←سر امام در مجلس ابن زیاد
(←منابع) |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==سر [[امام]] در [[خانه]] [[خولی]]== | ==سر [[امام]] در [[خانه]] [[خولی]]== | ||
در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] نقل است: [[عمر بن سعد]]، همان [[روز]] ([[عاشورا]])، سر [[حسین]]{{ع}} را با [[خولی بن یزید اصبحی]] از [[قبیله]] [[حِمیَر]] و نیز [[حمید بن مسلم ازدی]]، به سوی [[ابن زیاد]] فرستاد. آنان شب به سوی او رفتند و چون درِ [[کاخ]] را بسته دیدند، خولی، آن سر را به خانهاش آورد و زیر تَشتی در خانهاش گذاشت. او در خانهاش، زنی به نام نوار، دختر [[مالک]] حضرمی، داشت که پرسید: چه خبر؟ گفت: [[ثروت]] [[روزگار]] را آوردهام. این، سر حسین است که همراه تو در خانه است! [[زن]] گفت: وای بر تو! [[مردم]]، طلا و نقره میآورند و تو، سر فرزند [[دختر پیامبر خدا]] را آوردی؟! به [[خدا]] [[سوگند]]، هیچ گاه چیزی، سر من و سر تو را گرد هم نمیآورد<ref>{{متن حدیث|بَعَثَ عُمَرُ بِرَأْسِ الحُسَيْنِ{{ع}} مِنْ يَوْمِهِ مَعَ خَولِيِّ بْنِ يَزِيدَ الأَصْبَحِيِّ مِنْ حِمْيَرَ، وَ حُمَيْدِ بْنِ مُسْلِمٍ الأَزْدِيِّ إِلَى ابْنِ زِيادٍ، فَأَقْبَلا بِهِ لَيْلاً، فَوَجَدا بَابَ القَصْرِ مُغْلَقاً، فَأَتى خَولِيٌّ بِهِ مَنْزِلَهُ، فَوَضَعَهُ تَحْتَ إجَّانَةٍ فِي مَنْزِلِهِ، وَ كَانَ فِي مَنْزِلِهِ امْرَأَةٌ يُقَالُ لَهَا النَّوارُ بِنْتُ مَالِكٍ الحَضْرَمِيِّ، فَقَالَتْ لَهُ: مَا الْخَبَرُ؟ قَالَ: جِئْتُ بِغِنَى الدَّهْرِ، هَذَا رَأْسُ الحُسَيْنِ مَعَكِ فِي الدَّارِ!! فَقَالَتْ: وَيْلَكَ! جَاءَ النَّاسُ بِالفِضَّةِ وَالذَّهَبِ، وَجِئْتَ بِرَأسِ ابْنِ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ!! وَاللّهِ، لَا يَجْمَعُ رَأْسِي وَ رَأسَكَ شَيءٌ أبَداً}} (أنساب الأشراف، ج۲، ص۴۱۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۶۴۷.</ref> | در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] نقل است: [[عمر بن سعد]]، همان [[روز]] ([[عاشورا]])، سر [[حسین]]{{ع}} را با [[خولی بن یزید اصبحی]] از [[قبیله]] [[حِمیَر]] و نیز [[حمید بن مسلم ازدی]]، به سوی [[ابن زیاد]] فرستاد. آنان شب به سوی او رفتند و چون درِ [[کاخ]] را بسته دیدند، خولی، آن سر را به خانهاش آورد و زیر تَشتی در خانهاش گذاشت. او در خانهاش، زنی به نام نوار، دختر [[مالک]] حضرمی، داشت که پرسید: چه خبر؟ گفت: [[ثروت]] [[روزگار]] را آوردهام. این، سر حسین است که همراه تو در خانه است! [[زن]] گفت: وای بر تو! [[مردم]]، طلا و نقره میآورند و تو، سر فرزند [[دختر پیامبر خدا]] را آوردی؟! به [[خدا]] [[سوگند]]، هیچ گاه چیزی، سر من و سر تو را گرد هم نمیآورد<ref>{{متن حدیث|بَعَثَ عُمَرُ بِرَأْسِ الحُسَيْنِ{{ع}} مِنْ يَوْمِهِ مَعَ خَولِيِّ بْنِ يَزِيدَ الأَصْبَحِيِّ مِنْ حِمْيَرَ، وَ حُمَيْدِ بْنِ مُسْلِمٍ الأَزْدِيِّ إِلَى ابْنِ زِيادٍ، فَأَقْبَلا بِهِ لَيْلاً، فَوَجَدا بَابَ القَصْرِ مُغْلَقاً، فَأَتى خَولِيٌّ بِهِ مَنْزِلَهُ، فَوَضَعَهُ تَحْتَ إجَّانَةٍ فِي مَنْزِلِهِ، وَ كَانَ فِي مَنْزِلِهِ امْرَأَةٌ يُقَالُ لَهَا النَّوارُ بِنْتُ مَالِكٍ الحَضْرَمِيِّ، فَقَالَتْ لَهُ: مَا الْخَبَرُ؟ قَالَ: جِئْتُ بِغِنَى الدَّهْرِ، هَذَا رَأْسُ الحُسَيْنِ مَعَكِ فِي الدَّارِ!! فَقَالَتْ: وَيْلَكَ! جَاءَ النَّاسُ بِالفِضَّةِ وَالذَّهَبِ، وَجِئْتَ بِرَأسِ ابْنِ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ!! وَاللّهِ، لَا يَجْمَعُ رَأْسِي وَ رَأسَكَ شَيءٌ أبَداً}} (أنساب الأشراف، ج۲، ص۴۱۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۶۴۷.</ref> | ||
==[[سر مطهر]] [[امام]]{{ع}} در [[مجلس ابن زیاد]]== | ==[[سر مطهر]] [[امام]]{{ع}} در [[مجلس ابن زیاد]]== | ||