جز
جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم') |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
*[[شیخ طوسی]] روایتی را از [[امام صادق]]{{ع}} و او از پدرانش [[نقل]] میکند که در آن چنین آمده است: [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[یزید بن قعنب]] در میان [[جماعت]] [[بنیهاشم]] و [[جماعت]] عبدالعزی مقابل [[کعبه]] نشسته بودند که [[فاطمه دختر اسد بن هاشم]]، مادر [[حضرت علی]]{{ع}}، در حالی که آن [[حضرت]] را نُه ماه در شکم داشت و در آخرین روز حمل خود بود، مقابل [[کعبه]] ایستاد و در حالی که درد زایمان سراسر وجودش را فرا گرفته بود، دستها را به سمت [[آسمان]] بلند کرد و گفت: "ای [[پروردگار]] من! به تو و هر چه پیامبرانت به امر تو آوردهاند [[ایمان]] دارم. من [[کلام]] جدم [[ابراهیم خلیل]] را که بنا کننده [[خانه]] تو است، [[تصدیق]] میکنم؛ تو را به [[حق]] این [[خانه]] و کسی که آن را بنا کرده، به این [[فرزندی]] که در شکم دارم؛ [[فرزندی]] که با من سخن میگوید و مرا با گفتارش مأنوس کرده است و من [[یقین]] دارم که او یکی از [[آیات]] و نشانههای تو خواهد بود، درد زایمان را بر من آسان گردان...". | *[[شیخ طوسی]] روایتی را از [[امام صادق]]{{ع}} و او از پدرانش [[نقل]] میکند که در آن چنین آمده است: [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[یزید بن قعنب]] در میان [[جماعت]] [[بنیهاشم]] و [[جماعت]] عبدالعزی مقابل [[کعبه]] نشسته بودند که [[فاطمه دختر اسد بن هاشم]]، مادر [[حضرت علی]]{{ع}}، در حالی که آن [[حضرت]] را نُه ماه در شکم داشت و در آخرین روز حمل خود بود، مقابل [[کعبه]] ایستاد و در حالی که درد زایمان سراسر وجودش را فرا گرفته بود، دستها را به سمت [[آسمان]] بلند کرد و گفت: "ای [[پروردگار]] من! به تو و هر چه پیامبرانت به امر تو آوردهاند [[ایمان]] دارم. من [[کلام]] جدم [[ابراهیم خلیل]] را که بنا کننده [[خانه]] تو است، [[تصدیق]] میکنم؛ تو را به [[حق]] این [[خانه]] و کسی که آن را بنا کرده، به این [[فرزندی]] که در شکم دارم؛ [[فرزندی]] که با من سخن میگوید و مرا با گفتارش مأنوس کرده است و من [[یقین]] دارم که او یکی از [[آیات]] و نشانههای تو خواهد بود، درد زایمان را بر من آسان گردان...". | ||
*[[عباس بن عبد المطلب]] و [[یزید بن قعنب]] میگویند: هنگامی که [[فاطمه بنت اسد]] این گونه سخن گفت و [[دعا]] کرد، دیدیم که [[بیت الحرام]] از پشت شکافته شد و [[فاطمه]] به آن داخل و از چشمان ما [[غایب]] شد. آنگاه شکاف دیوار به [[اذن خدا]] بسته شد. ما هر چه کردیم که در [[بیت الحرام]] را باز کنیم تا برخی از [[زنان]] را به کمک او بفرستیم، در، باز نشد. دانستیم که این اتفاق، امری از [[اوامر الهی]] بوده است. [[فاطمه]] تا سه روز در [[کعبه]] باقی ماند. [[مردم]] [[اهل مکه]] این موضوع را در سر کوی و برزن مطرح و [[زنان]] در پشت پردهها برای یکدیگر بازگو میکردند. [[فاطمه]] بعد از سه روز در حالی که فرزندش [[علی]] را بر روی دستان خود داشت از [[کعبه]] خارج شد... <ref>الامالی، شیخ طوسی، ص۷۰۷؛ مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی، ج۱، ص۴۶.</ref>. | *[[عباس بن عبد المطلب]] و [[یزید بن قعنب]] میگویند: هنگامی که [[فاطمه بنت اسد]] این گونه سخن گفت و [[دعا]] کرد، دیدیم که [[بیت الحرام]] از پشت شکافته شد و [[فاطمه]] به آن داخل و از چشمان ما [[غایب]] شد. آنگاه شکاف دیوار به [[اذن خدا]] بسته شد. ما هر چه کردیم که در [[بیت الحرام]] را باز کنیم تا برخی از [[زنان]] را به کمک او بفرستیم، در، باز نشد. دانستیم که این اتفاق، امری از [[اوامر الهی]] بوده است. [[فاطمه]] تا سه روز در [[کعبه]] باقی ماند. [[مردم]] [[اهل مکه]] این موضوع را در سر کوی و برزن مطرح و [[زنان]] در پشت پردهها برای یکدیگر بازگو میکردند. [[فاطمه]] بعد از سه روز در حالی که فرزندش [[علی]] را بر روی دستان خود داشت از [[کعبه]] خارج شد... <ref>الامالی، شیخ طوسی، ص۷۰۷؛ مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی، ج۱، ص۴۶.</ref>. | ||
*[[جابر بن عبدالله انصاری]] [[نقل]] میکند که از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره ولادت [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پرسیدم و آن [[حضرت]] فرمود: "هر آینه از من درباره [[بهترین]] مولود بعد از من پرسیدی که شبیه [[عیسی]]{{ع}} به [[دنیا]] آمد. [[خدا]] من و [[علی]] را از یک [[نور]] آفرید..." سپس فرمود: "ای [[جابر]]! قبل از آنکه [[علی]] در | *[[جابر بن عبدالله انصاری]] [[نقل]] میکند که از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره ولادت [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پرسیدم و آن [[حضرت]] فرمود: "هر آینه از من درباره [[بهترین]] مولود بعد از من پرسیدی که شبیه [[عیسی]]{{ع}} به [[دنیا]] آمد. [[خدا]] من و [[علی]] را از یک [[نور]] آفرید..." سپس فرمود: "ای [[جابر]]! قبل از آنکه [[علی]] در رحم [[مادر]] قرار گیرد، در آن زمان، [[مرد]] [[عابد]] و زاهدی به نام "[[مثرم بن رعیب بن شقینام]]" وجود داشت که [[صد]] و نود سال [[خدا]] را [[عبادت]] کرده بود و در این مدت حاجتی از [[خدا]] نخواسته بود. پس، از [[خدا]] خواست که ولیاش را به او نشان دهد. پس [[خداوند]] [[ابوطالب]] را به سوی او فرستاد و هنگامی که [[مثرم بن رعیب بن شقینام]] او را دید از جایش بلند شد و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشاند. سپس از او پرسید: تو چه کسی هستی؟ [[ابوطالب]] گفت: "مردی از تهامه هستم". او پرسید: از کدام [[طایفه]] تهامی؟ [[ابوطالب]] گفت: "[[مکه]]". پرسید: از کدام [[طایفه]]؟ [[ابوطالب]] گفت: "از [[عبد مناف]]". او پرسید: از کدام [[طایفه]] [[عبد مناف]]؟ [[ابوطالب]] گفت: "از [[بنی هاشم]]". در این حال آن [[عابد]] برای دومین بار سر [[ابوطالب]] را بوسید و گفت: "[[شکر]] میکنم خدایی را که حاجتم را برآورده ساخت و مرا نمیراند تا اینکه ولیاش را دیدم" و گفت: "ای مرد! بر تو [[بشارت]] باد! همانا [[خدای متعال]] به من الهامی کرده است". [[ابوطالب]] پرسید: چه الهامی؟ او گفت: "برای تو [[فرزندی]] به [[دنیا]] میآید که او [[ولیّ]] [[خداوند]] عزّ و جل است". در شبی که [[امام علی]] به [[دنیا]] آمد [[زمین]] [[نورانی]] شد. [[ابوطالب]] از منزل خارج شد و گفت: "ای [[مردم]]! [[ولیّ خدا]] در [[کعبه]] به [[دنیا]] آمد"<ref>روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۹۶؛ کفایة الطالب، گنجی شافعی، ص۲۰۶؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی، ج۱، ص۳۰۷.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۲۲-۱۲۴.</ref> | ||
==[[عظمت]] [[ولادت علی]]{{ع}} در کعبه از نگاه بزرگان== | ==[[عظمت]] [[ولادت علی]]{{ع}} در کعبه از نگاه بزرگان== | ||