خلافت ابوبکر: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۵۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==خلافت ابوبکر در نظام سیاسی اسلام==
[[ابوبکر]]، اولین شخصی است که پس از رسول خدا{{صل}} بر [[مسند]] [[خلافت]] تکیه زد. وی از سوی گروهی از [[صحابه]] و در محلی به نام “سقیفه بنی‌ساعده” به خلافت [[برگزیده]] شد و بیش از دو سال بر مسلمانان [[حکومت]] کرد. در دوران خلافت ابوبکر، [[آیین]] نوپای [[اسلام]] رواج بیشتری یافت و با حرکت صفوف [[مجاهدان]] به مرزهای [[شرق]] و شمال و محاصره [[شهر]] [[دمشق]] از سوی آنان، زمینه‌های گسترش جغرافیایی جهان اسلام فراهم شد.
نظام خلافت در دوران ابوبکر با چالش‌هایی نیز روبه‌رو بود که از آن جمله باید به: [[بحران]] [[مشروعیت]] این [[نظام]] اشاره کرد. [[مخالفت]] گروهی از بزرگان [[صحابه]] و عدم [[بیعت]] [[اهل بیت پیامبر]] که در رأس آنان امیرالمؤمنین علی{{ع}} قرار داشت، [[مشروعیت]] [[نظام خلافت]] و [[حاکمیت]] شخص [[ابوبکر]] را به شکل جدی زیر سؤال برده بود<ref>رجوع کنید به: مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۱۶.</ref>.
[[مصالح امت اسلامی]] ایجاب می‌کرد که [[امام علی]]{{ع}} نتواند [[مخالفت]] خویش را ابراز نماید؛ البته علت [[سکوت]] آن [[حضرت]] را می‌توان در اوضاع [[اجتماعی]] - [[سیاسی]] و شکل‌گیری قیام‌های داخلی در شبه جزیره، وجود قدرت‌های بزرگ خارجی؛ چون: [[ایران]] و [[روم]] و همچنین [[خوف]] از [[ترور]]، دانست که به خاطر [[حفظ اسلام]]، انجام گرفت.
امام علی{{ع}} در [[خطبه شقشقیه]] رمز [[انتخاب]]، [[مدارا]] و سکوت را چنین بیان می‌فرماید: “... من [[جامه]] [[خلافت]] را رها ساختم و دامن خود را از آن در پیچیدم و کنار رفتم؛ در حالی که در کار خود [[اندیشه]] می‌کردم که آیا دست تنها و بدون [[یاور]] به پا خواسته و [[حق]] خود و [[مردم]] را مطالبه نمایم و یا آنکه در محیط پر [[خفقان]] و [[ظلم]] که [[پیران]] را فرسوده و [[جوانان]] را پیر و پژمرده و مردان [[مؤمن]] را تا واپسین دم [[حیات]] به [[رنج]] و [[سختی]] را داشته، [[صبر]] نمایم؟
سرانجام دیدم، صبر کردن خردمندانه‌تر است؛ پس [[شکیبایی]] ورزیدم؛ ولی به سان کسی می‌ماندم که [[خار در چشم]] و [[استخوان در گلو]] دارد، با چشم خود می‌دیدم که میراثم را به تاراج می‌برند”<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۳.</ref>.
علاوه بر این در خارج از حوزه مرکزی [[جهان اسلام]] گروهی از [[قبایل عرب]] دست به [[شورش]] زده و با [[گرایش]] [[مجدد]] به [[آیین]] [[جاهلیت]]، با گرد آمدن پیرامون اشخاصی که [[ادعای پیامبری]] داشتند و یا با عدم پرداخت [[زکات]]، مشکلاتی را برای [[مسلمین]] پدید آوردند.
[[خلیفه]] در برخورد با اولین چالش، [[سیاست]] سکوت و برخوردهای زیرکانه و گاه [[خشونت‌آمیز]] را در پیش گرفت و در نهایت با [[منزوی]] کردن [[مخالفان]]، اذهان عمومی را از توجه جدی به [[بحران]] مذکور باز داشت.
وی همچنین با اعزام بخشی از [[سپاهیان]] [[اسلام]] به مناطق [[آشوب]] زده و برپایی نبردهایی که در [[تاریخ]] به جنگ‌های “ردّه” مشهور است، به مقابله با چالش دوم پرداخت و [[شورشیان]] را [[سرکوب]] نمود<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ح۳- ۷؛ مروج الذهب، ج۲، ص۳۱۵؛ تاریخ خلفاء ج۲ ص۲۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۹۴.</ref>
==آیا [[بیعت صحابه]] و [[مردم]] با [[ابوبکر]] در [[سقیفه]] برای [[اثبات امامت]] او کافی نیست؟==
==آیا [[بیعت صحابه]] و [[مردم]] با [[ابوبکر]] در [[سقیفه]] برای [[اثبات امامت]] او کافی نیست؟==
* یکی از [[ادله]] یا شواهد [[اهل سنت]] بر دیدگاه خود "نبود اصل [[نصب توسط پیامبر]]{{صل}}" ادعای [[اجماع]] [[حمایت]] [[مسلمانان]] و [[انصار]] از جریان سقیفه و نامزدی ابوبکر است، اگر از سوی پیامبر{{صل}} برای [[حضرت علی]]{{ع}} [[نص]] و نصبی وجود داشت که همه مسلمانان نیز از آن [[آگاهی]] داشتند، چرا آنان از این اصل و به تعبیری از پیامبر{{صل}} و سفارش او حمایت نکرده و بالعکس از کاندیدای جریان سقیفه یعنی ابوبکر [[پشتیبانی]] نموده‌اند؟ و به اصطلاح با وی [[بیعت]] کردند؟. اهل سنت اضافه می‌کنند که این نکته دیدگاه عدم نص را تقویت و [[تأیید]] می‌کند <ref>ابوالحسن اشعری، الأبانه، صص ۱۴۵ و ۱۲۶؛ ابن حزم، الفصل، ج۳، ص ۱۵؛ شرح المواقف، ج۸، صص ۳۸۶ و ۳۸۵؛ شرح المقاصد، ج۳، ص ۴۹۱؛ ابکار الأفکار فی اصول الدین، ج۳، ص ۴۲۸؛ شیخ الأزهر سلیم بشری.</ref>. اما اینکه بعد از [[پذیرفتن]] اصل تحقق چنین اجماع و اتفاقی آیا آن [[حجت]] و معتبر است؟ اهل سنت برای اعتبار بخشیدن به آن به [[حدیث نبوی]] {{عربی|"  لَا تَجْتَمِعُ‏ أُمَّتِي‏ عَلَى خَطَإٍ‏‏"}} [[تمسک]] کردند.
* یکی از [[ادله]] یا شواهد [[اهل سنت]] بر دیدگاه خود "نبود اصل [[نصب توسط پیامبر]]{{صل}}" ادعای [[اجماع]] [[حمایت]] [[مسلمانان]] و [[انصار]] از جریان سقیفه و نامزدی ابوبکر است، اگر از سوی پیامبر{{صل}} برای [[حضرت علی]]{{ع}} [[نص]] و نصبی وجود داشت که همه مسلمانان نیز از آن [[آگاهی]] داشتند، چرا آنان از این اصل و به تعبیری از پیامبر{{صل}} و سفارش او حمایت نکرده و بالعکس از کاندیدای جریان سقیفه یعنی ابوبکر [[پشتیبانی]] نموده‌اند؟ و به اصطلاح با وی [[بیعت]] کردند؟. اهل سنت اضافه می‌کنند که این نکته دیدگاه عدم نص را تقویت و [[تأیید]] می‌کند <ref>ابوالحسن اشعری، الأبانه، صص ۱۴۵ و ۱۲۶؛ ابن حزم، الفصل، ج۳، ص ۱۵؛ شرح المواقف، ج۸، صص ۳۸۶ و ۳۸۵؛ شرح المقاصد، ج۳، ص ۴۹۱؛ ابکار الأفکار فی اصول الدین، ج۳، ص ۴۲۸؛ شیخ الأزهر سلیم بشری.</ref>. اما اینکه بعد از [[پذیرفتن]] اصل تحقق چنین اجماع و اتفاقی آیا آن [[حجت]] و معتبر است؟ اهل سنت برای اعتبار بخشیدن به آن به [[حدیث نبوی]] {{عربی|"  لَا تَجْتَمِعُ‏ أُمَّتِي‏ عَلَى خَطَإٍ‏‏"}} [[تمسک]] کردند.
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش