امام مهدی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۲۴: خط ۲۴:


==پنج [[روایت]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}==
==پنج [[روایت]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}==
#[[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجاب‌های [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده می‌شود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری می‌شود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم می‌کنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بی‌دینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنج‌ها و اندوخته‌ها را [[آشکار]] سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>.
#[[صدوق]] در امالی از [[ابن عباس]] [[نقل]] کرده است که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: چون در شب [[معراج]] مرا به [[آسمان]] هفتم و از آنجا به [[سدرة المنتهی]] و از آنجا به حجاب‌های [[نور]] بردند، پروردگارم ندا کرد که: ای [[محمد]] تو [[بنده]] من و من [[پروردگار]] توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا [[پرستش]] کن و بر من [[توکل]] نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من [[دوست]] دارم که تو [[بنده]]، حبیب، [[رسول]] و [[پیغمبر]] من باشی و برادرت [[علی]] [[جانشین]] و باب [[مدینه علم]] تو باشد. او [[حجت]] من و پیشوای [[بندگان]] من است که به وسیله او [[دوستان]] من از دشمنانم شناخته شوند. به وسیله او حزب [[شیطان]] از حزب الله تمیز داده می‌شود و [[دین]] من به وجود او پایدار و [[حدود]] آن محفوظ و احکامش جاری می‌شود. به خاطر تو و او و [[امامان]] از اولاد تو، به مرد و [[زن]] بندگانم ترحم می‌کنم و به وسیله [[قائم]] شما [[زمین]] خود را با [[تسبیح]] و [[تهلیل]] و [[تکبیر]] و [[تمجید]] ذات مقدسم، آباد کنم و از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] گردانم و به دوستانم واگذار نمایم. با [[ظهور]] او سخنان بی‌دینان را پست و تعالیم خود را بلند گردانم و [[شهرها]] و بندگانم را از [[علم]] خود با خبر کنم و گنج‌ها و اندوخته‌ها را آشکار سازم و او را به [[اسرار]] و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا [[فرمان]] مرا [[اجرا]] کند و دینم را رواج دهد. او ولی به [[حق]] و [[مهدی]] حقیقی [[بندگان]] من است<ref> صدوق، امالی، ص ۵۰۴؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۵-۶۶.</ref>.
#مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجت‌های پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] می‌باشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>.
#مجلسی در بحار از [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[سعید بن جبیر]] و او از [[ابن عباس]] و او از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] کرده که فرمود: [[جانشینان]] من که بعد از من [[حجت‌های پروردگار]] بر [[مردم]] روی [[زمین]] هستند، [[دوازده تن]] می‌باشند. اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود. عرض کردند: یا [[رسول الله]] برادر شما کیست؟ فرمود: [[علی]] ابن ابی طالب {{ع}}. گفتند: [[فرزند]] شما کیست؟ فرمود: [[مهدی]] است که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. به خدایی که مرا به [[راستی]] به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخته، اگر یک روز از [[عمر]] [[دنیا]] باقی مانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم [[مهدی]] در آن روز [[ظهور]] کند. پس [[عیسی]] [[روح]] الله از [[آسمان]] فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد. [[زمین]] به [[نور]] پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۱.</ref>.
#[[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] می‌کند که [[رسول خدا]] فرمود: [[مهدی]] از اولاد من است نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من می‌باشد. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیه‌تر است. غیبتی کند که [[مردم]] دچار [[حیرت]] گردند و بسیاری از فرقه‌ها [[گمراه]] شوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده [[غیبت]] ظاهر شده، [[بدر]] آید و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، آن‌چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۲.</ref>.
#[[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] می‌کند که [[رسول خدا]] فرمود: [[مهدی]] از اولاد من است نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من می‌باشد. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیه‌تر است. غیبتی کند که [[مردم]] دچار [[حیرت]] گردند و بسیاری از فرقه‌ها [[گمراه]] شوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده [[غیبت]] ظاهر شده، [[بدر]] آید و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، آن‌چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۲.</ref>.
خط ۳۵: خط ۳۵:
#در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} رسیده که [[امیرالمؤمنین]] به [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: [[فرزند]] نهمین تو [[قیام]] به [[حق]] می‌کند و [[دین]] را پایدار می‌سازد و [[عدل]] را گسترش می‌دهد. [[امام حسین]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] آنچه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری به خداوندی که [[محمد]] {{صل}} را به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخت و او را بر همه مخلوقات [[برتری]] داد، لکن پس از [[غیبت]] او وضعی پیش می‌آید که جز [[دوستان]] [[مخلص]] ما و [[مؤمنین]] [[پاک‌سرشت]] که [[نور]] [[ایمان]] و [[محبت]] ما در [[لوح]] دلشان نقش بسته، کسی در [[عقیده]] دینی خود ثابت نمی‌ماند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، باب ۲، ص ۱۱۰.</ref>.
#در روایتی از [[امام رضا]] {{ع}} رسیده که [[امیرالمؤمنین]] به [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: [[فرزند]] نهمین تو [[قیام]] به [[حق]] می‌کند و [[دین]] را پایدار می‌سازد و [[عدل]] را گسترش می‌دهد. [[امام حسین]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] آنچه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری به خداوندی که [[محمد]] {{صل}} را به [[مقام]] [[پیغمبری]] برانگیخت و او را بر همه مخلوقات [[برتری]] داد، لکن پس از [[غیبت]] او وضعی پیش می‌آید که جز [[دوستان]] [[مخلص]] ما و [[مؤمنین]] [[پاک‌سرشت]] که [[نور]] [[ایمان]] و [[محبت]] ما در [[لوح]] دلشان نقش بسته، کسی در [[عقیده]] دینی خود ثابت نمی‌ماند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، باب ۲، ص ۱۱۰.</ref>.
#[[امام صادق]] {{ع}} از پدران خود از [[امام حسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده که مردی نزد [[امیرالمومنین]] {{ع}} آمد و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] ما را از [[مهدی]] خودتان مطلع نمائید، فرمود: چون قرن‌ها بر [[مردم]] بگذرد و [[مؤمنین]] اندک و طرفداران [[حق]] از میان رفته باشند، در آن [[وقت ظهور]] کند، [[راوی]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]، [[مهدی]] از چه طایفه‌ای می‌باشد؟ فرمود: از بنی‌ هاشم و قله شامخ نژاد [[عرب]]، هر کس به وی نزدیک شود، او را دریای سرشاری می‌بیند و هنگامی که [[ظهور]] کند، نزدیکانش نسبت به وی [[بی‌وفایی]] می‌کنند. در آن موقع آنها آلوده شوند. او، کانون [[پاکی]] است و کسی است که هنگام هجوم [[مرگ]] به [[مردم]]، ترسی به خود راه نمی‌دهد و در موقعی که [[مؤمنان]] اطرافش گرد آیند به کسی [[ظلم]] نمی‌کند. به هنگام [[مبارزه]] شجاعان از میدان بیرون نمی‌رود. مردی است آماده کارزار و مغلوب‌کننده [[دشمنان]]، پیروز و [[شجاع]]. [[مخالفان]] را با [[شمشیر]] درو می‌کند و بر پیکر آنها زخم‌های گران وارد می‌سازد. مردی است نیرومند و شمشیری است از شمشیرهای [[خدا]]، بزرگی است بخشنده و با [[استقامت]]، فرق او به قله عظمت می‌ساید و [[بزرگواری]] همیشگی او بر [[بهترین]] اصول استوار است. هیچ فتنه‌انگیزی تو را از [[پیروزی]] او باز ندارد، فتنه‌جویانی که به هر طرف می‌روند و اگر سخنی بگویند بدترین گوینده‌ها هستند و اگر ساکت شوند قصد [[فساد]] دارند. آنگاه به ذکر اوصاف [[مهدی]] پرداخت و فرمود: پناه دادن وی به [[مردم]] بی‌پناه از شما بهتر، عملش از شما افزون‌تر و جهدش در صله [[ارحام]] از همه بیشتر است. [[خداوند]]، با [[بیعت]] کردن [[مردم]] با وی آنها را از [[اندوه]] بیرون آورد و [[مسلمانان]] را از پراکندگی [[نجات]] دهد، اگر بتوانی با او ملاقات کنی به سوی وی بشتاب و هرگاه به او رسیدی از او روی متاب، آه: آنگاه به سینه مبارک خود اشاره نمود که چه [[قدر]] مشتاق [[دیدار]] اوست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵؛ [[مهدی]] موعود، ص ۳۴۱.</ref>.
#[[امام صادق]] {{ع}} از پدران خود از [[امام حسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده که مردی نزد [[امیرالمومنین]] {{ع}} آمد و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] ما را از [[مهدی]] خودتان مطلع نمائید، فرمود: چون قرن‌ها بر [[مردم]] بگذرد و [[مؤمنین]] اندک و طرفداران [[حق]] از میان رفته باشند، در آن [[وقت ظهور]] کند، [[راوی]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]، [[مهدی]] از چه طایفه‌ای می‌باشد؟ فرمود: از بنی‌ هاشم و قله شامخ نژاد [[عرب]]، هر کس به وی نزدیک شود، او را دریای سرشاری می‌بیند و هنگامی که [[ظهور]] کند، نزدیکانش نسبت به وی [[بی‌وفایی]] می‌کنند. در آن موقع آنها آلوده شوند. او، کانون [[پاکی]] است و کسی است که هنگام هجوم [[مرگ]] به [[مردم]]، ترسی به خود راه نمی‌دهد و در موقعی که [[مؤمنان]] اطرافش گرد آیند به کسی [[ظلم]] نمی‌کند. به هنگام [[مبارزه]] شجاعان از میدان بیرون نمی‌رود. مردی است آماده کارزار و مغلوب‌کننده [[دشمنان]]، پیروز و [[شجاع]]. [[مخالفان]] را با [[شمشیر]] درو می‌کند و بر پیکر آنها زخم‌های گران وارد می‌سازد. مردی است نیرومند و شمشیری است از شمشیرهای [[خدا]]، بزرگی است بخشنده و با [[استقامت]]، فرق او به قله عظمت می‌ساید و [[بزرگواری]] همیشگی او بر [[بهترین]] اصول استوار است. هیچ فتنه‌انگیزی تو را از [[پیروزی]] او باز ندارد، فتنه‌جویانی که به هر طرف می‌روند و اگر سخنی بگویند بدترین گوینده‌ها هستند و اگر ساکت شوند قصد [[فساد]] دارند. آنگاه به ذکر اوصاف [[مهدی]] پرداخت و فرمود: پناه دادن وی به [[مردم]] بی‌پناه از شما بهتر، عملش از شما افزون‌تر و جهدش در صله [[ارحام]] از همه بیشتر است. [[خداوند]]، با [[بیعت]] کردن [[مردم]] با وی آنها را از [[اندوه]] بیرون آورد و [[مسلمانان]] را از پراکندگی [[نجات]] دهد، اگر بتوانی با او ملاقات کنی به سوی وی بشتاب و هرگاه به او رسیدی از او روی متاب، آه: آنگاه به سینه مبارک خود اشاره نمود که چه [[قدر]] مشتاق [[دیدار]] اوست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵؛ [[مهدی]] موعود، ص ۳۴۱.</ref>.
#[[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] کرده است: خدمت [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} رسیدم و دیدم آن حضرت در حال [[فکر]] کردن است و در همان حال، روی [[زمین]] با انگشت خط می‌کشد. عرض کردم: ای [[امام علی|امیرمؤمنان]]! چه شده است شما را در حال فکرکردن می‌بینم، مدام بر [[زمین]] خط می‌کشی! نکند به آن ([[خلافت]] روی [[زمین]]) رغبت کرده‌ای؟! [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} در پاسخ فرمود: "نه به [[خدا]]، هرگز روزی نبوده که به [[خلافت]] یا [[دنیا]] رغبت کنم؛ بلکه به مولودی که [[فرزند]] یازدهم من است، [[فکر]] می‌کردم. او همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، همان‌گونه که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد. برای او [[غیبت]] و حیرتی است که مردمی در آن زمان [[گمراه]] گردند و مردمی دیگر [[هدایت]] شوند"<ref>{{عربی|" لَا وَ اللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لَا فِي الدُّنْيَا يَوْماً قَطُّ وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ "}}الکافی، ج۱، ص ۳۳۸؛ الغیبة، نعمانی، ص۳۳۶.</ref>؛ [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[فرزند]] بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "نهمین [[فرزند]] تو [[قیام]] کننده به [[حق]] و [[آشکار]] سازنده [[دین]] و گستراننده [[عدالت]] است، پرسیدم یا [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}! آیا حتماً چنین خواهد شد؟" پاسخ فرمود: آری! قسم به کسی که [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} را به [[پیامبری]] برانگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد؛ اما بعد از [[غیبت]] و حیرتی که در آن، کسی بر دینش استوار نمی‌ماند، مگر مخلصین و دارندگان [[روح]] [[یقین]]؛ کسانی که [[خداوند]] نسبت به [[ولایت]] ما از آنان [[پیمان]] گرفته و [[ایمان]] را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است"<ref>{{عربی|" التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ الْمُظْهِرُ لِلدِّينِ وَ الْبَاسِطُ لِلْعَدْلِ قَالَ الْحُسَيْنُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ فَقَالَ{{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ بَعْدَ غَيْبَةٍ وَ حَيْرَةٍ فَلَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى دِينِهِ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْيَقِينِ الَّذِينَ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِيثَاقَهُمْ بِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ"}}؛کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۴؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۱۰.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۱ - ۳۲.</ref>.
#[[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] کرده است: خدمت [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} رسیدم و دیدم آن حضرت در حال [[فکر]] کردن است و در همان حال، روی [[زمین]] با انگشت خط می‌کشد. عرض کردم: ای [[امام علی|امیرمؤمنان]]! چه شده است شما را در حال فکرکردن می‌بینم، مدام بر [[زمین]] خط می‌کشی! نکند به آن ([[خلافت]] روی [[زمین]]) رغبت کرده‌ای؟! [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} در پاسخ فرمود: "نه به [[خدا]]، هرگز روزی نبوده که به [[خلافت]] یا [[دنیا]] رغبت کنم؛ بلکه به مولودی که [[فرزند]] یازدهم من است، [[فکر]] می‌کردم. او همان [[مهدی]] است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، همان‌گونه که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد. برای او [[غیبت]] و حیرتی است که مردمی در آن زمان [[گمراه]] گردند و مردمی دیگر [[هدایت]] شوند"<ref>{{عربی|" لَا وَ اللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لَا فِي الدُّنْيَا يَوْماً قَطُّ وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ "}}الکافی، ج۱، ص ۳۳۸؛ الغیبة، نعمانی، ص۳۳۶.</ref>؛ [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[فرزند]] بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "نهمین [[فرزند]] تو [[قیام]] کننده به [[حق]] و آشکار سازنده [[دین]] و گستراننده [[عدالت]] است، پرسیدم یا [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}! آیا حتماً چنین خواهد شد؟" پاسخ فرمود: آری! قسم به کسی که [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} را به [[پیامبری]] برانگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد؛ اما بعد از [[غیبت]] و حیرتی که در آن، کسی بر دینش استوار نمی‌ماند، مگر مخلصین و دارندگان [[روح]] [[یقین]]؛ کسانی که [[خداوند]] نسبت به [[ولایت]] ما از آنان [[پیمان]] گرفته و [[ایمان]] را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است"<ref>{{عربی|" التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ الْمُظْهِرُ لِلدِّينِ وَ الْبَاسِطُ لِلْعَدْلِ قَالَ الْحُسَيْنُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ فَقَالَ{{ع}} إِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ بَعْدَ غَيْبَةٍ وَ حَيْرَةٍ فَلَا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى دِينِهِ إِلَّا الْمُخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْيَقِينِ الَّذِينَ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِيثَاقَهُمْ بِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ"}}؛کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۴؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۱۰.</ref><ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص ۳۱ - ۳۲.</ref>.


==سه [[روایت]] از [[امام حسن]] {{ع}}==
==سه [[روایت]] از [[امام حسن]] {{ع}}==
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش