|
|
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | | #تغییر_مسیر [[دهریه]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[دهری در قرآن]]</div>
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| [[دهری]]، منسوب به «دهر» و به کسی که به قِدَم دهر [[اعتقاد]] داشته و به [[بعث]] [[ایمان]] ندارد،<ref>التحقیق، ج ۳، ص۲۳۹ ـ۲۴۰، «دهر».</ref> نیز به شخص مسنّ <ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۳؛ التحقیق، ج ۳، ص۲۴۰، «دهر».</ref> گفته میشود. واژه دهر ـ که «دهور» و «اَدهر» جمع آن است ـ <ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۲؛ لسان العرب، ج ۴، ص۴۲۴، «دهر».</ref> از ریشه «د ـ ه ـ ر» در لغت به معنای «ابد»،<ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۲. </ref> مدت این [[جهان]] از آغاز پیدایی تا پایان آن،<ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> [[زمان]] مدید <ref>لسان العرب، ج ۴، ص۴۲۴؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> و طولانی <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷، «دهر».</ref> و مدت ۱۰۰۰ سال <ref>لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> است؛ برخلاف زمان که در مدت کم و بسیار، هر دو به [[کار]] میرود. <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref>
| |
| | |
| به گفته برخی دهر نیز بر هر زمانی و بر فصول سال و کمتر از آن اطلاق میگردد. <ref>التحقیق، ج ۳، ص۲۳۹، «دهر».</ref> بر پایه نظری، دهر به معنای فرود آمدن مکروهی است. <ref>لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱ ـ ۴۲۲، «دهر».</ref> مدّت [[زندگی]] هر کسی را دهر او خوانند، چنان که در مورد عادتی که در زندگی شخص مانده است، دهر به شکل استعاره به کار میرود. <ref>مفردات، ص۱۷۹. </ref> ریشه پیش گفته به معنای [[غلبه]] و [[قهر]] و [[راز]] نامگذاری دهر به این نام آن است که بر هر چیزی [[غالب]] میآید. <ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱ـ۴۲۲؛ التحقیق، ج ۳، ص۲۴۰. </ref>
| |
| | |
| دهر در اصطلاح، نسبت متغیرات به ثابت <ref>اسفار، ج ۶، ص۷۶؛ شرح المقاصد، ج ۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳. </ref> و [[باطن]] زمان است که بدان ازل و ابد [[متحد]] میشوند،<ref>التعریفات، ص۱۴۰؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶. </ref> چنانکه نسبت متغیرات به متغیرات، زمان و به نسبت ثابت به ثابت [[سرمد]] نام دارد <ref>شرح المقاصد، ج ۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳؛ اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref> و هر یک از [[سرمد]] و دهر بر یکدیگر [[محیط]] است <ref>اسفار، ج ۹، ص۲۰۳. </ref> و خود دارای اصطلاحاتی؛ مانند دهر [[اسفل]] که ظرف طبایع کلی از حیث انتساب آنها به مبادی عالی، دهر اَیسر، ظرف مُثُل معلّقه، دهر ایمن، ظرف [[عقول]] طولی مترتب و عرضی متکافئ و دهر ایمن اسفل، ظرف [[نفوس]] کلی است. <ref>درر الفوائد، ص۲۵؛ فرهنگ معارف اسلامی، ص۸۷۰؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷، «دهر».</ref> عرفا نیز دهر را از [[اسمای الهی]] به شمار آوردند <ref>الفتوحات المکیه، ص۳۴۴؛ فیض القدیر، ج ۶، ص۵۲۳؛ لغتنامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷. </ref> ـ چنان که در [[ادعیه]] [[نبوی]] [[خدا]] به نامهای «یا دهر یا دیهور یا دیهار» خوانده شده است <ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷؛ مصباح الانس، ص۵۲۸. </ref> ـ و دهرِ زمانی را [[مظهر اسم]] مذکور دانسته <ref>الفتوحات المکیه، ص۱۳۱. </ref> و بر اساس [[حدیث]] نبویِ {{متن حدیث|اَ تَسُبُّوا اَلدَّهْرَ فَإِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلدَّهْرُ }}<ref>مسند احمد، ج ۲، ص۳۹۵، ۴۹۱؛ صحیح مسلم، ج ۷، ص۴۵؛ کنز الفوائد، ص۱۰. </ref> یا {{متن حدیث|فَإِنَّ اَلدَّهْرَ هُوَ اَللَّهُ }}<ref>الاستذکار، ج ۸، ص۵۵۰؛ الفائق، ج ۱، ص۳۸۷؛ فتح الباری، ج ۱۰، ص۴۶۶. </ref> معتقدند باید آن را [[تنزیه]] کرد،<ref>الفتوحات المکیه، ص۳۴۴. </ref> زیرا [[اعراب جاهلی]] با اسناد حوادث و [[مصائب]] به دهر، آن را [[دشنام]] داده و [[نکوهش]] میکردند. <ref>الاستذکار، ج ۸، ص۵۵۳؛ عمدة القاری، ج ۱۹، ص۱۶۷. </ref> شاید این حدیث بدین معنا باشد که دهر را از آن رو که اثر خداست و [[محبت الهی]] مستلزم [[محبت]] آثار او، باید [[دوست]] داشت و بزرگ شمرد؛<ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref> یا مراد از دهر معنای اصطلاحی آن یعنی ظرف وجود عقول کلی و مفارقات است که خود نیز از سنخ آنهاست و دهر به معنای [[زمان]] را نباید دشنام داد، چون [[مظهر]] و مرتبه نازل آن است. <ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref>
| |
| | |
| به گفته برخی شاید معنای حدیث این باشد که چون فاعل همه امور خداست، [[دشنام]] دادن به دهر که به [[اعتقاد]] شخص، فاعل آنها بوده، دشنام به [[خدا]] به شمار میرود،<ref>مفردات، ص۱۷۹؛ التمهید، ج ۱۸، ص۱۵۵؛ الفائق، ج ۱، ص۳۸۸. </ref> چنانکه برخی دیگر دهر را در کاربرد دوباره آن در [[حدیث]] یاد شده، مصدر و به معنای اسم فاعل یعنی داهر دانسته و آن را به [[تصرف]] کننده، مدبّر و [[افاضه]] کننده امور معنا کردهاند. <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ فتح الباری، ج ۸، ص۴۴۱، «دهر».</ref>
| |
| | |
| دهریه در اصطلاح [[احادیث]] و کلمات [[مفسران]] وآثار مربوط به [[ملل و نحل]]، گروهیاند که به قِدَم اشیا [[معتقد]] و [[منکر]] [[مبدأ و معاد]] برای آنهایند،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ الملل و النحل، ج ۲، ص۲۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> هرچند در برخی کتابهای [[کلامی]] در بیان فرقههای گوناگون [[کافران]] چنین گفته شدهاست: [[دهری]] تنها به کسی گفته میشود که به قدم دهر [[باور]] دارد و حوادث را به آن اسناد میدهد و اگر به مبدأ نیز معتقد نباشد، معطِّل نامیده میشود. <ref>بلوغ الارب، ج ۲، ص۲۲۳. </ref> به گفته برخی [[طبیعت]] عنوان دیگری از دهر است و بر دهریّه، طبیعیّه نیز اطلاق میشود<ref> التحقیق، ج ۳، ص۲۴۱، «دهر».</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |
| | |
| ==دهری از نگاه [[قرآن]]==
| |
| گرچه در [[تفاسیر]] ذیل بسیاری از [[آیات]] تبیین مبدأ و معاد، به نام و بیان [[عقاید]] دهریه تصریح گشته،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸ـ۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> در قرآن تنها در یک [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> واژه دهر [[ذکر]] و در آن اعتقاد [[فرقه]] یاد شده گزارش شده و در دو آیه دیگر {{متن قرآن|وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ}}<ref>«و گفتند: هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیکتر ما (در این جهان)، نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره انعام، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ}}<ref>«آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست که (برخی) میمیریم و (برخی دیگر) زنده میشویم و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۷.</ref> بیتصریح به واژه دهر، شبیه تعبیر در آیه مذکور آمده؛ [[ولی]] در هر دو آیه بر [[انکار معاد]] [[تکیه]] شده است<ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
| |
| | |
| بر پایه [[روایات]] نیز دهریه دو گروه از زنادقهاند و اعتقادشان، یعنی [[انکار]] [[مبدأ و معاد]]، از اقسام پنج گانه کفری است که در [[قرآن]]، کفرِ [[جحود]] به [[ربوبیت]] شمرده شده و با استناد به ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> اعتقادشان ساختگی، دور از تحقیق، بیاساس و بر پایه [[تقلید]] معرفی گشته است؛<ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ المیزان، ج ۱، ص۵۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۲۷۹ ـ ۲۸۱. </ref> البته با اینکه آیه یاد شده محور مباحث مربوط به دهریه در روایات <ref>الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> و [[تفاسیر]] است <ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰. </ref> و جمله {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} درباره [[انکار معاد]] و {{متن قرآن|وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ }} ناظر به انکار مبدأ دانسته شده است،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> برخی به استناد [[سیاق]]، آن را [[نقل]] قول [[مشرکان]] و [[بت پرستان]] در [[ارتباط]] با انکار معاد دانسته و معتقدند آنان به [[خدا]] [[ایمان]] داشته و [[بتها]] را [[شفیعان]] درگاه وی میدانستند،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> زیرا در [[آیات]] پیشین، از [[کلام]] دهریهایی که وجود و عدم حوادث را به دهر نسبت داده و [[منکر]] مبدأ و معاد هر دویند، ذکری نیست. <ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴. </ref>
| |
| | |
| به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم {{متن قرآن|نَحْيَا}} بر {{متن قرآن|نَمُوتُ}} [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفتهاند: مراد [[آیه]] از {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}} [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّهای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفهای مُرده بوده و پس از آن زنده شدهاند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) میخواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} پس از آن فرموده است: {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}}؛ یعنی حیات پیشگفته درباره کسانی که مُردهاند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زندهاند، حادثه مذکور رخ نداده است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
| |
| | |
| ==دهری و [[انکار]] مبدأ==
| |
| بر اساس گزارش آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها میدانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان میپندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر میشود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
| |
| | |
| خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانههای [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] میکند: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا نیندیشیدهاند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیمدهندهای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا در گستره آسمانها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریستهاند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان میآورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ}}<ref>«آیا به آنچه خداوند آفریده است ننگریستهاند که چگونه سایههای آن از راست و چپ باز میگردد و با فروتنی به خداوند سجده میبرد؟» سوره نحل، آیه ۴۸.</ref> و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: {{متن قرآن|قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو آیا شما به کسی کفر میورزید و برای او همتایانی میآورید که زمین را دو روزه آفریده است؟ او پروردگار جهانیان است» سوره فصلت، آیه ۹.</ref> و [[عبادت]] وی فرا میخواند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref><ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنانکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref> را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ}}<ref>«که هفت دروازه دارد و هر دروازه از آن را بخشی جداست» سوره حجر، آیه ۴۴.</ref> که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان میشود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن میشوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخشهای یاد شده معرفی<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظرهای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان میکند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref>
| |
| | |
| [[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ}}<ref>«سپاس خداوند را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایی را پدید آورد؛ آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا میتراشند» سوره انعام، آیه ۱.</ref> را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه میداند<ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی میپندارند «حکمتهای موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمیآورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانهای را میتوان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref>
| |
| | |
| برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتیهای [[طبیعت]] گفتهاند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمینامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] میکنند، <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهدهدار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref>
| |
| | |
| چنانکه از [[سیاق آیات]] {{متن قرآن|المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«الف، لام، میم، را؛ این آیات کتاب (آسمانی) است و آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده راستین است اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند» سوره رعد، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ}}<ref>«خداوند همان است که آسمانها را بیستونهایی که آنها را ببینید برافراخت سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ امر (آفرینش) را کارسازی میکند، آیات را آشکار میدارد باشد که شما به لقای پروردگارتان، یقین کنید» سوره رعد، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوهها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه برآورد؛ شب را با روز فرا میپوشد، بیگمان در آن (کار) نشانههایی برای گروهی است که میاندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و در زمین پارههایی کنار هم و باغسارهایی از انگور است و (نیز) کشت (هایی گوناگون) و خرما بنان همریشه و ناهمریشه که (همه) از یک آب آبیاری میشوند و برخی را بر برخی دیگر در بر و بار برتری میدهیم؛ بیگمان در آن (ها) برای گروهی که خرد میورزند نشانههای» سوره رعد، آیه ۴.</ref> برداشت میشود براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبیاند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بتپرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بودهاند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بتپرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان میدانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمیدانسته است: {{متن قرآن|مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي}}<ref>«من خدایی جز خویشتن برای شما نمیشناسم» سوره قصص، آیه ۳۸.</ref>، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانستهاند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانستهاند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
| |
| | |
| ==دهری و [[انکار معاد]]==
| |
| دهریان، تنها به [[عالم]] [[طبیعت]] [[چشم]] دوخته شدهاند: {{متن قرآن|يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ}}<ref>«نمایی از زندگانی این جهان را میشناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>«این، نهایت دانش آنهاست» سوره نجم، آیه ۳۰.</ref>، از این رو راه ایجاد اشیا را منحصر در اسباب مادی و طبیعی، از قبیل حرکت افلاک و اختلاط و امتزاج عناصر، دانسته و [[عالم آخرت]] را [[انکار]] کردهاند: {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}}<ref>«حقیقت زندگی جز زندگانی ما در این جهان نیست» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref>، در حالی که خدا در بسیاری از آیات، ایجاد موجودات [[آخرتی]] را به پدید آوردن عالم طبیعت در [[آغاز آفرینش]] تنظیر میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ}}<ref>«همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref>، بنابراین همان گونه که ایجاد افلاک و عناصر در آغاز بیاسباب مادی و تنها با [[افاضه الهی]] انجام گرفته است، ایجاد عالم آخرت نیز چنین است. <ref>اسفار، ج ۹، ص۲۱۶. </ref>
| |
| | |
| در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود برهان آنان جز این نیست که میگویند: اگر راست میگویید پدران ما را (نزد ما) باز آورید» سوره جاثیه، آیه ۲۵.</ref> یکی از بهانه جوییهای دهریان در باره [[معاد]] یاد میشود، که تنها دلیلشان این است که میگویند: اگر راست میگویید [[پدران]] ما را زنده کنید و بیاورید تا بر [[صدق]] [[گفتار]] شما [[گواهی]] دهند<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
| |
| | |
| در [[پاسخ]] ایشان به زنده ساختن آنان در [[دنیا]] اشاره میشود؛ زیرا کسی که بر احیای ایشان در دنیا [[قدرت]] دارد، بر زنده ساختن دوباره آنان نیز تواناست: {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: خداوند است که شما را زنده میگرداند، سپس میمیراند، سپس تا روز رستخیز که تردیدی در آن نیست؛ شما را گرد میآورد؛ اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره جاثیه، آیه ۲۶.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۷۰ـ۲۷۱. </ref>
| |
| | |
| در [[روایات تفسیری]] ذیل [[آیات]] فراوانی درباره [[معاد]] از دهریه نام برده شده است؛ مانند: {{متن قرآن|وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ}}<ref>«و گفتند: هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیکتر ما (در این جهان)، نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره انعام، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و اگر (از چیزی) شگفتی میورزی، گفتار آنان شگفت است (که میگویند) آیا هنگامی که خاک گردیم به راستی در آفرینشی تازه پدیدار خواهیم شد؟ آنانند که به پروردگارشان کفر ورزیدند و بندهایی به گردن دارند و دمساز آتشند، آنان در آن جاودانند» سوره رعد، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«فرو فرستادن این کتاب از سوی خداوند پیروزمند فرزانه است» سوره احقاف، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ}}<ref>«ما آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست جز به حق و در زمانی معین نیافریدهایم و کافران از آنچه بیمشان دادهاند رویگردانند» سوره احقاف، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا در نیافتهاند که خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده است و در آفرینش آنها درمانده نشده است میتواند مردگان را زنده گرداند؟ چرا، بیگمان او بر هر کاری تواناست» سوره احقاف، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَقُولُ الْإِنْسَانُ أَإِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا}}<ref>«و آدمی میگوید: آیا چون مردم به زودی زنده (از خاک) بیرونم میآورند؟» سوره مریم، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ}}<ref>«گفتند: آیا چون ما بمیریم و خاک و استخوان شویم برانگیخته خواهیم شد؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ}}<ref>«و کافران گفتند: آیا ما و پدرانمان هنگامی که (مردیم و) خاک شدیم دوباره (از گور) بیرون آورده خواهیم شد؟» سوره نمل، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و کافران گفتند برای ما رستخیز نخواهد آمد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم داننده غیب که برای شما خواهد آمد؛ همسنگ ذرّهای در آسمانها و زمین از (دید) او دور نمیماند و خردتر و کلانتر از آن نیست مگر که در کتابی روشن (آمده) است» سوره سبأ، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ}}<ref>«و خداوند است که بادها را میفرستد و (بادها) ابری را بر میانگیزد و ما آن را به سرزمینی مرده میرانیم و آن زمین را بدان (آب) پس از مردن آن زنده میگردانیم؛ رستخیز نیز همینگونه است» سوره فاطر، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفهای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپارهای به اندام یا بیاندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدانها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار میداریم سپس شما را که کودکی شدهاید بیرون میآوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را میگیرند و برخی دیگر را به فرودینترین سالهای زندگانی باز میگردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون میبینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا میجنبد و برمیآید و هر گونه گیاه شادابی میرویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ}}<ref>«و اینکه رستخیز بیهیچ تردیدی آمدنی است و اینکه خداوند آن کسان را که در گورند برمیانگیزد» سوره حج، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|رِزْقًا لِلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ}}<ref>«تا روزی بندگان شود و با آن (آب)، سرزمین مرده را بارور کردیم؛ رستخیز (نیز) همین گونه است» سوره ق، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ}}<ref>«و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد آنگاه با آن سرزمینی مرده را زنده کردیم ؛ (شما نیز) بدینگونه (از گورها) بیرون آورده خواهید شد» سوره زخرف، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ}}<ref>«گفتند: آیا چون ما بمیریم و خاک و استخوان شویم برانگیخته خواهیم شد؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}}<ref>«بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند و او به (حال) هر آفریدهای داناست» سوره یس، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}<ref>«کافران گمان کردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم که برانگیخته خواهید شد سپس از آنچه کردهاید آگاهتان خواهند کرد و این برای خداوند آسان است» سوره تغابن، آیه ۷.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۳۵۹؛ ج ۲، ص۵۲ـ۳۰۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| {{منابع}}
| |
| # [[پرونده:000064.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
| |
| {{پایان منابع}}
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس}}
| |
| | |
| [[رده:دهری]]
| |