رعایت اهلیت‌ها در مدیریت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹: خط ۹:


==پرهیز از سپردن امور به نااهلان‌==
==پرهیز از سپردن امور به نااهلان‌==
*[[رسول خدا]]{{صل}} کسانی را برای انجام [[مسئولیت‌ها]] برمی گزید که [[شایستگی]] این کار را داشتند و کسانی را که تشنه [[ریاست]] و برای به دست آوردن [[مسئولیت]] حریص بودند، برنمی‌گزید. در این باره. "أبوبرده" از "أبوموسی" چنین [[نقل]] کرده است: "روزی من همراه دو نفر از پسر عموهایم به نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتیم. پس، یکی از آن دو گفت: "ای [[رسول خدا]] ما را بر قسمتی از آن‌چه [[خداوند]]، تو را بر آن [[ولایت]] داده است، [[زمامداری]] ده!" دیگری نیز سخنی چنین گفت؛ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث| إنا والله لا نولی علی هذا العمل احدا ساله و لا احدا حرص علیه}}<ref>النووی، شرح مسلم، ج ۱۲، ص ۲۰۷؛ کوفی، المصنّف، ج ۷، ص ۵۶۸؛ ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۱۳، ص ۳۰۷ و ابن حبان، صحیح، ج ۱۰، ص ۳۳۳.</ref>؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! ما هرگز به کسی که درخواست [[حکومت]] کند و یا بر کسب آن حریص باشد، [[حکومت]] نخواهیم داد".‌ زیرا چنین شیوه‌هایی باعث افول [[قدرت]] و زوال [[حکومت]] خواهد شد. از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] درباره [[شایستگی]] خویش برای [[خلافت]] فرموده است: "[[غاصبان خلافت]]، بارها از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده بودند که می‌فرمود: " هیچ امتی امر [[زمامداری]] خویش را به عهده شخصی که آگاه‌تر از وی در میان آن [[امت]] هست، نمی‌سپارد؛ مگر اینکه روز به روز، کار آنان به [[پستی]] و مذلت کشیده شود تا آنکه به آنچه واگذاشته‌اند، باز گردند<ref>{{متن حدیث| ما ولت أمة رجلا قط أمرها و فیهم أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا مَا وَلَّتْ‌ أُمَّةٌ رَجُلًا قَطُّ أَمْرَهَا وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُوا}}؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۱۸؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۵۱ و شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۶۶.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} کسانی را برای انجام [[مسئولیت‌ها]] برمی گزید که [[شایستگی]] این کار را داشتند و کسانی را که تشنه [[ریاست]] و برای به دست آوردن [[مسئولیت]] حریص بودند، برنمی‌گزید. در این باره. "[[أبوبرده]]" از "[[أبوموسی]]" چنین [[نقل]] کرده است: "روزی من همراه دو نفر از پسر عموهایم به نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتیم. پس، یکی از آن دو گفت: "ای [[رسول خدا]] ما را بر قسمتی از آن‌چه [[خداوند]]، تو را بر آن [[ولایت]] داده است، [[زمامداری]] ده!" دیگری نیز سخنی چنین گفت؛ آن [[حضرت]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]! ما هرگز به کسی که درخواست [[حکومت]] کند و یا بر کسب آن حریص باشد، [[حکومت]] نخواهیم داد"<ref>{{متن حدیث| إنا والله لا نولی علی هذا العمل احدا ساله و لا احدا حرص علیه}}؛ النووی، شرح مسلم، ج ۱۲، ص ۲۰۷؛ کوفی، المصنّف، ج ۷، ص ۵۶۸؛ ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۱۳، ص ۳۰۷ و ابن حبان، صحیح، ج ۱۰، ص ۳۳۳.</ref>؛ زیرا چنین شیوه‌هایی باعث افول [[قدرت]] و زوال [[حکومت]] خواهد شد.
*از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] درباره [[شایستگی]] خویش برای [[خلافت]] فرموده است: "[[غاصبان خلافت]]، بارها از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده بودند که می‌فرمود: " هیچ امتی امر [[زمامداری]] خویش را به عهده شخصی که آگاه‌تر از وی در میان آن [[امت]] هست، نمی‌سپارد؛ مگر اینکه روز به روز، کار آنان به [[پستی]] و مذلت کشیده شود تا آنکه به آنچه واگذاشته‌اند، باز گردند<ref>{{متن حدیث| ما ولت أمة رجلا قط أمرها و فیهم أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا مَا وَلَّتْ‌ أُمَّةٌ رَجُلًا قَطُّ أَمْرَهَا وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُوا}}؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۱۸؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۵۱ و شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۶۶.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} زمانی که متوجه می‌شدند فردی [[لیاقت]] و [[توانایی]] انجام کاری را ندارد، [[مسئولیت]] را از او گرفته، آن را به فرد دیگری با توانایی‌های بیشتر واگذار می‌کردند. در ماجرای [[ابلاغ]] سوره "[[برائت]]"، [[پیامبر]]{{صل}} ابتدا این [[وظیفه]] را به [[ابوبکر]] سپرد و پس از اعزام [[ابوبکر]]، [[علی]]{{ع}} را خواست و به او [[دستور]] داد تا خود را به [[ابوبکر]] رسانده، [[نامه]] را از او بگیرد و خودش آن سوره را [[ابلاغ]] کند<ref>محمدبن عمر واقدی، المغازی، ج ۳، ص ۱۰۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۳، ٢. ص ۱۲۳ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} زمانی که متوجه می‌شدند فردی [[لیاقت]] و [[توانایی]] انجام کاری را ندارد، [[مسئولیت]] را از او گرفته، آن را به فرد دیگری با توانایی‌های بیشتر واگذار می‌کردند. در ماجرای [[ابلاغ]] سوره "[[برائت]]"، [[پیامبر]]{{صل}} ابتدا این [[وظیفه]] را به [[ابوبکر]] سپرد و پس از اعزام [[ابوبکر]]، [[علی]]{{ع}} را خواست و به او [[دستور]] داد تا خود را به [[ابوبکر]] رسانده، [[نامه]] را از او بگیرد و خودش آن سوره را [[ابلاغ]] کند<ref>محمدبن عمر واقدی، المغازی، ج ۳، ص ۱۰۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۳، ٢. ص ۱۲۳ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.


۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش