←سوم
(←دوم) |
(←سوم) |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزههای قرآن نوعی حیاتبخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بیروح آمده باشد. ازاینجهت آموزههای قرآن را نمیتوان با سایر آموزهها مقایسه کرد بهعنوانمثال وقتی درباره آموزههای دینی فلاسفه با داوری مینشینیم درمییابیم که: خدایی که آنها به ما نشان میدهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بیروح است. چنین چیزی برای روح بشر جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را بهسوی خودش نمیکشد، در روح بشر عشق و طلب بهسوی خودش ایجاد نمیکند، پرواز ایجاد نمیکند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۶۰۴.</ref> ولی آن خدایی که قرآن به بشر معرفی میکند جاذبه دارد، جمیل است، شایسته است که محبوب و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است بهتماممعنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. بهگونهای خدا را به انسان میشناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد میشود یعنی انسان برافروخته میشود، در او عشق و حرکت بهسوی آن خدا به وجود میآید، شبزندهداریها به وجود میآورد، تشنگی در روزها به وجود میآورد که برای این خدا تشنگیها میکشد، گرسنگیها میکشد، شبزندهداریها پیدا میکند.<ref>همان،</ref> ازاینجهت است که این کتاب در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۹</ref> | برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزههای قرآن نوعی حیاتبخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بیروح آمده باشد. ازاینجهت آموزههای قرآن را نمیتوان با سایر آموزهها مقایسه کرد بهعنوانمثال وقتی درباره آموزههای دینی فلاسفه با داوری مینشینیم درمییابیم که: خدایی که آنها به ما نشان میدهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بیروح است. چنین چیزی برای روح بشر جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را بهسوی خودش نمیکشد، در روح بشر عشق و طلب بهسوی خودش ایجاد نمیکند، پرواز ایجاد نمیکند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۶۰۴.</ref> ولی آن خدایی که قرآن به بشر معرفی میکند جاذبه دارد، جمیل است، شایسته است که محبوب و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است بهتماممعنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. بهگونهای خدا را به انسان میشناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد میشود یعنی انسان برافروخته میشود، در او عشق و حرکت بهسوی آن خدا به وجود میآید، شبزندهداریها به وجود میآورد، تشنگی در روزها به وجود میآورد که برای این خدا تشنگیها میکشد، گرسنگیها میکشد، شبزندهداریها پیدا میکند.<ref>همان،</ref> ازاینجهت است که این کتاب در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۹</ref> | ||
==سوم | ==سوم: قرآن، کتابی جهانی و جاودانه== | ||
قرآن کریم به استناد دو آیه شریفه: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>نحل، آیه ۸۹</ref> و {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ}}<ref>انعام، آیه ۳۸</ref> برجامعیت خود پا فشرده است، اندیشهوران مسلمان نیز از آغاز به استناد ادله مختلف ازجمله همین آیات به جامعیت قرآن اذعان کردهاند، آنچه محل بحث و اختلاف است، دامنه این جامعیت است. آیا معنای اینکه قرآن بیان هر چیزی است و چیزی در قرآن فروگذار نشده تمام دانشهای الهی و غیر الهی است یا آنکه ناظر به دانشهای الهی است که در حوزه هدفهای تربیتی و انسانسازی قرآن قرار دارد؟ دیدگاه نخست را دیدگاه حداکثری درباره جامعیت قرآن میدانند و از دیدگاه دوم بهعنوان دیدگاه اعتدالی یاد میشود. | |||
از سویی دیگر قرآن کریم ازاینجهت که در میان قومی خاص و در یک منطقه محدود جغرافیایی پدیدار شده با سایر کتب آسمانی همسان است، اما ازاینجهت که پیام خود را به خاستگاه خود، منحصر نکرده و جهانیان را مخاطب ساخته به آنها متفاوت است. قرآن با صراحت تمام اعلام داشته که روی سخنش با جهانیان است. کاربرد عباراتهایی نظیر "یا أیّها النِِّاسُ"، "یا نَِبی آدَمَ" و "یا أیِِّهَا اْلإِنْسانُ" در قرآن خود دلیلی بر این مدعا است. چنانکه آیاتی همچون: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>انعام، آیه ۹۰</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>انبیاء، آیه ۱۰۷</ref> و آیه: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>قلم، آیه ۵۲</ref> بر جهانشمولی و فراگیر بودن گسترده پیام قرآن تأکید کرده است. در آیاتی که خطاب قرآن به همه مردم عالم است، درواقع میخواهد بگوید قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصی ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۴۴</ref> جاودانگی قرآن نیز اقتضای دین خاتم است. زیرا دینی که خود را خاتم ادیان و پیامآور خود را خاتم پیامبران دانسته است، باید جاودانه باشد، وگرنه لازم میآید که پس از پایان یافتن عصر نزول قرآن، مردم بدون آیین مانده و تکلیف از ایشان برداشتهشده باشد. سرّ اینکه معجزه اصلی خاتم انبیا از نوع سخن انتخابشده است این است که این دین، دین خاتم است و دینی است که باید برای همیشه باقی بماند و باید جاودان بماند و یگانه اثری که میتواند بهطور جاویدان و دستنخورده باقی بماند سخن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۲۹.</ref> از سوی دیگر جاودانگی و فرازمانی بودن قرآن با انتساب آن به خداوند که محیط به تمام عصرها و زمانها است، سازگار است. [[امام صادق]]{{ع}} با اشاره به جاودانه بودن قرآن چنین فرموده است: قرآن زنده است، مرگ بدان راه ندار، و بسان گردش شب و روز و آفتاب و ماه در جریان است<ref>محمدباقر مجلس، بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۴۰۴؛ محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۰۴</ref><ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص ۱۷ تا ۲۴.</ref>. | از سویی دیگر قرآن کریم ازاینجهت که در میان قومی خاص و در یک منطقه محدود جغرافیایی پدیدار شده با سایر کتب آسمانی همسان است، اما ازاینجهت که پیام خود را به خاستگاه خود، منحصر نکرده و جهانیان را مخاطب ساخته به آنها متفاوت است. قرآن با صراحت تمام اعلام داشته که روی سخنش با جهانیان است. کاربرد عباراتهایی نظیر "یا أیّها النِِّاسُ"، "یا نَِبی آدَمَ" و "یا أیِِّهَا اْلإِنْسانُ" در قرآن خود دلیلی بر این مدعا است. چنانکه آیاتی همچون: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>انعام، آیه ۹۰</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>انبیاء، آیه ۱۰۷</ref> و آیه: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>قلم، آیه ۵۲</ref> بر جهانشمولی و فراگیر بودن گسترده پیام قرآن تأکید کرده است. در آیاتی که خطاب قرآن به همه مردم عالم است، درواقع میخواهد بگوید قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصی ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۴۴</ref> جاودانگی قرآن نیز اقتضای دین خاتم است. زیرا دینی که خود را خاتم ادیان و پیامآور خود را خاتم پیامبران دانسته است، باید جاودانه باشد، وگرنه لازم میآید که پس از پایان یافتن عصر نزول قرآن، مردم بدون آیین مانده و تکلیف از ایشان برداشتهشده باشد. سرّ اینکه معجزه اصلی خاتم انبیا از نوع سخن انتخابشده است این است که این دین، دین خاتم است و دینی است که باید برای همیشه باقی بماند و باید جاودان بماند و یگانه اثری که میتواند بهطور جاویدان و دستنخورده باقی بماند سخن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۲۹.</ref> از سوی دیگر جاودانگی و فرازمانی بودن قرآن با انتساب آن به خداوند که محیط به تمام عصرها و زمانها است، سازگار است. [[امام صادق]]{{ع}} با اشاره به جاودانه بودن قرآن چنین فرموده است: قرآن زنده است، مرگ بدان راه ندار، و بسان گردش شب و روز و آفتاب و ماه در جریان است<ref>محمدباقر مجلس، بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۴۰۴؛ محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۰۴</ref><ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص ۱۷ تا ۲۴.</ref>. | ||