رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۷
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
# داستان پرنده‌های چهارگانۀ [[ابراهیم]] {{ع}} که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسان‌ها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
# داستان پرنده‌های چهارگانۀ [[ابراهیم]] {{ع}} که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسان‌ها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
*با توجه به آنچه گذشت، می‌توان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکل‌های مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در [[آخر الزمان]]، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفته‌اند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است،  جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزه‌های اسلامی، برگرفته از ادیان گذشته‌اند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانیِ پیش از خود معرفی می‌کند،  وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمی‌توان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شده‌اند؟<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
*با توجه به آنچه گذشت، می‌توان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکل‌های مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در [[آخر الزمان]]، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفته‌اند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است،  جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزه‌های اسلامی، برگرفته از ادیان گذشته‌اند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانیِ پیش از خود معرفی می‌کند،  وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمی‌توان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شده‌اند؟<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵</ref>.
*در روایات [[اهل سنت]] از بازگشت گروه‌هایی از مردم در زمان [[پیامبر]] {{صل}} و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است<ref>از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.</ref>. در پاره‌ای روایات، به رجوع برخی صحابۀ [[پیامبر خدا]] {{صل}} مانند [[زید بن خارجه]] <ref>[[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را می‌آورد و سند آن را صحیح می‌داند. [[ابن اثیر]] نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح می‌داند. دیگر کتاب‌هایی که از این ماجرا یاد کرده‌اند، عبارت‌اند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.</ref> و [[ربیع بن حراش]] <ref>[[ابن سعد]] در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، [[ابن ابی حاتم]] در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، [[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کرده‌اند.</ref> اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیسته‌اند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل می‌کند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
*در روایات [[اهل سنت]] از بازگشت گروه‌هایی از مردم در زمان [[پیامبر]] {{صل}} و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است<ref>از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.</ref>. در پاره‌ای روایات، به رجوع برخی صحابۀ [[پیامبر|پیامبر خدا]] {{صل}} مانند [[زید بن خارجه]] <ref>[[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را می‌آورد و سند آن را صحیح می‌داند. [[ابن اثیر]] نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح می‌داند. دیگر کتاب‌هایی که از این ماجرا یاد کرده‌اند، عبارت‌اند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.</ref> و [[ربیع بن حراش]] <ref>[[ابن سعد]] در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، [[ابن ابی حاتم]] در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، [[بیهقی]] در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کرده‌اند.</ref> اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیسته‌اند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل می‌کند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
*همچنین روایات زیادی از [[اهل سنت]] نقل شده که [[پیامبر]] {{صل}} پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیده‌اند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحث‌های زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از [[بخاری]] و [[مسلم]] و [[ابو داوود]] می‌آورد که در آنها امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در رد منکران امکان رجعت [[پیامبر]] {{صل}} و امکان دیدن ایشان می‌آورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بوده‌اند و مواردی را نقل کرده‌اند که [[پیامبر]] {{صل}} را در بیداری دیده‌اند و این را از جمله کرامات آنها برشمرده‌اند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمی‌آید<ref>تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی {{صل}} و الملک: ص۱-۱۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
*همچنین روایات زیادی از [[اهل سنت]] نقل شده که [[پیامبر]] {{صل}} پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیده‌اند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحث‌های زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از [[بخاری]] و [[مسلم]] و [[ابو داوود]] می‌آورد که در آنها امکان دیدن [[پیامبر]] {{صل}} در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در رد منکران امکان رجعت [[پیامبر]] {{صل}} و امکان دیدن ایشان می‌آورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بوده‌اند و مواردی را نقل کرده‌اند که [[پیامبر]] {{صل}} را در بیداری دیده‌اند و این را از جمله کرامات آنها برشمرده‌اند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای [[پیامبر]] {{صل}} برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمی‌آید<ref>تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی {{صل}} و الملک: ص۱-۱۳.</ref><ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶</ref>.
*اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز می‌پذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقام‌گیری آنان از دشمنانشان به بحث [[امامت]] بر می‌گردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمی‌توان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم [[رجعت]]، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>.
*اما جای این پرسش وجود دارد که چرا [[اهل سنت]]، رجعت به هنگام ظهور [[امام زمان]] {{ع}} را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور [[امام مهدی]] {{ع}} را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز می‌پذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در [[آخر الزمان]]، به دلیل متضمن بودن رجعت [[امامان]] [[اهل بیت]] {{عم}} و انتقام‌گیری آنان از دشمنانشان به بحث [[امامت]] بر می‌گردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمی‌توان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم [[رجعت]]، جایی برای انکار آن وجود ندارد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷</ref>.
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش