قبر پنهان علی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{امامت}} +{{امامت}})) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{امامت}} | {{امامت}} | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
نسخهٔ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۴۶
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قبر پنهان علی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
قبر پنهان علی محل دفن امیر المؤمنین(ع) سالها مخفی بود. زمان هارون الرشید جای آن معلوم شد و بقعهای بر آن ساختند[۱].
مقدمه
- فرزندان علی(ع) پس از شهادت آن حضرت، تصمیم بر پنهان نگه داشتن قبر او گرفتند، تا بنی امیّه و خوارج نسبت به آن بیحرمتی نکنند. در شب دفن، تابوتی را بر شتری بستند و همراه افراد موثّق از کوفه بیرون بردند، تا وانمود کنند که به مدینه میبرند. استری را نیز با جنازهای پوشانده بیرون بردند، تا وانمود کنند که در "حیره" دفن میکنند. در مسجد و دار الإماره و منزل یکی از اصحاب و در "کناسه" و "ثویّه" چند قبر کندند و بدینصورت مردم از محلّ دقیق دفن آن حضرت در ابهام ماندند و جز اصحاب خاصّ و فرزندان وی کسی نمیدانست.[۲] علامه مجلسی مینویسد: علّت پنهان بودن قبرش ترس از خوارج و منافقین بوده و کسی جز خواص شیعه از جای مخفی آن اطلاع نداشت، تا اینکه در زمان سفّاح خلیفۀ عباسی، امام صادق(ع) به حیره برآمد و موضع قبر را نمایاند و از آن پس تاکنون شیعه، قبر امام را در همان موضع زیارت میکند.[۳] امام سجاد(ع) بهطور مخفیانه آن را زیارت میکرد، امام باقر(ع) در عهد بنی مروان از آن خبر داشت و گاهی به زیارت میرفت. امام صادق(ع) در عصر عباسیان که چندینبار به عراق احضار شد در مسیر راه موضع قبر شریف را به یاران مخصوص که همراهش بودند نشان میداد. بتدریج برای همه جایگاه آن آشکار شد و محل زیارت و رفتوآمد گشت و در زمان هارون کاملا از آن حالت پنهانی درآمد.[۴] هارون به شکار رفته بود، در منطقۀ "غریّین" آهوانی را دیدند. باز و سگ شکاری در پی آنها روان ساختند. پس از مدتی آهوان به تپهای پناهنده شدند. بازها و سگها برگشتند. هارون تعجب کرد، آهوان از تپه پایین آمدند، بازها و سگها دوباره در پی آنها روان شدند، باز هم به آن تلّ پناه بردند. سهبار این صحنه تکرار شد. به دستور هارون پیرمردی را از بنی اسد در آن منطقه یافته آوردند. هارون ماجرای تپه را پرسید. او امان خواست، سپس به نقل از پدرانش گفت که در این تپه، قبر علی بن ابی طالب(ع) است، خداوند آن را حرم و پناهگاه قرار داده و هرکه به آنجا پناه آورد ایمن است. هارون متأثّر شد و گریست...[۵][۶].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸۰.
- ↑ معجم القبور، سیّد محمّد مهدی موسوی اصفهانی، ج ۱ ص ۳۶۷
- ↑ بحار الأنوار، ج ۴۲ ص ۳۳۸
- ↑ تاریخ الشیعه، محمّد حسین المظفری، ص ۹۴
- ↑ ارشاد، شیخ مفید، ج ۱ ص ۲۶، من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۸۶
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸۰.