تکوین: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ دسامبر ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت'
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع')
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت')
خط ۳۵: خط ۳۵:
#[[کرامیه]] با توجه به اینکه [[قیام]] حوادث به [[ذات خدا]] را جایز می‌شمارند، صفت تکوین را حادث و [[قائم]] به ذات می‌دانند<ref>شرح بدء الامالی، ص۱۵۸؛ التمهید، ص۷۶؛ تبصرة الأدلة، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>.
#[[کرامیه]] با توجه به اینکه [[قیام]] حوادث به [[ذات خدا]] را جایز می‌شمارند، صفت تکوین را حادث و [[قائم]] به ذات می‌دانند<ref>شرح بدء الامالی، ص۱۵۸؛ التمهید، ص۷۶؛ تبصرة الأدلة، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>.
*در صحت اطلاق تکوین و مکوِّن درباره [[خداوند]] تردیدی نیست و در [[روایات]] نیز این دو تعبیر به کار رفته است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۰۷ و ۲۶۲ و ج۴، ص۵۰۶؛ التوحید، صدوق، ص۶۰؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۲۵۵.</ref>، اما بحث در این است که تکوین صفت فعل است یا صفت ذات؟ از ظاهر عبارات [[متکلمان]] صفت فعل استفاده می‌شود، لکن محل [[نزاع]] در این است که آیا این صفت، صرفاً امری انتزاعی است یا صفتی است [[حقیقی]] و به [[مقام]] ذات راه یافته و [[قائم]] به ذات است؛ یعنی در [[مقام]] [[ذات خداوند]] جدای از [[علم]]، [[قدرت]] و [[اراده]]، صفتی به نام تکوین وجود دارد<ref>المسامرة، ص۱۰۳؛ تبصرة الادلة، ج۱، ص۳۰۸ و ۳۱۰ و ۳۶۲؛ الروضة البهیة، ص۱۰۳.</ref>. برخی از [[اهل سنت]] [[خداوند]] را دارای افعالی نظیر [[خلق]]، [[رزق]] و [[رحمت]] دانسته و تمامی آن را قدیم می‌دانند. آنان معتقدند [[افعال الهی]] نه حادث است و نه محدَث (برخی از [[متکلمان]] حادث را به اولین موجود صادر شده از [[خداوند]] که [[قائم]] به اوست اختصاص داده، بقیه موجوداتِ برخوردار از حدوث را محدَث می‌نامند)<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج۸ ص۳۲.</ref>. [[افعال خداوند]] بسان سایر صفاتش نه عین ذات است و نه مغایر با ذات. در مقابل اینها، [[ابوالحسن اشعری]] به [[انکار]] [[صفات فعل]] پرداخته و می‌گوید فعل و مفعول یکی است. وی در این نظریه بر وفق [[قدریه]] و [[جهمیه]] [[رفتار]] کرده و عموم اصحابش نیز همین نظریه که خطای محض است، را برگزیده‌اند <ref>اصول الدین، ص۲۴۵.</ref>.
*در صحت اطلاق تکوین و مکوِّن درباره [[خداوند]] تردیدی نیست و در [[روایات]] نیز این دو تعبیر به کار رفته است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۰۷ و ۲۶۲ و ج۴، ص۵۰۶؛ التوحید، صدوق، ص۶۰؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۲۵۵.</ref>، اما بحث در این است که تکوین صفت فعل است یا صفت ذات؟ از ظاهر عبارات [[متکلمان]] صفت فعل استفاده می‌شود، لکن محل [[نزاع]] در این است که آیا این صفت، صرفاً امری انتزاعی است یا صفتی است [[حقیقی]] و به [[مقام]] ذات راه یافته و [[قائم]] به ذات است؛ یعنی در [[مقام]] [[ذات خداوند]] جدای از [[علم]]، [[قدرت]] و [[اراده]]، صفتی به نام تکوین وجود دارد<ref>المسامرة، ص۱۰۳؛ تبصرة الادلة، ج۱، ص۳۰۸ و ۳۱۰ و ۳۶۲؛ الروضة البهیة، ص۱۰۳.</ref>. برخی از [[اهل سنت]] [[خداوند]] را دارای افعالی نظیر [[خلق]]، [[رزق]] و [[رحمت]] دانسته و تمامی آن را قدیم می‌دانند. آنان معتقدند [[افعال الهی]] نه حادث است و نه محدَث (برخی از [[متکلمان]] حادث را به اولین موجود صادر شده از [[خداوند]] که [[قائم]] به اوست اختصاص داده، بقیه موجوداتِ برخوردار از حدوث را محدَث می‌نامند)<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج۸ ص۳۲.</ref>. [[افعال خداوند]] بسان سایر صفاتش نه عین ذات است و نه مغایر با ذات. در مقابل اینها، [[ابوالحسن اشعری]] به [[انکار]] [[صفات فعل]] پرداخته و می‌گوید فعل و مفعول یکی است. وی در این نظریه بر وفق [[قدریه]] و [[جهمیه]] [[رفتار]] کرده و عموم اصحابش نیز همین نظریه که خطای محض است، را برگزیده‌اند <ref>اصول الدین، ص۲۴۵.</ref>.
*[[ماتریدیه]] بحثی را که راجع به تکوین دارند، در سایر صفات مشابه مانند تخلیق، ترزیق، [[احیاء]] و اماته نیز مطرح می‌کنند؛ با این تفاوت که برخی از آنان یکایک این صفات را قدیم می‌دانند، ولی محققان آنان این صفات را به تکوین ارجاع می‌دهند<ref>شرح العقائد النسفیة، ص۵۰؛ المسامرة، ص۱۰۳.</ref>. [[ماتریدیه]] از جهت قدم و [[قائم]] به ذات بودن تفاوتی میان صفات ذات و فعل قائل نیستند<ref>تبصرة الادلة، ج۱، ص۳۱۰؛ شرح العمدة، ص۱۹۵.</ref>، در نتیجه صفت تکوین را که دیگران از [[صفات فعل]] دانسته‌اند، اینان قدیم و [[قائم]] به ذات می‌دانند. در [[حقیقت]] از نقطه نظر [[ماتریدیه]] صفات ذات دو قسم است: یکی صفاتی که در [[ذات خداوند]] [[ثابت]] است بدون اینکه به اعتبار [[افعال الهی]] باشد و دیگری صفاتی که به اعتبار [[افعال]] بوده و در ذات ثابت است.
*[[ماتریدیه]] بحثی را که راجع به تکوین دارند، در سایر صفات مشابه مانند تخلیق، ترزیق، [[احیاء]] و اماته نیز مطرح می‌کنند؛ با این تفاوت که برخی از آنان یکایک این صفات را قدیم می‌دانند، ولی محققان آنان این صفات را به تکوین ارجاع می‌دهند<ref>شرح العقائد النسفیة، ص۵۰؛ المسامرة، ص۱۰۳.</ref>. [[ماتریدیه]] از جهت قدم و [[قائم]] به ذات بودن تفاوتی میان صفات ذات و فعل قائل نیستند<ref>تبصرة الادلة، ج۱، ص۳۱۰؛ شرح العمدة، ص۱۹۵.</ref>، در نتیجه صفت تکوین را که دیگران از [[صفات فعل]] دانسته‌اند، اینان قدیم و [[قائم]] به ذات می‌دانند. در [[حقیقت]] از نقطه نظر [[ماتریدیه]] صفات ذات دو قسم است: یکی صفاتی که در [[ذات خداوند]] ثابت است بدون اینکه به اعتبار [[افعال الهی]] باشد و دیگری صفاتی که به اعتبار [[افعال]] بوده و در ذات ثابت است.
*برخی قسم دوم را صفات ذاتی فعلی نامیده‌اند<ref>شرح بدء الامالی، ص۱۵۶، پاورقی.</ref>. این قسم به صفات حقیقیه موصوف به صفات اضافیه نیز تعبیر شده است<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. برخی با توجه به وضوح بطلان این ادعا -زیرا تکوین به معنای فعل را نمی‌توان از مکوَن جدا دانسته، به قدم آن [[معتقد]] بود- در صدد توجیه بر آمده، تکوین را به صفت فعل که اضافه‌ای بیش نیست [[تفسیر]] نکرده‌اند؛ بلکه آن را مبدأ اضافه دانسته‌اند <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۴۹؛ مجموعة الحواشی، ص۱۰۸؛ حاشیة الخیالی، ص۹۲؛ اشارات المرام، ص۱۸۱؛ الروضة البهیة، ص۱۰۵.</ref>. [[تفتازانی]] تصریح دارد که عبارات بزرگان [[ماتریدیه]] [[ظهور]] دارد که صفت تکوین که آن را قدیم می‌دانند، عین [[فعل خداوند]] بوده و اضافه محسوب می‌شود، یعنی [[اخراج]] معدوم از عدم به وجود، ولی باید گفت: تکوین که قائل به قدم آن بوده و مغایر با مکوَن است، یک صفت [[حقیقی]] در [[مقام]] ذات است <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۴۹.</ref>. وی می‌افزاید ما چاره‌ای از این توجیه نداریم؛ زیرا معقول نیست تکوین، به معنای صفت فعل که اضافه‌ای بیش نیست محل [[نزاع]] واقع شده و عده‌ای آن را قدیم و مغایر با مکوَن بدانند <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۵۰.</ref>. در جای دیگر می‌نویسد: تکوین به دو معناست: یکی صفت نفسی که مبدء ایجاد فعل است و دوم، ایجاد و تکوین بالفعل. تکوین به معنای دوم عبارت است از تعلق صفت نفسی به مکوَن. سپس می‌گوید: آنچه [[ماتریدیه]] قدیمش می‌دانند، صفت نفسی است نه تعلق و آنچه که با مکوَن است، تعلق نسبت یا به تعبیر دیگر تکوین بالفعل است. تکوین به معنای دوم است که به حسب متعلق خود [[اسامی]] گوناگون می‌یابد<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۳.</ref>. شاید با توجه به همین توجیه است که برخی از آن به صفت نفسیه تعبیر کرده‌اند<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۴.</ref> و [[اشاعره]] که منکر تکوین هستند می‌گویند صفت نفسیه‌ای به نام تکوین برای [[خداوند]] [[ثابت]] نیست<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۴-۱۰۶.</ref>. در همین راستا برخی در [[تفسیر]] تکوین گفته‌اند معنایی است در فاعل که توسط آن، با مفعول مرتبط شده و از غیر خود ممتاز می‌گردد. منظور از [[ارتباط]] فاعل با مفعول صلاحیت تأثیر و منظور از معنا، مبدء صلاحیت است<ref>مجموعة الحواشی، ص۱۰۹؛ حاشیه بر شرح العقائد النسفیة، ص۹۸؛ حاشیة الخیالی، ص۹۳.</ref><ref>[[محمد ایزدی‌تبار|ایزدی‌تبار، محمد]]، [[تکوین (مقاله)|تکوین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۲، ص۵۹۴-۵۹۸.</ref>.
*برخی قسم دوم را صفات ذاتی فعلی نامیده‌اند<ref>شرح بدء الامالی، ص۱۵۶، پاورقی.</ref>. این قسم به صفات حقیقیه موصوف به صفات اضافیه نیز تعبیر شده است<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. برخی با توجه به وضوح بطلان این ادعا -زیرا تکوین به معنای فعل را نمی‌توان از مکوَن جدا دانسته، به قدم آن [[معتقد]] بود- در صدد توجیه بر آمده، تکوین را به صفت فعل که اضافه‌ای بیش نیست [[تفسیر]] نکرده‌اند؛ بلکه آن را مبدأ اضافه دانسته‌اند <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۴۹؛ مجموعة الحواشی، ص۱۰۸؛ حاشیة الخیالی، ص۹۲؛ اشارات المرام، ص۱۸۱؛ الروضة البهیة، ص۱۰۵.</ref>. [[تفتازانی]] تصریح دارد که عبارات بزرگان [[ماتریدیه]] [[ظهور]] دارد که صفت تکوین که آن را قدیم می‌دانند، عین [[فعل خداوند]] بوده و اضافه محسوب می‌شود، یعنی [[اخراج]] معدوم از عدم به وجود، ولی باید گفت: تکوین که قائل به قدم آن بوده و مغایر با مکوَن است، یک صفت [[حقیقی]] در [[مقام]] ذات است <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۴۹.</ref>. وی می‌افزاید ما چاره‌ای از این توجیه نداریم؛ زیرا معقول نیست تکوین، به معنای صفت فعل که اضافه‌ای بیش نیست محل [[نزاع]] واقع شده و عده‌ای آن را قدیم و مغایر با مکوَن بدانند <ref>شرح العقائد النسفیة، ص۵۰.</ref>. در جای دیگر می‌نویسد: تکوین به دو معناست: یکی صفت نفسی که مبدء ایجاد فعل است و دوم، ایجاد و تکوین بالفعل. تکوین به معنای دوم عبارت است از تعلق صفت نفسی به مکوَن. سپس می‌گوید: آنچه [[ماتریدیه]] قدیمش می‌دانند، صفت نفسی است نه تعلق و آنچه که با مکوَن است، تعلق نسبت یا به تعبیر دیگر تکوین بالفعل است. تکوین به معنای دوم است که به حسب متعلق خود [[اسامی]] گوناگون می‌یابد<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۳.</ref>. شاید با توجه به همین توجیه است که برخی از آن به صفت نفسیه تعبیر کرده‌اند<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۴.</ref> و [[اشاعره]] که منکر تکوین هستند می‌گویند صفت نفسیه‌ای به نام تکوین برای [[خداوند]] ثابت نیست<ref>الروضة البهیة، ص۱۰۴-۱۰۶.</ref>. در همین راستا برخی در [[تفسیر]] تکوین گفته‌اند معنایی است در فاعل که توسط آن، با مفعول مرتبط شده و از غیر خود ممتاز می‌گردد. منظور از [[ارتباط]] فاعل با مفعول صلاحیت تأثیر و منظور از معنا، مبدء صلاحیت است<ref>مجموعة الحواشی، ص۱۰۹؛ حاشیه بر شرح العقائد النسفیة، ص۹۸؛ حاشیة الخیالی، ص۹۳.</ref><ref>[[محمد ایزدی‌تبار|ایزدی‌تبار، محمد]]، [[تکوین (مقاله)|تکوین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۲، ص۵۹۴-۵۹۸.</ref>.


==[[ادله]] [[اثبات]] صفت تکوین==
==[[ادله]] [[اثبات]] صفت تکوین==
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش