برهان امانت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اشراف' به 'اشراف'
جز (جایگزینی متن - 'اشراف' به 'اشراف')
خط ۴۴: خط ۴۴:
ثالثاً: نه تنها او خود تربیت شده الهی باشد، بلکه در مرتبه‌ای از [[طهارت]] و [[عصمت الهی]] قرار داشته باشد که ذرّه‌ای شائبه خطا در تربیت و [[حفاظت]] از امانات الهی در او نرود؛ که در غیر این صورت، کاروان بشریّت را به [[انحراف]] می‌کشد و [[امانت الهی]]، نه به واسطه [[کید]] خائنان، بلکه به سبب [[تقصیر]] امینان بر [[امانت]]، به انحراف و [[بطالت]] می‌گراید. بی‌تردید، چنین فاجعه‌ای، در [[مقام]] بیان برهانی، به “نقص فاعلی” در [[تربیت]] امانت، یعنی [[خداوند تبارک و تعالی]] باز می‌گردد و چون چنین امری محال است، لازم است که امینان [[الهی]] از همه خطاهایی که منجر به [[نقص]] در [[تربیت نفوس]] [[انسانی]] می‌شود، مبرّا باشند؛ یعنی علاوه بر [[عصمت]] از [[گناه]] و انواع خطاها، از [[علم]] و [[حکمت الهی]] - به [[تعلیم]] [[خداوند]] - نیز برخوردار باشند.
ثالثاً: نه تنها او خود تربیت شده الهی باشد، بلکه در مرتبه‌ای از [[طهارت]] و [[عصمت الهی]] قرار داشته باشد که ذرّه‌ای شائبه خطا در تربیت و [[حفاظت]] از امانات الهی در او نرود؛ که در غیر این صورت، کاروان بشریّت را به [[انحراف]] می‌کشد و [[امانت الهی]]، نه به واسطه [[کید]] خائنان، بلکه به سبب [[تقصیر]] امینان بر [[امانت]]، به انحراف و [[بطالت]] می‌گراید. بی‌تردید، چنین فاجعه‌ای، در [[مقام]] بیان برهانی، به “نقص فاعلی” در [[تربیت]] امانت، یعنی [[خداوند تبارک و تعالی]] باز می‌گردد و چون چنین امری محال است، لازم است که امینان [[الهی]] از همه خطاهایی که منجر به [[نقص]] در [[تربیت نفوس]] [[انسانی]] می‌شود، مبرّا باشند؛ یعنی علاوه بر [[عصمت]] از [[گناه]] و انواع خطاها، از [[علم]] و [[حکمت الهی]] - به [[تعلیم]] [[خداوند]] - نیز برخوردار باشند.


رابعاً: چون امانت [[فطرت انسان‌ها]] بر [[دین توحیدی]] [[استوار]] است و [[دین الهی]] نیز خود امانت دیگری از سوی [[پروردگار]] است، لذا [[امین]] پروردگار می‌باید بر [[دین خدا]] [[اشراف]] کامل داشته باشد و “راسخ” در [[قرآن]] باشد؛ تا در مقام تربیت نفوس انسانی، انحدار و تفوّق [[علمی]] و عملی بر امانت‌های پروردگار داشته باشد.
رابعاً: چون امانت [[فطرت انسان‌ها]] بر [[دین توحیدی]] [[استوار]] است و [[دین الهی]] نیز خود امانت دیگری از سوی [[پروردگار]] است، لذا [[امین]] پروردگار می‌باید بر [[دین خدا]] اشراف کامل داشته باشد و “راسخ” در [[قرآن]] باشد؛ تا در مقام تربیت نفوس انسانی، انحدار و تفوّق [[علمی]] و عملی بر امانت‌های پروردگار داشته باشد.


نتیجه آنکه: [[تدبیر]] امانت الهی، فقط از طریق امین و [[مأذون]] از جانب خداوند میسّر است و چون همیشه [[انسان‌ها]] و [[جوامع انسانی]] [[نیازمند]] تربیت امانت الهی هستند، وجود دائمی امینان الهی نیز همیشه در میان [[مردم]] ضروری است.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۱۷.</ref>
نتیجه آنکه: [[تدبیر]] امانت الهی، فقط از طریق امین و [[مأذون]] از جانب خداوند میسّر است و چون همیشه [[انسان‌ها]] و [[جوامع انسانی]] [[نیازمند]] تربیت امانت الهی هستند، وجود دائمی امینان الهی نیز همیشه در میان [[مردم]] ضروری است.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۱۷.</ref>
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش