هویت دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:
* [[دین]] از گذشته تاکنون عامل به وجود آورندۀ [[هویّت]] مشخص برای معتقدان خود بوده، به نحوی که [[هویّت]] انسان‏‌ها با [[مذهب]] و [[دین]] آنها شناخته می‏‌شد. [[یهودی]]، [[مسیحی]] و [[مسلمان]] بودن، [[هویّت]] [[فرهنگی]] انسان‏‌های مختلف را به نمایش می‏‌گذاشت<ref>ر.ک: ابوالفضل اشرفی، بی‏‌هویتی اجتماعی و گرایش به غرب. بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر گرایش نوجوانان به الگوهای فرهنگ غربی (رپ و هوی متال) در تهران، پایانامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۷، ص۹.</ref>. با [[تأمّل]] در رابطۀ [[دین]] و [[هویّت]] درمی‌‏یابیم میان این دو، نسبت وثیقی برقرار است؛ چراکه [[مذهب]]، اساساً منابع [[شناختی]]، [[ایدئولوژیکی]]، [[جامعه شناختی]] و [[معنوی]] را برای [[هویّت]] به ‏دست می‏‌دهد<ref>[Furrow, J.L., King, P.E. & White, K. (۲۰۰۴) "Religion and Positive Youth Development: Identity, Meaning, and Prosocial Concerns". Applied Developmental Science, No. ۸, P ۱۷–۲۶]</ref>.
* [[دین]] از گذشته تاکنون عامل به وجود آورندۀ [[هویّت]] مشخص برای معتقدان خود بوده، به نحوی که [[هویّت]] انسان‏‌ها با [[مذهب]] و [[دین]] آنها شناخته می‏‌شد. [[یهودی]]، [[مسیحی]] و [[مسلمان]] بودن، [[هویّت]] [[فرهنگی]] انسان‏‌های مختلف را به نمایش می‏‌گذاشت<ref>ر.ک: ابوالفضل اشرفی، بی‏‌هویتی اجتماعی و گرایش به غرب. بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر گرایش نوجوانان به الگوهای فرهنگ غربی (رپ و هوی متال) در تهران، پایانامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۷، ص۹.</ref>. با [[تأمّل]] در رابطۀ [[دین]] و [[هویّت]] درمی‌‏یابیم میان این دو، نسبت وثیقی برقرار است؛ چراکه [[مذهب]]، اساساً منابع [[شناختی]]، [[ایدئولوژیکی]]، [[جامعه شناختی]] و [[معنوی]] را برای [[هویّت]] به ‏دست می‏‌دهد<ref>[Furrow, J.L., King, P.E. & White, K. (۲۰۰۴) "Religion and Positive Youth Development: Identity, Meaning, and Prosocial Concerns". Applied Developmental Science, No. ۸, P ۱۷–۲۶]</ref>.
==معنای [[هویّت]] از دیدگاه [[اسلام]]==
==معنای [[هویّت]] از دیدگاه [[اسلام]]==
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و ### [[313]]### واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری، به جز [[تقوا]] و [[خداترسی]]، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. بر این اساس، [[انسان]] از منظر [[اسلام]]، دارای هویتی است که مبداء و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>.  
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و [[مادر]] واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری، به جز [[تقوا]] و [[خداترسی]]، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. بر این اساس، [[انسان]] از منظر [[اسلام]]، دارای هویتی است که مبداء و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>.
 
==[[هویت]] [[اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
==[[هویت]] [[اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت]] [[اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> در این متن و در متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً، مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیریهای مشترک وادار می‌کند<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]] [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت]] [[اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت]] [[اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت]] [[اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> در این متن و در متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً، مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیریهای مشترک وادار می‌کند<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]] [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت]] [[اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت]] [[اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش