کیسان بن کلیب: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ نوامبر ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'ابیطالب' به 'ابی‌طالب'
جز (جایگزینی متن - 'ابیطالب' به 'ابی‌طالب')
خط ۸۸: خط ۸۸:
*[[زن]] گفت: "یا [[امیرالمؤمنین]]! بسته خرمایی به یک [[درهم]] از این مرد خریده‌ام؛ اکنون زیر آن خرمای [[پست]] در آمده است و آن‌چه من دیدم غیر از این بود؛ [[حضرت]] از خرما فروش خواست تا آن را پس گیرد، اما وی نپذیرفت تا اینکه سه بار [[امام]]{{ع}} [[سخن]] خود را تکرار کرد و وی سرباز زد، پس [[امام]]{{ع}} تازیانه را بالا برد و آن مرد حاضر شد تا بهای خرما را به [[زن]] بپردازد، و نیز آن [[حضرت]] بسته‌بندی کردن خرما در بسته‌های حصیری را [[دوست]] نمی‌داشت"<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْخُدْرِيِّ عَنْ أَبِي صَادِقٍ قَالَ: دَخَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} سُوقَ التَّمَّارِينَ فَإِذَا امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ تَبْكِي وَ هِيَ تُخَاصِمُ رَجُلًا تَمَّاراً فَقَالَ لَهَا مَا لَكِ قَالَتْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اشْتَرَيْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً بِدِرْهَمٍ فَخَرَجَ أَسْفَلُهُ رَدِيّاً لَيْسَ مِثْلَ الَّذِي رَأَيْتُ قَالَ فَقَالَ لَهُ رُدَّ عَلَيْهَا فَأَبَى حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً فَأَبَى فَعَلَاهُ بِالدِّرَّةِ حَتَّى رَدَّ عَلَيْهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ صيَكْرَهُ أَنْ يُجَلَّلَ التَّمْرُ}} (فروع کافی، کلینی، ج۵، ص۲۳۰) و نیز رک: قاموس الرجال، ج۱۱، ص۳۶۷ -۳۶۸.</ref>.
*[[زن]] گفت: "یا [[امیرالمؤمنین]]! بسته خرمایی به یک [[درهم]] از این مرد خریده‌ام؛ اکنون زیر آن خرمای [[پست]] در آمده است و آن‌چه من دیدم غیر از این بود؛ [[حضرت]] از خرما فروش خواست تا آن را پس گیرد، اما وی نپذیرفت تا اینکه سه بار [[امام]]{{ع}} [[سخن]] خود را تکرار کرد و وی سرباز زد، پس [[امام]]{{ع}} تازیانه را بالا برد و آن مرد حاضر شد تا بهای خرما را به [[زن]] بپردازد، و نیز آن [[حضرت]] بسته‌بندی کردن خرما در بسته‌های حصیری را [[دوست]] نمی‌داشت"<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْخُدْرِيِّ عَنْ أَبِي صَادِقٍ قَالَ: دَخَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} سُوقَ التَّمَّارِينَ فَإِذَا امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ تَبْكِي وَ هِيَ تُخَاصِمُ رَجُلًا تَمَّاراً فَقَالَ لَهَا مَا لَكِ قَالَتْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اشْتَرَيْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً بِدِرْهَمٍ فَخَرَجَ أَسْفَلُهُ رَدِيّاً لَيْسَ مِثْلَ الَّذِي رَأَيْتُ قَالَ فَقَالَ لَهُ رُدَّ عَلَيْهَا فَأَبَى حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً فَأَبَى فَعَلَاهُ بِالدِّرَّةِ حَتَّى رَدَّ عَلَيْهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ صيَكْرَهُ أَنْ يُجَلَّلَ التَّمْرُ}} (فروع کافی، کلینی، ج۵، ص۲۳۰) و نیز رک: قاموس الرجال، ج۱۱، ص۳۶۷ -۳۶۸.</ref>.
*[[نصر]]، از [[عمر بن سعد]]، از [[اسماعیل بن یزید]] از [[ابی صادق]] از [[حضرمی]] [[نقل]] می‌کند: "شنیدم که [[علی]]{{ع}} در سه جا [[مردم]] را (به [[پیکار]]) [[تشویق]] کرد: در روز [[جمل]]، و روز [[صفّین]] و روز [[نهروان]]. پس فرمود: "بندگان [[خدا]]! [[پرهیزگار]] باشید و دیدگان خود را ببندید و صداها را پایین آورید و از [[سخن گفتن]] بکاهید، و خویشتن را به زد و خورد و تکاپو و هماوردی و درگیری تن به تن و زدن و کوفته شدن به آهن [[عادت]] دهید و گام خود را [[استوار]] دارید. {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> و [[راه]] [[اختلاف]] نپویید که به خاطر [[تفرقه]] [[شکست]] بخورید و ([[هیبت]] و [[آبرو]]) و [[قدرت]] شما از بین برود، بلکه همه یک [[دل]]، پایدار و [[صبور]] باشید که [[خدا]] با [[صابران]] است. خدایا [[صبر]] و [[تحمّل]] را به دلشان [[الهام]] فرما و [[پیروزی]] را نصیبشان گردان و اجرشان را بزرگ بدار!"<ref>وقعة صفین، نصر بن مزاحم، ص۲۰۴؛ فروع کافی، ج۵، ص۳۸؛ تاریخ الطبری، ج۴، ص۷ و الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۲۳، ص۲۹۴؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۲۶ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۳۶۷ -۶۸.</ref>.
*[[نصر]]، از [[عمر بن سعد]]، از [[اسماعیل بن یزید]] از [[ابی صادق]] از [[حضرمی]] [[نقل]] می‌کند: "شنیدم که [[علی]]{{ع}} در سه جا [[مردم]] را (به [[پیکار]]) [[تشویق]] کرد: در روز [[جمل]]، و روز [[صفّین]] و روز [[نهروان]]. پس فرمود: "بندگان [[خدا]]! [[پرهیزگار]] باشید و دیدگان خود را ببندید و صداها را پایین آورید و از [[سخن گفتن]] بکاهید، و خویشتن را به زد و خورد و تکاپو و هماوردی و درگیری تن به تن و زدن و کوفته شدن به آهن [[عادت]] دهید و گام خود را [[استوار]] دارید. {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> و [[راه]] [[اختلاف]] نپویید که به خاطر [[تفرقه]] [[شکست]] بخورید و ([[هیبت]] و [[آبرو]]) و [[قدرت]] شما از بین برود، بلکه همه یک [[دل]]، پایدار و [[صبور]] باشید که [[خدا]] با [[صابران]] است. خدایا [[صبر]] و [[تحمّل]] را به دلشان [[الهام]] فرما و [[پیروزی]] را نصیبشان گردان و اجرشان را بزرگ بدار!"<ref>وقعة صفین، نصر بن مزاحم، ص۲۰۴؛ فروع کافی، ج۵، ص۳۸؛ تاریخ الطبری، ج۴، ص۷ و الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۲۳، ص۲۹۴؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۲۶ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۳۶۷ -۶۸.</ref>.
*[[ابوصادق]] به [[نقل]] از [[جندب بن عبدالله ازدی]] آورده است که: پیش از [[جنگ صفین]]، [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در میان [[مردم]] برخاست تا آنان را برای [[جنگ]] به سوی [[اهل شام]] گسیل دارد و آن پس از پایان یافتن مدتی بود که میان [[علی]]{{ع}} و [[اهل شام]] مقرر شده بود و [[معاویه]] جنگجویانش را در سرزمین‌های [[مسلمانان]] پراکنده کرده بود. پس، [[علی]]{{ع}} با سخن از میل در [[جهاد]] و [[ترساندن]]، آنان را گسیل داشت و خواست که با ایجاد [[انگیزه]] و [[ترس]] آنان را به میدان [[نبرد]] راهی کند، ولی آنها حرکت نکردند. پس، [[امیر مؤمنان]]{{ع}} از ایشان ناراحت شد و فرمود: ای مردمی که بدن‌های شما در کنار هم، امّا [[افکار]] و خواسته‌های شما پراکنده است؛ خواسته آن کس که از شما [[یاری]] خواهد، [[اجابت]] نخواهد شد و [[قلب]] آن کس که شما را [[تحمل]] کند، [[آسایش]] نخواهد یافت. سخنان شما جنگاوران سرسخت را [[سست]] می‌کند و سنگینی شما در [[پیروی]] از من دشمنانتان را در شما به [[طمع]] می‌اندازد. هنگامی که به شما [[فرمان]] می‌دهم، می‌گویید: فلان و ای کاش و شاید. و بهانه‌های نابخردانه می‌آورید و همچون بدهکاران از من مهلت می‌خواهید، هیهات! هیهات! افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] هرگز نمی‌توانند [[ظلم و ستم]] را دور کنند، و [[حق]] جز با کوشش به دست نمی‌آید. شما که از [[خانه]] خود [[دفاع]] نمی‌کنید، چگونه از [[خانه]] دیگران [[دفاع]] خواهید کرد؟ و با کدام [[امام]] پس از من به [[مبارزه]] خواهید رفت؟ به [[خدا]] [[سوگند]]! [[فریب]] خورده، آن کس است که به گفتار شما فریفته و [[مغرور]] شود و هر آن کس که به [[امید]] شما به سوی [[پیروزی]] برود، با کندترین پیکان به میدان آمده است. به [[خدا]] [[سوگند]]! صبح کردم در حالی که گفتار شما را [[باور]] ندارم، و به [[یاری]] شما [[امیدوار]] نیستم؛ [[خدا بین]] من و شما جدایی بیندازد و به جای شما کسی را که برای من از شما بهتر است، به من دهد! هان؟ به [[درستی]] که شما پس از من [[خواری]] فراگیر و شمشیری برنده و [[ستم]] و خیانتی را که [[ستمگران]] درباره شما چون یک [[سنت]] و روش دائمی انجام خواهند داد، خواهید دید. اجتماعتان از بین رفته و چشمتان اشکبار خواهد شد و به زودی [[آرزو]] می‌کنید که ای کاش مرا می‌دیدید و یاری‌ام می‌کردید و به زودی هر آن چه را به شما می‌گویم، خواهید دانست و [[خداوند]] جز [[ستمکاران]] را از خود دور نمی‌سازد".
*[[ابوصادق]] به [[نقل]] از [[جندب بن عبدالله ازدی]] آورده است که: پیش از [[جنگ صفین]]، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} در میان [[مردم]] برخاست تا آنان را برای [[جنگ]] به سوی [[اهل شام]] گسیل دارد و آن پس از پایان یافتن مدتی بود که میان [[علی]]{{ع}} و [[اهل شام]] مقرر شده بود و [[معاویه]] جنگجویانش را در سرزمین‌های [[مسلمانان]] پراکنده کرده بود. پس، [[علی]]{{ع}} با سخن از میل در [[جهاد]] و [[ترساندن]]، آنان را گسیل داشت و خواست که با ایجاد [[انگیزه]] و [[ترس]] آنان را به میدان [[نبرد]] راهی کند، ولی آنها حرکت نکردند. پس، [[امیر مؤمنان]]{{ع}} از ایشان ناراحت شد و فرمود: ای مردمی که بدن‌های شما در کنار هم، امّا [[افکار]] و خواسته‌های شما پراکنده است؛ خواسته آن کس که از شما [[یاری]] خواهد، [[اجابت]] نخواهد شد و [[قلب]] آن کس که شما را [[تحمل]] کند، [[آسایش]] نخواهد یافت. سخنان شما جنگاوران سرسخت را [[سست]] می‌کند و سنگینی شما در [[پیروی]] از من دشمنانتان را در شما به [[طمع]] می‌اندازد. هنگامی که به شما [[فرمان]] می‌دهم، می‌گویید: فلان و ای کاش و شاید. و بهانه‌های نابخردانه می‌آورید و همچون بدهکاران از من مهلت می‌خواهید، هیهات! هیهات! افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] هرگز نمی‌توانند [[ظلم و ستم]] را دور کنند، و [[حق]] جز با کوشش به دست نمی‌آید. شما که از [[خانه]] خود [[دفاع]] نمی‌کنید، چگونه از [[خانه]] دیگران [[دفاع]] خواهید کرد؟ و با کدام [[امام]] پس از من به [[مبارزه]] خواهید رفت؟ به [[خدا]] [[سوگند]]! [[فریب]] خورده، آن کس است که به گفتار شما فریفته و [[مغرور]] شود و هر آن کس که به [[امید]] شما به سوی [[پیروزی]] برود، با کندترین پیکان به میدان آمده است. به [[خدا]] [[سوگند]]! صبح کردم در حالی که گفتار شما را [[باور]] ندارم، و به [[یاری]] شما [[امیدوار]] نیستم؛ [[خدا بین]] من و شما جدایی بیندازد و به جای شما کسی را که برای من از شما بهتر است، به من دهد! هان؟ به [[درستی]] که شما پس از من [[خواری]] فراگیر و شمشیری برنده و [[ستم]] و خیانتی را که [[ستمگران]] درباره شما چون یک [[سنت]] و روش دائمی انجام خواهند داد، خواهید دید. اجتماعتان از بین رفته و چشمتان اشکبار خواهد شد و به زودی [[آرزو]] می‌کنید که ای کاش مرا می‌دیدید و یاری‌ام می‌کردید و به زودی هر آن چه را به شما می‌گویم، خواهید دانست و [[خداوند]] جز [[ستمکاران]] را از خود دور نمی‌سازد".
*[[ابوصادق]] گوید: پس جندب هرگاه این [[حدیث]] را به یاد می‌آورد می‌گریست و می‌گفت: "به [[خدا]] [[سوگند]]! [[امیرمؤمنان]] راست گفت؛ [[خواری]] ما را فرا گرفت و [[ستم]] [[ستمکاران]] را دیدیم و [[خداوند]] جز [[ستمکاران]] را از خود دور نمی‌سازد"<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۱۸۰-۸۱.</ref>.
*[[ابوصادق]] گوید: پس جندب هرگاه این [[حدیث]] را به یاد می‌آورد می‌گریست و می‌گفت: "به [[خدا]] [[سوگند]]! [[امیرمؤمنان]] راست گفت؛ [[خواری]] ما را فرا گرفت و [[ستم]] [[ستمکاران]] را دیدیم و [[خداوند]] جز [[ستمکاران]] را از خود دور نمی‌سازد"<ref>الامالی، شیخ صدوق، ص۱۸۰-۸۱.</ref>.
*[[ابوصادق]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که آن [[حضرت]] فرمود: "دولت [[بنی عباس]] به آسانی و بدون اینکه مشکلی داشته باشد، شکل می‌گیرد و اگر [[اهل]] ترک و [[دیلم]] و [[سند]] و [[هند]] و بربر و طیلسان علیه آنان گرد آیند نیز نمی‌توانند آنان را از [[قدرت]] برکنار کنند و آنها پیوسته در [[نعمت]] و کامکاری [[حکومت]] خویش به سر خواهند برد تا اینکه طرفداران و کارکنان دولتی ایشان از آنان کناره بگیرید و [[خداوند]] بر آنان [[انسان]] [[بی‌دینی]] را چیره گرداند؛ او از همان جا [[خروج]] می‌کند که [[حکومت]] ایشان از آنجا آغاز شده است و بر هیچ شهری نمی‌گذرد، مگر آنکه آن را [[فتح]] می‌کند، و هیچ پرچمی برابر او برافراشته نمی‌شود، مگر اینکه آن را سرنگون می‌سازد، و هیچ نعمتی نمی‌ماند، مگر اینکه آن را از بین می‌برد؛ وای بر کسی که با او به [[ستیز]] برخیزد! پس پیوسته چنین خواهد بود تا به [[پیروزی]] رسد و پیروزی‌اش را به مردی از [[خاندان]] من بسپارد، که به [[حقّ]]، [[سخن]] می‌گوید و بدان عمل می‌کند"<ref>الغیبه، نعمانی، ص۲۴۹.</ref>.
*[[ابوصادق]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که آن [[حضرت]] فرمود: "دولت [[بنی عباس]] به آسانی و بدون اینکه مشکلی داشته باشد، شکل می‌گیرد و اگر [[اهل]] ترک و [[دیلم]] و [[سند]] و [[هند]] و بربر و طیلسان علیه آنان گرد آیند نیز نمی‌توانند آنان را از [[قدرت]] برکنار کنند و آنها پیوسته در [[نعمت]] و کامکاری [[حکومت]] خویش به سر خواهند برد تا اینکه طرفداران و کارکنان دولتی ایشان از آنان کناره بگیرید و [[خداوند]] بر آنان [[انسان]] [[بی‌دینی]] را چیره گرداند؛ او از همان جا [[خروج]] می‌کند که [[حکومت]] ایشان از آنجا آغاز شده است و بر هیچ شهری نمی‌گذرد، مگر آنکه آن را [[فتح]] می‌کند، و هیچ پرچمی برابر او برافراشته نمی‌شود، مگر اینکه آن را سرنگون می‌سازد، و هیچ نعمتی نمی‌ماند، مگر اینکه آن را از بین می‌برد؛ وای بر کسی که با او به [[ستیز]] برخیزد! پس پیوسته چنین خواهد بود تا به [[پیروزی]] رسد و پیروزی‌اش را به مردی از [[خاندان]] من بسپارد، که به [[حقّ]]، [[سخن]] می‌گوید و بدان عمل می‌کند"<ref>الغیبه، نعمانی، ص۲۴۹.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش