جز
جایگزینی متن - 'صفیه، دختر عبدالمطلب' به 'صفیه دختر عبدالمطلب'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'صفیه، دختر عبدالمطلب' به 'صفیه دختر عبدالمطلب') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==[[صفات اخلاقی]] حسان بن ثابت== | ==[[صفات اخلاقی]] حسان بن ثابت== | ||
بسیاری از مؤرخان و سیرهنویسان، معتقدند وی [[ترسو]] بود<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۳۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۱، ص۳۴۸.</ref>. حکایتی که مؤرخان بیان کردهاند نیز نشانگر [[ترس]] حسان بن ثابت است: "در یکی از [[غزوات]]، حسان به همراه [[زنان]] و [[کودکان]] در یکی از قلعههای [[مدینه]] [[پناه]] گرفته بود. [[صفیه | بسیاری از مؤرخان و سیرهنویسان، معتقدند وی [[ترسو]] بود<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۳۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۱، ص۳۴۸.</ref>. حکایتی که مؤرخان بیان کردهاند نیز نشانگر [[ترس]] حسان بن ثابت است: "در یکی از [[غزوات]]، حسان به همراه [[زنان]] و [[کودکان]] در یکی از قلعههای [[مدینه]] [[پناه]] گرفته بود. [[صفیه دختر عبدالمطلب]]، عمه [[رسول خدا]]{{صل}} میگوید: یکی از [[یهودیان]] [[بنیقریظه]] به کنار قلعهای که ما در آن بودیم آمد و شروع به گردش دور قلعه کرد تا بلکه راهی به داخل پیدا کند، کسی هم نبود از ما [[دفاع]] کند؛ زیرا [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مسلمانان]] در میدان [[جنگ]] بودند و نمیتوانستند آنجا را رها کنند و برای محافظت ما به [[شهر]] بیایند؛ از اینرو، من به حسان بن ثابت گفتم: این [[یهودی]] مشغول گردش در اطراف قلعه است و شاید جایی را پیدا کند و داخل قلعه شود، از جا برخیز و او را به [[قتل]] برسان. حسان بن ثابت گفت: ای دختر [[عبدالمطلب]]! به [[خدا]] تو خود میدانی من مرد این کار نیستم و کشتن او از عهده من خارج است. [[صفیه]] میگوید: وقتی این پاسخ را از حسان بن ثابت شنیدم، کمرم را محکم بستم و عمودی به دست گرفتم و از قلعه به زیر آمدم؛ آن [[یهودی]] را از پای درآوردم؛ آنگاه به قلعه بازگشتم و به حسان بن ثابت گفتم: من او را کشتم. اکنون تو برخیز و جامه و اسلحهاش را بردار. اگر مرد نبود، من خودم این کار را میکردم. حسان بن ثابت گفت: ای دختر [[عبدالمطلب]]! من به [[جامه]] و اسلحه او احتیاج ندارم. مرا به حال خود واگذار"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۵۷۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۶.</ref><ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[حسان بن ثابت (مقاله)|حسان بن ثابت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۲۹۷-۲۹۸؛ [[امیر مقیمی|مقیمی، امیر]]، [[حسان بن ثابت - مقیمی (مقاله)|مقاله «حسان بن ثابت»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۳۸۱؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۴۳۸-۴۴۱.</ref>. | ||
==حسان بن ثابت شاعر== | ==حسان بن ثابت شاعر== | ||