هویت‌بخشی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۲۴۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ اوت ۲۰۲۰
خط ۲۶: خط ۲۶:
# '''هویت‌بخشی به [[فرد]] [[منتظر]]''': این نوع هویت‌بخشی از این جهت است که [[فرد]] و جامعه‌ای که در [[انتظار]] به سر می‌برد، به آینده‌ای درخشان که متفاوت از وضع موجود است [[باور]] دارد. [[فرد]] [[منتظر]]، الگویی از وضع مطلوب<ref>حضور آن حقیقت متعالی در زندگی و توجه به او و رهایی از نیست‌انگاری، وضعیت مطلوب منتظر حقیقی است.</ref> دارد و همواره [[موقعیت]] و [[منزلت]] خود را با آن می‌‌سنجد که نتیجۀ آن، تلاش برای ایجاد جامعه‌ای [[الهی]] و [[انسانی]] است تا [[آمادگی]] لازم [[انسان‌ها]] برای [[قرب الهی]] نیز فراهم آید و در نهایت، حیاتی با [[معنویت]] و به دور از [[پوچی]] و [[بی‌هویتی]] برای [[فرد]] حاصل شود. بدین ترتیب، هویتِ یک [[شیعه]] با [[امام زمان]] خویش تعریف می‌شود و بدون [[مهدی]]{{ع}} گم‌شده‌ای بیش نیست<ref>ر.ک: [[محمد سبحانی‌نیا|سبحانی‌نیا، محمد]]، [[مهدویت و آرامش روان (کتاب)|مهدویت و آرامش روان]]، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>.
# '''هویت‌بخشی به [[فرد]] [[منتظر]]''': این نوع هویت‌بخشی از این جهت است که [[فرد]] و جامعه‌ای که در [[انتظار]] به سر می‌برد، به آینده‌ای درخشان که متفاوت از وضع موجود است [[باور]] دارد. [[فرد]] [[منتظر]]، الگویی از وضع مطلوب<ref>حضور آن حقیقت متعالی در زندگی و توجه به او و رهایی از نیست‌انگاری، وضعیت مطلوب منتظر حقیقی است.</ref> دارد و همواره [[موقعیت]] و [[منزلت]] خود را با آن می‌‌سنجد که نتیجۀ آن، تلاش برای ایجاد جامعه‌ای [[الهی]] و [[انسانی]] است تا [[آمادگی]] لازم [[انسان‌ها]] برای [[قرب الهی]] نیز فراهم آید و در نهایت، حیاتی با [[معنویت]] و به دور از [[پوچی]] و [[بی‌هویتی]] برای [[فرد]] حاصل شود. بدین ترتیب، هویتِ یک [[شیعه]] با [[امام زمان]] خویش تعریف می‌شود و بدون [[مهدی]]{{ع}} گم‌شده‌ای بیش نیست<ref>ر.ک: [[محمد سبحانی‌نیا|سبحانی‌نیا، محمد]]، [[مهدویت و آرامش روان (کتاب)|مهدویت و آرامش روان]]، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>.
# '''هویت‌بخشی به [[جامعه]]''': این نوع هویت‌بخشی بدان جهت است که [[فرهنگ مهدوی]] مرزهای میان [[انسان‌ها]] را مبتنی بر مرزهای [[عقیدتی]] دانسته و مرزهای جغرافیایی را تنها به [[دلیل]] واقعیت‌های موجود به رسمیت می‌‌شناسد<ref>ر.ک: [[محمد سبحانی‌نیا|سبحانی‌نیا، محمد]]، [[مهدویت و آرامش روان (کتاب)|مهدویت و آرامش روان]]، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>. در پرتو [[معارف]] [[توحیدی]] [[مکتب انتظار]]، [[انسان‌‌ها]] از هر جنس و نژادی که باشند دارای "[[هویت]] واحد" هستند و در پیشگاه [[خداوند]] مانند دندانه‌‌های شانه با هم برابرند<ref> امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|النَّاسُ کَأَسْنَانِ الْمُشْطِ سَوَاءٌ، وَ قَالَ: النَّاسُ سَوَاءٌ کَأَسْنَانِ الْمَشْطِ وَ الْمَرْءُ کَثِیرٌ بِأَخِیهِ وَ لَا خَیْرَ فِی صُحْبَةِ مَنْ لَمْ یَرَ لَکَ مِثْلَ الَّذِی یَرَی لِنَفْسِه}}؛ بحار الأنوار، ج۷۵ ص۲۵۱.</ref>؛ زیرا، همه را [[خداوند]] واحد<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا}}«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> از یک [[پدر]] و [[مادر]] [[آفریده]] است<ref> پیامبر اکرم{{صل}}: {{متن حدیث|إنَّ النّاسَ مِن آدَم و آدَم مِن تُرابٍ}}؛ بحار الانوار، ج ۷۷، حدیث۳، باب ۳، ص ۵۴.</ref>. در نتیجه، همان طور که [[آفریدگار]] واحد و ریشه در [[حقیقت]] واحد دارند،<ref>{{متن حدیث|الامام صادق{{ع}}: "فی جواب مَنْ سَأَلَهُ عن مُساواةٍ النّاس: نَعَم خَلَقَهُم اِلهُ واحد وَ هُم عَبیدُه"، و نیز الامام الرضا{{ع}}: "عن عبدالله بن الصَّلت،...اِنّ الرّبَ ـ تبارک و تعالی ـ واحدٌ، ‌و الأُمَّ واحِدَةٌ، وَ الْأَب واحِدٌ، و الجزاءَ بالأعمال}}؛ محمد رضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ج۱، ص ۲۴۹).</ref> "[[هویت]] مشترک" نیز دارند.<ref>{{متن حدیث|الامام صادق{{ع}}: "فی جواب مَنْ سَأَلَهُ عن مُساواةٍ النّاس: نَعَم خَلَقَهُم اِلهُ واحد وَ هُم عَبیدُه}}؛ و نیز {{متن حدیث|الامام الرضا{{ع}}: "عن عبدالله بن الصَّلت،...اِنّ الرّبَ ـ تبارک و تعالی ـ واحدٌ، ‌و الأُمَّ واحِدَةٌ، وَ الْأَب واحِدٌ، و الجزاءَ بالأعمال}}؛ محمد رضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>
# '''هویت‌بخشی به [[جامعه]]''': این نوع هویت‌بخشی بدان جهت است که [[فرهنگ مهدوی]] مرزهای میان [[انسان‌ها]] را مبتنی بر مرزهای [[عقیدتی]] دانسته و مرزهای جغرافیایی را تنها به [[دلیل]] واقعیت‌های موجود به رسمیت می‌‌شناسد<ref>ر.ک: [[محمد سبحانی‌نیا|سبحانی‌نیا، محمد]]، [[مهدویت و آرامش روان (کتاب)|مهدویت و آرامش روان]]، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>. در پرتو [[معارف]] [[توحیدی]] [[مکتب انتظار]]، [[انسان‌‌ها]] از هر جنس و نژادی که باشند دارای "[[هویت]] واحد" هستند و در پیشگاه [[خداوند]] مانند دندانه‌‌های شانه با هم برابرند<ref> امام صادق{{ع}}: {{متن حدیث|النَّاسُ کَأَسْنَانِ الْمُشْطِ سَوَاءٌ، وَ قَالَ: النَّاسُ سَوَاءٌ کَأَسْنَانِ الْمَشْطِ وَ الْمَرْءُ کَثِیرٌ بِأَخِیهِ وَ لَا خَیْرَ فِی صُحْبَةِ مَنْ لَمْ یَرَ لَکَ مِثْلَ الَّذِی یَرَی لِنَفْسِه}}؛ بحار الأنوار، ج۷۵ ص۲۵۱.</ref>؛ زیرا، همه را [[خداوند]] واحد<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا}}«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> از یک [[پدر]] و [[مادر]] [[آفریده]] است<ref> پیامبر اکرم{{صل}}: {{متن حدیث|إنَّ النّاسَ مِن آدَم و آدَم مِن تُرابٍ}}؛ بحار الانوار، ج ۷۷، حدیث۳، باب ۳، ص ۵۴.</ref>. در نتیجه، همان طور که [[آفریدگار]] واحد و ریشه در [[حقیقت]] واحد دارند،<ref>{{متن حدیث|الامام صادق{{ع}}: "فی جواب مَنْ سَأَلَهُ عن مُساواةٍ النّاس: نَعَم خَلَقَهُم اِلهُ واحد وَ هُم عَبیدُه"، و نیز الامام الرضا{{ع}}: "عن عبدالله بن الصَّلت،...اِنّ الرّبَ ـ تبارک و تعالی ـ واحدٌ، ‌و الأُمَّ واحِدَةٌ، وَ الْأَب واحِدٌ، و الجزاءَ بالأعمال}}؛ محمد رضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ج۱، ص ۲۴۹).</ref> "[[هویت]] مشترک" نیز دارند.<ref>{{متن حدیث|الامام صادق{{ع}}: "فی جواب مَنْ سَأَلَهُ عن مُساواةٍ النّاس: نَعَم خَلَقَهُم اِلهُ واحد وَ هُم عَبیدُه}}؛ و نیز {{متن حدیث|الامام الرضا{{ع}}: "عن عبدالله بن الصَّلت،...اِنّ الرّبَ ـ تبارک و تعالی ـ واحدٌ، ‌و الأُمَّ واحِدَةٌ، وَ الْأَب واحِدٌ، و الجزاءَ بالأعمال}}؛ محمد رضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>
==آثار و پیامدهای [[هویت دینی]]==
*برخورداری از [[هویت دینی]]، آثار و پیامدهای مثبت فراوانی را برای [[فرد]] و [[جامعه]] به دنبال خواهد داشت. این پیامدها را می‌‌توان  از دو منظر روانشناختی و غیر آن، مورد بررسی قرار داد:
#'''آثار و پیامدهای [[روان‌شناختی]]''': داشتن [[هویّت]] [[اسلامی]]، از یک سو، دستاوردهای [[روانی]] فراوانی را به دنبال دارد و از سوی دیگر بسیاری از [[مشکلات]] [[روحی]] و [[روانی]] را حل و فصل می‌کند که می‌توان به برخی از آنها اشاره کرد:
## [[آرامش]] دهی به [[انسان‌ها]] از طریق پاسخ به پرسش‌های بنیادین [[زندگی]]: اولین و مهم‌ترین دستاورد [[هویت دینی]]، پاسخ به پرسش‌های اساسی [[آدمی]] در [[زندگی]] است. سؤالاتی چون [[راز]] [[آفرینش]] و [[هدف زندگی]] از مهم‌ترین پرسش‌های بنیادین است. این [[پرسش‌ها]] ریشه در اعماق [[فطرت]] و [[جان آدمی]] دارد؛ از این رو از بنیادی ترین، دیرین‌ترین و پایاترین سؤالات [[آدمی]] است. هر انسانی از خود می‌‌پرسد: از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم؟ چه سرنوشتی فراروی [[انسان]] قرار دارد؟ [[خوشبختی]] [[انسان]] و [[جامعه]] در چیست و چگونه می‌‌توان به آن رسید؟ دست‌ یافتن به پاسخ همین پرسش‌های اساسی است که به فرموده [[امام علی]]{{ع}}، [[انسان]] را به [[آرامش]] و [[رحمت]] [[خداوند]] می‌رساند: {{متن حدیث|رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ}}<ref>ر.ک: ملاصدرا، اسفار اربعه، تهران، انتشارات الحیدریه، چاپ اول، ۱۳۷۹، ج۸، ص۳۵۵.</ref>. بنابراین، مهم‌ترین نقش [[هویت دینی]] این است که به پرسش‌های اساسی [[انسان]] پاسخ روشن و مطمئن می‌دهد و ازاین راه، او را از [[شک]] و [[حیرت]] و گم‌گشتگی ناشی از فقدان [[هویّت]] [[حفاظت]] می‌کند.
##ایجاد رویکرد مثبت نسبت به [[آینده]]: احراز [[هویّت]] [[دینی]] برای [[انسان]] [[مسلمان]]، به منزلۀ تقویت روحیۀ [[امیدواری]] و مثبت نگری نسبت به آینده‌ای بهتر است؛ زیرا از جلوه‌های [[دین مبین اسلام]]، [[انتظار]] [[حکومت جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} است، [[انسان منتظر]] در [[حقیقت]] به فردایی [[امیدوار]] است که به مراتب بهتر از امروز است<ref>ر.ک: حدیث ماندگار، شرح وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره)، ص ۲۶۸.</ref>. جامعۀ [[منتظِر]]، با [[فهم]] مجموعه [[معارف]] [[توحیدی]]، فلسفۀ [[خلقت انسان]] و فلسفۀ [[تاریخ]] را به [[درستی]] [[درک]] می‌کند و به آیندۀ [[جهان]] و [[انسان]] [[بینش]] مثبت پیدا می‌کند و به تحوّلات سازنده که نوید داده شده است [[امیدوار]] می‌شود و از این طریق، همیشه سرزنده و با [[نشاط]] خواهد بود.
##ارائه نگاه جدید به [[جهان هستی]]: [[هویّت]] [[دینی]]، موجب [[احساس]] اُنس، [[هم‌دلی]] و [[یگانگی]] با [[جهان هستی]] می‌شود. [[انسان]] دارای نگرش [[توحیدی]]، با طبیعتِ [[زیبا]]، [[ستارگان]] درخشان، کوه‌ها و دره‌های با [[شکوه]]، [[احساس]] اُنس می‌کند. ویلیام جیمز در تحلیل [[زیبایی]] که از [[نقش دین]] ارائه می‌دهد، می‌نویسد: "وقتی که [[خدا]] را در همه چیز می‌بینیم، در [[پست‌ترین]] چیزها، عالی‌ترین حقایق را درخواهیم یافت، حقیقتاً که [[دنیا]]، دنیای دیگر جلوه خواهد کرد".<ref>ر.ک: ویلیام جیمز، دین وان، مترجم، مهدی قائینی، قم، انتشارات دارالفکر، ۱۳۶۷ش، چاپ دوم، ص ۱۶۸.</ref> این مسئله بدان جهت است که از دیدگاه [[اسلام]]، [[جهان]] آخوری برای خوردن و خوابیدن نیست، بلکه [[زمین]] و مظاهر طبیعی آن، خود، نشانه‌های روشن [[خداوند]] است<ref>﴿وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِینَ﴾ «و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است» سوره ذاریات، آیه ۲۰.</ref> که [[انسان]] با [[مشاهده]] و مطالعه آن به [[اسرار]] [[آفرینش]] پی برده و به [[آفریدگار]] [[آفرینش]] راه می‌یابد. شکی نیست که این امر و [[رفتار]] این چنینی با [[جهان]]، بر [[سلامت]]، [[بهداشت]] و [[رشد]] [[روانی]] [[انسان]] اثرگذار خواهد بود<ref>ر.ک: نظری، عبدالله، نقش ایمان در بهداشت روانی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی گرایش تربیت، قم، جامعةالمصطفی، ۱۳۸۸، ص۱۳۶.</ref>.
## [[معنادهی به زندگی]]: [[دین]] با وجود افزایش و شدت یافتن فرایندهای توسعه و نوسازی در تمام ابعاد [[حیات]] بشری، هم‌چنان منبع مهمی برای [[هویّت]] و [[معنابخشی به زندگی]] [[انسان]] در [[جهان]] متجدد و آشفتۀ صنعتی به شمار می‏‌رود<ref>.ر.ک: ابراهیم حاجیانی، "تحلیل جامعه‏شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه"، فصلنامه مطالعات ملی، ۱۳۷۹، سال دوم، ش۵، ص۱۹۳ - ۲۲۸.</ref>. ساموئل هانتینگتون می‌نویسد: "[[دین]] به [[زندگی]] [[نخبگان]] نوپای جوامعی که در حال مدرن شدن هستند جهت و معنا می‌دهد". [[امام خمینی]] (ره) نیز در [[تبیین]] رابطه [[اسلام]] و [[زندگی]]، می‌گویند: "[[مذهب]] [[اسلام]]، هم‌زمان با اینکه به [[انسان]] می‌گوید که [[خدا]] را [[عبادت]] کن و چگونه [[عبادت]] کن، به او می‌گوید، چگونه [[زندگی]] کن"<ref>ر.ک: آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آرای امام خمینی قدس سره، ص ۱۱۸.</ref>. این مسئله بدان جهت است که [[انسان]] دارای [[هویت دینی]] از [[هدف]] و جهت مشخصی در [[زندگی]] برخوردار است. به همین جهت، [[زندگی]] وی، دارای معنای مشخصی است.
#'''آثار و پیامدهای غیر روانشناختی:'''
## [[زمینه‌سازی]] برای [[هویّت]] تمدنی: رابطۀ [[ادیان]] و [[تمدن‌ها]] یکی از مباحث مهم و تعیین‌کننده در میان [[تاریخ‌نگاران]] و تمدن‌شناسان است. [[پیروزی انقلاب]] و استقرار [[حکومت اسلامی]] در [[کشور]] [[ایران]]، موجب [[احیای هویت اسلامی]] در [[جهان اسلام]]، به‌ویژه در [[کشور]] [[ایران]] شده است. در [[اندیشه]] [[رهبر]] [[جمهوری اسلامی ایران]] به عنوان یک متفکر [[اسلامی]]، مولّفه‌های [[هویت دینی]]، عبارت از [[اعتقادات]]، ارزش‌های [[اسلامی]]، [[اعیاد اسلامی]] و مراسم و [[مناسک]] [[اسلامی]] است و مولّفه‌های [[هویت]] [[ایرانی]] نیز شامل [[زبان فارسی]]، [[سرزمین]]، [[تاریخ]]، [[عید]] [[نوروز]]، [[پوشش]] و معماری [[ایرانی]] است. از دیدگاه ایشان، این مولّفه‌ها در کنار هم و آمیخته و هم‌ساز با هم قرار دارند و هر دو بخش، در ایجاد [[انسجام]] در بین [[اقوام]]، [[اقتدار]] ملی و تشکیل تمدّن نوین [[اسلامی]]، تأثیرگذارند<ref>ر.ک: مرشدی زاد، علی و احمدلو، کاووس، مؤلفه‌های هویت اسلامی و ایرانی در اندیشه آیت اله خامنه‌ای، نشریه مطالعات ملی: ۱۳۹۶، دوره ۱۸، شماره ۲ (۷۰)، ص۶۳:</ref>.
##رسیدن به [[وحدت]] [[اجتماعی]] ([[امت]] واحده) در سایه [[وحدت]] [[اعتقادی]]: شاید بتوان گفت، [[هویت دینی]] از مهم‏ترین عناصر ایجاد‌کنندۀ [[انسجام]] و [[هم‌بستگی]] [[اجتماعی]] در سطح [[جوامع]] است. این مسئله، [[طی]] فرایندی با ایجاد تعلّق خاطر به [[دین]] و [[مذهب]] و از طریق [[ارزش‌ها]] و [[مناسک]] مشترک در بین افراد [[جامعه]]، بوجود می‌‌آید<ref>ر.ک: ابراهیم حاجیانی، "تحلیل جامعه‏‌شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه"، فصلنامه مطالعات ملی، ۱۳۷۹، سال دوم، ش۵، ص۱۹۳ - ۲۲۸.</ref>. از نگاه منابع [[دینی]]، [[جامعۀ اسلامی]] فراتر از مرزهای ملی، جغرافیایی، قومی، نژادی، زبانی، جنسیتی و مانند آن قرار می‌گیرد و به تعبیر [[قرآن]]، یک [[امت]] است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. [[امت]]، گروه‌های از هر [[جامعه]]، چه [[انسانی]] و غیر [[انسانی]] است که [[هدف]] واحد، آنان را گِرد هم می‌آورد و بر اساس آن، هر [[انسانی]] در هر کشوری از [[جهان]] و از هر ملیتی که باشد اگر به [[دین اسلام]] [[ایمان]] و [[التزام]] داشته باشد، عضو [[امّت اسلام]] و دارای [[هویّت]] [[اسلامی]] است.


==پرسش مستقیم==
==پرسش مستقیم==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش