینی متن - ' ]]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - 'نگاه' به 'نگاه') |
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[') |
||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
*تلقین برخی سخنان خود از دیگر زمینههای ارتکاب [[دروغ]] است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۳۶؛ نمونه، ج۹، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>، چنان که بر اساس [[روایت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یکی از [[علل]] [[دروغ]] گفتن [[برادران]] [[یوسف]] که وی را گرگ خورده است: {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ}}<ref> «گفتند: ای پدر! ما رفته بودیم مسابقه بدهیم و یوسف را کنار بار خود وانهاده بودیم که گرگ او را خورد و (میدانیم) اگر (هم) راستگو میبودیم (سخن) ما را باور نمیکردی» سوره یوسف، آیه ۱۷.</ref>، ترک اولی از [[حضرت یعقوب]] بود<ref>کنزالعمال، ج۳، ص۶۲۴؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۲۲۱؛ اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۳۶.</ref> که این سخن را به آنان تلقین کرد: {{متن قرآن|أَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ}}<ref>«میترسم شما از او غافل گردید و گرگ او را بخورد» سوره یوسف، آیه ۱۳.</ref>، زیرا آنها تا آن هنگام نمیدانستند که گرگ [[انسان]] را میخورد<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۲؛ الدر المنثور، ج۴، ص۹؛ فتح القدیر، ج، ص۱۱.</ref>. همین مضمون از [[امام صادق]]{{ع}} نیز گزارش شده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۶۰۰؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۲۸۳.</ref>، از اینرو برخی گفتهاند برای [[پیشگیری]] از ارتکاب کارهای شرّ [[شایسته]] است [[مؤمنان]] از تلقین هر کار شرّی به [[فرزندان]] خود پرهیز کنند<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۹.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *تلقین برخی سخنان خود از دیگر زمینههای ارتکاب [[دروغ]] است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۳۶؛ نمونه، ج۹، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>، چنان که بر اساس [[روایت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یکی از [[علل]] [[دروغ]] گفتن [[برادران]] [[یوسف]] که وی را گرگ خورده است: {{متن قرآن|قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ}}<ref> «گفتند: ای پدر! ما رفته بودیم مسابقه بدهیم و یوسف را کنار بار خود وانهاده بودیم که گرگ او را خورد و (میدانیم) اگر (هم) راستگو میبودیم (سخن) ما را باور نمیکردی» سوره یوسف، آیه ۱۷.</ref>، ترک اولی از [[حضرت یعقوب]] بود<ref>کنزالعمال، ج۳، ص۶۲۴؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۲۲۱؛ اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۳۶.</ref> که این سخن را به آنان تلقین کرد: {{متن قرآن|أَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ}}<ref>«میترسم شما از او غافل گردید و گرگ او را بخورد» سوره یوسف، آیه ۱۳.</ref>، زیرا آنها تا آن هنگام نمیدانستند که گرگ [[انسان]] را میخورد<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۲؛ الدر المنثور، ج۴، ص۹؛ فتح القدیر، ج، ص۱۱.</ref>. همین مضمون از [[امام صادق]]{{ع}} نیز گزارش شده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۶۰۰؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۲۸۳.</ref>، از اینرو برخی گفتهاند برای [[پیشگیری]] از ارتکاب کارهای شرّ [[شایسته]] است [[مؤمنان]] از تلقین هر کار شرّی به [[فرزندان]] خود پرهیز کنند<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۹.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
==[[انگیزهها]] و [[اهداف ]][[دروغگویی]]== | ==[[انگیزهها]] و [[اهداف]] [[دروغگویی]]== | ||
*[[انگیزهها]] و اهداف مختلفی سبب دروغگوییاند که مهمترین آنها از دیدگاه [[قرآن]] در پی میآیند. | *[[انگیزهها]] و اهداف مختلفی سبب دروغگوییاند که مهمترین آنها از دیدگاه [[قرآن]] در پی میآیند. | ||
===نابود کردن یا [[تضعیف]] [[دین]]=== | ===نابود کردن یا [[تضعیف]] [[دین]]=== | ||
*از میان بردن [[ادیان توحیدی]] یا ضربه زدن و [[تضعیف]] آنها از اساسیترین [[اهداف ]][[دروغگویی]] [[کافران]] و [[منافقان]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الإِسْلامِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>و ستمکارتر از آنکه بر خداوند دروغ بندد در حالی که به اسلام فرا خوانده میشود کیست؟ و خداوند قوم ستمگر را راهنمایی نمیکند. بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کاملکننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند؛ سوره صف، آیه ۷-۸.</ref>. این [[آیات]] در مورد [[کافران]] [[اهل کتاب]] نازل شدند که برای خاموش کردن [[نور]] [[اسلام]] به [[دروغ]] ادعا کردند که [[قرآن]] [[سحر]] و [[پیامبر]]{{صل}} ساحر است<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۱۱۱؛ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۶۳. </ref>؛ همچنین در [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ}}<ref>آیا به کسانی ننگریستهای که با گروهی که خداوند بر آنها خشم آورده است دوستی دارند، نه از آنانند و نه از شما و دانسته سوگند دروغ میخورند. خداوند برای آنان عذابی سخت آماده کرده است؛ بیگمان، بد است کاری که آنان میکردند. سوگندهای خود را سپر کردهاند، آنگاه (مردم را) از راه خداوند باز میدارند پس، عذابی خوارساز (در پیش) دارند؛ سوره مجادله، آیه ۱۴-۱۶.</ref>. [[سخن]] از [[سوگند دروغ]] [[منافقان]] برای جلوگیری از [[راه خدا]] و [[پیشرفت]] [[دین]] است. به دیده [[مفسران]]، آنان برای دستیابی به این [[هدف]] به [[دروغ]] [[سوگند]] میخورند که از [[مسلمانان]] و با آنان هستند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۹-۴۲۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۲؛ المیزان، ج۱۹، ص۱۹۳.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *از میان بردن [[ادیان توحیدی]] یا ضربه زدن و [[تضعیف]] آنها از اساسیترین [[اهداف]] [[دروغگویی]] [[کافران]] و [[منافقان]] است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الإِسْلامِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>و ستمکارتر از آنکه بر خداوند دروغ بندد در حالی که به اسلام فرا خوانده میشود کیست؟ و خداوند قوم ستمگر را راهنمایی نمیکند. بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کاملکننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند؛ سوره صف، آیه ۷-۸.</ref>. این [[آیات]] در مورد [[کافران]] [[اهل کتاب]] نازل شدند که برای خاموش کردن [[نور]] [[اسلام]] به [[دروغ]] ادعا کردند که [[قرآن]] [[سحر]] و [[پیامبر]]{{صل}} ساحر است<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۱۱۱؛ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۶۳. </ref>؛ همچنین در [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ}}<ref>آیا به کسانی ننگریستهای که با گروهی که خداوند بر آنها خشم آورده است دوستی دارند، نه از آنانند و نه از شما و دانسته سوگند دروغ میخورند. خداوند برای آنان عذابی سخت آماده کرده است؛ بیگمان، بد است کاری که آنان میکردند. سوگندهای خود را سپر کردهاند، آنگاه (مردم را) از راه خداوند باز میدارند پس، عذابی خوارساز (در پیش) دارند؛ سوره مجادله، آیه ۱۴-۱۶.</ref>. [[سخن]] از [[سوگند دروغ]] [[منافقان]] برای جلوگیری از [[راه خدا]] و [[پیشرفت]] [[دین]] است. به دیده [[مفسران]]، آنان برای دستیابی به این [[هدف]] به [[دروغ]] [[سوگند]] میخورند که از [[مسلمانان]] و با آنان هستند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۹-۴۲۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۲؛ المیزان، ج۱۹، ص۱۹۳.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
===[[گمراه کردن]] دیگران=== | ===[[گمراه کردن]] دیگران=== | ||
*از جمله میتوان به [[دروغ]] [[مشرکان]] اشاره کرد که برای [[فریب]] [[مسلمانان]] و به [[ارتداد]] کشاندن آنان به [[دروغ]] میگفتند اگر از [[دین]] خود بازگردید، ما [[گناهان]] شما را بر عهده میگیریم{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref> «و کافران به مؤمنان گفتند از راه ما پیروی کنید و ما (نیز) باید بار گناهان شما را برداریم ولی آنان هیچ باری از گناهان ایشان را برنمیدارند؛ بیگمان آنان دروغگویند» سوره عنکبوت، آیه ۱۲.</ref>؛ همچنین در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و دستهای از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان فرو فرستاده شده است، ایمان آورید و در پایان آن بدان کفر ورزید باشد که آنان (از ایمان خود) بازگردند» سوره آل عمران، آیه ۷۲.</ref> که به [[حیله]] [[یهود]] برای به [[ارتداد]] کشاندن [[مسلمانان]] اشاره دارد، آمده است که گروهی از [[عالمان]] [[اهل کتاب]] تصمیم گرفتند [[اسلام]] آورده و پس از بازگشت از [[اسلام]] به [[دروغ]] به [[مسلمانان]] بگویند صفات و روش [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با آنچه در کتابهای [[دینی]] آنان در مورد ویژگیهای [[پیامبر آخرالزمان]] آمده است [[تطبیق]] نمیکند، تا [[مسلمانان]] را [[فریب]] داده و آنان را از [[اسلام]] بازگردانند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۳، ص۲۵۷.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *از جمله میتوان به [[دروغ]] [[مشرکان]] اشاره کرد که برای [[فریب]] [[مسلمانان]] و به [[ارتداد]] کشاندن آنان به [[دروغ]] میگفتند اگر از [[دین]] خود بازگردید، ما [[گناهان]] شما را بر عهده میگیریم{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref> «و کافران به مؤمنان گفتند از راه ما پیروی کنید و ما (نیز) باید بار گناهان شما را برداریم ولی آنان هیچ باری از گناهان ایشان را برنمیدارند؛ بیگمان آنان دروغگویند» سوره عنکبوت، آیه ۱۲.</ref>؛ همچنین در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و دستهای از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان فرو فرستاده شده است، ایمان آورید و در پایان آن بدان کفر ورزید باشد که آنان (از ایمان خود) بازگردند» سوره آل عمران، آیه ۷۲.</ref> که به [[حیله]] [[یهود]] برای به [[ارتداد]] کشاندن [[مسلمانان]] اشاره دارد، آمده است که گروهی از [[عالمان]] [[اهل کتاب]] تصمیم گرفتند [[اسلام]] آورده و پس از بازگشت از [[اسلام]] به [[دروغ]] به [[مسلمانان]] بگویند صفات و روش [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با آنچه در کتابهای [[دینی]] آنان در مورد ویژگیهای [[پیامبر آخرالزمان]] آمده است [[تطبیق]] نمیکند، تا [[مسلمانان]] را [[فریب]] داده و آنان را از [[اسلام]] بازگردانند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۳، ص۲۵۷.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
===[[رسوایی]]=== | ===[[رسوایی]]=== | ||
*[[دروغگویی]] گاه رسوا شدن شخص [[دروغگو]] را در پی دارد<ref>نمونه، ج۱۹، ص۵۱۷؛ دروغ، ص۱۹۹.</ref>، زیرا وی هرچند [[زیرک]] باشد، نمیتواند همه جوانب و پیامدهای [[دروغ]] خود را در نظر بگیرد، از این رو برخی جوانب [[پنهان]] مانده او را رسوا میسازند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج۹، ص۳۵۱-۳۵۲؛ دروغ، ص۱۹.</ref>، چنان که آوردن [[پیراهن حضرت یوسف]]{{ع}} و خونآلود کردن آن، [[برادران]] دروغگوی وی را رسوا کرد: {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>. {{متن قرآن|دَمٍ كَذِبٍ}} به دیده برخی خونی بود که [[دروغ]] بودن آن [[آشکار]] بود، زیرا با [[خون]] [[انسان]] بسیار متفاوت بود <ref>الفرقان، ج۱۵، ص۴۶. </ref>. افزون بر این، پیراهن [[یوسف]]{{ع}} نیز سالم بود و اگر گرگ وی را خورده بود، پیراهنش را پاره میکرد<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۴-۳۷۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۱۴۹.</ref>، از اینرو [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با مشاهده پیراهن [[یوسف]]{{ع}} به [[دروغ]] بودن ادعای آنان پیبرد و آن را برخاسته از هوسهای [[نفسانی]] آنان دانست: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۵؛ المیزان، ج۱۱، ص۱۰۴؛ نمونه، ج۹، ص۳۴۵.</ref>. | *[[دروغگویی]] گاه رسوا شدن شخص [[دروغگو]] را در پی دارد<ref>نمونه، ج۱۹، ص۵۱۷؛ دروغ، ص۱۹۹.</ref>، زیرا وی هرچند [[زیرک]] باشد، نمیتواند همه جوانب و پیامدهای [[دروغ]] خود را در نظر بگیرد، از این رو برخی جوانب [[پنهان]] مانده او را رسوا میسازند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج۹، ص۳۵۱-۳۵۲؛ دروغ، ص۱۹.</ref>، چنان که آوردن [[پیراهن حضرت یوسف]]{{ع}} و خونآلود کردن آن، [[برادران]] دروغگوی وی را رسوا کرد: {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>. {{متن قرآن|دَمٍ كَذِبٍ}} به دیده برخی خونی بود که [[دروغ]] بودن آن [[آشکار]] بود، زیرا با [[خون]] [[انسان]] بسیار متفاوت بود <ref>الفرقان، ج۱۵، ص۴۶. </ref>. افزون بر این، پیراهن [[یوسف]]{{ع}} نیز سالم بود و اگر گرگ وی را خورده بود، پیراهنش را پاره میکرد<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۴-۳۷۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۱۴۹.</ref>، از اینرو [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با مشاهده پیراهن [[یوسف]]{{ع}} به [[دروغ]] بودن ادعای آنان پیبرد و آن را برخاسته از هوسهای [[نفسانی]] آنان دانست: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۵؛ المیزان، ج۱۱، ص۱۰۴؛ نمونه، ج۹، ص۳۴۵.</ref>. | ||
*[[همسر]] [[عزیز مصر]] نیز اندک زمانی پس از [[دروغ]] خود، رسوا گردید<ref>نمونه، ج۹، ص۳۸۳.</ref>، زیرا [[نشانه ]][[راستگویی]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} و [[دروغ]] [[زلیخا]] یعنی پارهشدن پیراهن [[یوسف]] از پشت سر، بر همگان هویدا بود: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ}}<ref>«و چون (شویش) دید که پیراهن مرد از پشت دریده است گفت: بیگمان این از نیرنگ شما زنان است ای یوسف! از این (رویداد) روی بگردان (و در گذر) و (ای زن!) تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه که تو بیگمان از خطاکاران بودهای» سوره یوسف، آیه ۲۸-۲۹.</ref>. | *[[همسر]] [[عزیز مصر]] نیز اندک زمانی پس از [[دروغ]] خود، رسوا گردید<ref>نمونه، ج۹، ص۳۸۳.</ref>، زیرا [[نشانه]] [[راستگویی]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} و [[دروغ]] [[زلیخا]] یعنی پارهشدن پیراهن [[یوسف]] از پشت سر، بر همگان هویدا بود: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ}}<ref>«و چون (شویش) دید که پیراهن مرد از پشت دریده است گفت: بیگمان این از نیرنگ شما زنان است ای یوسف! از این (رویداد) روی بگردان (و در گذر) و (ای زن!) تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه که تو بیگمان از خطاکاران بودهای» سوره یوسف، آیه ۲۸-۲۹.</ref>. | ||
*بر پایه روایتی، [[خدا]] [[فراموشی]] را بر [[دروغگو]] میافکند<ref>الکافی، ج۲، ص۳۴۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۴۵؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۱.</ref>، از اینرو [[دروغ]] خود را فراموش کرده و پس از مدتی سخن دیگری در تضاد با آن بر زبان میآورد که رسوایش میکند<ref>شرح اصول کافی، ج۹، ص۴۰۲؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۱.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *بر پایه روایتی، [[خدا]] [[فراموشی]] را بر [[دروغگو]] میافکند<ref>الکافی، ج۲، ص۳۴۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۴۵؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۱.</ref>، از اینرو [[دروغ]] خود را فراموش کرده و پس از مدتی سخن دیگری در تضاد با آن بر زبان میآورد که رسوایش میکند<ref>شرح اصول کافی، ج۹، ص۴۰۲؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۱.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۲۱۰: | ||
===[[دروغ]] به قصد [[مزاح]]=== | ===[[دروغ]] به قصد [[مزاح]]=== | ||
*[[دروغ]] هرچند برای [[مزاح]] باشد، براساس اطلاق آیاتی مانند {{متن قرآن|وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«و از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref> [[حرام]] است<ref>نیل الاوطار، ج۸، ص۸۲-۸۴؛ سر الاسراء، ج۱، ص۲۲۲.</ref>. برخی [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> را که [[مؤمنان]] را به [[تقوای الهی]] و [[همراهی]] با [[راستگویان]] [[فرمان]] میدهد، عام دانستهاند که پرهیز از هر نوع [[دروغ]] را، هرچند با [[مزاح]] باشد، در بر میگیرد<ref>جامع البیان، ج۱۱، ص۸۵؛ مجمع البیان، ج۵، ص۱۳۹-۱۴۰؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۸۹.</ref>. | *[[دروغ]] هرچند برای [[مزاح]] باشد، براساس اطلاق آیاتی مانند {{متن قرآن|وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«و از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref> [[حرام]] است<ref>نیل الاوطار، ج۸، ص۸۲-۸۴؛ سر الاسراء، ج۱، ص۲۲۲.</ref>. برخی [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> را که [[مؤمنان]] را به [[تقوای الهی]] و [[همراهی]] با [[راستگویان]] [[فرمان]] میدهد، عام دانستهاند که پرهیز از هر نوع [[دروغ]] را، هرچند با [[مزاح]] باشد، در بر میگیرد<ref>جامع البیان، ج۱۱، ص۸۵؛ مجمع البیان، ج۵، ص۱۳۹-۱۴۰؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۸۹.</ref>. | ||
*در [[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] به قصد [[مزاح]] به شکل خاص [[نهی]] شده است<ref>تحف العقول، ص۲۷۸؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۰؛ بحار الانوار، ج۶۹، ص۲۳۵.</ref>؛ از جمله بر پایه روایتی کسی که به [[مزاح]] [[دروغ]] بگوید، طعم [[ایمان]] را نمیچشد<ref>الکافی، ج۲، ص۳۴۰؛ تحف العقول، ص۲۱۶؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۰.</ref>؛ نیز [[مزاح]] کننده به [[دروغ]] به [[عذاب الهی]] تهدید شده است<ref>مسند احمد، ج۵، ص۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۱؛ الامالی، ص۵۳-۵۳۸.</ref>. براساس این [[ادله]]، برخی از [[فقها]] [[دروغ]] گفتن به قصد [[مزاح]] را مطلقاً [[حرام]] دانستهاند<ref>صراط النجاة، ج۳، ص۲۹۸؛ نک: گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۴.</ref>؛ اما بعضی گفتهاند اگر سخن یا [[عمل ]][[مزاح]] کننده به گونهای باشد که از واقع خبر دهد، [[مزاح]] [[حرام]] است و همه [[ادله]] [[حرمت]] [[دروغ]] از جمله [[آیات قرآن]]، شامل این مورد میشوند و جز این جایز است؛ مانند آنکه [[بخیل]] را به قصد [[شوخی]] سخی خوانند<ref>مصباح الفقاهه، ج۱، ص۵۹۸؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۲۰-۱۲۲.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *در [[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] به قصد [[مزاح]] به شکل خاص [[نهی]] شده است<ref>تحف العقول، ص۲۷۸؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۰؛ بحار الانوار، ج۶۹، ص۲۳۵.</ref>؛ از جمله بر پایه روایتی کسی که به [[مزاح]] [[دروغ]] بگوید، طعم [[ایمان]] را نمیچشد<ref>الکافی، ج۲، ص۳۴۰؛ تحف العقول، ص۲۱۶؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۰.</ref>؛ نیز [[مزاح]] کننده به [[دروغ]] به [[عذاب الهی]] تهدید شده است<ref>مسند احمد، ج۵، ص۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۱؛ الامالی، ص۵۳-۵۳۸.</ref>. براساس این [[ادله]]، برخی از [[فقها]] [[دروغ]] گفتن به قصد [[مزاح]] را مطلقاً [[حرام]] دانستهاند<ref>صراط النجاة، ج۳، ص۲۹۸؛ نک: گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۴.</ref>؛ اما بعضی گفتهاند اگر سخن یا [[عمل]] [[مزاح]] کننده به گونهای باشد که از واقع خبر دهد، [[مزاح]] [[حرام]] است و همه [[ادله]] [[حرمت]] [[دروغ]] از جمله [[آیات قرآن]]، شامل این مورد میشوند و جز این جایز است؛ مانند آنکه [[بخیل]] را به قصد [[شوخی]] سخی خوانند<ref>مصباح الفقاهه، ج۱، ص۵۹۸؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۲۰-۱۲۲.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
===گوش دادن [[دروغ]]=== | ===گوش دادن [[دروغ]]=== | ||
*گوش دادن به [[دروغ]] نیز همانند گفتن [[دروغ حرام]] است<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۸؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۵۹؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref> و این [[حکم]] را از [[آیات]] {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ}}<ref>«و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند * گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرامخوارند»؛ سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref> میتوان دریافت که [[یهود]] را به جهت داشتن این صفت [[نکوهش]] کرده و آنان را سزاوار [[عذاب الهی]] میدانند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۸؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref>. به دیده برخی، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ}} گوش دادن بسیار به [[دروغ]] است<ref>المنیر، ج۶، ص۱۹۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۴۰.</ref>. بعضی آن را به معنای پذیرش [[دروغ]] دانسته<ref>التبیان، ج۳، ص۵۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۸۱؛ فتح القدیر، ج۲، ص۴۱.</ref> و عدهای نیز گفتهاند {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست شنیدن [[دروغ]] و {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} دوم پذیرش آن پس از استماع است<ref>التحریر و التنویر، ج۶، ص۱۹۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. افزون بر این، از آنجا که [[دروغ]] منکر و [[معصیت الهی]] است، ادلّه اعراض از منکر و [[حرمت]] نشستن در مجلس [[معصیت]] هم شامل استماع [[دروغ]] میشوند<ref>گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref>. در [[روایات اسلامی]] نیز [[مؤمنان]] از گوش دادن به داستانهای [[دروغ]] و [[خرافی]] منع شدهاند<ref>بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۴.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *گوش دادن به [[دروغ]] نیز همانند گفتن [[دروغ حرام]] است<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۸؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۵۹؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref> و این [[حکم]] را از [[آیات]] {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ}}<ref>«و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند * گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرامخوارند»؛ سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref> میتوان دریافت که [[یهود]] را به جهت داشتن این صفت [[نکوهش]] کرده و آنان را سزاوار [[عذاب الهی]] میدانند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۳۸؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref>. به دیده برخی، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ}} گوش دادن بسیار به [[دروغ]] است<ref>المنیر، ج۶، ص۱۹۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۴۰.</ref>. بعضی آن را به معنای پذیرش [[دروغ]] دانسته<ref>التبیان، ج۳، ص۵۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۸۱؛ فتح القدیر، ج۲، ص۴۱.</ref> و عدهای نیز گفتهاند {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست شنیدن [[دروغ]] و {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} دوم پذیرش آن پس از استماع است<ref>التحریر و التنویر، ج۶، ص۱۹۹؛ المیزان، ج۵، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. افزون بر این، از آنجا که [[دروغ]] منکر و [[معصیت الهی]] است، ادلّه اعراض از منکر و [[حرمت]] نشستن در مجلس [[معصیت]] هم شامل استماع [[دروغ]] میشوند<ref>گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۹.</ref>. در [[روایات اسلامی]] نیز [[مؤمنان]] از گوش دادن به داستانهای [[دروغ]] و [[خرافی]] منع شدهاند<ref>بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۴.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||