حسن سلوک در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233);...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۹۹: خط ۹۹:
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا}}، فرموده: “تحیت” در لغت از ماده “حیات” و به معنای [[دعا]] برای [[حیات]] دیگری کردن است؛ خواه این دعا به صورت: {{متن حدیث|سَلَامٌ‏ عَلَيْكَ‏}} ([[خداوند]] تو را به [[سلامت]] دارد)، و یا {{متن حدیث|حَيَّاكَ‏ اللَّهُ‏}} (خداوند تو را زنده بدارد) و یا مانند آن، باشد. ولی معمولاً این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن با یکدیگر می‌کنند، شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن، همان موضوع [[سلام کردن]] است. ولی از پاره‌ای از [[روایات]]، هم‌چنین [[تفاسیر]]، استفاده می‌شود که اظهار محبت‌های عملی نیز در مفهوم “تحیت” داخل است. در [[تفسیر]] [[علی ابن ابراهیم]] از [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} چنین [[نقل]] شده که: {{متن حدیث|أَنَّ الْمُرَادَ بِالتَّحِيَّةِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ}} السَّلَامُ وَ غَيْرُهُ مِنَ الْبِرِّ}}: منظور از تحیت در [[آیه]]، [[سلام]] و هر گونه [[نیکی]] کردن است، و نیز در روایتی در کتاب [[مناقب]] چنین می‌خوانیم: کنیزی یک شاخه گل [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} [[هدیه]] کرد. [[امام]] در مقابل آن، وی را [[آزاد]] ساخت، و هنگامی که از علت این کار سؤال کردند، فرمود: [[خداوند]] این [[ادب]] را به ما آموخته، آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا}}، و سپس اضافه فرمود: [[تحیت]] بهتر، همان آزاد کردن اوست<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا}}، فرموده: “تحیت” در لغت از ماده “حیات” و به معنای [[دعا]] برای [[حیات]] دیگری کردن است؛ خواه این دعا به صورت: {{متن حدیث|سَلَامٌ‏ عَلَيْكَ‏}} ([[خداوند]] تو را به [[سلامت]] دارد)، و یا {{متن حدیث|حَيَّاكَ‏ اللَّهُ‏}} (خداوند تو را زنده بدارد) و یا مانند آن، باشد. ولی معمولاً این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن با یکدیگر می‌کنند، شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن، همان موضوع [[سلام کردن]] است. ولی از پاره‌ای از [[روایات]]، هم‌چنین [[تفاسیر]]، استفاده می‌شود که اظهار محبت‌های عملی نیز در مفهوم “تحیت” داخل است. در [[تفسیر]] [[علی ابن ابراهیم]] از [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} چنین [[نقل]] شده که: {{متن حدیث|أَنَّ الْمُرَادَ بِالتَّحِيَّةِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ}} السَّلَامُ وَ غَيْرُهُ مِنَ الْبِرِّ}}: منظور از تحیت در [[آیه]]، [[سلام]] و هر گونه [[نیکی]] کردن است، و نیز در روایتی در کتاب [[مناقب]] چنین می‌خوانیم: کنیزی یک شاخه گل [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} [[هدیه]] کرد. [[امام]] در مقابل آن، وی را [[آزاد]] ساخت، و هنگامی که از علت این کار سؤال کردند، فرمود: [[خداوند]] این [[ادب]] را به ما آموخته، آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا}}، و سپس اضافه فرمود: [[تحیت]] بهتر، همان آزاد کردن اوست<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۲.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}، فرموده: چه آیینی بهتر است از [[آیین]] کسی که با تمام وجود خود در برابر [[خدا]] [[تسلیم]] شده و دست از [[نیکوکاری]] برنمی‌دارد و پیرو [[آیین پاک]] [[خالص]] ابراهیم است. البته، آیه به صورت استفهام بیان شده، ولی منظور از آن، گرفتن [[اقرار]] از شنونده نسبت به این [[واقعیت]] است. در این آیه سه چیز، مقیاس [[بهترین]] آیین شمرده شده: نخست، تسلیم مطلق در برابر خدا: {{متن قرآن|أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ}}. دیگر، نیکوکاری: {{متن قرآن|وَهُوَ مُحْسِنٌ}}. منظور از نیکوکاری در این جا، هرگونه نیکی با [[قلب]]، زبان و عمل است، و در [[حدیثی]] که در [[تفسیر نورالثقلین]]، در ذیل این آیه، از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نقل شده، در پاسخ این سؤال که منظور از [[احسان]] چیست؟ چنین می‌خوانیم: {{متن حدیث|أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ‏ كَأَنَّكَ‏ تَرَاهُ‏ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ‏}}: احسان (در آیه) به این است که هر عملی در مسیر [[بندگی خدا]] انجام می‌دهی، آن چنان باشد که گویا خدا را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند و [[شاهد]] و ناظر تو است، و دیگر، [[پیروی]] از [[آیین پاک]] [[ابراهیم]] است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}، و در پایان [[آیه]]، [[دلیل]] [[تکیه]] کردن روی [[آیین]] ابراهیم را چنین بیان می‌کند که: [[خداوند]] ابراهیم را به عنوان [[خلیل]] خود [[انتخاب]] کرد: {{متن قرآن وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۴۴ - ۱۴۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}، فرموده: چه آیینی بهتر است از [[آیین]] کسی که با تمام وجود خود در برابر [[خدا]] [[تسلیم]] شده و دست از [[نیکوکاری]] برنمی‌دارد و پیرو [[آیین پاک]] [[خالص]] ابراهیم است. البته، آیه به صورت استفهام بیان شده، ولی منظور از آن، گرفتن [[اقرار]] از شنونده نسبت به این [[واقعیت]] است. در این آیه سه چیز، مقیاس [[بهترین]] آیین شمرده شده: نخست، تسلیم مطلق در برابر خدا: {{متن قرآن|أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ}}. دیگر، نیکوکاری: {{متن قرآن|وَهُوَ مُحْسِنٌ}}. منظور از نیکوکاری در این جا، هرگونه نیکی با [[قلب]]، زبان و عمل است، و در [[حدیثی]] که در [[تفسیر نورالثقلین]]، در ذیل این آیه، از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نقل شده، در پاسخ این سؤال که منظور از [[احسان]] چیست؟ چنین می‌خوانیم: {{متن حدیث|أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ‏ كَأَنَّكَ‏ تَرَاهُ‏ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ‏}}: احسان (در آیه) به این است که هر عملی در مسیر [[بندگی خدا]] انجام می‌دهی، آن چنان باشد که گویا خدا را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند و [[شاهد]] و ناظر تو است، و دیگر، [[پیروی]] از [[آیین پاک]] [[ابراهیم]] است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}، و در پایان [[آیه]]، [[دلیل]] تکیه کردن روی [[آیین]] ابراهیم را چنین بیان می‌کند که: [[خداوند]] ابراهیم را به عنوان [[خلیل]] خود [[انتخاب]] کرد: {{متن قرآن وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۴۴ - ۱۴۵.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}، فرموده: به عنوان استفهام [[انکار]] می‌فرماید: آیا اینها که مدعی پیروی از [[کتب آسمانی]] هستند، [[انتظار]] دارند با [[احکام]] [[جاهلی]] و قضاوت‌های آمیخته به انواع تبعیضات، در میان آنها [[داوری]] کنی؟: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ}}، در حالی که هیچ داوری‌ای برای افراد با [[ایمان]]، بالاتر و بهتر از [[حکم خدا]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}. همان طور که در ذیل [[آیات]] سابق گفتیم، در میان طوایف [[یهود]] نیز تبعیضات عجیبی بود؛ مثلاً اگر کسی از [[طایفه بنی‌قریظه]] فردی از [[طایفه]] [[بنی‌نضیر]] را به [[قتل]] می‌رساند، [[قصاص]] می‌شد، و در صورت عکس، قصاص نمی‌کردند، و یا به هنگام گرفتن دیه، دو برابر دیه می‌گرفتند، و [[قرآن]] می‌گوید، این گونه تبعیضات، نشانه احکام [[جاهلیت]] است، و در میان [[احکام الهی]] هیچ‌گونه [[تبعیض]]، در میان [[بندگان خدا]] نیست.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}، فرموده: به عنوان استفهام [[انکار]] می‌فرماید: آیا اینها که مدعی پیروی از [[کتب آسمانی]] هستند، [[انتظار]] دارند با [[احکام]] [[جاهلی]] و قضاوت‌های آمیخته به انواع تبعیضات، در میان آنها [[داوری]] کنی؟: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ}}، در حالی که هیچ داوری‌ای برای افراد با [[ایمان]]، بالاتر و بهتر از [[حکم خدا]] نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}. همان طور که در ذیل [[آیات]] سابق گفتیم، در میان طوایف [[یهود]] نیز تبعیضات عجیبی بود؛ مثلاً اگر کسی از [[طایفه بنی‌قریظه]] فردی از [[طایفه]] [[بنی‌نضیر]] را به [[قتل]] می‌رساند، [[قصاص]] می‌شد، و در صورت عکس، قصاص نمی‌کردند، و یا به هنگام گرفتن دیه، دو برابر دیه می‌گرفتند، و [[قرآن]] می‌گوید، این گونه تبعیضات، نشانه احکام [[جاهلیت]] است، و در میان [[احکام الهی]] هیچ‌گونه [[تبعیض]]، در میان [[بندگان خدا]] نیست.


۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش