آیه ولایت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۰۴۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۱
خط ۲۵: خط ۲۵:


بنابراین از گفتار لغویان می‌توان استفاده کرد که معنای "[[ولایت]]"، همان [[سرپرستی]] و عهده‌دار بودن کار دیگری است و معانی دیگری که برای آن گفته‌اند، از قلمرو همین معنا است؛ پس وقتی گفته می‌شود: [[دوست]]، هم‌سایه، هم‌پیمان، [[پدر]]، [[خدا]] و [[پیامبر]]، ولی هستند، در همه موارد، این معنا [[اولویت]] در [[قیام]] به امور موجود است و چنان‌که ادیبان تصریح کرده‌اند، اصل، عدم اشتراک لفظی است<ref>مغنی اللبیب، باب پنجم، ص‌۷۹۱ و ۷۹۲.</ref> و در صورتی که اشتراک لفظی را بپذیریم؛ یعنی معانی متعدّدی برای لفظ [[ولایت]] قائل شویم، قراین حالی و لفظی دلالت می‌کند بر اینکه مقصود از [[ولایت]] در این [[آیه]]، همان [[سرپرستی]] است؛ زیرا [[ولایت]] که به صورت مفرد و با یک تعبیر، به همه [[خدا]]، [[پیامبر]]، مؤمنانی که... نسبت داده شده، به یک معنا است و چنان‌که [[خداوند]]: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ }}<ref>سوره بقره، آیه:۲۵۷.</ref> و [[پیامبر]]: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه:۶.</ref> [[ولایت]] به معنای [[سرپرستی]] بر [[مؤمنان]] را دارا هستند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} نیز همان [[ولایت]] [[خدا]] و [[پیامبر]] را دارد؛ البتّه این [[ولایت]] برای [[خداوند]] [[بالاصاله]] و برای [[پیامبر]] و {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} تبعی و با [[اذن]] [[پروردگار]] است. از سوی دیگر، [[پیامبر]]{{صل}} که [[وظیفه]] تبیین [[آیات]] را بر عهده دارد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref> خود به روشنی [[ولایت]] در این [[آیه]] را [[تفسیر]] کرده است؛ از جمله در روایتی که [[شیخ کلینی]] آن را در [[کتاب کافی]] آورده، از [[امام باقر]]{{ع}} چنین [[نقل]] شده است: [[خداوند]] پیامبرش را به [[ولایت]] [[امام علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد و بر او چنین نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.</ref> و [[خداوند]] [[ولایت]] [[اولواالامر]] را [[واجب]] ساخت. آنان نمی‌دانند این [[ولایت]] چیست؟ پس [[خداوند]] به [[پیامبر|محمد]]{{صل}} فرمان داد [[ولایت]] را برای آنان [[تفسیر]] نماید؛ همان گونه که [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] را [[تفسیر]] می‌کند. چون این [[فرمان]] رسید، [[حضرت]] دل‌تنگ شد و نگران بود که [[مردم]] از دینشان برگردند و وی را [[تکذیب]] کنند؛ پس به پروردگارش [[رجوع]]، و‌خداوند چنین [[وحی]] کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷.</ref> [[حضرت]] [[امر]] [[ولایت]] را به [[فرمان خدا]] آشکار ساخت و به معرّفی [[ولایت]] [[امام علی|علی]]{{ع}}در روز [[غدیر خم]] پرداخت... و به [[مردم]] [[دستور]] داد تا حاضران به اطلاع غایبان برسانند<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۲۸۹.</ref>. [[عیاشی]] نیز روایتی نزدیک به همین مضمون را از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند<ref>عیاشی، ج‌۱، ص‌۳۳۳.</ref> در برخی منابع [[اهل سنت]] نیز این [[تفسیر]] [[مشاهده]] می‌شود؛ از جمله، [[طبرانی]] از [[عمار یاسر]] [[نقل]] می‌کند که [[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[نزول]] [[آیه]]، آن را قرائت کرد و فرمود:{{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌ‏ مَوْلَاهُ‏ اللَّهُمَ‏ وَالِ‏ مَنْ‏ وَالاهُ‏ وَ عَادِ مَنْ‏ عَادَاه‏}}<ref>المعجم الأوسط، ج‌۷، ص‌۱۲۹ و ۱۳۰؛ فرائد السمطین، ج‌۱، ص‌۱۹۴ و ۱۹۵.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۳۰ - ۴۳۶.</ref>.
بنابراین از گفتار لغویان می‌توان استفاده کرد که معنای "[[ولایت]]"، همان [[سرپرستی]] و عهده‌دار بودن کار دیگری است و معانی دیگری که برای آن گفته‌اند، از قلمرو همین معنا است؛ پس وقتی گفته می‌شود: [[دوست]]، هم‌سایه، هم‌پیمان، [[پدر]]، [[خدا]] و [[پیامبر]]، ولی هستند، در همه موارد، این معنا [[اولویت]] در [[قیام]] به امور موجود است و چنان‌که ادیبان تصریح کرده‌اند، اصل، عدم اشتراک لفظی است<ref>مغنی اللبیب، باب پنجم، ص‌۷۹۱ و ۷۹۲.</ref> و در صورتی که اشتراک لفظی را بپذیریم؛ یعنی معانی متعدّدی برای لفظ [[ولایت]] قائل شویم، قراین حالی و لفظی دلالت می‌کند بر اینکه مقصود از [[ولایت]] در این [[آیه]]، همان [[سرپرستی]] است؛ زیرا [[ولایت]] که به صورت مفرد و با یک تعبیر، به همه [[خدا]]، [[پیامبر]]، مؤمنانی که... نسبت داده شده، به یک معنا است و چنان‌که [[خداوند]]: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ }}<ref>سوره بقره، آیه:۲۵۷.</ref> و [[پیامبر]]: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه:۶.</ref> [[ولایت]] به معنای [[سرپرستی]] بر [[مؤمنان]] را دارا هستند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} نیز همان [[ولایت]] [[خدا]] و [[پیامبر]] را دارد؛ البتّه این [[ولایت]] برای [[خداوند]] [[بالاصاله]] و برای [[پیامبر]] و {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} تبعی و با [[اذن]] [[پروردگار]] است. از سوی دیگر، [[پیامبر]]{{صل}} که [[وظیفه]] تبیین [[آیات]] را بر عهده دارد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref> خود به روشنی [[ولایت]] در این [[آیه]] را [[تفسیر]] کرده است؛ از جمله در روایتی که [[شیخ کلینی]] آن را در [[کتاب کافی]] آورده، از [[امام باقر]]{{ع}} چنین [[نقل]] شده است: [[خداوند]] پیامبرش را به [[ولایت]] [[امام علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد و بر او چنین نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.</ref> و [[خداوند]] [[ولایت]] [[اولواالامر]] را [[واجب]] ساخت. آنان نمی‌دانند این [[ولایت]] چیست؟ پس [[خداوند]] به [[پیامبر|محمد]]{{صل}} فرمان داد [[ولایت]] را برای آنان [[تفسیر]] نماید؛ همان گونه که [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] را [[تفسیر]] می‌کند. چون این [[فرمان]] رسید، [[حضرت]] دل‌تنگ شد و نگران بود که [[مردم]] از دینشان برگردند و وی را [[تکذیب]] کنند؛ پس به پروردگارش [[رجوع]]، و‌خداوند چنین [[وحی]] کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷.</ref> [[حضرت]] [[امر]] [[ولایت]] را به [[فرمان خدا]] آشکار ساخت و به معرّفی [[ولایت]] [[امام علی|علی]]{{ع}}در روز [[غدیر خم]] پرداخت... و به [[مردم]] [[دستور]] داد تا حاضران به اطلاع غایبان برسانند<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۲۸۹.</ref>. [[عیاشی]] نیز روایتی نزدیک به همین مضمون را از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند<ref>عیاشی، ج‌۱، ص‌۳۳۳.</ref> در برخی منابع [[اهل سنت]] نیز این [[تفسیر]] [[مشاهده]] می‌شود؛ از جمله، [[طبرانی]] از [[عمار یاسر]] [[نقل]] می‌کند که [[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[نزول]] [[آیه]]، آن را قرائت کرد و فرمود:{{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌ‏ مَوْلَاهُ‏ اللَّهُمَ‏ وَالِ‏ مَنْ‏ وَالاهُ‏ وَ عَادِ مَنْ‏ عَادَاه‏}}<ref>المعجم الأوسط، ج‌۷، ص‌۱۲۹ و ۱۳۰؛ فرائد السمطین، ج‌۱، ص‌۱۹۴ و ۱۹۵.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۳۰ - ۴۳۶.</ref>.
==آیه ولایت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل==
===مدارک [[عامه]]===
#در برخی مدارک عامه، [[اتفاق نظر]] بر این است که [[آیه شریفه]] درباره [[حضرت علی]]{{ع}} نازل شده؛ چنان که شیخ [[أبی الحسن رزین بن معاویة بن عمار عیدری]] در کتاب «[[جامع الأصول عن الجامع بین الصحاح الست (کتاب)|جامع الأصول عن الجامع بین الصحاح الست]]»<ref>ج۹، ص۴۷۸، چاپ مصر.</ref> می‌گوید: «بین بزرگان علمای عامه اتفاق نظر وجود دارد که این [[آیه در شأن علی]]{{ع}} نازل شده». او سپس به اسامی آنان اشاره می‌نماید<ref>اسامی برخی از مشاهیر آنان بدین قرار است: ۱) طبری در کتاب ذخائر العقبی، ص۸۸؛ ۲) آلوسی در تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۱۴۹؛ ۳) ابن حیان در تفسیر خود البحر المحیط، ج۳، ص۵۱۳؛ ۴) شیخ محمد شوکانی در تفسیر فتح القدیر، ج۲، ص۵۰؛ ۵) الطبرانی و الحاکم و الواحدی و الزمخشری و الطبری و ابن عساکر و البلاذری والترمذی والقزوینی و ابن کثیر، در تفسیر الکشاف، ج۱، ص۲۶۴؛ ۶) التدوین فی أخبار قزوین، ج۳، ص۲۱۲، ترجمه عبدالکریم بن هوازن؛ ۷) المعجم الکبیر، ج۷، ص۱۳۰، ح۶۲۲۸؛ ۸) أسباب النزول، ص۱۳۳؛ ۹) ربیع الأبرار، ج۲، ص۱۴۷؛ ۱۰) تفسیر الطبری، ج۱، ص۶۲۴؛ ۱۱) تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۰۹؛ ۱۲) الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۲، ص۲۹۳ و بسیاری از علمای دیگر که در کتاب احقاق الحق (ط. کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ه.ق)، ج۲، ص۴۰۰ به اسامی آنها اشاره شده.</ref>.
# [[ثعلبی]]، [[مفسر]] معروف و از علمای عامه، در [[تفسیر]] خود بعد از ذکر روایاتی در [[شأن نزول]] [[آیه]] درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، اضافه می‌کند که از ابا [[منصور]] الجمشادی شنیده است که با چهار واسطه از [[احمد بن حنبل]] نقل نمود (که ضمن اشاره به اسامی آنان) می‌گفت: {{عربی|ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله{{صل}} من الفضائل مثل ما جاء لعلی بن أبی طالب}}<ref>تفسیر الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (ط. دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ ه.ق.)، ج۴، ص۷۹. در همان کتاب به مدارک دیگری نیز اشاره شده (عمدة الطالب، ص۶۰: تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۴۱۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۷).</ref>.
#بعد از [[قتل عثمان]] و با [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[معاویه]] نامه‌ای برای [[عمروعاص]] می‌نویسد و ضمن تشنیع و ایراد [[اتهام]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[قتل عثمان]]، از او درخواست کمک و [[ملحق شدن]] به خود در [[جنگ با علی]]{{ع}} می‌کند. عمروعاص در پاسخ به [[نامه]] معاویه، ضمن [[تجلیل]] فراوان از [[علی]]{{ع}}، [[مناقب]] آن [[حضرت]] را یک به یک برای معاویه برمی‌شمارد؛ از آن جمله می‌نویسد: {{متن حدیث|...هُوَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ وَارِثُهُ وَ قَاضِي دَيْنِهِ‏ وَ مُنْجِزُ وَعْدِهِ‏ وَ زَوْجُ‏ ابْنَتِهِ‏ سَيِّدَةِ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ...}} وی سپس می‌گوید: {{متن حدیث|و قد قال فیه رسول الله{{صل}} [[یوم غدیر خم]] الا [[من کنت مولاه]] فعلی مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله...}} او مناقب دیگر حضرتش را یک به یک می‌شمرد؛ تا اینکه به برخی از [[آیات قرآن]] که در [[شأن]] امیرالمؤمنین{{ع}} است اشاره می‌نماید و می‌نویسد:{{عربی|و قد علمت یا معاویة ما انزل الله تعالی من الایات المتلوات فی فضائله التی لا یشترک فیها احد کقوله تعالی {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ}}<ref>«به پیمان خود وفا می‌کنند.».. سوره انسان، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ...}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى...}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را.».. سوره شوری، آیه ۲۳.</ref><ref>عبقات الانوار فی امامة الأئمة الأطهار{{عم}} (کتابخانه امیرالمؤمنین ماه، ۱۳۶۶ ه.ش)، ج۱۴، ص۱۵۸؛ و نیز مناقب خوارزمی (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۱ه.ق) در مناقب امیر المؤمنین{{ع}}، ص۱۲۹.</ref>.
# [[طبرانی]] ماجرای [[نزول]] این [[آیه]] را در «الأوسط» و ابن‌مردویه از [[عمار بن یاسر]] چنین نقل می‌کند که: {{عربی|وقف بعلی سائل و هو راکع فی صلاة تطوع فنزع خاتمه فأعطاه السائل فاتی رسول الله{{صل}} فاعلمه ذلک فنزلت [[علی]] النبی{{صل}} هذه الآیة {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، فقرأها [[رسول الله]]{{صل}} علی أصحابه ثم قال: {{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}}<ref>بحارالأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه.ق.)، ج۳۵، ص۱۹۶.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۶۹.</ref>
===مدارک [[شیعه]]===
در میان [[علمای شیعه]]، [[اجماع]] بر آن است که این آیه در [[شأن]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} نازل شده است. از آنجا که این آیه از نظر محتوا و به کار رفتن کلمه [[ولایت]] در آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، [[ائمه]]{{عم}} در مناظره‌های خود به آن فراوان استناد نموده‌اند. [[روایات]] وارده در این زمینه را در دو قسمت مورد توجه قرار می‌دهیم:
====روایات و [[احتجاجات]] بر اساس آیه====
روایات متعددی نقل گردیده که این [[آیه شریفه]] را مبنای [[استدلال]] قرار داده‌اند. برخی از این دست روایات توسط [[حضرت علی]]{{ع}} ایراد گردیده است که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌گردد:
#{{متن حدیث|قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَصَمَّتَا وَ رَأَيْتُهُ بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَعَمِيَتَا يَقُولُ عَلِيٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ أَمَا إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ الظُّهْرَ فَسَأَلَ سَائِلٌ فِي الْمَسْجِدِ فَلَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ شَيْئاً فَرَفَعَ السَّائِلُ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ‏ اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّي سَأَلْتُ‏ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ يُعْطِنِي أَحَدٌ شَيْئاً وَ كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي الصَّلَاةِ رَاكِعاً فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ بِخِنْصِرِهِ الْيُمْنَى وَ كَانَ مُتَخَتِّماً فِيهَا فَأَقْبَلَ السَّائِلُ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِكَ بِمَرْأًى مِنَ النَّبِيِّ{{صل}} وَ هُوَ يُصَلِّي‏ فَلَمَّا فَرَغَ النَّبِيُّ{{صل}} مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِي مُوسَى سَأَلَكَ فَقَالَ- {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند *‌و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۵.</ref>‏ فَأَنْزَلْتَ عَلَيْهِ قُرْآناً نَاطِقاً {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}}<ref>«فرمود: به زودی بازوی تو را با (فرستادن) برادرت توانمند می‌گردانیم و به هر دوتان چیرگی‌یی می‌بخشیم که با نشانه‌های ما دستشان به شما نرسد. پیروز شمایید و هر کس که از شما پیروی کند» سوره قصص، آیه ۳۵.</ref> اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ صَفِيُّكَ اللَّهُمَّ فَ {{متن قرآن|اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي *... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}}‏- عَلِيّاً {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} قَالَ أَبُو ذَرٍّ فَمَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَلَامَهُ‏ حَتَّى نَزَلَ جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}.}}<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة{{عم}} (ط. بنی هاشمی، ۱۳۸۱ ه.ق.)، ج۱، ص۱۶۶؛ کشف الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین{{ع}} (ط. وزارت ارشاد۔ ۱۴۱۱ ه.ق.)، ص۹۹؛ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۴.</ref>.
#در [[احتجاجات امیرالمؤمنین]] [[علی]]{{ع}} با [[عمر]] و [[ابوبکر]]، [[روایت]] شده که ایشان ([[امیرالمؤمنین]]{{ع}}) موارد متعددی از [[فضائل]] خود را بر می‌شمارند و از آن دو درباره‌اش [[اقرار]] می‌گیرند. در این [[احتجاجات]] از جمله به این [[آیه]] [[استدلال]] شده است: {{متن حدیث|قَالَ عَلِیٌّ{{ع}}: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمُجِيبُ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} قَبْلَ ذُكْرَانِ الْمُسْلِمِينَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْأَذَانُ‏ لِأَهْلِ‏ الْمَوْسِمِ‏ وَ لِجَمِيعِ الْأُمَّةِ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا وَقَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} بِنَفْسِي يَوْمَ الْغَارِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَ لِيَ الْوَلَايَةُ مِنَ اللَّهِ مَعَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ فِي آيَةِ زَكَاةِ الْخَاتَمِ أَمْ لَكَ قَالَبَلْ لَكَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمَوْلَى لَكَ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ{{صل}} يَوْمَ الْغَدِيرِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ}}<ref>حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار{{عم}} (ط. مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ ه.ق.)، ج۲، ص۳۰۸ به نقل از: خصال (شیخ صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه.ش.)، ج۲، ص۱۴۸، ح۳۰ و الإحتجاج علی أهل اللجاج (ط. مرتضی، ۱۴۰۳ه.ق)، ج۱، ص۱۱۵.</ref>.
#در [[احتجاجات]] مبسوطی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[مرگ عمر]] با افراد [[شورای شش نفره]] می‌نمایند نیز به این [[آیه]] [[استدلال]] شده: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ‏ وَ نَزَلَتْ‏ فِيهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} غَيْرِي قَالُوا: لَا}}<ref>امالی (للطوسی) (ط. دارالثقافة، ۱۴۲۲ ه.ق.)، ص۵۴۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۷۱.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۹۳

ویرایش