آیه ولایت در حدیث
به آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ آیه ولایت میگویند. بر اساس روایات فراوان در منابع شیعه و اهل سنت که از طرق متعدد نقل شده، آیه ولایت در شأن امام علی (ع) نازل شده است. علمای امامیه با توجه به متن آیه و روایات شأن نزول و همچنین کاربرد واژه ولی و مولی در روایات که در معنای اولی بالتصرف به کار رفته است، بر امامت بلافصل علی (ع) استدلال میکنند. با دقت در برخی روایات و آیات قرآن میتوان پیوند مسئله غدیرخم با آیه ولایت را یافت.
شأن نزول آیه
امام علی (ع)
بر اساس روایات فراوان در منابع شیعه و اهل سنت، آیه ولایت: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[۱] در شأن امام علی (ع) نازل شده است. بر پایه این روایات که برخی از آنها با اندکی تفاوت نقل شده، فقیری وارد مسجد پیامبر (ص) شد و تقاضای کمک کرد؛ ولی کسی چیزی به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم؛ ولی کسی به من چیزی نداد. در همین حال، امام علی (ع) که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. فقیر نزدیک آمد و انگشتر را از دست حضرت بیرون آورد و این آیه نازل شد[۲]. ابوذر غفاری نیز همین شأن نزول را روایت کرده و در ادامه آورده است: "در آن هنگام، پیامبر (ص) در حال نماز بود و این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! برادرم موسی از تو خواست که روح او را وسیع وکارها را بر او آسان کنی و گره از زبانش بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند و نیز تقاضا کرد هارون را که برادرش بود، وزیر و یاورش قرار دهی و به وسیله او، بر نیرویش بیفزایی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمد، پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز. از خاندانم، علی (ع) را وزیر من گردان تا به وسیلهاش پشتم قوی و محکم شود. هنوز دعای پیامبر (ص) پایان نیافته بود که جبرئیل آیه ولایت را نازل کرد"[۳].
راویان روایت نزول آیه در شأن امیرالمومنین (ع)
صحابه
این شأن نزول از طُرق گوناگون در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است: از جمله اصحابی که این حادثه را نقل کردهاند، امام علی (ع)[۴]، عبداللّه بن عبّاس[۵]، ابو رافع مدنی[۶]، عمار بن یاسر[۷]، ابوذر غفاری[۸]، انس بن مالک[۹] و مقداد بن اسود هستند[۱۰].
تابعان
از تابعان نیز سلمة بن کهیل[۱۱]، عتبة بن ابی حکیم[۱۲]، سُدّی[۱۳] و مجاهد[۱۴] به نقل این حادثه پرداختهاند. در کتاب غایة المرام تعداد ۲۴ حدیث در این باره از اهل تسنّن و ۱۹ حدیث از شیعه نقل شده است[۱۵].
اعتبار احادیث نزول آیه در شأن امیرالمومنین (ع)
احادیث مربوط به نزول آیه در شأن علی (ع) که از شیعه و اهل سنت نقل شده در حد تواتر بوده و مفید یقین است و این احادیث مورد استناد محدثان، مفسران، متکلمان و فقیهان قرار گرفته است؛ تا آنجا که فقها در مسئله فعل کثیر در نماز و اینکه آیا صدقه مستحبی زکات نامیده میشود یا نه، به آن استناد کردهاند[۱۶]. با توجه به مطالب یاد شده، تردید برخی از افراد همچون فخر رازی[۱۷] و ابوهاشم جبایی[۱۸]. درباره نزول آیه در شأن علی (ع) بیاساس خواهد بود.
عبادة بن صامت، ابوبکر
برخی معتقدند این آیه در شأن عبادة بن صامت یا ابوبکر نازل شده است. به عنوان نمونه
ابن کثیر که به بررسی صحت و نادرستی اسانید این حدیث پرداخته، نخست از چند طریق این واقعه را بیان میکند و تنها در سند حافظ «ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه» معروف ابن مردویه (م ۴۱۰ق) و سند حافظ «عبد الرزاق بن همام» (م ۲۱۱ق) مناقشه میکند[۱۹]. سپس بدون ایراد اشکال بر اسانید دیگر، مینویسد: همه این آیات (۵۱ تا ۵۶ سوره مائده) درباره داستان عبادة بن صامت است که از همپیمانی با یهودیان سر باز زد و به ولایت خدا و پیامبر و مؤمنان رضایت داد[۲۰].
نقد و بررسی
ابن کثیر با طرح این نظریه، در صدد برآمده تا نزول آیات ۵۵ و ۵۶ را درباره تصدق انگشتر به دست امام علی(ع) انکار کند. در حالی که نظریهاش با چند اشکال اساسی روبهرو است:
۱. بر فرض آنکه چنین داستانی درباره عبادة بن صامت باشد، میان نزول آیات پیش از آیه مذکور (آیه ۵۵ سوره مائده) درباره وی، با حادثه تصدق انگشتر به دست امام علی(ع) هیچ منافاتی نیست. چون ماجرای عبادة بن صامت که ابن کثیر و دیگران نقل کردهاند، به این شرح است: چون رسول خدا(ص) با یهودیان بنیقینقاع جنگید... عبادة بن صامت که یکی از بنیعوف بن خزرج و همپیمان آنان بود... به نزد پیامبر شتافت و گفت: ای رسول خدا، به خدا و رسولش پناه برده از پیمان با آنان بیزاری میجویم و ولایت خدا و رسول و مؤمنان را میپذیرم و از همپیمانی با کفار و پذیرش ولایت آنان بیزارم در این هنگام آیات ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ...﴾[۲۱] نازل شد[۲۲].
۲. ابن کثیر برای این مدعای خود که همه آیات ۵۱ تا ۵۶ سوره مائده درباره عبادة بن صامت است، تنها دو روایت آورده است:
- به نقل از محمد بن جریر طبری، که با سند خود از زهری چنین نقل میکند: «آیات ۵۱ تا ۶۷ درباره عبادة بن صامت و بیزاری جستن او از یهود و عبدالله بن ابی در باقی ماندنش بر ولایت یهود نازل شده است»[۲۳].
- طبری به نقل از «عبادة بن ولید» میگوید: آیات ۵۱ تا ۵۶ درباره عبادة بن صامت و عبدالله بن ابی نازل شده است»[۲۴].
در حالی که ابن جریر طبری حدیث دوم را عیناً با همین سند به گونهای دیگر نقل کرده است و به صراحت میگوید: «تنها آیه ۵۱ این سوره درباره عبادة بن صامت نازل شده است»[۲۵]. همچنین در روایت دیگری از «طبری» که با سند خود از «عطیة بن سعد» نقل میکند، «عطیه» ضمن شرح داستان عبادة بن صامت و عبدالله بن اُبی فقط آیات ۵۱ و ۵۲ را درباره آن دو میداند[۲۶]. طبری با همان سند از «عطیة بن سعد» حدیث دیگری نقل میکند که در آن، آیات ۵۵ و ۵۶ را هم در داستان عبادة بن صامت داخل میداند[۲۷].
طبری درباره آیات ۵۱ و ۵۲ شأن نزولهای دیگری نیز آورده است؛ مانند نزول این آیات درباره «ابولبابه» یا به قول «سدی» درباره دو نفر که یکی از آنان قصد داشت به یهودیان بپیوندد و دیگری میخواست به نصارای دمشق ملحق شود. آنگاه طبری مینویسد: این آیه (۵۱) ممکن است درباره عبادة بن صامت و عبدالله بن ابی و همپیمانانشان با یهود نازل شده باشد و ممکن است درباره ابولبابه باشد، و نیز ممکن است درباره دو مردی باشد که یکی میخواست به یهودیان و دیگری به نصاری پیوندد؛ لکن درباره هیچ یک از این اقوال سهگانه خبری صحیح در دست نیست تا حجت باشد و به آن اعتماد شود.
۳. هیچ یک از دانشمندانی که اسباب نزول را نگاشتهاند، آیات ولایت (آیات ۵۵ و ۵۶) را درباره عبادة بن صامت نقل نکردهاند؛ بلکه تنها آیات ۵۱ و ۵۲ را درباره وی میدانند[۲۸]. قرار گرفتن آیه ارتداد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ...﴾[۲۹] در میان آیات ۵۱ و ۵۲ و آیات ولایت (آیات ۵۵ و ۵۶) نیز گواه همین مطلب است؛ چون داستان عبادة بن صامت با موضوع ارتداد ارتباطی ندارد.
کوتاه سخن اینکه روایات شأن نزول آیات ولایت درباره عبادة بن صامت، متعارض است با نقل از افرادی مانند الزهری، سدی، عبادة بن ولید که از تابعین هستند و خود شاهد ماجرا نبودهاند و شاهدی هم از قرآن برای آن نیست. ابن کثیر با تمسک به این دو روایت متعارض، از آن همه روایات متضافر که در شأن نزول آیات ۵۵ و ۵۶ درباره امام علی(ع) است و از جمعی از صحابه حاضر در صحنه نقل شده است، و نیز از احادیث متعددی از تابعان در این باره چشم میپوشد![۳۰].
از جمله این روایات متضافر، حدیثی است که ابن کثیر از ابن ابیحاتم از سلمة بن کمیل (از تابعان) در بیان شأن نزول این آیات درباره امام علی(ع) نقل میکند که در سند آن هیچ جای مناقشه نیست و در نقد دیدگاه «ابن تیمیه» مطرح خواهد شد.
فخر رازی نیز درباره تعیین مصداق ﴿الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ میگوید: اینجا دو قول است:
۱. مراد از این آیه تمام مؤمنان است؛ چون هنگامی که عبادة بن صامت از یهود بیزاری جست و گفت که من ولایت خدا و رسولش را بر میگزینم، این آیه بر وفق سخن او نازل شد. روایت شده که عبدالله بن سلام به رسول خدا(ص) گفت: ای رسول خدا، قوم ما، ما را ترک کردهاند و سوگند خوردهاند که با ما مجالست نکنند و چون منزلهای ما دور است، نمیتوانیم با یاران شما همنشین باشیم. آنگاه این آیه نازل شد و عبدالله بن سلام گفت: به ولایت خدا و رسولش و مؤمنان، خشنودیم. بنابراین، آیه عام است و همۀ مؤمنان را در بر میگیرد[۳۱].
سپس فخر رازی ناگزیر جمله حالیه﴿وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ را چنین توجیه میکند: مراد از رکوع، خضوع است یا اینکه مراد از ﴿يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ﴾ بیان شأنیت و ذکر رکوع جهت شرافت است، یا اینکه هنگام نزول این آیه، صحابه در حالتهای گوناگون بودند، برخی نماز گزارده، برخی از نیازمندان دستگیری میکردند و برخی نیز در حال نماز و رکوع بودند. بنابراین خداوند به تمام افراد با این صفات و حالات اشاره کرده است!
۲. مراد از این آیه شخص معینی است و درباره آن چند نظر است:
- عکرمه گفته است این آیه درباره ابابکر نازل شده است؛
- عطا از ابن عباس نقل میکند که این آیه درباره علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است و نیز روایت شده که چون این آیه نازل شد، عبدالله بن سلام به رسول خدا(ص) گفت: من علی(ع) را در حال رکوع دیدم که انگشترش را به نیازمندی، صدقه داد. پس ما ولایت وی را میپذیریم. از ابوذر نیز چنین روایت شده است: «با رسول خدا(ص) نماز ظهر گزاردیم و نیازمندی در مسجد چیزی خواست و کسی به او کمک نکرد... و علی(ع) در حال رکوع با اشاره به انگشت خود که در آن انگشتری بود، آن را به سائل داد... و رسول خدا مشغول دعا شد. به خدا سوگند، هنوز دعای ایشان پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد(ص)، بخوان: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...﴾[۳۲].
فخر رازی با خلط مباحث با یکدیگر، این دو قول را ساخته است. چون گذشته از توجیهات ناپسند درباره جمله ﴿وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾، ماجرای عبادة بن صامت با نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع) منافاتی ندارد و روایتی که از عبدالله بن سلام در تأیید قول نخست نقل میکند، بخشی از همان روایتی است که در قول دوم از عبدالله بن سلام آورده که هر دو یک روایت از یک ماجرا است[۳۳].[۳۴]
دیدگاه محدثان فریقین درباره آیه
با استناد به این روایت و مشابه آن از نظر شیعه تردیدی نیست که این آیه درباره امام علی (ع) فرود آمده، محدّثان بزرگی از اهل سنت در اعصار گوناگون، مانند حافظ عبدالرزاق صنعانی، حافظ عبد بن حمید، حافظ رزین بن معاویه، حافظ نسائی "مؤلف صحیح"، حافظ محمد بن جریر طبری، ابن ابی حاتم، ابن عساکر، ابوبکر بن مردویه، ابوالقاسم طبرانی، خطیب بغدادی، هیثمی، ابن جوزی، محبّ طبری، جلال الدین سیوطی و متّقی هندی، این روایت را در کتابهایشان آوردهاند[۳۵]. آلوسی هم گفته است: بیشتر اخباریان برآنند که این آیه در شأن امام علی (ع) نازل شده[۳۶] و شهرت این خبر به حدّی بوده که حسان بن ثابت، شاعر رسول خدا (ص) نیز این منقبت علی (ع) را به نظم آورده است.
علاوه بر شیعه، از نظر اهل سنّت نیز شهرت این روایات به حدّی است که متکلّم معروف اهل سنت، قاضی ایجی در کتاب المواقف تصریح کرده است که مفسّران بر نزول این آیه در شأن علی (ع) اجماع دارند[۳۷]. جرجانی در شرح مواقف[۳۸]، سعدالدین تفتازانی در شرح مقاصد[۳۹] و قوشچی در شرح تجرید[۴۰] نیز بر این اجماع اعتراف دارند.
همچنین سستی سخن ابن تیمیه که مدّعی شده این روایت از جعلیات است، روشن میشود. شیعه با این آیه بر جانشینی و ولایت علی (ع) استدلال کرده است[۴۱] و حتّی برخی آن را قویترین دلیل بر امامت حضرت برشمردهاند[۴۲].[۴۳]
روایات شأن نزول در منابع فریقین
احادیث شیعه
در میان علمای شیعه، اجماع بر آن است که این آیه در شأن امیرالمؤمنین علی (ع) نازل شده است. از آنجا که این آیه از نظر محتوا و به کار رفتن کلمه ولایت در آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، ائمه (ع) در مناظرههای خود به آن فراوان استناد نمودهاند.
حدیث اول:
ابوذر غفاری میگوید: «از پیامبر خدا(ص) شنیدم که آن حضرت فرمود: «علی رهبر پرهیزکاران و کُشِنده کافران است. هر کس او را یاری کند، خداوند او را یاری میکند؛ و هر کس از او رَخ گرداند، خداوند او را نابود میسازد». ابوذر در ادامه میگوید: «روزی من با پیامبر خدا(ص) نماز ظهر خواندم. در میان نماز، فرد نیازمندی در مسجد چیزی خواست، اما کسی چیزی به او نداد. آن سائل دستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! گواه باش که من در مسجد پیامبر تو چیزی خواستم، اما کسی چیزی به من نداد! در همان حال، امیرالمؤمنین علی(ع) در حال رکوع بود. او با کوچکترین انگشت دست راستش که در آن خاتمی داشت، اشارهای کرد. سائل روی آورد و خاتم را از انگشت او برداشت؛ و این همه در محضر پیامبر(ص) و در حالی که ایشان نماز میخواندند، رخ داد. وقتی پیامبر(ص) از نماز فراغت یافت، سرش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا! برادرم موسی از تو چنین خواست: ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾ پس تو، این آیات را بر او نازل فرمودی: ﴿سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا﴾ خدایا! من هم محمد هستم، پیامبر و دوست ویژهات پس: ﴿اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾ علی را ﴿اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي﴾ در ادامه ابوذر میگوید: پیامبر خدا(ص) هنوز سخن خود را به پایان نرسانده بود که جبرئیل از سوی خداوند عزّ و جلّ نازل شد و فرمود: ای محمد! بخوان! پس خداوند بر او این آیات را نازل فرمود: ﴿انما ولیکم الله...﴾»[۴۴].
حدیث دوم:
در احتجاجات امیرالمؤمنین علی (ع) با عمر و ابوبکر، روایت شده که ایشان (امیرالمؤمنین (ع)) موارد متعددی از فضائل خود را بر میشمارند و از آن دو دربارهاش اقرار میگیرند. آن حضرت در این احتجاجات به آیه ولایت چنین استدلال کرده است: «به خدا سوگند یاد میکنم، آیا من کسی هستم که پاسخگوی فراخوان پیامبر خدا(ص) بودم، پیش از آنکه دیگر مسلمانان پاسخ دهند، یا تو؟»
او گفت: «بله، تو بودی». فرمود: «پس به خدا سوگند یاد میکنم، آیا من کسی بودم که اعلامکننده آیات سوره برائت برای مردمحج و تمام امت اسلامی شدم، یا تو؟» او گفت: «بله، تو بودی». فرمود: «پس به خدا سوگند یاد میکنم، آیا من کسی بودم که در روز غار، جان خود را فدای پیامبر خدا(ص) کردم، یا تو؟»
او گفت: «بله، تو بودی». فرمود: «به خدا سوگند یاد میکنم، آیا امر ولایتی که خدا برای من در آیه زکات خاتم (هنگام رکوع) همراه با ولایت پیامبر خود تعیین کرد، به من تعلّق دارد، یا به تو؟» او گفت: «بله، به تو تعلّق دارد». فرمود: «به خدا سوگند یاد میکنم، آیا من کسی هستم که خودِ سرور و مولای تو و همه مسلمانانم، بر اساس سخن پیامبر(ص) در روز غدیر خُم بودم، یا تو؟» او گفت: «بله، تو بودی»[۴۵].
حدیث سوم:
در احتجاجات مبسوطی که امیرالمؤمنین (ع) بعد از مرگ عمر با افراد شورای شش نفره مینمایند نیز به این آیه استناد کرده و میفرمایند: «آیا غیر از من کسی در میان شما هست که در حال نماز زکات دهد و سپس آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ دربارهاش نازل شود؟ گفتند: خیر.» [۴۶].[۴۷]
احادیث عامه
حدیث یکم:
ابن أثیر در جامع الأصول، از رزین، از نسائی و او از عبدالله بن سلام روایت میکند که گفت: «به همراه گروهی از قومش نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند. آنها به پیامبر گفتند که قومشان به دلیل ایمان آوردن به خدا و رسولش، با آنان دشمنی کرده و قسم خوردهاند که با آنها سخن نگویند. در پاسخ به این شکایت، خداوند آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾[۴۸] را نازل کرد. سپس بلال برای نماز ظهر اذان گفت و مردم برای نماز برخاستند. در میان نمازگزاران، در حالی که برخی در سجده و برخی در رکوع بودند، سائلی درخواست کمک کرد. علی(ع) در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل داد. سائل این موضوع را به رسول خدا(ص) خبر داد و پیامبر اکرم(ص) این آیه را برای آنها قرائت فرمود: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ * وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ﴾[۴۹].[۵۰]
نکات مستفاد از حدیث:
از این روایت استفاده میشود که هنگام درخواست کمک از سوی سائل، مسلمانان در مسجد مشغول نافله بودهاند
- اولاً رسول خدا(ص) در مسجد نبودهاند
- ثانیاً نماز جماعت اقامه نشده است. همچنین بر اساس این حدیث آیه ولایت پیش از اعطای انگشتر[۵۱] به سائل نازل شده بوده و پیامبر اکرم(ص) پس از آگاهی از اقدام امیر مؤمنان(ع) آیه را در حضور برخی از مسلمانان قرائت فرمودند.
- «حزب الله» نامیده شدنِ معتقدان به ولایت خدا، رسول و امیرالمؤمنین(ع) است.
حدیث دوم:
ابن ابیحاتم در تفسیر خود مینویسد: «ربیع بن سلیمان مرادی، از ایوب بن سوید، از عقبه بن ابی حکیم نقل کرده است که او در تفسیر آیه ﴿إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا﴾ گفت: منظور از ﴿الذين آمنوا﴾، علی بن ابی طالب(ع) است. این آیه بیان میکند که سرپرست و صاحب اختیار شما تنها خدا، رسولش و مؤمنانی هستند که نماز برپا میدارند[۵۲].
حدیث سوم:
ابوسعید اشج از فضل بن دکین، او از موسی بن قیس حضرمی و او نیز از سلمه بن کهیل چنین نقل کرده که گفت: «علی(ع) در حالی که در رکوع بود، انگشترش را صدقه داد و در پی آن، آیه: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ نازل شد»[۵۳].
حدیث چهارم:
طبری در تفسیر خود مینویسد: اما آیه «و مؤمنانی که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» پس اهل تأویل و مفسّرین درباره معنای مراد از آن - یعنی «والذین آمنوا» -اختلاف کردهاند. برخی گفتهاند معنای مراد از آن علی بن ابی طالب(ع) است و برخی گفتهاند مراد همه مؤمنانند. کسی که چنین نظری دارد، گفته است که: محمد بن حسین گفت: احمد بن مفضل، از اسباط، از سدی حدیث کردند که گفت: سپس به مردم درباره آن کس که باید سرپرست آنان باشد خبر داد و فرمود: «همانا سرپرست شما خدا و رسولش و مؤمنانی هستند که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع صدقه میدهند» و اینها همه مؤمنان هستند لکن سائل از کنار علی بن ابی طالب(ع) گذشت، در حالی که ایشان در مسجد و در حال رکوع بودند، انگشتر خود را به او عطا کردند[۵۴].
حدیث پنجم:
از اسماعیل بن اسرائیل رملی، از ایوب بن سوید، از عتبة بن ابیحکیم نقل شده که درباره آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾، گفته است: [مراد] علی بن ابی طالب(ع) است.[۵۵]
حدیث ششم:
حرث، از عبدالعزیز، از غالب بن عبیدالله چنین حدیث کرده که گفت: از مجاهد شنیدم که درباره آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...﴾ گفت: درباره علی بن أبی طالب(ع) نازل شده [زیرا ایشان] در حالی که در رکوع بود، صدقه داد[۵۶].
طبری همچنین در قول دیگری از قول برخی مفسّران نقل میکند که گفتهاند: مراد از «الذین آمنوا» در آیه ولایت، همه مؤمنان هستند. بر اساس این قول، خداوند خطاب به مؤمنان میفرماید: ولیّ شما مؤمنان هستند، یعنی همه مؤمنان ولیّ هستند. سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که اگر طبق این قول، همه مومنان، ولی باشند پس در این صورت مولّی علیه چه کسی خواهد بود؟!
حدیث هفتم:
طبرانی در المعجم الأوسط مینویسد: محمد بن صائغ، از خالد بن یزید عمری، از اسحاق بن عبدالله بن محمد بن علی بن حسین از حسن بن زید از پدرش زید بن حسن از جدش (امام حسن(ع))، از عمار بن یاسر نقل کرد که میگفت: سائلی نزد علی بن ابی طالب(ع) ایستاد در حالی که ایشان در رکوع نماز نافله بود. امیر مؤمنان(ع) انگشتر خود را بیرون آورد و به او عطا فرمود. سپس نزد رسول خدا(ص) رفت و آن حضرت را از این امر مطلع ساخت. در این هنگام این آیه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد: همانا سرپرست و صاحب اختیار شما خدا و رسولش و مؤمنانی هستند که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند»[۵۷].
رسول خدا(ص) آیه را قرائت کرد و فرمود: «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست. خداوندا! سرپرست کسی باش که ولایت او را پذیرفته و دشمن یدار کسی را که با او دشمنی کند».
در این حدیث تصریح شده است که اعطای انگشتر به سائل در رکوع نافله بوده است. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که برخی به بهانه صحیح نبودن توجه به غیر خدا در حال نماز در حدیث خدشه میکنند. روشن است که انجام امور مستحبی در حین نافله و نمازهای مستحبی هیچ اشکالی ندارد و جایز است؛ هر چند شواهد بسیاری وجود دارد که رسول خدا(ص) در نمازهای واجب نیز به برخی امور مهم دیگر میپرداختند. پس چنان چه انجام برخی امور مستحبی در نمازهای واجب جایز باشد، به طریق اولی در نافله جایز خواهد بود.
البته توجه به دو نکته در این باره ضروری میباشد؛ نخست این که امور یاد شده برهم زننده حالت نماز نیستند؛ و دوم این که هر چند این امور به حسب ظاهر توجه به غیر هستند، اما در حقیقت عین توجه به خدا است. علاوه بر این که امامان معصوم(ع) همواره و در تمام امور توجه به خدای تعالی دارند و هیچگاه هیچ امری نمیتواند موجب غفلت ایشان از یاد خدا -ولو در یک لحظه- شود. به عبارت دیگر حالت نماز و غیر آن از جهت توجه تامّ امامان(ع) به خدای تعالی تفاوتی ندارد و این شبهه از عدم معرفت و شناخت صحیح نسبت به مقام امامان إلاهی نشأت میگیرد.
در حدیث فوق به این نکته نیز تصریح شده که رسول خدا(ص) پس از قرائت آیه ولایت، حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ...» را بیان فرمودند و از اینجا روشن میشود که هر چند این حدیث به حدیث غدیر مشهور شده، اما اختصاص به روز غدیر خم ندارد و پیش از غدیر نیز پیامبر اکرم(ص) بارها این حدیث را به گوش مسلمانان رسانیدند، اما آن چه باعث شهرت حدیث به «حدیث غدیر خم» شده است بیان آن در یک همایش عمومی و واقعه مهم تاریخی است، در حالی که حدیث غدیر مانند احادیثی همچون: حدیث منزلت و حدیث ثقلین در مناسبتهای مختلف و در موارد متعدد از سوی رسول خدا(ص) بیان گردیده است.
حدیث هشتم:
حاکم نیشابوری در کتاب معرفة علوم الحدیث روایت میکند: ابو عبدالله محمد بن عبدالله صفار، از ابویحیی عبدالرحمان بن محمد بن سلم رازی (در اصفهان)، از یحیی بن ضریس، از عیسی بن عبدالله بن عبیدالله بن عمر بن علی بن أبی طالب حدیث کردند که گفت: پدرم، از پدرش، از جدش، از علی(ع) بر من روایت کرد که فرمود: «این آیه همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» بر رسول خدا(ص) نازل شد. آنگاه رسول خدا(ص) [از منزل] خارج شد و وارد مسجد گردید، در حالی که مردم نماز نافله میخواندند و در رکوع و قیام بودند و سائلی نیز [در مسجد] بود. پیامبر فرمود: ای سائل، آیا کسی چیزی به تو عطا کرد؟ سائل عرضه داشت: نه [کسی چیزی به من نداد] مگر آن کس که در رکوع است؛ یعنی علی(ع) که ایشان انگشتری به من عطا کرد.[۵۸].
حدیث نهم:
ابن عساکر در تاریخ مدینة دمشق مینویسد: ابوسعد مطرز، ابو علی حداد، ابوالقاسم غانم بن محمد بن عبدالله و نیز ابوالمعالی عبد الله بن احمد بن محمد، خبر دادند که ابو علی حداد، از ابونعیم حافظ از سلیمان بن احمد (طبرانی)، از عبدالرحمان بن محمد بن سالم رازی، از محمد بن یحیی بن ضریس عبدی، از عیسی بن عبد الله بن عبید الله بن عمر بن علی بن ابی طالب(ع)، حدیث کردند که گفت: پدرم، از پدرش، از جدش، از علی(ع) برای من روایت کردند که فرمود: آیه «همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» بر رسول خدا(ص) نازل شد. آنگاه رسول خدا(ص) [از منزل] خارج گشت و وارد مسجد شد، در حالی که مردم نماز نافله میخواندند و در رکوع و قیام بودند[۵۹].
این روایت همان روایتی است که پیشتر از حاکم نیشابوری نقل شد. سند حدیث از طریق ابونعیم اصفهانی و طبرانی به نواده امیرالمؤمنین(ع) میرسد که از پدرش، از جدش و در نهایت از امیرالمؤمنین(ع) نقل میکند. این سند صحیح است و نمیتوان در آن خدشه کرد.
حدیث دهم:
ابن عساکر در ادامه حدیث دیگری نیز نقل میکند. وی مینویسد: دایی من ابوالمعالی، قاضی، از ابوالحسن خلعی، از ابوالعباس احمد بن محمد شاهد، از ابوالفضل محمد بن عبدالرحمان بن عبدالله بن حارث رملی، از قاضی حملة بن محمر، از ابوسعید اشج، از ابونعیم احول، از موسی بن قیس، از سلمه حدیث کرد که: علی(ع) انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد، سپس این آیه نازل شد: «همانا صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند»[۶۰].[۶۱]
طرق و صادر نقل شأن نزول آیه در منابع شیعه و اهل سنت
از نظر شیعه هیچ جای تردید و انکار نیست که آیات ۵۶ و ۵۵ سوره مائده درباره امام علی(ع) نازل شده است، هنگامی که انگشترش را در نماز به فقیر صدقه داد[۶۲]. این حادثه در منابع اهل سنت نیز از چندین صحابی و تابعی، گاهی هر یک با چند طریق، نقل شده است. در برخی از این منابع، اسانید و طرق گوناگون نقل این حادثه به ۲۶ طریق میرسد[۶۳]. برخی از صحابه ناقل این حادثه بدین قرارند: امام علی(ع)[۶۴]، عبدالله بن عباس[۶۵]، ابورافع مدنی[۶۶]، عمار بن یاسر[۶۷]، ابوذر غفاری[۶۸]، انس بن مالک[۶۹]، جابر بن عبدالله[۷۰]، مقداد بن الأسود[۷۱] و عبدالله بن سلام[۷۲].
از تابعین نیز سلمة بن کهیل[۷۳]، عُتبة بن ابی حکیم[۷۴]، سدی[۷۵] و مجاهد[۷۶] این حدیث را نقل کردهاند. آنان به صراحت گفتهاند که این آیه در خصوص امام علی(ع) نازل شده است[۷۷].
در این جا به نقل چند منبع از منابع شیعه و اهل سنت در این باره میپردازیم:
منابع شیعه
- ابن طاووس: درباره طرق این روایت مینویسد: «با این که این آیه شهرت دارد که درشأن امام علی (ع) نازل شده است، من آن را آورده ام؛ زیرا دیدم صاحب این کتاب، محمد بن عباس بن علی بن مروان[۷۸] اطلاعاتش درباره این آیه بیش از ماست، چون او این روایت را از ۹۰ طریق متصل نقل میکند که تمام یا بیشتر این طرق از دانشمندان اهل سنت هستند»[۷۹].
- بحرانی: نزول این آیه درشأن امام علی (ع) را از طریق اهل سنت، از ۲۴ طریق، و از طریق شیعه، از ۱۹ طریق، نقل میکند[۸۰].
- ابن بطریق: وی نزول این آیه درشأن امام علی (ع) را از ۲۵ طریق نقل میکند[۸۱] و در کتاب «العمده» آن را از ۹ طریق نقل میکند[۸۲].[۸۳]
منابع اهل سنت
علمای اهل سنت نیز این روایت را که این آیه در شأن امام علی (ع) نازل شده است از طرق متعدد ذکر کردهاند که به عنوان نمونه به چند نظر اشاره میشود:
- حسکانی: صاحب کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، نزول این آیه را درشأن امام علی (ع) از ۵ طریق نقل میکند[۸۴].
- حموینی: صاحب کتاب فرائد السمطین نزول این آیه را در شأن امام علی (ع) را از ۵ طریق نقل میکند[۸۵].
- ابن مغازلی: وی نزول این آیه در شأن امام علی (ع) را از ۵ طریق نقل میکند[۸۶].
- ابونعیم اصفهانی: وی نزول این آیه را در شأن امام علی (ع) از ۱۰ طریق نقل میکند[۸۷].
- ابن عساکر: وی نزول این آیه در شأن امام علی (ع) را از سه طریق نقل میکند[۸۸].
- زرندی حنفی: وی نزول این آیه در شأن امام علی (ع) را از دو طریق نقل میکند[۸۹].[۹۰]
دلالت آیه
امامت و ولایت امام علی (ع)
بر اساس نظر مشهور شیعه و بسیاری از بزرگان اهل سنت با عنایت به روایات شأن نزول، میتوان به این نتیجه دست یافت که این آیه بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) دلالت مینماید.
کیفیت استدلال
با قطع نظر از گفتار اهل لغت در معنای واژه «ولی» که آن را به اولویت در امور و سرپرستی معنا کرده و سایر معانی را نیز به این معنا بازگرداندهاند، در اینجا به روایاتی در تفسیر این آیه اشاره مینماییم که همین معنا را بیان میکنند: چه اینکه پیامبر (ص) که وظیفه تبیین آیات را بر عهده دارد: ﴿بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۹۱] خود به روشنی ولایت در این آیه را به اولویت در تصرف تفسیر کرده است؛ از جمله:
- در روایتی که شیخ کلینی آن را در کتاب کافی آورده، از امام باقر (ع) چنین نقل شده است: خداوند پیامبرش را به ولایت امام علی (ع) فرمان داد و بر او چنین نازل کرد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[۹۲] و خداوند ولایت اولواالامر را واجب ساخت. آنان نمیدانند این ولایت چیست؟ پس خداوند به محمد (ص) فرمان داد ولایت را برای آنان تفسیر نماید؛ همانگونه که نماز و زکات و روزه و حج را تفسیر میکند. چون این فرمان رسید، حضرت دلتنگ شد و نگران بود که مردم از دینشان برگردند و وی را تکذیب کنند؛ پس به پروردگارش رجوع و خداوند چنین وحی کرد: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۹۳] حضرت امر ولایت را به فرمان خدا آشکار ساخت و به معرّفی ولایت علی (ع)در روز غدیر خم پرداخت... و به مردم دستور داد تا حاضران به اطلاع غایبان برسانند[۹۴].
- عیاشی نیز روایتی نزدیک به همین مضمون را از امام صادق (ع) نقل میکند[۹۵].
- در برخی منابع اهل سنت نیز این تفسیر مشاهده میشود؛ از جمله، طبرانی از عمار یاسر نقل میکند که رسول خدا (ص) پس از نزول آیه، آن را قرائت کرد و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌ مَوْلَاهُ اللَّهُمَ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه»[۹۶].[۹۷]
- گذشته از این، رسول خدا (ص) در روایات فراوانی واژه «ولی» را در شأن امام علی (ع) به کار برده است. این روایات که در بسیاری از منابع فریقین وارد شده متواتر بوده و مؤید استدلال شیعه است. این روایات به روشنی بر دو مطلب تأکید دارند: نخست: اطلاق کلمه «ولی» بر علی (ع) و تفسیر و تبیین آن از سوی رسول خدا (ص) و دوم: دلالت واژه «ولی» بر جانشینی و ولایت. برخی از این احادیث به نقل از کتاب ارزشمند المراجعات از این قرارند:
- حدیث ابن عباس: ابن عباس نقل میکند که رسول خدا (ص) به امام علی (ع) فرمود: «أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»[۹۸]؛ «تو ولی تمام مؤمنان پس از من خواهی بود».
- حدیث عمران: «چهار تن علیه علی همپیمان شدند و از او به پیامبر (ص) شکایت کردند. پیامبر (ص) خشمگین شد و در حالی که خشم در چهرهاش نمایان بود. فرمود: «مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»[۹۹]؛ «از علی (ع) چه میخواهید؟ علی (ع) از من است و من از او هستم او ولی همه مؤمنان پس از من خواهد بود».
- حدیث بریده: «بریده» نقل میکند که رسول خدا (ص) به وی فرمود:«لَا تَقَعْ فِي عَلِيٍّ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي»؛ «نسبت به علی (ع) بد مگو که او از من است و من از اویم و او «ولی» شما پس از من است»[۱۰۰]. این حدیث را بسیاری از اعلام مفاخر عامه با اندک اختلافی در تعبیر در کتابهای خود نقل کردهاند[۱۰۱]. صاحب کتاب المراجعات پس از بیان این حدیث مینویسد: «این حدیث، تردیدی در صدورش نیست و طرق نقل آن تا «بریده» زیاد است و همه طرق آن معتبر است»[۱۰۲].
- حدیث خصائص دهگانه: ابن عباس حدیث بس گرانبهایی را از رسول خدا (ص) نقل میکند که در آن ده ویژگی و امتیاز برای علی (ع) آمده است از جمله رسول خدا (ص) به علی بن ابی طالب (ع) میفرماید: «أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»[۱۰۳]؛ «تو «ولی» تمام مؤمنان پس از من خواهی بود»[۱۰۴].
- حدیث ابن ابی عاصم: رسول خدا (ص) بارها واژه «مولی» را درباره امام علی (ع)به کار برد. از جمله ابن ابی عاصم به طور مرفوعه از علی (ع) نقل کرده که پیامبر (ص) فرمود: «أَ لَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قالوا: بلی، قال: من کنت ولیه فهو ولیه»[۱۰۵] و[۱۰۶]؛ «آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ گفتند بله! فرمود: هر کس من ولی او هستم علی ولی او است».
- سایر احادیث: نویسنده المراجعات احادیث دیگری را در این زمینه به نقل از علی (ع) و «وهب» نقل کرده و مینویسد: «اخبار صحیح ما که در این زمینه از ائمه اطهار (ع) رسیده متواتر است»[۱۰۷].
- حدیث غدیر: حدیث متواتر «غدیر» که مورد اتفاق فریقین میباشد از محکمترین ادلهای است که در این باره میتوان ارائه کرد این حدیث از طرق متعدد نقل شده است که رسول خدا (ص) در جریان حجة الوداع و در مکانی به نام غدیرخم در میان هزاران حاجی خطبه ایراد کرد و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»[۱۰۸].[۱۰۹]. شواهدی در آیات قرآن درباره پیوند عمیق میان حدیث غدیر با آیه ولایت به چشم میخورد. در احادیث اهل سنت نیز به برخی از این شواهد اشاره شده است؛ از جمله حدیثی که طبرانی (حافظ سلیمان بن احمد الطبرانی، م. ۳۶۰ﻫ.ق) با سند خود از «عمار بن یاسر» نقل میکند: «حضرت رسول (ص) پس از نزول آیه ولایت آن را قرائت کرد و سپس فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»[۱۱۰]. در حدیثی دیگر به نقل از حسن بن ابی طاهر جاوایی (م، قرن ششم) است که با سند خود از اهل سنت از زید بن ارقم از رسول خدا (ص) در خطبه غدیر چنین نقل میکنند: «ای مردم، علی بن ابی طالب ولی شما پس از خدا و رسول او است... ؛ خداوند در این باره چنین نازل کرده است: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...﴾[۱۱۱]. پیامبر خدا (ص) در حین تفسیر ولایت و ابلاغ رسمی ولایت امام علی (ع) در غدیرخم، همانند آیه قرآن، ولایت ایشان را همردیف ولایت خود قرار داد و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ». در برخی روایات، ائمة طاهرین (ع) نیز آیه را همانند تفسیر پیامبر خدا (ص)، معنا کردهاند؛ مانند این حدیث از امام صادق (ع) که میفرماید: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...﴾ «يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ»؛ مراد از «ولی» در این آیه کسی است که اولی به شماست؛ یعنی سزاوارتر به شما در امور، جان و مالتان است»[۱۱۲].[۱۱۳]
با توجه به آنچه بیان گشت روایات یاد شده در معرفی مصداق «ولی» با آیه شریفه هماهنگ بوده و در تبیین و تفسیر آیه ولایت مؤثر و کارآمد میباشند. این مجموعه از احادیث مؤید استدلال شیعه به آیه یاد شده است[۱۱۴].
جستارهای وابسته
منابع
- حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲
- ربانی گلپایگانی، علی، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱
- خراسانی، علی، آیه ولایت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱
- فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴
- مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱
- ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار
- نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت
- نجارزادگان، فتحالله، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه امام علی ج۱۰
پانویس
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹-۲۳۹.
- ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۴ و ۳۲۵.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۶؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۰۶؛ المراجعات، ص۲۳۰.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۲.
- ↑ الدرّالمنثور، ج ۳، ص ۱۰۶.
- ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۴.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۲۶؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۰.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۵.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۸.
- ↑ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۰۵.
- ↑ جامع البیان، مج۴، ج۶، ص۳۹۰.
- ↑ جامع البیان، مج۴، ج۶، ص۳۸۹.
- ↑ جامع البیان، مج۴، ج۶، ص ۳۹۰.
- ↑ منهاج البراعة، ج۲، ص۳۵۰.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۰۸؛ المیزان، ج۶، ص ۲۵.
- ↑ تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰.
- ↑ المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۷.
- ↑ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹. ابن مردویه از دانشمندان نامور اهل سنت در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم (م ۴۱۰ ق.) است. شمس الدین ذهبی درباره وی مینویسد: الحافظ المجود العلامة المحدث اصبهان... و كان فرسان الحديث فهماً، يقظاً، متقناً...؛ (سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۳۰۸، رقم ترجمه ۱۸۸)؛ عبدالرزاق بن همام نیز از دانشمندان بزرگ قرن دوم و سوم (م ۲۱۱ ق.) به شمار میآید. شمس الدین ذهبی درباره وی میگوید: الحافظ الكبير عالم اليمن... الثقة الشيعي. (سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۵۶۳، رقم ترجمه ۲۲۰).
- ↑ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹.
- ↑ «ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.
- ↑ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۷۸-۱۷۹.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۷۸-۱۷۹.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۷۸-۱۷۹.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۷۸.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۷۷-۱۷۸.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶.
- ↑ ر.ک: واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص۲۰۰-۲۰۱؛ سیوطی، جلال الدین، لباب النقول، ص۱۴۷.
- ↑ «ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.
- ↑ ابن تیمیه نیز در این باره بدون هیچ تأملی در منابع و مدارک، چنین ادعا میکند: «... تمام مفسران در همه اعصار آیات ۵۶ و ۵۵ سوره مائده را درباره عبادة بن صامت میدانند». (ابن تیمیه، منهاج السنة، ج۴، ص۵).
- ↑ رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶.
- ↑ رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶.
- ↑ ر.ک: حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۴، ح۲۳۲ و ص۲۳۲، ح۲۳۷ و ۲۳۶؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۴.
- ↑ نجارزادگان، فتحالله، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه امام علی ج۱۰، ص ۱۵۴-۱۶۳.
- ↑ آیة الولایة، ص۱۲؛ احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹ ـ ۴۰۷.
- ↑ روحالمعانی، مج۴، ج۶، ص۲۴۴.
- ↑ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۰.
- ↑ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۰.
- ↑ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۰۷.
- ↑ شرح تجرید، قوشچی، ص۳۶۸.
- ↑ الافصاح فی الامامة، ص۱۳۴ و ۲۱۷؛ التبیان، ج۳، ص۵۵۹؛ روحالمعانی، مج۴، ج۶، ص۲۴۵.
- ↑ تلخیص الشافی، ج۲، ص۱۰.
- ↑ خراسانی، علی، آیه ولایت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص۴۳۰ ـ ۴۳۶؛ ربانی گلپایگانی، علی، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۱۰۶-۱۱۱.
- ↑ «قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بِهَاتَيْنِ وَ إِلَّا فَصَمَّتَا وَ رَأَيْتُهُ بِهَاتَيْنِ وَ إِلَّا فَعَمِيَتَا يَقُولُ عَلِيٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ أَمَا إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ الظُّهْرَ فَسَأَلَ سَائِلٌ فِي الْمَسْجِدِ فَلَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ شَيْئاً فَرَفَعَ السَّائِلُ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّي سَأَلْتُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ يُعْطِنِي أَحَدٌ شَيْئاً وَ كَانَ عَلِيٌّ (ع) فِي الصَّلَاةِ رَاكِعاً فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ بِخِنْصِرِهِ الْيُمْنَى وَ كَانَ مُتَخَتِّماً فِيهَا فَأَقْبَلَ السَّائِلُ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِكَ بِمَرْأًى مِنَ النَّبِيِّ (ص) وَ هُوَ يُصَلِّي فَلَمَّا فَرَغَ النَّبِيُّ (ص) مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِي مُوسَى سَأَلَكَ فَقَالَ- ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾﴾(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲) فَأَنْزَلْتَ عَلَيْهِ قُرْآناً نَاطِقاً ﴿سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا﴾(سوره قصص، آیه ۳۵.)اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ صَفِيُّكَ اللَّهُمَّ فَ ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي﴾ علی را ﴿اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي﴾(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲) قَالَ أَبُو ذَرٍّ فَمَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) كَلَامَهُ حَتَّى نَزَلَ جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ ﴿انما ولیکم الله ...﴾ کشف الغمة، اربلی، ج۱، ص۲۲۳.»
- ↑ «قَالَ عَلِیٌّ (ع): أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمُجِيبُ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص) قَبْلَ ذُكْرَانِ الْمُسْلِمِينَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْأَذَانُ لِأَهْلِ الْمَوْسِمِ وَ لِجَمِيعِ الْأُمَّةِ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا وَقَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بِنَفْسِي يَوْمَ الْغَارِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَ لِيَ الْوَلَايَةُ مِنَ اللَّهِ مَعَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ فِي آيَةِ زَكَاةِ الْخَاتَمِ أَمْ لَكَ قَالَبَلْ لَكَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمَوْلَى لَكَ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ (ص) يَوْمَ الْغَدِيرِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ»، حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار (ع) (ط. مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ ﻫ.ق)، ج۲، ص۳۰۸ به نقل از: خصال (شیخ صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه. ش.)، ج۲، ص۱۴۸، ح۳۰ و الإحتجاج علی أهل اللجاج (ط. مرتضی، ۱۴۰۳ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۱۵.
- ↑ «قَالَ (ع): فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ وَ نَزَلَتْ فِيهِ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ غَيْرِي قَالُوا: لَا»امالی (للطوسی) (ط. دارالثقافة، ۱۴۲۲ ﻫ.ق)، ص۵۴۹.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص ۷۱.
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند * و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۵-۵۶.
- ↑ {{متن حدیث|أتيت رسول الله(ص) و رهط من قومي، فقلنا: إن قومنا حادونا لما صدقنا الله و رسوله، وأقسموا لا يكلمونا، فأنزل الله تعالى ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾ ثم أذن بلال لصلاة الظهر، فقام الناس يصلون، فمن بين ساجد و راكع، إذا سائل يسأل، فأعطاه علي خاتمه، وهو راكع، فأخبر السائل رسول الله(ص) فقرأ علينا رسول الله(ص): ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الذين يُقِيمُونَ الصلاة وَيُؤْتُونَ الزكاة وَهُمْ رَاكِعُونَ * وَمَنْ يَتَوَلَّ الله وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الغالبون﴾»
- ↑ در برخی روایات به جای انگشتر، عبا و یا ردا مطرح شده است.
- ↑ حدثنا الربيع بن سليمان المرادي، عن ايوب بن سويد عن عقبة بن أبي حكيم في قوله: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾. قال: علي بن أبي طالب، تفسیر ابن أبی حاتم، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۶۵۴۹.
- ↑ حدثنا أبو سعيد الأشج، عن الفضل بن دكين أبو نعيم الأحول، عن موسى بن قيس الحضرمي، عن سلمة بن كهيل قال: تصدق علي بخاتمه وهو راكع، فنزلت ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾، تفسیر ابن أبی حاتم، ج۴، ص۱۱۶۲، شماره ۶۵۵۱.
- ↑ أما قوله: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ فإن أهل التأويل إختلفوا في المعنى به، فقال بعضهم: عني به علي بن أبي طالب. وقال بعضهم: عني به جميع المؤمنين. ذكر من قال ذلك: حدثنا محمد بن الحسين، قال: عن أحمد بن المفضل، قال: عن أسباط، عن السدي، قال: ثم أخبرهم بمن يتولاهم، فقال: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ هؤلاء جميع المؤمنين، ولكن علي بن أبي طالب مر به سائل وهو راكع في المسجد، فأعطاء خاتمه؛ تفسیر الطبری، ج۶، ص۳۸۹.
- ↑ حدثنا إسماعیل بن إسرائيل الرملي، قال: عن أيوب بن سويد، قال: عن عتبة بن أبي حكيم في هذه الآية: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾ قال: علي بن أبي طالب، این سند، همان سند ابن ابیحاتم است.
- ↑ حدثني الحرث، قال: عن عبد العزيز قال: عن غالب بن عبيد الله، قال: سمعت مجاهداً يقول في قوله: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ﴾ الآية، قال: نزلت في علي بن أبي طالب، تصدق وهو راكع، تفسیر الطبری، ص٣٩٠.
- ↑ «حدثنا محمد بن علي الصائغ قال عن خالد بن يزيد العمري قال عن إسحاق بن عبد الله بن محمد بن علي بن حسين عن الحسن بن زيد عن أبيه زيد بن الحسن عن جده قال سمعت عمار بن ياسر يقول: وقف على علي بن أبي طالب سائل وهو راكع في تطوع، فنزع خاتمه فأعطاه السائل فأتى رسول الله(ص) فأعلمه ذلك، فنزلت على النبي(ص) هذه الآية ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ فقرأها رسول الله(ص) ثم قال: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۲۱۸.
- ↑ «حدثنا أبو عبد الله محمد بن عبد الله الصفار قال: عن أبو يحيى عبد الرحمان بن محمد بن سلام الرازي بأصبهان، قال: عن يحيى بن الضريس قال: عن عيسى بن عبدالله بن عبيد الله بن عمر بن علي بن أبي طالب قال: عن أبي عن أبيه عن جده عن علي قال: نزلت هذه الآية على رسول الله(ص) ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ فخرج رسول الله(ص) ودخل المسجد والناس يصلون بين راكع وقائم، فصلى، فإذا سائل قال: يا سائل أعطاك أحد شيئا؟ فقال: لا إلا هذا الراكع -لعلي - أعطاني خاتماً. قال الحاكم: هذا حديث تفرد به الرازيون عن الكوفيين، فإن يحيى بن الضريس الرازي قاضيهم، وعيسى العلوي من أهل الكوفة»؛ معرفة علوم الحدیث، ص١٠٢.
- ↑ «أخبرنا أبو سعد المطرز وأبو علي الحداد وأبو القاسم غانم بن محمد بن عبيد الله، ثم أخبرنا أبو المعالي عبد الله بن أحمد بن محمد، عن أبو علي الحداد قالوا: عن أبو نعيم الحافظ، عن سليمان بن أحمد، عن عبد الرحمن بن محمد بن سالم الرازي، عن محمد بن يحيى بن ضريس العبدي، عن عيسى بن عبد الله بن عبيد الله بن عمر بن علي بن أبي طالب حدثني أبي عن أبيه عن جده، عن علي قال: نزلت هذه الآية على رسول الله(ص) ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ فخرج رسول الله(ص) المسجد -والناس يصلون بين راكع وقائم - يصلي، فإذا سائل فقال: يا سائل هل أعطاك أحد شيئا؟ فقال: لا إلا هذا الراكع –لعلي- أعطاني خاتمه»؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۶-۳۵۷. همچنین ر.ک: البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۹۴-۳۹۵.
- ↑ أخبرنا خالي أبو المعالي القاضي، عن أبو الحسن الخلعي، عن أبو العباس أحمد بن محمد الشاهد، عن أبو الفضل محمد بن عبد الرحمن بن عبد الله بن الحارث الرملي، عن القاضي حملة بن محمر، عن أبو سعيد الأشج، عن أبو نعيم الأحول، عن موسى بن قيس عن سلمة قال: تصدق علي بخاتمه وهو راكع فنزلت ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۷.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲، ص ۲۵۷-۲۶۶.
- ↑ در منابع شیعه این رویداد، افزون بر جمع کثیری از صحابه و تابعین از رسول اکرم(ص) امام علی(ع)، امام حسین(ع)، علی بن الحسین(ع)، محمد بن علی الباقر(ع)، جعفر بن محمد الصادق(ع)، علی بن موسی الرضا(ع) و ابوالحسن العسکری(ع) نیز نقل شده است. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۵، ص۱۸۳-۲۰۶؛ بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۹-۴۸۵؛ قمی، مشهدی، محمد، کنزالدقائق، ج۴، ص۱۴۴-۱۵۴؛ راضی، شیخ حسین، الهوامش التحقیقیه (پیوست کتاب المراجعات)، ص۳۸۳-۳۸۴؛ سید ابن طاووس، در کتاب سعدالسعود، ص۱۹۲ میگوید: «در کتاب تفسیر محمد بن العباس بن علی بن مروان، دیدم نزول این آیه را درباره امام علی(ع)، از نود طریق آورده است». ابن شهر آشوب، در کتاب مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۵-۱۴، پس از آنکه میگوید اجماع امت بر نزول این آیات دربارۀ امام علی(ع) است، به معرفی دهها منبع از شیعه و سنی میپردازد که به ذکر این رخداد پرداختهاند و آنگاه اشعاری که در این باره سرودهاند، نقل میکند.
- ↑ حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹-۲۴۸.
- ↑ ر.ک: حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۶؛ حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، معرفة علوم الحدیث، ص۱۰۲؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، ج۲، ص۴۰۹، رقم ۹۱۵؛ خوارزمی، موفق، المناقب، ص۲۶۴؛ ابن مردویه، احمد و ابوالشیخ، به نقل از سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۶؛ ابن کثیر، اسماعیل، البدایة و النهایه، ج۷، ص۳۷۱.
- ↑ ر.ک: حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۲-۲۴۰. وی با شش طریق این رویداد را از ابن عباس نقل کرده است: سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۴-۱۰۵. وی به نقل از خطیب بغدادی (از کتاب المتفق و المختلف) و عبدالرزاق (ابوبکر، م۲۱۱ق.) وابو الشیخ (الهنائی الهمدانی) و عبد بن حمید و ابن مردویه و این جریر طبری هر کدام با سندهای خود، این حادثه را نقل کرده است؛ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۱؛ خوارزمی، موفق، المناقب، ص۲۶۴؛ واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص۲۰۲؛ سیوطی، جلال الدین، لباب التقول فی اسباب النزول، ص۱۴۸؛ رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶ (با تعبیر روی عن ابن عباس)؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف ج۱، ص۵۹، ح۱۵۵.
- ↑ ر.ک: طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۲۰-۳۲۱، ح۹۵۵، نیز به نقل از او: هیثمی، ابوبکر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴؛ حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۱؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۶.
- ↑ ر.ک: طبرانی، سلیمان، المعجم الوسیط، ج۷، ص۱۳۰، ح۶۲۲۸؛ جوینی، محمد، فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۹۴، ح۱۵۳؛ حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۳؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵.
- ↑ ر.ک: حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۰؛ ثعلبی، احمد، الکشف و البیان فی تفسیر القرآن، مخطوط، ج۲، ص۷۴؛ جرینی، ابراهیم، فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۹۱، ج۱۵۱؛ سبط ابن جوزی، یوسف، تذکرة الخواص، ص۲۴ (به نقل از ثعلبی)؛ رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶ (با تعبیر روی عن أبیذر).
- ↑ ر.ک. حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۵.
- ↑ ر.ک: همان؛ واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص۲۰۱؛ سیوطی، جلال الدین، لباب النقول، ص٢٠٢.
- ↑ ر.ک: شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۸.
- ↑ ر.ک: محب الدین طبری، احمد، الریاض النضره، ج۳، ص۱۷۹.
- ↑ ر.ک: ابن ابیحاتم، عبدالرحمان، تفسیر القرآن العظیم مسنداً عن رسول الله و الصحابة و التابعین، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۱۶۵۵۱؛ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۲، ص۴۰۹، رقم ۹۱۶؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۶، از ابوالشیخ؛ سیوطی، جلال الدین، لباب النقول، ص۱۴۸؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۵۰، ح۱۵۱.
- ↑ ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ ابن ابیحاتم عبدالرحمان، تفسیر القرآن العظیم مسنداً، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۶۵۴۹، و به نقل از وی: ابن کثیر، اسماعیل تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۱.
- ↑ ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ بغوی، حسین، معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷ (با تعبیر قال ابن عباس و سدي قوله تعالى انما وليكم.... اراد به علي بن ابي طالب.
- ↑ ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۱۸۶؛ جصاص، ابو بکر، احکام القرآن، ج۲، ص۶۲۵. وی میگوید: «از مجاهد، سدی، ابوجعفر و عتبة بن ابی حکیم، روایت شده آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ﴾ درباره علی بن ابی طالب(ع) در حین تصدق انگشتر به نیازمند نازل شده است.
- ↑ نجارزادگان، فتحالله، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه امام علی ج۱۰، ص ۱۵۴-۱۶۳.
- ↑ محمد بن عباس بن علی بن مروان از دانشمندان مورد اعتماد قرن سوم، صاحب تألیفات زیادی است؛ کتاب: تأویل ما نزل فی النبی و آله (ص)، الفهرست، ص۱۴۹؛ رجال نجاشی، ص۳۷۹.
- ↑ انّما ذكرت هذه الآية الشريفة مع شهرتها انّها نزلت في مولانا علي (ع) لانّي وجدت صاحب هذا الكتاب قدرواها بزيادات عمّا كنّا وقفنا عليه و هو انّه رواها من تسعين طريقا باسانيد متصلة كلّها او جلّها من رجال المخالفين لأهل البيتسعد السعود، ص۹۵؛ تأویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی و آله، ص۹۹.
- ↑ غایة المرام، ج۲، ص۱۵.
- ↑ خصائص الوحی المبین، ص۵۲-۳۵.
- ↑ العمده، ص۱۷۲-۱۶۷.
- ↑ مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱، ص ۱۴۵.
- ↑ فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ مناقب، ابن مغازلی، ص۳۱۴-۳۱۱.
- ↑ النور المشتعل، ص۸۶-۶۱.
- ↑ تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۳۵۷.
- ↑ نظم درر السمطین، ص۸۶.
- ↑ مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱، ص ۱۴۷.
- ↑ آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه۴۴.
- ↑ سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند؛ سوره مائده، آیه۵۵.
- ↑ ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند؛ سوره مائده، آیه۶۷.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۸۹.
- ↑ عیاشی، ج۱، ص۳۳۳.
- ↑ المعجم الأوسط، ج۷، ص۱۲۹ و ۱۳۰؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۴ و ۱۹۵.
- ↑ خراسانی، علی، آیه ولایت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص۴۳۰ - ۴۳۶.
- ↑ جهت اطلاع از منابع فراوان عامه در نقل این حدیث و نیز طرق گوناگون آن: ر. ک: احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.
- ↑ احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.
- ↑ احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.
- ↑ احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.
- ↑ عبدالحسین شرف الدین الموسوی، المراجعات، ص۲۲۵ (المراجعة ۳۶).
- ↑ عبدالحسین شرف الدین الموسوی، المراجعات، ص۲۲۵ (المراجعة ۳۶).
- ↑ ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص۱۲۷ ـ ۱۲۸.
- ↑ این حدیث با اختلافات اندکی در تعبیر و با طرق گوناگون در بسیاری از منابع عامه آمده است. برای اطلاع ر. ک: احقاق الحق، ج۴، ص۳۴۷ و ج۶، ص۳۶۹-۳۸۰ و ج۱۶، ص۵۷۷ و ۵۷۸، ج۱۷، ص۳۲۵ و ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ۳۵۳ و ۳۵۶ و ج۲۱، ص۳۹۸ و ج۲۲، ص۱۲۴- ۱۲۹.
- ↑ المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).
- ↑ المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).
- ↑ المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).
- ↑ ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص ۱۲۸؛ مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۴.
- ↑ طبرانی، المعجم الاوسط، ج۷، ص۱۲۰، رقم ۶۲۲۸، حموئی. فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۴، ح۱۵۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵ به نقل از ابن مردویه.
- ↑ به نقل از: ابن طاووس، التحصین لأسرار ما زاد من اخبار کتاب الیقین، ص۸۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۸، رقم حدیث ۳ و نیز: صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۲۱۵.
- ↑ نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۲۸.
- ↑ ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص ۱۲۸؛ مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۴.