←كم جلوه دادن لشكر دشمن
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
برخى بر اين اعتقادند كه نه در خواب بلكه در بيدارى دشمن را در ديدگاه پيامبر كم نشان داد؛ ولى حق آن است كه هم در خواب و هم در بيدارى آنان را كم جلوهگر ساخت <ref>جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ الميزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زيرا آيه بعد به كم جلوه دادن به هنگام درگيرى تصريح كرده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}}﴾}} و اين مسئله سبب تجديد روحيه مسلمانان و آمادگى بيشتر آنها براى كارزار شد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۰]</ref>. | برخى بر اين اعتقادند كه نه در خواب بلكه در بيدارى دشمن را در ديدگاه پيامبر كم نشان داد؛ ولى حق آن است كه هم در خواب و هم در بيدارى آنان را كم جلوهگر ساخت <ref>جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ الميزان، ج ۹، ص ۹۳.</ref>، زيرا آيه بعد به كم جلوه دادن به هنگام درگيرى تصريح كرده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً}}﴾}} و اين مسئله سبب تجديد روحيه مسلمانان و آمادگى بيشتر آنها براى كارزار شد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۰]</ref>. | ||
نشانههايى وجود دارد كه دستكم گروهى از مسلمانان، اگر از كم و كيف واقعى دشمن باخبر بودند، تن به درگيرى نمىدادند؛ ولى چون خدا اراده كرده بود تا اين جهاد رقم بخورد و مسلمانان به پيروزى رسند، دشمن را در خواب و بيدارى به رسول اكرم{{صل}} و مسلمانان كم نشان داد <ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹.</ref> از سوى ديگر، دشمن كه با تصرف خداوند، مسلمانان را كمشمار مىديد و از روحيه بالا و ايمان آنان آگاه نبود لشكر اسلام را دستكم گرفت، چنانكه ابوجهل مىگفت: ياران محمد{{صل}} به اندازه خوراك يك شترند، بدين جهت نه از مكه كمك خواستند و نه از همه نيروى خويش براى رويارويى با مسلمانان بهره بردند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً }}﴾}} پايان اين ماجرا نيز جز پيروزى مسلمانان و شكست و فرار مشركان نبود <ref>روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۹۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>. | نشانههايى وجود دارد كه دستكم گروهى از مسلمانان، اگر از كم و كيف واقعى دشمن باخبر بودند، تن به درگيرى نمىدادند؛ ولى چون خدا اراده كرده بود تا اين جهاد رقم بخورد و مسلمانان به پيروزى رسند، دشمن را در خواب و بيدارى به رسول اكرم{{صل}} و مسلمانان كم نشان داد <ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹.</ref> از سوى ديگر، دشمن كه با تصرف خداوند، مسلمانان را كمشمار مىديد و از روحيه بالا و ايمان آنان آگاه نبود لشكر اسلام را دستكم گرفت، چنانكه ابوجهل مىگفت: ياران محمد{{صل}} به اندازه خوراك يك شترند، بدين جهت نه از مكه كمك خواستند و نه از همه نيروى خويش براى رويارويى با مسلمانان بهره بردند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً }}﴾}} پايان اين ماجرا نيز جز پيروزى مسلمانان و شكست و فرار مشركان نبود <ref>روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۹۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>. | ||
===فرستادن لشكر پرندگان=== | |||
قصه اصحاب فيل كه در قرآن سورهاى را به خود اختصاص داده، بيانگر مصداق ديگرى از كمكهاى ويژه الهى در قالب لشكرى از پرندگان است كه با سنگريزههايى كه با خود حمل مىكردند سپاه بزرگ ابرهه را نابود ساختند. آنگاه كه ارتش ابرهه با فيل سواران خود، به قصد نابودى كعبه به مكه آمدند، عبدالمطلب دست در حلقه خانه كعبه برد و از خداى خانه در برابر هجوم آنان يارى طلبيد و در حالى كه مردم مكه از ترس به كوهها پناه برده بودند ناگهان فرزندش به وى نزديك شده و گفت: ابرى سياه از سوى درياى سرخ به سوى مكه مىآيد. عبدالمطلب با خرسندى گفت: اى قريشيان، به خانههاى خويش باز گرديد كه يارى خدا بهره شما شده است. در اين هنگام پرندگانى همانند پرستو به طرف مكه آمده و با سنگريزهها لشكر بزرگ ابرهه را نابود ساختند و خانه خدا از آسيب آنها در امان ماند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ}}﴾}}<ref> و بر سر ایشان پرندگانی دستهدسته فرستاد که بر آنان سنگریزههایی از گلسنگ فرو میافکندند پس خداوند آنها را چون کاهبرگی نیم جویده کرد؛ سوره فیل، آیه ۳ - ۵.</ref> بر اثر اهميت اين حادثه سال وقوع آن را "سال فيل" ناميدند و سرآغازِ تاريخ عرب شناخته شد<ref> السيرة النبويه، ج ۱، ص ۳۸ ـ ۶۲ ؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص۱۳۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹]</ref>. | |||
===بازداشتن از گناه=== | |||
امداد غيبى خدا گاهى به شكل نجات انسان از ورطه گناه، محقق مىشود، آن هم در لحظات حساسى كه همه زمينهها و اسباب <ref>الميزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref> براى گرفتار آمدن در دام گناه فراهم شده است، چنانكه اين امداد درباره حضرت يوسف{{ع}} تحقق يافت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> برهان رب در آيه چندگونه تفسير شده است؛ از جمله اينكه مقصود از آن يك نوع كمك خدايى بود كه در پاسخ به شايستگيهاى آن حضرت بهره وى شد و او را از گناه رهايى بخشيد <ref>فى ظلال القرآن، ج ۴، ص ۱۹۸۱؛ الميزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref>. پس از اين آيه باز هم خداوند نجات يوسف{{ع}} را از گناهكارى، به خويش نسبت مىدهد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> بدین گونه بر آن بودیم تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> او از بندگان ناب ما بود ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> بيانگر اين است كه اينگونه كمكهاى ويژه الهى كه در لحظات طوفانى گناه بهره انسانها مىشود، ويژه يوسف{{ع}} نيست و هركس كه در زمره بندگان خالص خدا قرار گيرد شايسته چنين لطف و موهبتى خواهد بود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۷۳ ـ ۳۷۸.</ref> | |||
<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>. | |||
===تقويت دل=== | |||
هنگامى كه جاسوسان فرعون در پى يافتن نوزاد مادر موسى{{ع}} و كشتن او بودند، و او مأموريت يافت تا آن طفل شيرخوار را به امواج نيل سپارد، در بحرانى روحى هر لحظه بيم آن مىرفت كه فريادى زند، و آنان را از وجود موسى{{ع}} خبردارسازد، ليكن خداوند دل وى را محكم ساخت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَوْلا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> اگر دلش را استوار نمیداشتیم تا از باورکنندگان باشد به راستی نزدیک بود که آن راز را فاش کند؛ سوره قصص، آیه ۱۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>. | |||
منظور از ربط قلب در اين آيه، تقويت دل مادر موسى{{ع}}است تا به وحى الهى ايمان داشته و اين حادثه بزرگ را تحمل كند، و بداند كه وعده خدا در زمينه نگهدارى و بازگرداندن موسى{{ع}} به وى حق است <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>. | |||
اين تعبير درباره اصحاب كهف نيز آمده است. آنان در جامعهاى مىزيستند كه بر ابراز عقايد توحيدى خود قادر نبودند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ}}﴾}}<ref> و دلهایشان را استوار داشتیم؛ سوره کهف، آیه ۱۴.</ref> خداوند دلهايشان را استحكام بخشيد، و در نتيجه با قدرت و شهامت برپا خاستند و نداى توحيد سر دادند. <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.</ref> در شرايط دشوار جنگ بدر نيز خداوند با فرستادن باران در زمانى كه لشكر اسلام سخت به آن نياز داشت، دلهاى آنان را محكم ساخت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ}}﴾}}<ref> و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها یتان را بدان استوار دارد؛ سوره انفال، آیه ۱۱.</ref> <ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱]</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||