دریافت دین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت'
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت')
خط ۱۳: خط ۱۳:
==مقدمه==
==مقدمه==
* اگر فرض کنیم [[امام]]{{ع}} خودْ [[شارع]] [[دین]] نیست، آیا همچون [[پیامبر]]، [[دین]] ([[اصل دین]]، نه [[تفسیر]] و [[تبیین]] آن) را از جانب [[خدا]] گرفته و به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌کند یا آنکه او [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت می‌کند؟
* اگر فرض کنیم [[امام]]{{ع}} خودْ [[شارع]] [[دین]] نیست، آیا همچون [[پیامبر]]، [[دین]] ([[اصل دین]]، نه [[تفسیر]] و [[تبیین]] آن) را از جانب [[خدا]] گرفته و به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌کند یا آنکه او [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت می‌کند؟
* طبق منابع [[دینی]]، [[امام]]{{ع}} [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت می‌کند تا به [[مردم]] برساند. در‌این‌باره روایاتی پرشمار در [[اختیار]] است که در مبحث [[شأن ولایت تشریعی]] به برخی از آنها اشاره شد.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۰. همچنین، ر.ک: همان، ص۲۹۹ و ۳۰۱.</ref> برای نمونه، آن‌گاه که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیده شد که [[علم]] خود به [[حلال و حرام]] را چگونه به دست آورده است، فرمودند: {{عربی|"وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}"}}.<ref>همان، ص۳۲۸-۳۲۷. برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: همان؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۶۴.</ref> ضمن آنکه کاملاً معقول است که یک [[امام]]، پیش از [[امامت]]، از [[امام]] [[ناطق]]، معارفی را بیاموزد. اما موضع [[نزاع]] در این است که آیا او غیر از آنکه از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین، [[علم]] مربوط به [[اصل دین]] را دریافت می‌کند، از جانب [[خداوند]] نیز دریافت می‌کند؟ به دیگر سخن، آیا آنچه او از [[احکام دین]] می‌گوید، سخنی است که [[خداوند]] مستقيماً بدو فرموده تا او به [[مردم]] برساند، یا آنکه او تنها ناقل [[سخنان پیامبر]] است. البته اگر گفته شود که او [[دین]] را تنها از [[پیامبر]] و [[امام]] پیشین دریافت کرده و برای [[مردم]] [[تبیین]] می‌کند، بدین معنا نیست که [[امامان]]{{عم}} شأنی جز [[نقل]] [[سخن پیامبر]] ندارند؛ چراکه برای [[امام]]، [[شئون]] مهم دیگری همچون [[تفسیر]]، [[تبیین]]، تأويل و... [[ثابت]] است که در [[آینده]] به آنها خواهیم پرداخت. تفکیک میان این [[شأن]] ([[دریافت دین]] به‌طور مستقیم از [[خداوند]]) با [[شأن ولایت تشریعی]] در دیدگاه‌ها چندان صورت نگرفته است. از‌این‌رو، دستیابی به دیدگاه [[عالمان دین]] چندان آسان نیست؛ اما می‌توان به سخن [[مرحوم مظفر]] اشاره کرد که به صراحت بر این [[باور]] پای می‌فشرد که [[ائمه]]{{عم}} مانند دیگر راویانی که صرفاً ناقل سخنان پیامبرند، نیستند؛ بلکه ایشان از جانب [[خداوند]] [[منصوب]] بوده، [[احکام واقعی]] را از طريق [[الهام]] یا دریافت از [[معصوم]] پیشین، [[تبلیغ]] می‌کنند؛ مانند [[پیامبر]] که از [[طریق وحی]] چنین می‌کرد. به [[باور]] وی، [[سخن]] [[امامان]]{{عم}} تنها روایتگری از [[پیامبر]] نیست؛ بلکه ایشان خودْ مصدری برای تشریع‌اند؛ پس سخن آنها عین [[سنت]] است.<ref>محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷ و ۵۸.</ref> پیش از پاسخ به این مسئله، لازم است به برخی [[ادله]] موافق یا مخالف دراین‌باره اشاره کرده، آن‌گاه به [[داوری]] بنشینیم.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۲۱۲ - ۲۲۲.</ref>
* طبق منابع [[دینی]]، [[امام]]{{ع}} [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت می‌کند تا به [[مردم]] برساند. در‌این‌باره روایاتی پرشمار در [[اختیار]] است که در مبحث [[شأن ولایت تشریعی]] به برخی از آنها اشاره شد.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۰. همچنین، ر.ک: همان، ص۲۹۹ و ۳۰۱.</ref> برای نمونه، آن‌گاه که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیده شد که [[علم]] خود به [[حلال و حرام]] را چگونه به دست آورده است، فرمودند: {{عربی|"وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}"}}.<ref>همان، ص۳۲۸-۳۲۷. برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: همان؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۶۴.</ref> ضمن آنکه کاملاً معقول است که یک [[امام]]، پیش از [[امامت]]، از [[امام]] [[ناطق]]، معارفی را بیاموزد. اما موضع [[نزاع]] در این است که آیا او غیر از آنکه از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین، [[علم]] مربوط به [[اصل دین]] را دریافت می‌کند، از جانب [[خداوند]] نیز دریافت می‌کند؟ به دیگر سخن، آیا آنچه او از [[احکام دین]] می‌گوید، سخنی است که [[خداوند]] مستقيماً بدو فرموده تا او به [[مردم]] برساند، یا آنکه او تنها ناقل [[سخنان پیامبر]] است. البته اگر گفته شود که او [[دین]] را تنها از [[پیامبر]] و [[امام]] پیشین دریافت کرده و برای [[مردم]] [[تبیین]] می‌کند، بدین معنا نیست که [[امامان]]{{عم}} شأنی جز [[نقل]] [[سخن پیامبر]] ندارند؛ چراکه برای [[امام]]، [[شئون]] مهم دیگری همچون [[تفسیر]]، [[تبیین]]، تأويل و... ثابت است که در [[آینده]] به آنها خواهیم پرداخت. تفکیک میان این [[شأن]] ([[دریافت دین]] به‌طور مستقیم از [[خداوند]]) با [[شأن ولایت تشریعی]] در دیدگاه‌ها چندان صورت نگرفته است. از‌این‌رو، دستیابی به دیدگاه [[عالمان دین]] چندان آسان نیست؛ اما می‌توان به سخن [[مرحوم مظفر]] اشاره کرد که به صراحت بر این [[باور]] پای می‌فشرد که [[ائمه]]{{عم}} مانند دیگر راویانی که صرفاً ناقل سخنان پیامبرند، نیستند؛ بلکه ایشان از جانب [[خداوند]] [[منصوب]] بوده، [[احکام واقعی]] را از طريق [[الهام]] یا دریافت از [[معصوم]] پیشین، [[تبلیغ]] می‌کنند؛ مانند [[پیامبر]] که از [[طریق وحی]] چنین می‌کرد. به [[باور]] وی، [[سخن]] [[امامان]]{{عم}} تنها روایتگری از [[پیامبر]] نیست؛ بلکه ایشان خودْ مصدری برای تشریع‌اند؛ پس سخن آنها عین [[سنت]] است.<ref>محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷ و ۵۸.</ref> پیش از پاسخ به این مسئله، لازم است به برخی [[ادله]] موافق یا مخالف دراین‌باره اشاره کرده، آن‌گاه به [[داوری]] بنشینیم.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۲۱۲ - ۲۲۲.</ref>


==[[ادله اثبات شأن دریافت دین]]==
==[[ادله اثبات شأن دریافت دین]]==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش