آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - ' بسوی ' به ' به‌سوی ')
خط ۴۲: خط ۴۲:
[[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]]
[[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«یک نکته کلی و اساسی در مسئله [[علم غیب]] آن است که تلقی و تعریف [[علم غیب]] در طول ۱۴ سده از اسلام دچار تطور بوده است. توضیح اجمالی این سخن آنکه تا حدود قرن ششم تلقی از [[علم غیب]]، علم ذاتی و استقلالی بود که تنها وصف بردار از آن ذات الهی است. از این رو اتصاف عنوان [[علم غیب]] به غیر ما سوی الله در حکم بار کردن ویژگی علم ذاتی برای غیر خداوند است که این امر به منزله شریک قرار دادن مخلوق با خالق در این ویژگی می‌باشد و پیامد آن شرک است. با توجه به این تلقی است که در روایاتی مشاهده می‌شود که [[ائمه|ائمه معصومین]]{{عم}} با وجود برخورداری از علمی فراتر از دیگران از انتساب [[علم غیب]] به خود اجتناب داشته‌اند چرا که بر اساس تلقی عمومی چنین ادعایی در حکم ادعای ربوبیت بود. آنچه پیشوایان دینی با توجه به این فضا ادعا داشته‌اند تبیین برتری دانش خویش و بهره‌مندی از علومی الهی است که دیگران را برای رسیدن به حقیقت و سعادت نیازمند مراجعه به ایشان می‌کند. از این رو پیشوایان امامیه کوشیدند با تطبیق گفتار خود بر برخی آموزه‌های قرآنی اساس و اصل ادعای برخورداری از علمی ویژه و الهی را تثبیت و راه را برای فهم جایگاه [[اهل بیت]]{{عم}} فراهم سازند. یکی از شواهد این گفتار تطبیق دادن مصداق متوسمین به [[امامان]]{{عم}} شیعه است که امام مصداق متوسم را [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و اوصیا پس از ایشان معرفی کرده‌اند. صاحب مجمع البیان به نقل از مجاهد در معنای متوسم می‌نویسد: یعنی اهل فراست. سپس به این روایات که در تفسیر قمی آمده است اشاره می‌کند که گویای مطلبی است که اشاره رفت؛ از پیامبر اسلام است که: از فراست مؤمن، بپرهیزید که او بنور خداوند، می‌‏نگرد. و نیز فرموده: خداوند را بندگانی است که مردم را به نشانه، می‌‏شناسند  آن گاه همین آیه را قرائت کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: مائیم کسانی که می‌‏اندیشیم و عبرت می‏‌گیریم. راه سعادت، در ما اقامه شده و این راه، بسوی بهشت است‏. در نتیجه باید گفت پیشوایان شیعه با استفاده از تعبیری قرآنی کوشیده‌اند برترین حالت آن را به تصویر کشیده و بر مصادیق حقیقی آن یعنی اهل بیت تطبیق دهند. از این رو متوسم با این نگاه، اهل فراستی است که فراست خود را با ارتباط  یافتن به غیب و علم الهی به اوج رسانده است به گونه‌ای که پیشوای ایشان تضمین کننده درستی مسیر حرکت بشر در بعد فردی و اجتماعی آن خواهد بود»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۲۸.</ref>.
::::::«یک نکته کلی و اساسی در مسئله [[علم غیب]] آن است که تلقی و تعریف [[علم غیب]] در طول ۱۴ سده از اسلام دچار تطور بوده است. توضیح اجمالی این سخن آنکه تا حدود قرن ششم تلقی از [[علم غیب]]، علم ذاتی و استقلالی بود که تنها وصف بردار از آن ذات الهی است. از این رو اتصاف عنوان [[علم غیب]] به غیر ما سوی الله در حکم بار کردن ویژگی علم ذاتی برای غیر خداوند است که این امر به منزله شریک قرار دادن مخلوق با خالق در این ویژگی می‌باشد و پیامد آن شرک است. با توجه به این تلقی است که در روایاتی مشاهده می‌شود که [[ائمه|ائمه معصومین]]{{عم}} با وجود برخورداری از علمی فراتر از دیگران از انتساب [[علم غیب]] به خود اجتناب داشته‌اند چرا که بر اساس تلقی عمومی چنین ادعایی در حکم ادعای ربوبیت بود. آنچه پیشوایان دینی با توجه به این فضا ادعا داشته‌اند تبیین برتری دانش خویش و بهره‌مندی از علومی الهی است که دیگران را برای رسیدن به حقیقت و سعادت نیازمند مراجعه به ایشان می‌کند. از این رو پیشوایان امامیه کوشیدند با تطبیق گفتار خود بر برخی آموزه‌های قرآنی اساس و اصل ادعای برخورداری از علمی ویژه و الهی را تثبیت و راه را برای فهم جایگاه [[اهل بیت]]{{عم}} فراهم سازند. یکی از شواهد این گفتار تطبیق دادن مصداق متوسمین به [[امامان]]{{عم}} شیعه است که امام مصداق متوسم را [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و اوصیا پس از ایشان معرفی کرده‌اند. صاحب مجمع البیان به نقل از مجاهد در معنای متوسم می‌نویسد: یعنی اهل فراست. سپس به این روایات که در تفسیر قمی آمده است اشاره می‌کند که گویای مطلبی است که اشاره رفت؛ از پیامبر اسلام است که: از فراست مؤمن، بپرهیزید که او بنور خداوند، می‌‏نگرد. و نیز فرموده: خداوند را بندگانی است که مردم را به نشانه، می‌‏شناسند  آن گاه همین آیه را قرائت کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: مائیم کسانی که می‌‏اندیشیم و عبرت می‏‌گیریم. راه سعادت، در ما اقامه شده و این راه، به‌سوی بهشت است‏. در نتیجه باید گفت پیشوایان شیعه با استفاده از تعبیری قرآنی کوشیده‌اند برترین حالت آن را به تصویر کشیده و بر مصادیق حقیقی آن یعنی اهل بیت تطبیق دهند. از این رو متوسم با این نگاه، اهل فراستی است که فراست خود را با ارتباط  یافتن به غیب و علم الهی به اوج رسانده است به گونه‌ای که پیشوای ایشان تضمین کننده درستی مسیر حرکت بشر در بعد فردی و اجتماعی آن خواهد بود»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۲۸.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}



نسخهٔ ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۰:۵۱

الگو:پرسش غیرنهایی

آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب
مدخل اصلیعلم غیب

آیا فراست و حدس یا تیزبینی نوعی علم غیب است؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث علم غیب معصوم است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم غیب مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

جعفر سبحانی

آیت‌الله جعفر سبحانی، در مقاله «امکان ارتباط با جهان غیب» در این‌باره گفته‌ است:

«دانشمندان در پرتو آزمایش‏‌های فراوان موفق شده‌‏اند حس مستقلی به نام "روشن‌بینی" کشف کنند و می‌‏گویند: انسان‌‏های فوق‏‌العاده در پرتو این حس وقایع آینده را کشف می‏‌کنند، گاهی این حس از مقدمات و سنجش آثار موجود نتیجه را پیش‌‏بینی می‏‌کند، و احیاناً بدون استمداد از مقدمات، از وقوع حادثه‏‌ای گزارش می‏‌دهد. و یکی از نمونه‌‏های روشن‏‌بینی دیدن اشیا یا اشخاص به صورت خارق‏‌العاده است. مدیر انجمن روانی آمریکا در کتاب: "تله پاتی" اعتراف می‌‏کند که ممکن است همین طور که نشست‌ه‏ای پسر عموی خود را که فرسنگ‌ها از شما دور است، مشاهده کنی و در برابر شما حاضر شود و بلافاصله ناپدید گردد. و در این مورد داستان‌‏های فراوانی نقل می‏‌کنند که هر یک از آنها هر چند قابل خدشه است ولی در مجموع می‏‌تواند ما را به امکان این مسئله مطمئن سازد. و در این صورت تصدیق وحی آسان خواهد بود، جایی که بشر عادی اشیا را از دور، و صداها را از دورتر می‏‌بیند و می‌‏شنود، چه مانعی دارد که برگزیدگان خدا، حقایق عالم بالا را دریافت کنند. این طرق شش‌گانه و نظایر آن شکننده‏ انحصار ابزار معرفت در حس و عقل است، و ثابت می‌‏کند که برای انسان، علاوه بر این دو، درک مرموزی است که احیاناً دست می‌‏دهد ولی نتیجه هیچ‌یک از این دو عامل نیست. در این جا خاطر نشان می‌‏سازیم که هرگز هدف این نیست که وحی نبوت را از این مقوله‌‏ها بدانیم، ولی هر یک از آنها می‌‏تواند زمینه‌ساز تصدیق وحی آسمانی باشد که به شرح آن در محور سوم می‌‏پردازیم»[۱].

پاسخ‌های دیگر

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم

پانویس

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود: